دریانیوز//روز پرستار(میلادحضرت زینب) که میرسد، بار دیگر از ایثار، فداکاری، شببیداری و نقش حیاتی پرستاران در حفظ سلامت جامعه گفته میشود. مسئولان از جایگاه والای این قشر سخن میگویند، وعدههایی برای بهبود معیشت و شرایط کاری داده میشود و پرستاران کشور برای چند روز در کانون توجه قرار میگیرند؛ اما با پایان این مناسبت، گویی مشکلاتشان نیز به حاشیه میرود تا سال بعد و روز پرستاری دیگر!این در حالی است که بیماران هر روز به پرستار نیاز دارند، بیمارستانها هر شب به حضورشان وابستهاند و سلامت جامعه بدون تلاش شبانهروزی آنان معنا پیدا نمیکند. پس چرا رسیدگی به مشکلات پرستاران باید مناسبتی باشد؟ چرا مطالبات این قشر هر سال تکرار میشود، اما بخشی از مشکلات اساسی همچنان پابرجاست؟هرمزگان امروز با یکی از جدیترین چالشهای حوزه سلامت، یعنی کمبود شدید پرستار، روبهروست. بر اساس آمارهای اعلام و مطرحشده، این استان با کمبود حدود یکهزار و ۵۰۰ پرستار مواجه است؛ کمبودی که با راهاندازی بیمارستانهای جدید و افزایش ظرفیت تختهای درمانی، ابعاد گستردهتری پیدا خواهد کرد. برآوردها نشان میدهد برای تأمین نیروی موردنیاز مراکز درمانی جدید نیز به حدود یکهزار و ۵۰۰ پرستار دیگر نیاز است.
به این ترتیب، نظام سلامت هرمزگان برای پاسخگویی به نیازهای امروز و فردا، باید برای تأمین نیروی انسانی خود چارهای جدی بیندیشد.ساخت بیمارستان، توسعه بخشهای درمانی و افزایش تختهای بستری، بدون تأمین نیروی انسانی متناسب، نمیتواند به معنای واقعی کلمه به ارتقای خدمات سلامت منجر شود. بیمارستان تنها دیوار، تخت، تجهیزات و دستگاههای پیشرفته نیست؛ آنچه این امکانات را به خدمت سلامت مردم درمیآورد، نیروی انسانی متخصص و متعهدی است که در کنار بیمار حضور دارد. اگر تختی به ظرفیت درمان اضافه شود، اما پرستاری برای مراقبت از بیمار آن وجود نداشته باشد، توسعه زیرساختها بهتنهایی پاسخگوی نیاز مردم نخواهد بود.اما مسئله فقط کمبود تعداد پرستاران نیست؛ مسئله مهمتر، شرایطی است که این نیروها در آن کار میکنند و انگیزهای که برای ماندن در این حرفه دشوار دارند.نمیتوان از پرستار انتظار ایثار بیپایان داشت، اما برای معیشت، استراحت و آرامش او چارهای نیندیشید.
پرستاری شغلی معمولی با ساعات کاری ثابت و تعطیلات قابل پیشبینی نیست. پرستاران در شبهایی که بسیاری از خانوادهها کنار یکدیگر استراحت میکنند، در بیمارستانها بیدار میمانند؛ در روزهای تعطیل، مناسبتها و لحظات بحرانی، مسئولیت مراقبت از بیماران را بر عهده دارند و گاهی باید در شرایطی دشوار، همزمان پاسخگوی نیاز چند بیمار باشند.این حرفه به دانش، دقت، تمرکز، توان جسمی و آرامش روانی نیاز دارد. پرستاری که ساعتها در شیفتی سنگین فعالیت کرده و فرصت کافی برای استراحت نداشته است، خود نیز به مراقبت نیاز دارد. با این حال، کمبود نیرو میتواند او را به پذیرفتن شیفتهای فشردهتر وادار کند؛ وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، به خستگی مزمن، فرسودگی شغلی و آسیب به سلامت جسمی و روانی پرستار میانجامد.در چنین شرایطی، فشار فقط بر دوش پرستار باقی نمیماند؛ بیمار نیز از پیامدهای کمبود نیروی انسانی تأثیر میپذیرد. مراقبت باکیفیت نیازمند زمان کافی برای بررسی وضعیت بیمار، پیگیری روند درمان، پاسخگویی به نگرانیهای او و توجه به جزئیاتی است که گاهی میتوانند در بهبود وضعیت سلامت نقشی تعیینکننده داشته باشند. وقتی شمار بیماران با تعداد پرستاران تناسب نداشته باشد، فرصت رسیدگی مطلوب به هر بیمار کاهش مییابد و نارضایتی هم در میان کادر درمان و هم در میان بیماران و خانوادههایشان افزایش پیدا میکند.
در واقع، کمبود پرستار فقط یک مشکل استخدامی یا اداری نیست؛ موضوعی است که مستقیماً با کیفیت خدمات درمانی و امنیت سلامت مردم ارتباط دارد.از سوی دیگر، نمیتوان انتظار داشت نیروهای جوان و آموزشدیده، بدون توجه به شرایط زندگی و آینده شغلی خود، در این حرفه بمانند. حقوق و مزایای ناکافی، دشواری تأمین مسکن، فشار کاری و نبود تناسب میان مسئولیتهای سنگین و دریافتیها، از جمله عواملی هستند که میتوانند انگیزه ماندگاری در حرفه پرستاری را کاهش دهند. وقتی بخش قابلتوجهی از درآمد یک پرستار صرف اجاره مسکن و هزینههای روزمره میشود، طبیعی است که نگرانی درباره آینده اقتصادی، توان او برای ادامه این مسیر دشوار را تحت تأثیر قرار دهد.هرمزگان نیز به دلیل شرایط خاص اقتصادی و هزینههای زندگی، برای نگهداشت نیروی متخصص به برنامهریزی جدی نیاز دارد.نمیتوان از یک سو برای توسعه بیمارستانها و افزایش ظرفیت درمانی استان برنامهریزی کرد و از سوی دیگر، شرایطی را نادیده گرفت که ممکن است به خروج نیروهای باتجربه از این حرفه یا مهاجرت آنان به مناطق و کشورهایی با شرایط کاری و معیشتی مطلوبتر منجر شود.تربیت پرستار و افزایش ظرفیت آموزش در هرمزگان ضروری است، اما این اقدام بهتنهایی کافی نیست.
آموزش نیروهای جدید، زمان و سرمایه میخواهد. اگر پس از فارغالتحصیلی، زمینه مناسب برای اشتغال، درآمد متناسب، امنیت شغلی و زندگی قابلقبول فراهم نباشد، نمیتوان به ماندگاری همه این نیروها امیدوار بود. سیاستگذاران باید همزمان دو مسیر را دنبال کنند: تربیت و جذب پرستاران جدید از یک سو و حفظ نیروهای فعلی از سوی دیگر.این موضوع بهویژه با توجه به نیاز مراکز درمانی جدید استان اهمیت بیشتری دارد. پیش از افتتاح بیمارستانها و اضافه شدن تختهای بستری، باید برای تأمین نیروی انسانی آنها برنامهای روشن، زمانبندیشده و متناسب با نیاز واقعی تدوین شود. نمیتوان ابتدا بیمارستان را افتتاح کرد و سپس برای یافتن پرستار موردنیاز آن به دنبال راهحل گشت؛ چراکه در این فاصله، فشار مضاعفی بر نیروهای موجود تحمیل خواهد شد.در کنار افزایش جذب، اصلاح شرایط کاری، پرداخت منظم و عادلانه مطالبات، بهبود وضعیت حقوق و مزایا، تسهیل دسترسی به مسکن و رعایت حق استراحت پرستاران باید در اولویت قرار گیرد. همچنین لازم است برنامه شیفتبندی بهگونهای تنظیم شود که کمبود نیرو به تحمیل مداوم شیفتهای سنگین و فشرده به کارکنان منجر نشود. نظارت بر رعایت استانداردهای نیروی انسانی در بخشهای درمانی و شنیدن صدای پرستاران در تصمیمگیریهای مرتبط با محیط کارشان نیز ضرورتی انکارناپذیر است.در این میان، مسئولان باید از بیان کلی مشکلات فراتر بروند و درباره راهکارهای عملی، میزان جذب نیرو، تأمین اعتبار و زمان اجرای برنامهها پاسخگو باشند.
پرستاران به تکرار این جمله که «شغلشان مقدس و ارزشمند است» نیازی ندارند؛ آنان بیش از هر چیز به شرایطی نیاز دارند که بتوانند این مسئولیت ارزشمند را بدون فرسودگی و نگرانی دائمی برای زندگی خود ادامه دهند. صنایع و بنگاه های اقتصادی استان هم بایستی در راستای ایفای نقش مسئولیتهای اجتماعیشان، از احداث مسکن و … برای پرستاران مشارکت وحمایت کنند .قدردانی واقعی از پرستار، به پیام تبریک و مراسم تجلیل محدود نمیشود؛ در حقوق عادلانه، شیفتبندی انسانی، فرصت استراحت، امنیت شغلی و امکان زندگی آبرومندانه معنا پیدا میکند.روز پرستار باید فرصتی برای بررسی کارنامه مسئولان در حل مشکلات این قشر باشد، نه صرفاً مناسبتی برای تکرار سخنان آشنا. باید پرسید وعدههای سال گذشته چه میزان عملی شدهاند، کمبود نیرو تا چه اندازه کاهش یافته و برای جلوگیری از فرسودگی شغلی پرستاران چه اقداماتی صورت گرفته است.در هرمزگان، جایی که کمبود فعلی حدود یکهزار و ۵۰۰ پرستار برآورد میشود و بیمارستانهای جدید نیز به همین تعداد نیروی اضافی نیاز خواهند داشت، زمان تصمیمهای جدی فرا رسیده است. ادامه این وضعیت، هم آینده شغلی پرستاران را تحت فشار قرار میدهد و هم میتواند کیفیت خدمات درمانی موردنیاز مردم را با چالش مواجه کند. هرچند جذب و تربیت پرستار در استان در حال انجام است، اما این میزان بایستی افزایش یابد و شرایط جذب و ماندگاری پرستاران در استان موردتوجه جدی قرار گیرد.پرستاران ستونهای کمتر دیدهشده نظام سلامتاند؛ انسانهایی که در سختترین لحظات زندگی بیماران، کنار آنان میمانند.
اما این ستونها نیز توان محدودی دارند و اگر فشارها از حد تحملشان فراتر رود، نمیتوان انتظار داشت نظام سلامت بدون آسیب به کار خود ادامه دهد.پرستاران هرمزگان نباید فقط در روز پرستار دیده شوند؛ آنان باید در تمام روزهای سال، در تصمیمها، بودجهها و اولویتهای نظام سلامت حضور داشته باشند. سلامت مردم با وعده حفظ نمیشود؛ به نیروی انسانی کافی، انگیزه شغلی و حمایت عملی نیاز دارد. اکنون وقت آن است که قدردانی از پرستاران، از قاب عکسها و تریبونهای مناسبتی بیرون بیاید و در زندگی و محیط کار آنان به واقعیت تبدیل شود.در نهضت سلامت هرمزگان که گام های بلندی در حوزه درمان برداشته شده است، به حوزه تأمین پرستار و رفع مشکلات و دغدغه های این قشر بایستی بیش از پیش توجه شود. حداقل می توانی قطعات زمین در مناطق مختلف استان به پرستاران واگذار کرد و تسهیلات بلاعوض و یا باسود کم و زمان طولانی مدت بازپرداخت و با تنفس دوتا سه ساله در اختیارشان قرار داد و مشوق هایی را برایشان درنظر گرفت تا ماندگاری پرستاران و جذب شان و انگیزه برای تحصیل در این رشته دانشگاهی موردنیاز استان افزایش یابد و اثرات بحران کمبود پرستار در استان کاهش یابد. در مدارس هم بایستی دانش آموزان را تشویق کرد تا در رشته پرستاری و سایر رشته های موردنیاز حوزه سلامت استان تحصیل کنند و به مردم و هموطنان شان در هرمزگان محروم خدمت کنند.

