دریانیوز//هوش مصنوعی دیگر فناوری متعلق به آینده نیست؛ آرام و بیصدا وارد کلاسهای درس، دانشگاهها، خانهها و حتی محیطهای کاری شده است. دانشآموزی که برای حل یک مسئله ریاضی از هوش مصنوعی کمک میگیرد، دانشجویی که برای تحقیق و نگارش مقاله سراغ ابزارهای هوشمند میرود و خانوادهای که برای آموزش و برنامهریزی از این فناوری استفاده میکند، تنها بخشی از واقعیتی هستند که امروز با آن روبهرو هستیم. در کنار فرصتهای گسترده هوش مصنوعی برای یادگیری، پژوهش، افزایش خلاقیت و دسترسی آسانتر به دانش، نگرانیهایی نیز درباره وابستگی به پاسخهای آماده، تقلب، کاهش مهارت حل مسئله، تضعیف تفکر انتقادی و حریم خصوصی کاربران مطرح است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم یا نه؛ بلکه این است که چگونه و تا چه اندازه از آن استفاده کنیم تا به جای کاهش قدرت فکر کردن، توانایی انسان را افزایش دهد؟
«دریا» در گفتوگو با علیرضا پزشکیان، مدرس دورههای تخصصی فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی و مدیر آموزشگاه فنی و حرفه ای آزاد اُکسین، درباره فرصتها و آسیبهای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، شیوه صحیح استفاده دانشآموزان و دانشجویان از ابزارهای هوشمند، ضرورت آموزش سواد هوش مصنوعی، ظرفیت مؤسسات آموزشی و همچنین توان تخصصی هرمزگان گفتوگو کرده است.
دریا: اگر بخواهیم بحث را از مهمترین دغدغه امروز خانوادهها، مدارس و دانشگاهها شروع کنیم، آیا باید نگران استفاده دانشآموزان و دانشجویان از هوش مصنوعی باشیم؟
به نظر من مسئله اصلی ما «استفاده یا عدم استفاده از هوش مصنوعی» نیست؛ مسئله اصلی، کیفیت استفاده، میزان وابستگی و هدفی است که فرد از این فناوری دنبال میکند.
هوش مصنوعی میتواند برای یک دانشآموز به یک معلم خصوصی ۲۴ ساعته تبدیل شود و همان ابزار، اگر نادرست استفاده شود، میتواند به وسیلهای برای تقلب و کاهش تلاش ذهنی تبدیل شود. تفاوت این دو در خود فناوری نیست؛ در شیوه استفاده انسان از فناوری است. فرض کنید دانشآموز یک سؤال ریاضی را وارد هوش مصنوعی کند و فقط بگوید: «جواب این سؤال را به من بده.» پاسخ را دریافت میکند، اما لزوماً چیزی یاد نگرفته است.
حالا همان دانشآموز بگوید: «من این سؤال را اینگونه حل کردهام؛ راهحل من را بررسی کن، ایرادم را بگو و توضیح بده کجای کار اشتباه کردهام.» در این حالت، هوش مصنوعی میتواند نقش یک دستیار آموزشی را ایفا کند؛ روش حل دانشآموز را بررسی کند، اشتباهاتش را توضیح دهد و حتی مسیرهای دیگری برای رسیدن به پاسخ پیشنهاد کند. بنابراین مسئله این نیست که هوش مصنوعی در آموزش باشد یا نباشد؛ مسئله این است که AI در خدمت یادگیری قرار بگیرد، نه اینکه جای یادگیری را بگیرد.
دریا: بنابراین از نگاه شما، مهمتر از آموزش کار با ابزارهای هوش مصنوعی، آموزش نحوه استفاده صحیح از آن است؟
دقیقاً.امروز در سطح بینالمللی نیز بحث از صرفاً «کار با ابزار» فراتر رفته است. نهادهایی مانند یونسکو، یونیسف و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی یا OECD بر موضوعاتی مانند درک عملکرد هوش مصنوعی، ارزیابی انتقادی خروجیها، استفاده مسئولانه و توانایی تشخیص خطا تأکید دارند. ما نباید تصور کنیم هر چیزی که هوش مصنوعی میگوید، الزاماً درست است. AI ممکن است پاسخی بسیار دقیق و مطمئن ارائه کند، اما همان پاسخ میتواند اشتباه باشد.
بنابراین دانشآموز یا دانشجو باید بتواند سؤال بپرسد، پاسخ بگیرد، آن را بررسی کند، منابع را ارزیابی کند و در نهایت پاسخ را با دانش و واقعیت تطبیق دهد. به بیان ساده، باید از هوش مصنوعی پاسخ بگیریم، اما فکر کردن را به آن واگذار نکنیم.
دریا: هوش مصنوعی چه مزایایی برای دانشآموزان و دانشجویان دارد؟
اگر درست استفاده شود، مزایای آن بسیار زیاد است.
هوش مصنوعی میتواند یادگیری را شخصیسازی کند، ایده تولید کند، برای پژوهش موضوع پیشنهاد دهد، یک مسئله را از زوایای مختلف بررسی کند و به دانشآموز یا دانشجو کمک کند نقاط ضعف خود را بهتر بشناسد. برای مثال، دانشآموز میتواند ایده یک پروژه علمی را مطرح کند و از هوش مصنوعی بخواهد چند مسیر پژوهشی برای آن پیشنهاد دهد. اما قرار نیست همان پیشنهاد را عیناً تحویل دهد؛ باید از آن ایده بگیرد، آن را بررسی و توسعه دهد و در نهایت خروجیای تولید کند که حاصل فهم و تلاش خودش باشد. یکی دیگر از ظرفیتهای بسیار مهم، کمک به دانشآموزان و کودکان دارای معلولیت است. هوش مصنوعی میتواند متن را به صوت و صوت را به متن تبدیل کند، ترجمه انجام دهد و مطالب پیچیده را متناسب با سطح یادگیری فرد سادهتر کند.برای دانشآموزی که دریافت یک متن تخصصی برایش دشوار است، AI میتواند همان محتوا را با زبان سادهتر توضیح دهد. این ظرفیت میتواند در افزایش دسترسی و عدالت آموزشی بسیار مؤثر باشد. اما در کنار این فرصتها، یک خطر جدی نیز وجود دارد: وابستگی و تنبلی ذهنی. اگر دانشآموز همیشه به جای تلاش برای حل مسئله، پاسخ آماده دریافت کند، به مرور ممکن است مهارتهایی مانند استدلال، حل مسئله، تفکر انتقادی و حتی تحمل ذهنی برای تلاش و یادگیری در او ضعیف شود.
دریا: آیا برای مقاطع مختلف تحصیلی باید آموزش هوش مصنوعی متفاوت باشد؟
قطعاً.آموزش هوش مصنوعی باید متناسب با سن، سطح دانش و هدف فرد باشد.دانشآموز مقطع ابتدایی ابتدا باید با مفهوم هوش مصنوعی، کاربردهای ساده و شیوه درست استفاده از آن آشنا شود. در مقاطع بالاتر میتوان آموزش را به سمت پژوهش، تولید محتوا، حل مسئله و پروژههای تخصصیتر برد. دانشجو نیز باید بتواند هوش مصنوعی را در رشته تخصصی خودش به کار بگیرد؛ برای مثال یک دانشجوی مهندسی، پزشکی، حقوق، اقتصاد یا هنر میتواند کاربردهای متفاوتی از این فناوری داشته باشد. نکته مهم این است که نباید تصور کنیم همه افراد باید فقط از یک ابزار استفاده کنند. امروز ابزارهای مختلفی برای پژوهش، تولید تصویر، تحلیل داده، برنامهنویسی، تولید محتوا و کاربردهای تخصصی وجود دارد. بنابراین هدف، یاد دادن نام یک ابزار نیست؛ هدف، آموزش مهارت استفاده از هوش مصنوعی است.
دریا: این روزها زیاد درباره «پرامپت» صحبت میشود. پرامپتنویسی چقدر اهمیت دارد؟
اهمیت زیادی دارد، چون یکی از مهارتهای اساسی کار با هوش مصنوعی، توانایی بیان دقیق خواسته است.اگر خواسته ما مبهم باشد، خروجی نیز معمولاً دقیق نخواهد بود. هرچه هدف، زمینه، محدودیتها، اطلاعات موجود و نوع خروجی مورد انتظار را شفافتر بیان کنیم، احتمال دریافت پاسخ مناسب بیشتر میشود. اما من معتقدم پرامپتنویسی نباید به یک هدف مستقل تبدیل شود. مهمتر از اینکه فرد یک پرامپت پیچیده بنویسد، این است که بداند چه مسئلهای دارد، چه اطلاعاتی در اختیار AI قرار میدهد و چگونه باید خروجی آن را ارزیابی کند. در نهایت، هدف از تعامل با AI گرفتن یک متن آماده نیست؛ هدف این است که بتوانیم با کمک آن بهتر فکر کنیم، بهتر تحلیل کنیم و مسئله را مؤثرتر حل کنیم.
دریا: یکی از دغدغههای خانوادهها و جوانان این است که آیا آموزش هوش مصنوعی میتواند به یک مهارت معتبر و گواهینامه منتهی شود؟
بله، اما اعتبار یک گواهینامه زمانی معنا پیدا میکند که پشت آن یک نظام آموزشی و ارزیابی معتبر وجود داشته باشد. در سازمان آموزش فنی و حرفهای، آموزش صرفاً به برگزاری کلاس محدود نمیشود. استانداردهای آموزشی باید مشخص کنند فرد چه مهارتهایی را کسب میکند، مدرس چه توانمندیهایی باید داشته باشد و در پایان، مهارت فرد چگونه ارزیابی شود. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چون اگر فردی بگوید «گواهینامه مهارت هوش مصنوعی دارم»، کارفرما باید بتواند تا حد قابل قبولی به آن اعتماد کند و بداند این فرد واقعاً مهارتهای مورد نیاز را کسب کرده است.
بنابراین در حوزه هوش مصنوعی نیز باید از مدرکگرایی فاصله بگیریم و به سمت مهارتمحوری حرکت کنیم.
دریا: شما سالها در حوزه آموزش فناوری اطلاعات فعالیت کردهاید. وضعیت ظرفیتهای آموزشی هوش مصنوعی در هرمزگان را چگونه ارزیابی میکنید؟
هرمزگان از نظر نیروی انسانی و ظرفیت تخصصی، ظرفیت قابل توجهی دارد. در حوزه آموزش فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی نیز مدرسین و مجموعههای تخصصی در استان فعالیت میکنند. در حوزه استانداردهای آموزشی فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی نیز ظرفیتهای تخصصی در استان وجود دارد و این نشان میدهد که هرمزگان صرفاً مصرفکننده دانش نیست و میتواند در تولید دانش و استاندارد آموزشی نیز نقش داشته باشد.با این حال، یک مسئله مهم وجود دارد: باید سازوکاری ایجاد شود که ظرفیت تخصصی داخل استان بتواند در پروژهها و دورههای آموزشی فرصت رقابت واقعی داشته باشد.این موضوع فقط به یک آموزشگاه یا یک مدرس مربوط نیست؛ بحث بر سر اقتصاد آموزش، اشتغال نیروهای متخصص و حفظ بخشی از گردش مالی خدمات تخصصی در داخل استان است.
دریا: یعنی صنایع و دستگاههای اجرایی استان گاهی ظرفیت داخلی را نادیده میگیرند؟
در برخی موارد چنین اتفاقی میافتد.فرض کنید یک صنعت برای برگزاری یک دوره تخصصی، مدرس را از تهران یا شهر دیگری دعوت میکند. علاوه بر دستمزد مدرس، هزینههایی مانند بلیت، اقامت و رفتوآمد نیز پرداخت میشود؛ در حالی که ممکن است همان تخصص در بندرعباس وجود داشته باشد. اگر تخصص مورد نیاز در استان وجود داشته باشد و مدرس و مجموعه آموزشی توان ارائه خدمات را داشته باشند، استفاده از ظرفیت داخلی میتواند بخشی از هزینهها را کاهش دهد و در عین حال به توسعه نیروی انسانی و اقتصاد استان کمک کند.تأکید من این نیست که صرفاً به دلیل بومی بودن از یک مدرس استفاده شود. اگر تخصصی در استان وجود ندارد، طبیعی است که باید از ظرفیت خارج استان استفاده کرد؛ اما اگر همان تخصص در استان وجود دارد، باید فرصت رقابت عادلانه برای مجموعههای بومی فراهم شود.
دریا: ظرفیت مؤسسات آموزشی هوش مصنوعی را فقط باید در حوزه آموزش دانشآموز و دانشجو دید؟
خیر. این یکی از مهمترین نکاتی است که باید درباره آن فرهنگسازی شود.هوش مصنوعی فقط برای دانشآموز، دانشجو یا برنامهنویس نیست. صنایع، ادارات، دانشگاهها، شرکتهای خصوصی، کسبوکارهای کوچک، خانوادهها و حتی مشاغل سنتی میتوانند از این فناوری استفاده کنند. یک آشپز میتواند از AI برای ایدهپردازی منو، ترکیب مواد اولیه، محاسبه هزینه و طراحی محصولات جدید استفاده کند. یک قالیباف میتواند برای طراحی نقش و ترکیب رنگ از آن کمک بگیرد. یک کسبوکار خانگی نیز میتواند برای تولید محتوا، تبلیغات، شناخت مشتری و برنامهریزی فروش از هوش مصنوعی استفاده کند.بنابراین هوش مصنوعی قرار نیست فقط ابزار مهندسان کامپیوتر باشد؛ میتواند به ابزار افزایش بهرهوری در بسیاری از مشاغل تبدیل شود.
دریا: این کاربردها واقعاً وارد زندگی روزمره شدهاند یا هنوز بیشتر شبیه آیندهنگری هستند؟
بخش قابل توجهی از این روند همین حالا آغاز شده است. یکی از مسیرهای مهم، ترکیب هوش مصنوعی با اینترنت اشیا و سیستمهای هوشمند است.برای مثال، در یک خانه هوشمند، سیستم میتواند اطلاعات سنسورها، مصرف انرژی، کیفیت هوا و الگوهای رفتاری را دریافت و تحلیل کند و بر اساس آن پیشنهاد یا اقدام مشخصی انجام دهد.تصور کنید یک سیستم هوشمند موجودی مواد غذایی خانه را بررسی کند و وقتی یک کالا به حداقل تعیینشده رسید، قیمت آن را در فروشگاههای مختلف بررسی و حتی در صورت فراهم بودن زیرساخت، فرآیند سفارش را انجام دهد.این روند نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال حرکت از مرحله «پاسخ دادن به سؤال» به سمت «انجام دادن بخشی از کار» است.در این مرحله، موضوع فقط چت کردن با یک مدل هوش مصنوعی نیست؛ بلکه سیستمهای عاملمحور میتوانند برای رسیدن به یک هدف مشخص، چند مرحله از یک فرایند را برنامهریزی و اجرا کنند. ما باید خودمان را برای این مرحله آماده کنیم.
دریا: نمونه دیگری از کاربردهای روزمره هوش مصنوعی که برای مردم ملموس باشد وجود دارد؟
بله. امروز در کشورهای مختلف، هوش مصنوعی و رباتها در حوزههایی مانند فرودگاهها، مراکز خدماتی و گردشگری مورد استفاده قرار گرفتهاند.تصور کنید وارد یک فرودگاه شوید، زبان کشور مقصد را ندانید و یک سامانه هوشمند بتواند به زبان شما با شما تعامل کند، مسیر را نشان دهد، خدمات مورد نیاز را پیشنهاد کند و حتی در انجام بخشی از فرایندهای رزرو و برنامهریزی کمک کند.این روند نشان میدهد که AI از مرحله «پاسخ دادن به سؤال» عبور کرده و به سمت تعامل، تصمیمسازی و انجام وظایف حرکت میکند.
دریا: پس چرا وقتی از هوش مصنوعی در مدارس و دانشگاهها صحبت میشود، نخستین چیزی که به ذهن میرسد تقلب است؟
چون یکی از سادهترین و در عین حال سطحیترین کاربردهای AI، تولید پاسخ آماده است.امروز ممکن است دانشآموز یا دانشجو از هوش مصنوعی بخواهد تکلیف یا مقاله را برای او آماده کند. خروجی ممکن است از نظر ظاهری بسیار مرتب و حرفهای باشد، اما این الزاماً به معنای یادگیری نیست. یک دانشجو ممکن است با کمک AI مقالهای بسیار خوب تحویل دهد، اما اگر از او درباره محتوای مقاله سؤال شود، نتواند از آن دفاع کند.این مسئله نشان میدهد که کیفیت ظاهری خروجی لزوماً به معنای کیفیت یادگیری نیست.به همین دلیل باید فرهنگ استفاده از AI را تغییر دهیم.به جای اینکه بپرسیم:«چگونه کاری کنیم هوش مصنوعی تکلیف ما را انجام دهد؟»،باید بپرسیم:«چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم تا خودمان بهتر یاد بگیریم، بهتر تحلیل کنیم و بهتر مسئله حل کنیم؟»
دریا: پس راهحل چیست؟ ممنوعیت؟
به نظر من ممنوعیت مطلق راهحل پایدار نیست.فناوری وارد زندگی ما شده و نمیتوان دانشآموز و دانشجو را برای همیشه از آن جدا کرد. آنچه باید آموزش داده شود، سواد استفاده از هوش مصنوعی است.فرد باید یاد بگیرد سؤال مناسب بپرسد، پاسخ را ارزیابی کند، منابع را بررسی کند، خطاهای احتمالی AI را تشخیص دهد، اطلاعات شخصی و محرمانه را بدون ضرورت در اختیار ابزارهای هوش مصنوعی قرار ندهد و در نهایت خودش مسئول تصمیمگیری باشد.البته این به معنای استفاده بدون محدودیت نیست. مدرسه و دانشگاه باید برای استفاده از AI قواعد مشخصی داشته باشند؛ مشخص باشد چه نوع استفادهای مجاز است، چه نوع استفادهای تخلف محسوب میشود و دانشآموز یا دانشجو در چه مواردی باید استفاده از AI را اعلام کند.
دریا: خانوادهها برای اینکه فرزندشان استفاده سالمی از هوش مصنوعی داشته باشد چه کار کنند؟
مهمترین کار این است که خانواده از فناوری نترسد و در عین حال استفاده از آن را هم رها نکند. به جای اینکه صرفاً بگوییم «حق نداری از هوش مصنوعی استفاده کنی»، بهتر است بپرسیم:«برای چه کاری از آن استفاده کردی؟ چه سؤالی پرسیدی؟ چه پاسخی گرفتی؟ از کجا فهمیدی پاسخ درست است؟»این نوع گفتوگو باعث میشود کودک و نوجوان به جای پنهان کردن استفاده خود از فناوری، درباره آن فکر کند و شیوه درست استفاده را یاد بگیرد.همچنین خانواده باید بیشتر از اینکه فقط نتیجه نهایی را ببیند، به فرایند یادگیری توجه کند.
دریا: اگر بخواهید یک مطالبه مشخص از مدیران استان، صنایع و دستگاههای اجرایی داشته باشید، آن مطالبه چیست؟
مطالبه من روشن است: به ظرفیت تخصصی داخل استان اعتماد کنید و فرصت رقابت عادلانه بدهید. هرمزگان فقط نفت، فولاد، معدن، بندر و دریا نیست؛ نیروی انسانی متخصص نیز بخشی از سرمایه استان است. اگر تخصص مورد نیاز در استان وجود دارد، مجموعههای بومی باید بتوانند در فرآیند انتخاب مدرس و خرید خدمات آموزشی حضور داشته باشند و توانایی خود را اثبات کنند. ما نمیگوییم صرفاً به دلیل بومی بودن باید از یک مدرس یا مجموعه استفاده شود. معیار باید تخصص، کیفیت، سابقه و توانایی ارائه خدمت باشد؛ اما مجموعههای داخلی نیز باید فرصت رقابت داشته باشند.این موضوع هم به نفع صنعت است، هم به نفع بخش خصوصی و نیروی انسانی متخصص و در نهایت به نفع اقتصاد استان.
دریا: اگر بخواهید در پایان این گفتوگو یک پیام کوتاه به دانشآموزان، دانشجویان، خانوادهها و مدیران استان بدهید، چه میگویید؟
به دانشآموز و دانشجو میگویم:از هوش مصنوعی نترس، اما اجازه نده هوش مصنوعی به جای تو فکر کند. به خانواده میگویم: فرزندتان را از فناوری جدا نکنید؛ او را برای استفاده درست از آن آماده کنید.به مدارس و دانشگاهها میگویم: هوش مصنوعی را فقط تهدید نبینید؛ آن را با چارچوب مشخص وارد فرایند یادگیری کنید.به صنایع و ادارات استان هم میگویم: اگر تخصص مورد نیاز شما در هرمزگان وجود دارد، قبل از اینکه برای استفاده از ظرفیت خارج استان هزینه کنید، فرصت رقابت را به نیروها و مجموعههای متخصص داخل استان نیز بدهید.و در نهایت به مدیران استان میگویم: مسئله هرمزگان فقط کمبود ظرفیت نیست؛ بخشی از مسئله، شناسایی، اعتماد و استفاده درست از ظرفیت موجود است.هوش مصنوعی قرار نیست انسان را حذف کند؛ اما انسانهایی که یاد میگیرند چگونه از آن درست استفاده کنند، احتمالاً فرصتهای بیشتری نسبت به کسانی خواهند داشت که این مهارت را یاد نگرفتهاند.بنابراین مسئله امروز ما این نیست که «هوش مصنوعی داشته باشیم یا نداشته باشیم». مسئله این است که یاد بگیریم چگونه از آن برای یادگیری، تولید، حل مسئله، افزایش بهرهوری و بهتر زندگی کردن استفاده کنیم؛ نه صرفاً برای گرفتن یک پاسخ آماده.اگر این فرهنگ را درست ایجاد کنیم، هوش مصنوعی میتواند برای هرمزگان نه فقط یک ابزار آموزشی، بلکه فرصتی برای توسعه مهارت، اشتغال، کسبوکار و اقتصاد دانشبنیان باشد.

