دریانیوز//سهشنبهشب در بندر کوهستک شهرستان سیریک همهچیز بوی زندگی میداد. ساعت حدود ۸ شب، مردم نشسته بودند دور هم، بیخبر از همهجا، تا شادباش بگویند به شروع یک زندگی تازه. اما یک لحظه کافی بود تا صدای خنده و کل کشیدن، لای غرش موشک و انفجار ناپدید شود؛ تا سقفی که قرار بود پناه شادی مردم باشد، روی سر پیر و جوان آوار شود.در کسری از ثانیه، بزم عروسی تبدیل شد به میدانی از خاکستر و خاک و خون. وقتی غبار نشست، ۶۸ نفر زخمی روی زمین مانده بودند و چهار پیکر بیجان. میان اسامی که اعلام شد، نام «امیرعلی کریمی» قلب هر انسانی را به درد میآورد؛ بچهای چهار ساله که تمام دنیایش بازیهای کودکانه بود و حتی هنوز معنی موشک و جنگ را نمیدانست. کنار او «محمد ملاحی» نوجوانی ۱۶ ساله با هزار امید برای آینده، و «کلثوم ملاحی» و «زرخاتون طاهری»؛ دو مادری که آمده بودند برای خوشبختی جوانهای فامیل دست بزنند، اما تنشان با ترکشهای سربی تکهتکه شد. زدن یک مراسم عروسی در یک شهر بندری کوچک، نه اشتباه محاسباتی است و نه توجیه نظامی دارد.
این دقیقاً همان داغی است که سال پیش بر دل مردم این منطقه نشست؛ شبیه همان خاطره تلخ و فراموشنشدنی شهادت ۱۶۸ دانشآموز بیگناه میناب که خونشان روی زمین ریخت. این مردم بیگناه تاوان جنگطلبی و لشکرکشی ارتش تروريستی آمریکا در خلیج فارس را با جان عزیزترینهایشان میدهند. فاصله کوهستک تا میناب شاید روی نقشه کم باشد، اما پیوندشان داغ مشترکی است که از دست بیرحمی قدرتهای نظامی بر پیشانی این خطه نشسته است.امیرعلی چهار ساله نه سرباز بود، نه سلاحی داشت و نه خطری برای ناوها و پرندههای پیشرفته نظامی به حساب میآمد. او فقط یک کودک اهل ساحل بود که میخواست کنار پدر و مادرش بستنی بخورد و بازی کند. مدعیان حقوق بشر و جنگهای هوشمند دقیقاً کجای جهان ایستادهاند وقتی بمبهایشان روی سر تالار عروسی فرود میآید؟ امروز کوهستک غرق سکوت و ماتم است. صدای گریه و نالههای بیپایان مادران و پدران داغدار با صدای امواج خلیج فارس درهمآمیخته. این داغ تا همیشه گوشه دل هرمزگان و سیریک میماند؛ داغ شبی که عطر حنا زیر بوی تند باروت سوخت و چهار انسان بیدفاع، مظلومانه قربانی خوی وحشیانهای شدند که برای جان مردم عادی هیچ ارزشی قائل نیست.

