Site icon روزنامه دریا

وقف؛ فرهنگ ماندگاری نیکی‌ها

دریانیوز//وقف را نباید تنها در ساختمان‌های قدیمی، زمین‌های وقفی، بقاع متبرکه یا اسناد به‌جامانده از واقفان جست‌وجو کرد. وقف، پیش از آنکه یک دارایی ماندگار باشد، اندیشه‌ای برای زندگی بهتر دیگران است؛ اندیشه‌ای که انسان را از محدوده نیازهای شخصی فراتر می‌برد و به او می‌آموزد می‌توان بخشی از داشته‌های امروز را برای آسایش، آموزش و امید فردای جامعه کنار گذاشت. بااین‌حال، برای آنکه این سنت ارزشمند اسلامی در زندگی اجتماعی مردم ریشه‌دارتر شود، باید علاوه بر معرفی موقوفات؛ فرهنگ وقف را به بخشی از آموزش، گفت‌وگوی عمومی و سبک زندگی جامعه تبدیل کرد.در جامعه‌ای که نیازهای اقتصادی و اجتماعی روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود، نمی‌توان همه مسئولیت‌ها را تنها بر دوش دولت گذاشت. مدرسه‌ای که به کلاس درس نیاز دارد، دانش‌آموزی که توان خرید لوازم تحریر ندارد، بیماری که از تأمین هزینه درمان بازمانده، پژوهشگری که برای تکمیل طرح علمی خود به امکانات نیاز دارد و روستایی که از دسترسی مناسب به آب محروم است، هرکدام می‌توانند موضوعی برای مشارکت خیرخواهانه مردم باشند.

وقف، اگر با شناخت درست نیازهای جامعه و هدایت صحیح نیت‌های خیر همراه شود، می‌تواند در کنار سایر راهکارهای حمایتی، به بخشی از پاسخ این نیازها تبدیل شود.اما پرسش اساسی این است که چرا با وجود جایگاه بلند وقف در فرهنگ دینی و تاریخی ایران، هنوز این سنت در زندگی بسیاری از مردم به یک رفتار آشنا و فراگیر تبدیل نشده است؟ چرا بخشی از جامعه، وقف را بیشتر به ثروتمندان، زمین‌داران و صاحبان املاک بزرگ نسبت می‌دهد؟ و چرا بسیاری از دانش‌آموزان، دانشجویان و حتی خانواده‌ها، شناخت چندانی از کارکردهای امروزین وقف، موقوفات موجود و امکان مشارکت در این سنت با دارایی‌های اندک ندارند؟ پاسخ را باید در ضرورت فرهنگ‌سازی مستمر، آموزش عمومی و معرفی شیوه‌های متنوع مشارکت جست‌وجو کرد.وقف، فراتر از زمین و ساختمان است.

یکی از موانع گسترش فرهنگ وقف، تصور محدود از آن است. وقتی سخن از وقف به میان می‌آید، ذهن بسیاری از مردم به سمت زمین، خانه، مغازه یا املاک ارزشمند می‌رود؛ درحالی‌که روح وقف، اختصاص یک دارایی یا منفعت آن به هدفی خیرخواهانه و ماندگار، در چارچوب احکام شرعی و مقررات قانونی است.اگر قرار باشد وقف در جامعه نهادینه شود، باید این تصور عمومی اصلاح شود که تنها افراد ثروتمند می‌توانند واقف باشند. البته هر نوع کمک یا بخشش لزوماً وقف نیست و هر دارایی نیز بدون رعایت ضوابط شرعی و قانونی قابلیت وقف ندارد؛ اما راه‌های مشارکت در کار خیر متنوع است و مردم باید با تفاوت میان وقف، صدقه، کمک‌های خیریه و وقف‌های مشارکتی آشنا شوند.ممکن است فردی توانایی خرید یک زمین یا احداث مدرسه را نداشته باشد، اما بتواند همراه با چند خانواده دیگر در ایجاد یک موقوفه آموزشی، درمانی یا پژوهشی مشارکت کند. گروهی از مردم می‌توانند با تجمیع امکانات و سرمایه‌های خود، در چارچوب قانونی، برای تأمین یک نیاز عمومی اقدام کنند. آنچه اهمیت دارد، فراهم کردن مسیرهای شفاف، قابل اعتماد و متناسب با توان اقتصادی اقشار مختلف است.فرهنگ وقف زمانی گسترش می‌یابد که مردم بدانند برای مشارکت در این سنت، لزوماً به ثروت‌های بزرگ نیاز ندارند؛ بلکه پیش از هر چیز باید نیاز جامعه را بشناسند، از مسیر قانونی اقدام کنند و از سر آگاهی تصمیم بگیرند.مدرسه و دانشگاه؛ نقطه آغاز فرهنگ وقف است.

اگر می‌خواهیم وقف در نسل آینده نهادینه شود، باید از دوران دانش‌آموزی آغاز کنیم. نمی‌توان انتظار داشت جوانی که در طول سال‌های تحصیل خود با مفهوم وقف، زندگی واقفان و آثار اجتماعی موقوفات آشنا نشده است، در بزرگسالی به‌صورت خودجوش این سنت را در زندگی خود دنبال کند.مدارس می‌توانند با همکاری اداره اوقاف، آموزش‌وپرورش، معلمان و فعالان فرهنگی، زمینه آشنایی دانش‌آموزان با این میراث اجتماعی را فراهم کنند. برگزاری نشست‌های آموزشی، مسابقات فرهنگی، بازدید از موقوفات تاریخی و معاصر، معرفی واقفان محلی و تهیه محتوای ساده و جذاب درباره آثار وقف، می‌تواند این مفهوم را از یک موضوع صرفاً تاریخی یا مذهبی به تجربه‌ای ملموس در زندگی کودکان تبدیل کند.دانش‌آموز باید بداند مدرسه، کتابخانه، مرکز درمانی یا فضای عمومی چگونه می‌تواند از نیت خیر یک واقف بهره‌مند شود و چه تفاوتی میان یک اقدام خیرخواهانه مقطعی و یک موقوفه با آثار ماندگار وجود دارد.دانشگاه‌ها نیز ظرفیت بزرگی برای توسعه این فرهنگ دارند. وقف در حوزه آموزش عالی می‌تواند موضوع گفت‌وگو درباره تأمین خوابگاه دانشجویی، کتابخانه، آزمایشگاه، حمایت از دانشجویان کم‌برخوردار، پژوهش‌های علمی و توسعه فناوری باشد. دانشگاه‌ها با مشارکت استادان، دانشجویان و خیران می‌توانند نیازهای واقعی خود را شناسایی و برای جذب مشارکت‌های قانونی و پایدار برنامه‌ریزی کنند.

البته فرهنگ‌سازی نباید به برگزاری چند مراسم مناسبتی محدود شود. آموزش زمانی اثرگذار است که استمرار داشته باشد، با زبان نسل جدید سخن بگوید و نمونه‌های واقعی از تأثیر وقف را پیش چشم مخاطب قرار دهد.معرفی واقفان؛ روایت انسان‌هایی است که آینده را دیدند.در کنار معرفی موقوفات، باید زندگی و انگیزه واقفان نیز روایت شود. بسیاری از مردم، نام برخی بناها یا موقوفات قدیمی را شنیده‌اند، اما از انسان‌هایی که با چه نیتی، در چه شرایطی و برای رفع کدام نیاز اجتماعی دارایی خود را وقف کرده‌اند، شناخت چندانی ندارند.روایت زندگی واقفان می‌تواند نشان دهد که وقف صرفاً انتقال مالکیت یک دارایی نیست؛ بلکه تصمیمی آگاهانه برای پیوند زدن زندگی امروز با نیازهای فرداست. معرفی واقفان محلی، به‌ویژه کسانی که با امکانات محدود به کار خیر پرداخته‌اند، می‌تواند الگویی دست‌یافتنی برای مردم ایجاد کند.در این میان، رسانه‌ها مسئولیتی مهم بر عهده دارند. روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها، پایگاه‌های خبری و رسانه‌های محلی می‌توانند با تهیه گزارش‌های میدانی، گفت‌وگو با واقفان و بهره‌مندان از موقوفات، معرفی وقف‌های موفق و بررسی نیازهای مغفول‌مانده، فرهنگ وقف را از قالب خبرهای اداری خارج کنند و به موضوعی زنده در افکار عمومی تبدیل سازند.مردم باید بدانند یک موقوفه در طول سال چه خدماتی ارائه می‌کند، چه تعداد از افراد از منافع آن بهره‌مند می‌شوند، درآمد آن چگونه در مسیر نیت واقف مصرف می‌شود و چه مشکلاتی بر سر راه بهره‌برداری بهتر از آن وجود دارد. این اطلاعات، در کنار رعایت حریم خصوصی افراد، می‌تواند اعتماد عمومی را افزایش دهد.

 وقف‌های نو و جدید باید پاسخ به نیازهای امروز جامعه باشد‌
جامعه امروز با نیازهایی روبه‌روست که شاید در گذشته به این شکل مطرح نبوده‌اند. گسترش فناوری، تغییرات جمعیتی، نیازهای آموزشی و درمانی، مسائل محیط‌زیستی و ضرورت حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، همگی ایجاب می‌کنند که ظرفیت وقف برای پاسخ‌گویی به نیازهای جدید بررسی و معرفی شود.وقف آموزشی، حمایت پایدار از دانش‌آموزان مستعد کم‌برخوردار، تأمین کتابخانه و تجهیزات علمی، توسعه خدمات درمانی، حمایت از پژوهش‌های کاربردی، فراهم کردن امکانات توان‌بخشی برای افراد دارای معلولیت، کمک به حفاظت از محیط‌زیست و پشتیبانی از طرح‌های آبرسانی در مناطق محروم،
حوزه های قرآنی و مهدویت و فاطمیه از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند با بررسی کارشناسی، رعایت ضوابط شرعی و قانونی و توجه به نیازهای واقعی جامعه، در کانون توجه واقفان قرار گیرند.در استانی مانند هرمزگان که با نیازهای متنوع آموزشی، درمانی، اجتماعی و محیط‌زیستی روبه‌روست، شناسایی دقیق اولویت‌ها اهمیت بیشتری دارد. کمبود امکانات آموزشی در برخی مناطق، نیاز خانواده‌های محروم به حمایت تحصیلی، ضرورت توسعه خدمات درمانی و نیاز برخی جوامع محلی به زیرساخت‌های پایدار، می‌تواند زمینه‌ای برای تعریف طرح‌های وقف هدفمند باشد.برای مثال، به‌جای آنکه تنها از مردم خواسته شود در امور خیر مشارکت کنند، می‌توان نیازهای مشخص و کارشناسی‌شده را معرفی کرد: حمایت از ساخت یک کتابخانه ومدرسه در منطقه کم‌برخوردار، تجهیز یک فضای آموزشی، پشتیبانی از دانش‌آموزان نیازمند یا مشارکت در تأمین امکانات یک مرکز خدمات عمومی.

البته اجرای هر طرح باید پس از بررسی امکان‌پذیری، تعیین متولی، روشن شدن شیوه تأمین و مصرف منابع و اطمینان از انطباق با ضوابط وقف انجام شود.وقف زمانی در زندگی مردم جای خود را پیدا می‌کند که نیازهای واقعی جامعه به زبان روشن و با راهکارهای عملی پیش روی آنان قرار گیرد.اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای است که نباید نادیده گرفته شود.هیچ فرهنگ خیری بدون اعتماد عمومی پایدار نمی‌ماند. مردم زمانی با اطمینان بیشتری دارایی خود را در مسیر وقف قرار می‌دهند که بدانند نیت‌شان به‌درستی ثبت می‌شود، موقوفه به شکل قانونی اداره خواهد شد و منافع آن در مسیر تعیین‌شده به مصرف می‌رسد.ازاین‌رو، شفافیت در معرفی موقوفات، توضیح شیوه مدیریت آن‌ها، اطلاع‌رسانی درباره عملکرد و ارائه گزارش‌های قابل فهم از نتایج اجتماعی، باید بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه‌های فرهنگ‌سازی باشد. هرجا ابهام وجود دارد، باید با اطلاع‌رسانی روشن و پاسخ‌گویی مسئولانه آن را برطرف کرد.همچنین، مردم باید بدانند که برای انتخاب موضوع وقف، تنظیم اسناد و شناخت ضوابط شرعی و قانونی، از کجا راهنمایی بگیرند. ایجاد مسیرهای مشاوره‌ای روشن و پاسخ‌گویی مناسب به پرسش‌های واقفان بالقوه، می‌تواند از سردرگمی آنان بکاهد و زمینه مشارکت آگاهانه را فراهم سازد.

اداره اوقاف و امور خیریه نیز باید در کنار صیانت از موقوفات موجود، به شناسایی ظرفیت‌های جدید، ارتباط مؤثر با مدارس و دانشگاه‌ها، همکاری با رسانه‌ها و گفت‌وگو با گروه‌های مختلف اجتماعی توجه کند. معرفی وقف نباید فقط در هفته وقف یا مناسبت‌های خاص پررنگ شود؛ بلکه باید برنامه‌ای پیوسته و هدفمند باشد.وقف را باید از مناسبت‌ها به زندگی روزمره بیاوریم.نهادینه شدن فرهنگ وقف، نیازمند همکاری مجموعه‌ای از نهادها و گروه‌هاست. اداره اوقاف به‌تنهایی نمی‌تواند این مسئولیت را به سرانجام برساند؛ آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی، تشکل‌های اجتماعی، خیران و خانواده‌ها هرکدام سهمی در این مسیر دارند.باید از نگاه صرفاً تشریفاتی به وقف فاصله بگیریم و آن را به موضوعی برای آموزش، گفت‌وگو و مشارکت اجتماعی تبدیل کنیم.

معرفی نمونه‌های موفق، انتشار گزارش‌های مستند، شناسایی نیازهای جدید، ارائه راهنمای عملی برای مشارکت‌های کوچک و ایجاد فرصت گفت‌وگو میان واقفان و مردم، می‌تواند این سنت ارزشمند را به نسل‌های تازه پیوند دهد.در نهایت، ارزش وقف تنها به میزان دارایی اختصاص‌یافته محدود نمی‌شود؛ بلکه به نیتی که در پس آن قرار دارد، درستی مسیر اجرا و اثری بستگی دارد که در زندگی مردم بر جای می‌گذارد. جامعه‌ای که فرهنگ وقف در آن ریشه دوانده باشد، تنها منتظر اقدام دولت یا افراد ثروتمند نمی‌ماند؛ بلکه مردم آن می‌آموزند برای ساختن آینده‌ای بهتر، هرکس به اندازه توان و در چارچوب درست، سهمی بر عهده دارد.وقف، روایت نیکی‌هایی است که قرار نیست با رفتن صاحبانشان پایان یابد. برای ماندگار شدن این روایت، باید آن را به نسل آینده آموخت، از زبان واقفان بازگو کرد، نیازهای امروز را شناخت و اعتماد مردم را پاس داشت. آن روز که دانش‌آموز با مفهوم وقف آشنا شود، دانشجو آن را راهی برای پاسخ به نیازهای علمی و اجتماعی بداند و خانواده‌ها بتوانند متناسب با توان خود در طرح‌های معتبر و شفاف مشارکت کنند، می‌توان امیدوار بود که وقف از یک سنت ارزشمند تاریخی، به فرهنگی زنده و جاری در جامعه تبدیل شود؛ فرهنگی که نیکی را از امروز به فردا می‌رساند و آثار آن، حتی پس از رفتن واقف، در زندگی انسان‌ها باقی می‌ماند.

Exit mobile version