Site icon روزنامه دریا

کفش‌های پاره زیر سایه مشعل‌های نفت

دریانیوز// در روزهایی که شهرهای استان هرمزگان خود را برای شنیده شدن زنگ مهر و عطر کتاب‌های نو آماده می‌کنند، پشت درهای بسته‌ی خانه‌های حاشیه‌ای بندرعباس، بشاگرد، میناب تا روستاهای دور افتاده‌ی هرمزگان، نجواهایی از جنس شرمساری در جریان است. اینجا، صحبت از عدم تمایل کودکان برای رفتن به مدرسه نیست؛ صحبت از پدرانی است که دست‌های خالی‌شان توان خرید یک جفت کفش نو را ندارد و مادرهایی که نگاهشان را از ویترین‌های گران‌قیمت پوشاک مدارس برمی‌دارند. در حالی که بر اساس آمارهای رسمی، با همت خیران و کمیته امداد، بسته‌های نوشت‌افزار برای ۴۹ هزار دانش‌آموز نیازمند استان تأمین شده تا هیچ کودکی بدون قلم و دفتر نماند، اما واقیعت تلخ دیگری رخ نموده است: ۴۹ هزار کودک هرمزگانی چشم‌انتظار ابتدایی‌ترین حق خود یعنی «کفش و لباس مناسب» برای ورود به کلاس درس هستند. دغدغه‌ای که از جنس دفتر و مداد نیست؛ از جنس عزت‌نفس و غرور خردسالانی است که نمی‌خواهند با لباس‌های کهنه و کفش‌های پاره روی نیمکت‌های مدرسه بنشینند.

کالبدشکافی یک بحران؛ ۱۲۰ میلیارد تومان چقدر بزرگ است؟
بر اساس برآوردهای دقیق کارشناسی کمیته امداد امام خمینی (ره) استان هرمزگان، برای تأمین یک جفت کفش مناسب و فرم استاندارد مدرسه برای تمامی ۴۹ هزار دانش‌آموز شناسایی‌شده، اعتباری بالغ بر ۱۲۰ میلیارد تومان مورد نیاز است. سرشکن کردن این رقم به معنای هزینه‌ای حدود ۲.۵ میلیون تومان برای هر دانش‌آموز است؛ رقمی که در دهک‌های پایین درآمدی و خانواده‌های تحت پوشش با چند فرزند محصل، به یک صخره‌ی غیرقابل عبور تبدیل شده است. از سوی دیگر، عدم یکنواختی در طرح و رنگ فرم‌های مصوب مدارس و الزام به تهیه پوشاک جدید، بار مالی سنگینی را بر خانواده‌ها فرض کرده است. تورم سرسام‌آور در صنعت پوشاک و کفش طی دوسال اخیر باعث شده که حتی طبقات متوسط کم‌درآمد نیز در تأمین این اقلام دچار چالش شوند، چه رسد به خانواده‌های تحت پوششی که سرپرست آن‌ها با مستمری‌های ناچیز یا کارهای فصلی روزگار می‌گذراند.

پارادوکس توسعه؛ فقر عریان در سایه ابرصنایع کشور
اما آنچه بحران ۴۹ هزار دانش‌آموز نیازمند هرمزگان را به یک مرثیه‌ی تلخ اجتماعی تبدیل می‌کند، جغرافیای رویداد است. هرمزگان نه یک استان محرومِ بدون منابع، بلکه «پایتخت اقتصادی و ترانزیتی ایران» است. در فاصله‌ی چند کیلومتری از محلات فقیرنشین بندرعباس و روستاهای محروم استان، غول‌های صنعتی و اقتصادی کشور قد علم کرده‌اند:صنایع عظیم پالایشگاهی و نفت،مجتمع‌های بزرگ فولادی و معدنی،بنادر استراتژیک و مجتمع‌های کشتی‌سازی.گردش مالی سالانه این بنگاه‌های اقتصادی سر به صدها هزار میلیارد تومان می‌زند. صادرات غیرنفتی و درآمدهای ارزی حاصل از منابع این استان، شریان حیاتی اقتصاد ملی را تغذیه می‌کند. در چنین بستری، آیا رقمی معادل ۱۲۰ میلیارد تومان برای غول‌های صنعتی که روزانه میلیاردها

تومان صرف هزینه‌های جاری و عملیاتی خود می‌کنند، رقم بزرگی است؟
عدد ۱۲۰ میلیارد تومان، حتی معادل یک‌هزارم اعتبارات مسئولیت اجتماعی (CSR) این شرکت‌ها در سال نیست. این پارادوکس سوزناک نشان می‌دهد که مشکل، «کمبود منابع» نیست، بلکه «نبود اراده، گسست میان صنایع و جامعه محلی، و عدم مدیریت متمرکز در تخصیص مسئولیت‌های اجتماعی» است. مالیات‌هایی که بر اساس قانون برنامه هفتم می‌توانند نشان‌دار شده و مستقیم صرف توسعه آموزشی استان شوند، هنوز به سفره‌ی دانش‌آموزان نیازمند نرسیده‌اند.

عزت‌نفس تحصیلی و خطر ترک تحصیل خاموش
مسائل اجتماعی را نباید صرفاً در قالب عدد و رقم تحلیل کرد. فقدان پوشاک مناسب، پیامدهای عمیق روان‌شناختی و جامعه‌شناختی بر بدنه نوپای جامعه می‌گذارد. یک کودک ۱۰ ساله، تحلیل اقتصادی از تورم یا مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها ندارد؛ او تنها نگاه هم‌کلاسی‌هایش را به کفش‌های وصله‌خورده یا فرم نامناسبش می‌فهمد. جامعه‌شناسان شهری این پدیده را «تحقیر ساختاری» می‌نامند. کودکی که به دلیل نداشتن پوشاک آبرومندانه دچار سرخوردگی و کاهش شدیدی در «عزت‌نفس تحصیلی» می‌شود، در نخستین گام از حضور در جمع همسالان عقب‌نشینی می‌کند.ادامه این وضعیت، جرقه‌ای برای پدیده‌ای شوم‌تر به نام «ترک تحصیل خاموش» است. دانش‌آموزی که از رویاپردازی روی نیمکت مدرسه به دلیل فقدان پوشاک بازمی‌ماند، فردا به آمار کودکان کار، حاشیه‌نشینان و بزهکاران احتمالی فردا افزوده خواهد شد. هزینه‌ای که جامعه و نهادهای امنیتی و حمایتی باید در آینده برای جبران این آسیب پرداخت کنند، صدها برابرِ ۱۲۰ میلیارد تومانی است که امروز می‌توانست چرخه زندگی این ۴۹ هزار کودک را تغییر دهد.

مسئولیت اجتماعی صنایع، تعارف نیست؛ یک الزام است
اکنون زمان اقدام است، نه شعار. اتاق‌های مجلل مدیران عامل صنایع بزرگ استان و جلسات پرطمطراق شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی، زمانی معنای واقعی توسعه را درک خواهند کرد که خروجی تصمیمات آن‌ها به کف خیابان‌ها و سقف خانه محرومان برسد.
1- مطالبه از صنایع نفت و فولاد: بنگاه‌های اقتصادی مستقر در هرمزگان باید بدانند که بهره‌برداری از آب، خاک، هوا و زیرساخت‌های این استان، دینی اخلاقی و قانونی بر دوش آن‌ها گذاشته است. تخصیص اورژانسی بخشی از اعتبارات CSR یا استفاده از ظرفیت «نشان‌دار کردن مالیات‌ها» برای تامین البسه ۴۹ هزار دانش‌آموز، حداقل کاری است که این صنایع می‌توانند در حق میزبانی مردم هرمزگان انجام دهند.
2- نقش اتاق بازرگانی و خیرین: جامعه بازرگانان، تجار و خیرین بومی هرمزگان که همواره در روزهای سخت پیش‌قراول کارهای خیر بوده‌اند، می‌توانند با هدایت بخشی از کمک‌های خود، در یک پویش همگانی، این بار سنگین را از دوش خانواده‌ها بردارند.
تشکیل کمیته اضطرار مسئولیت اجتماعی هرمزگان برای جلوگیری از موازی‌کاری و تضمین شفافیت، پیشنهادی روشن روی میز مسئولان ارشد استان، به‌ویژه استاندار و مجمع نمایندگان هرمزگان قرار دارد:تشکیل فوری «کمیته اضطرار مسئولیت اجتماعی پوشاک دانش‌آموزی» ؛ این کمیته با حضور نمایندگان استانداری، کمیته امداد، اداره‌کل آموزش و پرورش، مدیران صنایع بزرگ و اتاق بازرگانی باید ظرف کمتر از ۴۸ ساعت تشکیل جلسه داده و سهم هر صنعت بزرگ را از رقم ۱۲۰ میلیارد تومان تعیین کند.

همچنین، برای حمایت دوطرفه از اقتصاد استان، مقرر شود تمامی سفارش‌های تولید پوشاک و کفش به کارگاه‌های خیاطی و تولیدی‌های داخل استان هرمزگان (به‌ویژه کارگاه‌های خوداشتغالی زنان سرپرست خانوار) سپرده شود. با این مدل، ۱۲۰ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری نه تنها ۴۹ هزار کودک را آراسته به کلاس درس می‌فرستد، بلکه موجب اشتغال‌زایی و چرخش چرخ‌دنده‌های اقتصاد خرد استان نیز خواهدشد.

اجازه ندهیم فردای هرمزگان بی‌کفش بماند
۴۹ هزار چشمی که این روزها به تصمیم مسئولان و دست‌های سخاوتمند خیرین و مدیران صنایع دوخته شده، آینده‌سازان همین جغرافیا هستند. مدیران صنعتی که با بودجه‌های میلیاردی به توسعه خطوط تولید خود می‌بالند، باید بدانند بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری توسعه‌ای، سرمایه‌گذاری بر روی انسانیت و آموزش کودکان این مرز و بوم است. نبايد اجازه داد هیچ کودکی در هرمزگان، تنها به جرم فقری که خود در ایجاد آن نقشی نداشته، سر به زیر و با کفش پاره راهی مدرسه
شود. ۱۲۰ میلیارد تومان، امتحان بزرگ مسئولیت‌پذیری اجتماعی غول‌های صنعتی در پاییز 1405 است؛ امتحانی
که عیار واقعی توسعه در هرمزگان را به نمایش خواهد گذاشت.

Exit mobile version