دریانیوز//تحصیل در سایه گرانی؛ دانشآموزانی که هنوز با دست خالی به مدرسه میروند: دردی که درمانی در هرمزگان برایش یافت نشده است.حدود یک ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته است؛ کلاسها تشکیل شدهاند، زنگ مدرسه هر روز به صدا درمیآید(حضوری یا غیرحضوری کلاس ها برگزار می شود)و دانشآموزان یکی پس از دیگری پشت نیمکتها مینشینند، اما برای همه آنها سال تحصیلی با کیف نو، کفش مناسب و دفترهای سفید آغاز نشده است. در گوشهوکنار شهرهای استان، محلههای حاشیهای، روستاها و مناطق کمبرخوردار هرمزگان، هنوز دانشآموزانی هستند که نه توان خرید کیف و کفش دارند و نه حتی میتوانند دفتر، مداد و خودکاری تهیه کنند که ابتداییترین ابزار حضورشان در کلاس درس است.برای این دانشآموزان، آغاز مدرسه نه با شوق ورق زدن دفترهای تازه، بلکه با نگرانی از چگونگی تأمین سادهترین لوازمالتحریر همراه شده است. برخی ناچارند از صفحات باقیمانده دفترهای سال گذشته استفاده کنند و برخی دیگر حتی همان دفترهای نیمهتمام را نیز در اختیار ندارند. شاید برای بسیاری، خرید چند دفتر و مداد هزینهای معمولی و کماهمیت باشد، اما برای خانوادهای که دخلوخرجش با هم نمیخواند و در تأمین نیازهای اولیه زندگی مانده است، همین خرید ساده به مسئلهای دشوار تبدیل شده است.
گرانی، آرامآرام ابتداییترین نیازهای تحصیل را هم از سبد خرید خانوادهها بیرون رانده است. افزایش هزینههای زندگی، رشد قیمت پوشاک و کفش و بالا رفتن بهای نوشتافزار، آغاز سال تحصیلی را برای خانوادههای کمدرآمد به آزمونی دشوار تبدیل کرده است. خانوادههایی که گاهی برای تأمین سه وعده غذای روزانه با مشکل مواجهاند یا به دلیل ناتوانی مالی، درمان بیماری خود و فرزندانشان را به تعویق میاندازند، چگونه میتوانند هزینههای تحصیل چند فرزند را همزمان تأمین کنند؟هزینه تهیه یک مجموعه کامل از لوازم موردنیاز مدرسه، بهویژه با احتساب کیف، کفش، لباس، دفتر، مداد، خودکار و سایر اقلام ضروری، برای بسیاری از خانوادهها به رقمی سنگین تبدیل شده است؛ رقمی که گاه با بخش بزرگی از درآمد ماهانه آنها برابری میکند. در چنین شرایطی، خانوادهای که دو، سه یا چند دانشآموز دارد، با چند برابر شدن این هزینهها روبهرو میشود؛ درحالیکه درآمدش متناسب با گرانیها افزایش نیافته است.مسئله فقط نداشتن کیف و کفش نو نیست. نباید اجازه داد که فقر، حق برخورداری از ابزار اولیه یادگیری را نیز از کودکان بگیرد.
دانشآموزی که بدون دفتر و خودکار به مدرسه میرود، ممکن است از همان روزهای نخست سال تحصیلی در انجام تکالیف، یادداشتبرداری و همراهی با کلاس با دشواری مواجه شود. این کمبودها شاید در ظاهر کوچک به نظر برسند، اما وقتی هر روز تکرار شوند، میتوانند بر انگیزه، اعتمادبهنفس و کیفیت یادگیری کودک اثر بگذارند.کودکی که تفاوت شرایط زندگی خود با همکلاسیهایش را هر روز احساس میکند، بیش از آنکه باید نگران یادگیری و آیندهاش باشد، ناچار است به کمبودهای زندگی فکر کند. مدرسه باید محل شکوفایی استعدادها و فرصتی برای کاهش فاصلههای اجتماعی باشد، نه جایی که فقر، پیش از آغاز درس، خود را به رخ دانشآموز بکشد.از سوی دیگر، آنچه نگرانیها را بیشتر میکند، کاهش کمکهای مربوط به تأمین نوشتافزار و اقلام تحصیلی دانشآموزان نیازمند از سوی برخی نهادهای حمایتی، مجموعههای انقلابی، خیرین و دیگر گروههای مردمی در سال جاری است. در سالهای گذشته، بخشی از خانوادههای کمبرخوردار با اتکا به همین کمکها میتوانستند دستکم بخشی از نیازهای تحصیلی فرزندانشان را برطرف کنند؛ اما وقتی توان اقتصادی خانوادهها کاهش مییابد و همزمان حمایتهای مردمی و نهادی نیز کمتر میشود، فشار مضاعفی بر دوش کودکانی قرار میگیرد که کمترین نقشی در شکلگیری این وضعیت ندارند.البته کمکهای مقطعی و توزیع بستههای نوشتافزار، هرچند ضروری و ارزشمند است، بهتنهایی پاسخگوی ابعاد این مسئله نیست.
حمایت از تحصیل دانشآموزان نیازمند باید برنامهای منظم، هدفمند و متناسب با شرایط اقتصادی خانوادهها باشد؛ برنامهای که از ابتدای سال تحصیلی آغاز شود و تا پایان سال، نیازهای دانشآموزان را زیر پوشش داشته باشد. شناسایی دقیق خانوادههای کمبرخوردار، هماهنگی میان مدارس، نهادهای حمایتی، خیرین و بنگاههای اقتصادی و پرهیز از موازیکاری میتواند به توزیع عادلانهتر کمکها منجر شود.این موضوع در هرمزگان، استانی با ظرفیتهای گسترده اقتصادی، اهمیت بیشتری دارد. استانی که میزبان صنایع بزرگ، پالایشگاهها، بنادر، شرکتهای معدنی، مجموعههای فولادی و آلومینیومی و بنگاههای اقتصادی متعدد است، نباید در تأمین ابتداییترین نیازهای آموزشی بخشی از دانشآموزان خود با چنین مشکلاتی روبهرو باشد.حضور این صنایع و فعالیتهای اقتصادی زمانی میتواند به توسعه پایدار استان کمک کند که آثار آن در زندگی مردم، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، نیز دیده شود.مسئولیت اجتماعی شرکتها نباید به اقدامات پراکنده، مراسم مناسبتی یا کمکهای محدود و غیرمستمر خلاصه شود. حمایت از آموزش، سرمایهگذاری برای آینده همین جامعه است. بنگاههای اقتصادی میتوانند با مشارکت در تأمین لوازمالتحریر، پوشاک و کفش دانشآموزان نیازمند، تجهیز مدارس مناطق محروم و حمایت مستمر از دانشآموزان در معرض ترک تحصیل، سهم مؤثرتری در کاهش محرومیت آموزشی داشته باشند.
چنین اقداماتی نه لطفی گذرا، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی در برابر جامعهای است که فعالیت اقتصادی این مجموعهها در بستر آن انجام میشود.در این میان، نقش آموزشوپرورش، فرمانداریها، دستگاههای حمایتی، شهرداریها، خیرین مدرسهساز و مدرسهیار و تشکلهای مردمی نیز قابل چشمپوشی نیست. انتظار میرود این مجموعهها با همکاری یکدیگر، فهرست روشنی از نیازهای دانشآموزان محروم تهیه کنند و اجازه ندهند هیچ کودکی به دلیل نداشتن دفتر، مداد، لباس یا کفش مناسب از مسیر آموزش عقب بماند. همچنین ضروری است کمکها بهگونهای توزیع شود که دانشآموزان نیازمند در محلههای حاشیهای، روستاهای دورافتاده و خانوادههایی که زیر پوشش هیچ نهاد حمایتی نیستند، از قلم نیفتند.البته نهادهای حمایتی هم نمی توانند حمایت کامل از تمام دانش آموزان تحت پوشش داشته باشند.نباید فراموش کرد که بازماندگی از تحصیل همیشه با ترک ناگهانی مدرسه آغاز نمیشود.
گاهی دانشآموز همچنان در کلاس حاضر است، نامش در فهرست مدرسه ثبت شده و ظاهراً از تحصیل بازنمانده است؛ اما ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، افت انگیزه، عقبماندن از درس و فشارهای خانوادگی، آرامآرام او را از مسیر آموزش دور میکند. بنابراین، صرف ثبتنام دانشآموزان یا ارائه آمار حضور آنان در کلاس، برای اطمینان از برخورداری همه کودکان از فرصت برابر آموزشی کافی نیست. باید دید این دانشآموزان با چه امکاناتی درس میخوانند و آیا توان همراهی با جریان عادی آموزش را دارند یا خیر.حق آموزش، نباید به توان مالی خانواده گره بخورد. هیچ کودکی نباید به دلیل فقر والدینش از فرصت یادگیری، رشد و ساختن آیندهای بهتر محروم شود. اگر قرار است مدرسه راهی برای کاهش نابرابریهای اجتماعی باشد، باید پیش از هر چیز موانعی را برطرف کرد که از همان ابتدای مسیر، کودکان محروم را چند قدم عقبتر از دیگران قرار میدهد.اکنون که حدود یک ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته است، هنوز برای جبران بخشی از این کمبودها فرصت وجود دارد؛ اما این فرصت نباید با وعدههای تکراری و اقدامات مقطعی از دست برود.
نهادهای مسئول و بنگاههای اقتصادی باید هرچه سریعتر برای تأمین نیازهای باقیمانده دانشآموزان نیازمند اقدام کنند و حمایت از این قشر را به برنامهای مستمر و قابل ارزیابی تبدیل سازند.در سرزمینی که برای توسعه به دانش، مهارت و نیروی انسانی توانمند نیاز دارد، نباید کودکی به دلیل نداشتن یک دفتر یا خودکار از درس خواندن بازبماند. گاهی فاصله میان ادامه تحصیل و دلسرد شدن از مدرسه، فقط به اندازه یک کیف، چند دفتر و چند مداد است؛ وسایلی ساده که برای برخی خانوادهها خریدی معمولی و برای برخی دیگر، آرزویی دستنیافتنی شدهاند.امروز پرسش اصلی این است: آیا میتوان از آینده روشن هرمزگان سخن گفت، درحالیکه هنوز دانشآموزانی در همین استان برای داشتن ابتداییترین ابزار تحصیل با مشکل مواجهاند؟ پاسخ به این پرسش را باید نه در شعارهای مربوط به توسعه، بلکه در اقدام عملی برای بازگرداندن امید به کلاسهایی جستوجو کرد که در آنها هیچ دانشآموزی نباید به دلیل فقر، احساس بی پناه ماندن و محرومیت کند.

