دریانیوز//هادینه شدن سنت وقف، بیش از هر چیز به آموزش، آگاهیبخشی و اعتمادسازی نیاز دارد؛ مأموریتی که نهادهای متولی باید از مدارس و دانشگاهها آغاز کنند و تا متن زندگی روزمره مردم گسترش دهند.وقف را نمیتوان تنها با حفظ موقوفات موجود و برگزاری چند برنامه مناسبتی زنده نگه داشت. این سنت دیرینه اسلامی زمانی در جامعه ریشه میدواند که مردم فلسفه آن را بشناسند، از آثار اجتماعیاش آگاه شوند و بدانند چگونه میتوانند متناسب با توان مالی خود، در ماندگاری یک کار خیر سهیم باشند. با وجود جایگاه ارزشمند وقف در آموزههای دینی و فرهنگ ایرانی، هنوز این ظرفیت در زندگی اجتماعی ما آنگونه که باید شناخته نشده است؛ واقعیتی که ضرورت بازنگری در شیوههای ترویج و فرهنگسازی وقف را یادآوری میکند.
پرسش اینجاست که نهادهای متولی وقف برای آشنایی نسل جدید با این سنت چه برنامهای دارند؟ آیا معرفی وقف به مناسبتهای خاص محدود شده یا برای تبدیل آن به یک باور عمومی، برنامهای مستمر و هدفمند وجود دارد؟ پاسخ به این پرسشها میتواند مسیر تازهای پیش روی گسترش فرهنگ وقف قرار دهد.فرهنگ وقف را باید از مدرسه آغاز کرد.اگر قرار است وقف در آینده جامعه جایگاه محکمتری داشته باشد، باید از دوران کودکی برای آن زمینهسازی کرد. دانشآموزان امروز، واقفان، مدیران، معلمان و تصمیمگیران فردای جامعه هستند؛ اما تا زمانی که شناخت درستی از کارکردهای وقف، زندگی واقفان و آثار موقوفات نداشته باشند، نمیتوان انتظار داشت این سنت به بخشی از فرهنگ عمومی آنان تبدیل شود.اداره اوقاف و امور خیریه با همکاری آموزشوپرورش میتواند برنامهای منظم برای معرفی وقف در مدارس طراحی کند؛ برنامهای که صرفاً به سخنرانی و توزیع بروشور محدود نباشد، بلکه با روایت داستان واقفان، بازدید از موقوفات، معرفی خدمات حاصل از درآمد آنها و برگزاری فعالیتهای فرهنگی و دانشآموزی همراه شود.
دانشآموز باید بداند بخشی از امکانات آموزشی، درمانی و اجتماعی جامعه ممکن است حاصل نیت خیر انسانهایی باشد که سالها پیش به فکر نیازهای امروز و فردای مردم بودهاند. چنین شناختی، وقف را از یک مفهوم تاریخی و انتزاعی به تجربهای ملموس و قابل درک تبدیل میکند. دانشگاهها نیز نباید از این جریان فرهنگی کنار بمانند. ارتباط با تشکلهای دانشجویی، برگزاری نشستهای تخصصی و معرفی ظرفیت وقف در حمایت از پژوهش، کتابخانهها، خوابگاهها و دانشجویان کمبرخوردار، میتواند زمینه پیوند این سنت با نیازهای علمی و اجتماعی امروز را فراهم کند.واقف شدن فقط برای ثروتمندان نیست.یکی از موانع مهم در گسترش فرهنگ وقف، این تصور است که تنها صاحبان زمین، ساختمان و سرمایههای بزرگ میتوانند واقف باشند. این برداشت، ناخواسته بخش بزرگی از جامعه را از مشارکت در یک سنت ارزشمند دور میکند.نهادهای متولی باید با زبان روشن و مثالهای عملی برای مردم توضیح دهند که راههای مشارکت در کار خیر متنوع است و افراد میتوانند با توجه به توانایی خود، در طرحهای مشارکتی و قانونی سهیم شوند.
البته هر کمک خیریهای از نظر شرعی و حقوقی وقف محسوب نمیشود و برای ایجاد موقوفه باید ضوابط مربوط رعایت شود؛ اما همین تفاوتها نیز باید بهدرستی برای مردم تشریح شود.معرفی طرحهایی که امکان مشارکت گروهی در آنها وجود دارد، میتواند نگاه عمومی به وقف را تغییر دهد. وقتی خانوادهها بدانند لازم نیست بهتنهایی هزینه ایجاد یک موقوفه را تأمین کنند و میتوانند در قالب طرحهای معتبر و شفاف مشارکت داشته باشند، انگیزه بیشتری برای حضور در این عرصه خواهند یافت.فرهنگ وقف زمانی فراگیر میشود که مردم احساس کنند این سنت تنها متعلق به صاحبان ثروت نیست، بلکه راهی برای مشارکت مسئولانه همه اقشار جامعه است.نیازهای امروز جامعه، باید موضوع وقفهای فردا باشد.ترویج وقف بدون شناخت نیازهای واقعی جامعه، به نتیجه مطلوب نمیرسد.
نهادهای متولی باید با بررسی کارشناسی، حوزههایی را شناسایی کنند که به حمایت پایدار نیاز دارند و میتوانند در چارچوب شرعی و قانونی، موضوع وقفهای جدید قرار گیرند.حمایت از دانشآموزان مستعد کمبرخوردار، توسعه کتابخانهها، تأمین تجهیزات آموزشی و درمانی، حمایت از پژوهشهای علمی، فراهم کردن امکانات توانبخشی و حفاظت از محیطزیست، از جمله حوزههایی هستند که ظرفیت بررسی و معرفی به خیران و واقفان را دارند.در هرمزگان نیز نیازهای آموزشی، درمانی و اجتماعی در مناطق مختلف استان، نیاز به وقف در حوزه های قرآنی،مهدویت و فاطمیه ،ضرورت توجه جدی به این موضوع را دوچندان میکند. شناسایی دقیق کمبودها و معرفی طرحهای مشخص، میتواند به واقفان کمک کند تا بدانند مشارکت آنان چگونه و در چه مسیری به بهبود زندگی مردم منجر خواهد شد. نهادهای متولی باید بهجای دعوتهای کلی و تکراری، نیازها را به زبان ساده و مستند معرفی کنند؛ البته پس از آنکه امکان اجرای هر طرح، شیوه مدیریت، انطباق آن با نیات واقفان و سازوکار قانونی تأمین و مصرف منابع مشخص شده باشد.اعتمادسازی؛ شرط گسترش وقف است.هیچ برنامه فرهنگسازی بدون اعتماد عمومی به موفقیت پایدار نمیرسد.
مردم باید اطمینان داشته باشند که نیت واقفان محترم شمرده میشود، موقوفات بهدرستی اداره میشوند و منافع آنها در مسیر تعیینشده به مصرف میرسد.ازاینرو، شفافیت و پاسخگویی باید در کنار تبلیغ و آموزش قرار گیرد. ارائه گزارشهای قابل فهم درباره عملکرد موقوفات، معرفی خدمات آنها، توضیح نحوه هزینهکرد درآمدها در چارچوب مقررات و پاسخگویی به پرسشهای مردم، میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند.در این مسیر، رسانهها نیز نقشی اساسی دارند. معرفی واقفان گمنام، روایت زندگی بهرهمندان از موقوفات، بررسی نیازهای مغفولمانده و انتشار گزارشهای مستند، میتواند اثرگذاری فرهنگسازی را افزایش دهد. البته این همکاری باید با برنامهریزی مستمر و رعایت شفافیت در هزینهها و تعهدات همراه باشد.وقف را از تقویم مناسبتها خارج کنیم.فرهنگ وقف با بخشنامه و تبلیغات مقطعی نهادینه نمیشود. این هدف به برنامهای بلندمدت نیاز دارد که در آن، اداره اوقاف، آموزشوپرورش، دانشگاهها، نهادهای فرهنگی، رسانهها و تشکلهای اجتماعی مسئولیتهای مشخصی بر عهده داشته باشند.
انتظار میرود متولیان وقف، آموزش و آگاهیبخشی را در کنار صیانت از موقوفات، به یکی از اولویتهای اصلی خود تبدیل کنند؛ زیرا حفظ داراییهای وقفی، بدون تربیت نسل آشنا با فلسفه وقف و ترغیب مردم به مشارکت در این سنت، نمیتواند بهتنهایی آینده آن را تضمین کند.وقف میراثی است که ارزش آن تنها در اموال باقیمانده خلاصه نمیشود؛ بلکه در فرهنگی معنا پیدا میکند که انسانها را به اندیشیدن درباره نیازهای دیگران و مسئولیتپذیری در برابر جامعه فرامیخواند. برای زنده نگه داشتن این میراث، باید از مدرسه آغاز کرد، به دانشگاه رسید، اعتماد مردم را پاس داشت و راههای مشارکت را برای همه اقشار روشن ساخت.امروز بیش از آنکه به تکرار اهمیت وقف نیاز داشته باشیم، به برنامهای عملی برای شناساندن، آموزش و نهادینه کردن آن نیازمندیم؛ نهضتی فرهنگی که مردم را از مخاطبان تبلیغات وقف، به همراهان آگاه و داوطلب این سنت ماندگار تبدیل کند.

