دریانیوز//وجدان در گستره دانش مدیریت و رفتار سازمانی فراتر ا از یک فضیلت اخلاقی و فردی مانند یک فرایند استراتژیک و کانون خود تنظیمی درونی تعریف میشود. رفتارهای حرفه ای سرمایه انسانی را به سمت بهره وری، انضباط و کیفیت پایدار هدایت می نماید. این پدیده کانون کنترل و نظارت را از ابزارهای پلیسی و بیرونی به وجدان آگاه و تعهد درونی فرد منتقل میسازد بگونه ای که کارکنان صیانت از منابع سازمان، مدیریت دقیق زمان و ارائه بالاترین سطح استاندارد شغلی را به عنوان بخشی از رسالت حرفه ای و شرافت اخلاقی خویش تحقق میبخشند. در ساختار نهادهای معاصر نیز وجدان کاری ضامن هم راستایی منافع فرد با مأموریتهای کلان سیستم است و مانند گامی بنیادی در برابر بی تفاوتی، اهمال کاری و فرسایش کارکردی عمل مینماید.ضرورت بنیادین وجدان کاری از آنجا سرچشمه میگیرد که هیچ سیستم، آیین نامه یا فناوری پیشرفته ای بدون نیروی انسانی متعهد قادر به تداوم حیات اثربخش و پایدار نیست.
در غیاب و فقدان وجدان کاری سازمانها ناچار هستند بخش هنگفتی از ظرفیتهای مادی و زمانی خود را صرف لایههای فرساینده بازرسی، نظارتهای تحمیلی و بوروکراسی بازدارنده ارایه نمایند در حالی که استقرار وجدان کاری با تبدیل کانون کنترل هزینهها و نظارتها را به کمترین میزان کاهش میدهد. این خود انضباطی پایدار از منابع محدود در برابر اتلاف صیانت و با حذف دوباره کاریها، بهره وری و کیفیت را ارتقا میبخشد. علاوه بر این وجدان کاری در حقیقت اعتماد متقابل و هم افزایی تیمی است که با تقویت رفتارهای شهروندی سازمانی سدی نفوذ ناپذیر در برابر رانت، پنهان کاری و فساد اداری ایجاد کرده و در شرایط بحرانی تاب آوری ساختار را تضمین می نماید. تحقق پایدار این متغیر نیازمند شایستگی های فردی و بینش سیستمی سازمانی است. در حوزه فردی خود انضباطی، مدیریت بهینه زمان، ثبات هیجانی و خود ارزیابی منصفانه، نیت اخلاقی را به کارآمدی عملیاتی پیوند میزند و وسواس کیفی را در پنهان ترین لایه های وظیفه حاکم میسازد.
در حوزه ارتباطی و ساختاری نیز صداقت بی واسطه در گزارش دهی و پذیرش مسئولیت خطاها ارکان اعتماد متقابل را استوار مینماید. نگاه کل نگر و درک زنجیره ارزش موجب میشود کارکنان از منافع فردی مقطعی به نفع سلامت کلیت سیستم چشم پوشی نمایند که امری قطعی محسوب می شود که با جرأت ورزی اخلاقی تکمیل و فرد را در برابر رویه های ناسالم یا رخوت جمعی مقاوم میسازد.نادیده گرفتن وجدان کاری زنجیره ای از پیامدهای مخرب را در سه سطح پدید میآورد. در سطح فردی سرآغاز بیگانگی با کار، احساس پوچی، اضطراب ناشی از پنهان کاری، تخریب حرمت نفس و رکود مهارتهای تخصصی است. در سازمان غیاب این تعهد ساختار را به ورطه ناکار آمدی، خطاهای زنجیرهای، دوباره کاریهای پر هزینه و اتلاف شدید منابع میکشاند و با ایجاد فضای بی اعتمادی زمینه شیوع فساد اداری و فرو پاشی تاب آوری سازمانی را مهیا میسازد.
در حوزه جامعه نیز کمکاری حرفه ای موجب زوال سرمایه اجتماعی، اتلاف عمر شهروندان در بوروکراسی های معطل و افت شاخصهای اجتماعی میگردد، امری که با به مخاطره انداختن امنیت عمومی در حوزه های سلامت، آموزش و مهندسی یأس اجتماعی و مهاجرت نخبگان را تشدید می نماید.پرورش کارکنان با وجدان از مجرای یک باغبانی سازمانی هوشمندانه میسر و محقق می شود. در این چارچوب زیستی گزینش شایسته محور و سنجش سلامت اخلاقی در بدو ورود بهمثابه کاشت بذر مرغوب عمل می نماید؛ استقرار عدالت همه جانبه، جبران منصفانه خدمات و شفافیت کامل نقشها، خاک حاصل خیز و غنی محیط را ساخته و الگو سازی عملی مدیران پاک دست همراه با قدردانی متمایز و پرهیز از برابری جریان حیات آب به شمار میرود. در نهایت می توان گفت که با تفویض اختیار، ارتقای عاملیت انسانی و تقویت شرافت حرفه ای، وجدان کاری مانند میوه های تازه و طبیعی، ارگانیک و پایدار زندگی سازمانی شکوفا شده و پایداری ساختار را در برابر فرسایش تضمین مینماید.
