دریانیوز//تقسیمات کشوری در ایران همواره ابزاری برای مدیریت سرزمینی، توسعه متوازن و عدالت فضایی بوده است. پرونده انتزاع بخشهایی از پارسیان از هرمزگان و الحاق آن به فارس، نزدیک به دو دهه چالشساز بوده است. این طرح در ۱۳۹۲ در هیئت وزیران تصویب شد، اما ابلاغ نشد و به دولتهای بعدی واگذار شد. امروز که کشور در وضعیت حساس دفاعی است و هرمزگان در خط مقدم امنیت خلیج فارس ایستاده، طرح مجدد آن، پرسش بنیادین میسازد: حکمرانی سرزمینی تابع توسعه باشد یا امنیت و هویت؟ نگاه بیطرفانه حکم میکند هر دو سو دغدغههای واقعی دارند. مخالفان نگران تمامیت ارضی، انسجام اجتماعی، محیط زیست و معیشت ساحلنشیناناند و موافقان بر دسترسی فارس به دریا، پیوند تاریخی و رفع محرومیت تأکید دارند.
هیچیک را نمیتوان ساده رد کرد، اما هیچیک نیز بدون پاسخ کارشناسی و امنیتی کامل مبنای تصمیم نیست. از منظر مخالفان، اگر پارسیان بخشی جداییناپذیر از هویت هرمزگان است، چرا محرومیت مزمن آن حل نشده و اگر همجواری با پارس جنوبی مزیت حیاتی دارد، چرا منافعش به سفره مردم نرسیده است؟ آنان میپرسند در شرایطی که دشمن به دنبال شکاف مرزی است، چه تضمین امنیتی برای تغییر مرز وجود دارد؟ موافقان یادآور میشوند فارس تا ۱۳۴۲ ساحلی بوده و گاوبندی در تقسیمات ۱۳۱۶ تابع لارستان فارس بوده است. آنها میپرسند آیا توسعه صنایع انرژیبر و دسترسی به آبهای آزاد نیازمند تغییر مالکیت سرزمینی است یا در همکاری بیناستانی محقق میشود؟ پرسش کلیدی این است: آیا مطالعه امنیتی مستقل، پیامدهای الحاق بر ثبات منطقه، الگوی پراکندگی جمعیت و امنیت خلیج فارس را سنجیده است؟ تجربه نشان داده تغییر مرز بدون اجماع اجتماعی و پشتوانه کارشناسی، نه توسعهآفرین است و نه امنیتساز؛ بلکه سرمایه اجتماعی را فرسوده و رقابتهای محلی را تشدید میکند.
پس تصمیم باید در چارچوب آمایش سرزمین، منافع ملی و رضایت مردم باشد.سیاستگذاری سرزمینی در ایران نیازمند عقلانیت، آیندهنگری و مسئولیتپذیری است. پرونده پارسیان آزمونی برای حکمرانی است: اگر تغییری رخ دهد، باید مبتنی بر مطالعات امنیتی، اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی باشد؛ اگر وضع موجود حفظ شود، باید راهکار عملی برای رفع محرومیت، تقویت امنیت غرب هرمزگان و بهرهگیری مشترک دو استان از دریا ارائه شود. در این میان، باید هشدار داد برخی افراد به عنوان مخالف، ممکن است در زمان انتخابات از این موضوع برای جلب توجه، ایجاد تنش یا فرصتطلبی سیاسی سوءاستفاده کنند. چنین رفتاری نهتنها به حل مسئله کمک نمیکند، بلکه شکافها را عمیقتر و بیاعتمادی را بیشتر میکند. شایسته است همه طرفها، بهویژه مخالفان، از بهرهبرداری انتخاباتی و هیجانی از این مناقشه پرهیز کنند و اجازه دهند تصمیمگیری در چارچوب کارشناسی، امنیت ملی و منافع بلندمدت مردم انجام شود. وحدت ملی، امنیت پایدار و توسعه متوازن تنها در سایه پرهیز از فرصتطلبی و گفتگوی مسئولانه به دست میآید.
