Site icon روزنامه دریا

وقتی گرانی، گرمای خانه را می‌دزدد

دریانیوز//گاهی بحران اقتصادی، قبل از آنکه سفره را کوچک کند، گفت‌وگوها را کم می‌کند؛ قبل از آنکه خریدهای خانواده را محدود کند، حوصله‌ها را محدود می‌کند و پیش از آنکه حساب بانکی را خالی کند، ممکن است خانه را از خنده، صمیمیت و آرامش خالی کند. این روزها فشار معیشتی برای بسیاری از خانواده‌ها به واقعیتی روزمره تبدیل شده است؛ واقعیتی که فقط در قیمت کالاها، اجاره‌خانه، هزینه تحصیل، درمان و مخارج زندگی خلاصه نمی‌شود. اضطراب اقتصادی آرام و بی‌صدا وارد خانه می‌شود، روی رفتار اعضای خانواده اثر می‌گذارد و گاهی باعث می‌شود خستگی و نگرانی به جای اینکه علیه «مسئله» باشد، علیه «یکدیگر» خرج شود. اما آیا می‌توان در میانه این فشارها، گرمای رابطه را حفظ کرد؟ آیا خانواده می‌تواند در شرایطی که بیرون از خانه پر از نگرانی و عدم قطعیت است، همچنان پناهگاه اعضای خود باقی بماند؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها با ثریا پرمایه، روان‌شناس، زوج‌درمانگر و استاد حوزه به گفت‌وگو نشستیم؛ گفت‌وگویی درباره اینکه چگونه می‌توان بدون انکار مشکلات اقتصادی، اجازه نداد مشکلات اقتصادی، روابط عاطفی خانواده را قربانی کند.

دریا:خانم پرمایه، این روزها بسیاری از زوج‌ها می‌گویند فشار اقتصادی فقط مشکلات مالی ایجاد نکرده، بلکه آرامش و صمیمیت خانه را هم تحت تأثیر قرار داده است. چرا مشکلات مالی تا این اندازه روی رابطه زوجین اثر می‌گذارد؟
فشار اقتصادی فقط به معنای کم شدن پول نیست؛ در بسیاری از مواقع، احساس امنیت را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. وقتی فرد نمی‌داند ماه آینده چگونه باید هزینه‌هایش را مدیریت کند، ذهن دائماً در وضعیت هشدار قرار می‌گیرد. طبیعی است که در چنین شرایطی تحمل فرد پایین بیاید، زودتر عصبانی شود یا نسبت به رفتارهای همسرش حساس‌تر شود.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که ما «رنج ناشی از یک موقعیت» را با «ارزش رابطه» اشتباه می‌گیریم. یعنی ممکن است فرد به دلیل فشار مالی بی‌حوصله باشد، اما همسرش این بی‌حوصلگی را به حساب بی‌محبتی او بگذارد.
باید به خانواده‌ها بگوییم: مسئله اقتصادی، دشمن مشترک ماست؛ نه میدان جنگ میان زن و شوهر.

دریا:چطور می‌توان این نگاه را در زندگی روزمره ایجاد کرد؟
با گفت‌وگوهای ساده اما آگاهانه. مثلاً به جای اینکه همسرمان وقتی خسته و عصبی است بشنود «چرا این‌قدر بداخلاق شدی؟»، می‌توانیم بگوییم: «می‌دانم این روزها فشار زیادی روی توست، من هم نگرانم، اما قرار نیست مقابل هم باشیم؛ ما یک تیم هستیم.»
همین جمله ممکن است بسیار ساده به نظر برسد، اما در رابطه عاطفی اهمیت زیادی دارد. فرد احساس می‌کند همسرش درد او را می‌بیند و قرار نیست به خاطر شرایط سخت، محاکمه شود.
دریا: یکی از مشکلات این روزها، بمباران مداوم خانواده با اخبار اقتصادی است. قیمت‌ها، تورم، آینده مبهم و اخبار نگران‌کننده. آیا لازم است خانواده‌ها برای این موضوع هم حد و مرزی تعیین کنند؟
قطعاً. ذهن انسان نمی‌تواند دائماً در معرض خبرهای اضطراب‌آور باشد و انتظار داشته باشیم آرام بماند. اینکه فرد هر چند دقیقه تلفن همراهش را بررسی کند، قیمت‌ها را دنبال کند، اخبار تنش‌زا ببیند و بعد وارد گفت‌وگوی خانوادگی شود، باعث می‌شود بدن و ذهن همچنان در وضعیت بحران باقی بمانند.
من پیشنهاد می‌کنم خانواده‌ها «ساعات بدون بحران» داشته باشند. مثلاً هنگام شام یا بعد از ساعت مشخصی، گفت‌وگو درباره اخبار تنش‌زا، قیمت‌ها و مسائلی که در آن لحظه هیچ کنترلی بر آنها نداریم، متوقف شود.
این به معنای بی‌خیالی نسبت به مشکلات نیست؛ اتفاقاً یعنی ما زمان مشخصی برای حل مسئله داریم و زمان مشخصی هم برای زندگی کردن. سر سفره شام به جای اینکه فقط بپرسیم «فلان چیز چقدر گران شد؟»، گاهی بپرسیم: «امروز چه چیزی خوشحالت کرد؟»، «چه اتفاق خوبی برایت افتاد؟» یا حتی یک خاطره قدیمی را مرور کنیم.

دریا: اما وقتی درآمد خانواده واقعاً کاهش پیدا کرده، چطور می‌توان از شادی و نشاط صحبت کرد؟ آیا این توصیه‌ها در چنین شرایطی شعاری نیست؟
اگر بگوییم برای شاد بودن باید حتماً هزینه کنیم، بله، عملی نیست. اما بخش مهمی از صمیمیت خانوادگی اساساً خریدنی نیست.گاهی یک چای تازه‌دم با هل یا دارچین، چند دقیقه موسیقی، نشستن کنار هم یا یک گفت‌وگوی صمیمانه می‌تواند حال خانواده را تغییر دهد.یک شب بازی خانوادگی با «اسم‌فامیل»، بازی‌های گروهی یا حتی تعریف کردن خاطرات خنده‌دار می‌تواند فضای خانه را عوض کند.

در بندرعباس، حتی یک پیاده‌روی ساده در کنار ساحل، بدون تلفن همراه و بدون اینکه قرار باشد چیزی خریداری شود، می‌تواند فرصت ارزشمندی برای ارتباط دوباره اعضای خانواده باشد.گاهی خانواده‌ها تصور می‌کنند برای ساختن خاطره خوب باید هزینه زیادی کنند، در حالی که خاطره خوب بیشتر از آنکه به قیمت وابسته باشد، به کیفیت حضور ما کنار یکدیگر وابسته است.
دریا: نقش فرزندان در این شرایط چیست؟ آیا باید آنها را در جریان مشکلات اقتصادی خانواده قرار داد؟
کودک و نوجوان نباید بار مشکلات بزرگسالان را به دوش بکشد، اما نباید هم تصور کنیم هیچ چیز نمی‌فهمد. فرزندان فضای عاطفی خانه را بسیار خوب دریافت می‌کنند.

لازم است متناسب با سن‌شان، شرایط را صادقانه، اما بدون ایجاد ترس برای آنها توضیح دهیم. مثلاً بگوییم: «امسال باید بعضی هزینه‌ها را کمتر کنیم، اما این به معنای کم شدن محبت ما به تو نیست.» این جمله بسیار مهم است؛ چون کودک باید بداند ارزش او به امکانات مالی خانواده وابسته نیست. حتی می‌توان این دوران را فرصتی برای آموزش مفاهیمی مانند قناعت، مسئولیت‌پذیری، همکاری و تاب‌آوری دانست.
دریا: پس بحران اقتصادی می‌تواند فرصتی برای تقویت خانواده هم باشد؟
اگر خانواده بتواند از بحران درست عبور کند، بله. سختی‌ها به خودی خود سازنده نیستند؛ نحوه مواجهه ما با آنهاست که اهمیت دارد. وقتی به فرزندمان می‌گوییم «ما شاید نتوانیم فلان وسیله را بخریم، اما می‌توانیم کنار هم باشیم»، در واقع داریم به او یک نظام ارزشی می‌آموزیم.
باید به اعضای خانواده یادآوری کنیم که ارزش انسان به خانه، خودرو، لباس یا میزان دارایی‌اش نیست. ارزش انسان به کرامت، محبت، اخلاق، همراهی و توانایی او برای ایستادن کنار عزیزانش در روزهای سخت است.
دریا: در این میان، نقش محبت فیزیکی و تماس عاطفی چقدر اهمیت دارد؟
خیلی زیاد. استرس بدن را منقبض می‌کند و وقتی بدن در وضعیت تنش قرار دارد، حتی زبان بدن ما هم ممکن است سرد و خشک شود.
یک نگاه مهربان، گرفتن دست همسر، نوازش فرزند یا یک آغوش، پیام مهمی به ذهن می‌دهد: «من تنها نیستم.»
البته هر نوع تماس فیزیکی باید با رضایت و احساس امنیت طرف مقابل باشد. اما در یک رابطه سالم، نباید اجازه بدهیم مشکلات اقتصادی ما را آن‌قدر درگیر کند که حتی محبت کردن را فراموش کنیم. گاهی یک شوخی به‌موقع هم می‌تواند فضای سنگین خانه را بشکند. قرار نیست چون مشکلات داریم، خندیدن را تعطیل کنیم.
دریا: به عنوان زوج‌درمانگر، اگر بخواهید فقط سه توصیه به زوج‌هایی بدهید که این روزها تحت فشار اقتصادی هستند، چه می‌گویید؟
اول اینکه مشکل را از شخص جدا کنند. نگویند «تو باعث این وضعیت هستی»، بلکه بگویند «ما با این وضعیت مواجهیم و باید با هم برایش راه پیدا کنیم.»
دوم، زمان مشخصی برای گفت‌وگوی مالی تعیین کنند. درباره دخل‌وخرج، بدهی، هزینه‌ها و برنامه آینده باید صحبت کرد، اما قرار نیست تمام ساعات شبانه‌روز به جلسه بحران اقتصادی تبدیل شود. و سوم، هر روز یک نشانه کوچک محبت ایجاد کنند. حتی اگر فقط ۱۰ دقیقه گفت‌وگوی دونفره، یک فنجان چای، یک پیاده‌روی یا یک آغوش باشد.
رابطه عاطفی مانند حساب بانکی است؛ اگر فقط از آن برداشت کنیم و چیزی به آن اضافه نکنیم، خالی می‌شود. باید هر روز، حتی با یک رفتار کوچک، در آن سرمایه‌گذاری کنیم.

دریا: و حرف آخر شما با خانواده‌هایی که این روزها زیر بار فشار اقتصادی هستند؟
نمی‌خواهم به خانواده‌ها بگویم مشکلاتتان را نادیده بگیرید. مشکلات واقعی‌اند و باید برای آنها برنامه‌ریزی و چاره‌جویی کرد. اما یک نکته را نباید فراموش کنیم: نباید اجازه بدهیم مشکل اقتصادی، تعریف ما از یکدیگر را تغییر دهد.ممکن است خانه کوچک‌تر شود، خریدها محدودتر شود و خیلی از خواسته‌هایمان به آینده موکول شود؛ اما نباید اجازه دهیم محبت هم کوچک شود. آرامش به این معنا نیست که بیرون از خانه هیچ مشکلی وجود نداشته باشد. آرامش یعنی وقتی انسان وارد خانه می‌شود، احساس کند جایی دارد که در آن شنیده می‌شود، تحقیر نمی‌شود، قضاوت نمی‌شود و تنها نمی‌ماند. خانه باید جایی باشد که آدم بتواند خستگی‌اش را زمین بگذارد. در روزهایی که بیرون از خانه طوفان است، خانواده می‌تواند لنگرگاه امن ما باشد؛ به شرط آنکه یادمان نرود مشکلات اقتصادی، هرچقدر هم سخت، ارزش از دست دادن مهربانی و صمیمیت میان اعضای خانواده را ندارد. شاید نتوانیم همه طوفان‌های بیرون را متوقف کنیم؛ اما می‌توانیم مراقب باشیم طوفان را به داخل خانه نیاوریم.

Exit mobile version