دریانیوز//باز هم فهرست برترینهای کنکور منتشر شد و باز هم در میان رتبههای یک، دو، سه و رتبههای تکرقمی، نامی از هرمزگان دیده نشد؛ استانی که سالهاست درباره ظرفیتهای انسانی، استعدادهای درخشان و آیندهسازانش سخن گفته میشود، اما هر سال هنگام اعلام نتایج کنکور، جای نام هرمزگان در میان برترینها خالی است.این غیبت دیگر نمیتواند صرفاً یک اتفاق آماری یا حاصل «شانس» و «تلاش فردی» تلقی شود.
وقتی یک استان سالها در میان رتبههای برتر کنکور سهم قابلتوجهی ندارد، باید به جای عبور ساده از کنار این واقعیت، پرسید مشکل کجاست؟آیا دانشآموز هرمزگانی کماستعدادتر از دانشآموز دیگر استانهاست؟ قطعاً نه.پس مسئله را باید جای دیگری جستوجو کرد؛ در کیفیت و عدالت آموزشی، در امکانات مدارس، در کمبود معلم، در فرسودگی بخشی از مدارس، در ضعف تجهیزات آموزشی و آزمایشگاهی، در شرایط اقتصادی خانوادهها و در فاصلهای که میان دانشآموز برخوردار و دانشآموز محروم روزبهروز بیشتر میشود و در حوزه مدیریتی.
کنکور، فقط آزمون چند ساعت نشستن پشت یک میز نیست. نتیجه کنکور حاصل سالها آموزش، امکانات، آرامش، تغذیه، کتاب، معلم، مشاور، کلاس تقویتی و توان مالی خانواده است. بنابراین وقتی از موفقیت یک دانشآموز در کنکور سخن میگوییم، نباید فقط چند ماه پایانی و ساعت مطالعه او را ببینیم؛ باید ببینیم از چه مدرسهای آمده، چه معلمانی داشته، چه امکاناتی در اختیارش بوده و خانوادهاش تا چه اندازه توانستهاند هزینههای مسیر موفقیت را تأمین کنند.در هرمزگان، این پرسشها پاسخهای نگرانکنندهای دارد.
استانی که با مشکلات اقتصادی و اجتماعی گسترده دستوپنجه نرم میکند، نمیتواند انتظار داشته باشد دانشآموزانش در یک رقابت کاملاً برابر با دانشآموزانی قرار بگیرند که خانوادههایشان توان پرداخت هزینههای سنگین کلاسهای تقویتی، مشاوره، آزمونهای آزمایشی، کتابهای کمکآموزشی و تست و دیگر خدمات آموزشی را دارند.امروز برای بسیاری از خانوادههای هرمزگانی، خرید لوازمالتحریر، کتاب و نیازهای اولیه تحصیل نیز به یک دغدغه جدی تبدیل شده است و آمار بازماندگان از تحصیل بالاست. در چنین شرایطی چگونه میتوان از خانوادهای که برای تأمین نیازهای روزمره زندگی خود با مشکل مواجه است، انتظار داشت صدها میلیون تومان برای آمادگی کنکور هزینه کند؟این یک رقابت نابرابر است.
دانشآموز محروم ممکن است همان هوش، انگیزه و استعداد دانشآموز برخوردار را داشته باشد، اما وقتی به کتابخانه مناسب، اینترنت پایدار، رایانه، کلاس تقویتی، مشاور تحصیلی، معلم کافی و امکانات آموزشی دسترسی ندارد، طبیعی است که فاصله ایجاد شود.حتی مدارس خاص هرمزگان نیز از این مشکلات در امان نماندهاند. مدرسهای که قرار است محل تجمع استعدادهای برتر باشد، اگر با کمبود معلم، کمبود کلاس، ضعف تجهیزات آزمایشگاهی، مشکلات برودتی و دیگر کمبودهای آموزشی مواجه باشد، چگونه میتواند دانشآموز را برای رقابت با بهترینهای کشور آماده کند؟مشکلات وحاشیه های مدیریتی نیز در برخی از این مدارس هم دیده
می شود و دانش آموزان قربانی حاشیه ها، ضعف هاو دعواهای مدیریتی هستند. این در حالی است که بسیاری از دانشآموزان همین مدارس برای موفقیت در کنکور مجبورند خارج از مدرسه به کلاسهای تست و کنکور مراجعه کنند؛ یعنی خانواده باید دوباره برای آموزش فرزندش هزینه کند.
در چنین شرایطی، مدرسه دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیاز دانشآموز نیست.از سوی دیگر، سالهاست موضوع «دانش آموزگزینی» نیز به یکی از چالشهای جدی عدالت آموزشی تبدیل شده است. برخی مدارس به دلیل برخورداری بیشتر از معلم، امکانات و سابقه آموزشی، متقاضیان بیشتری دارند و طبیعتاً امکان ورود به آنها برای همه دانشآموزان یکسان نیست.نتیجه این میشود که دانشآموز مستعدی که در یک خانواده محروم زندگی میکند، ممکن است فقط به دلیل شرایط اقتصادی یا محل زندگی، از تحصیل در مدرسهای با کیفیت بالاتر محروم شود.این همان جایی است که عدالت آموزشی باید وارد میدان شود.حتی تلاشهایی از سوی بخش خصوصی و نهادهای اقتصادی استان برای ایجاد مدارس مجهز و استاندارد نیز آنگونه که انتظار میرفت به نتیجه نرسیده است.
اگر ظرفیتهایی مانند اتاق بازرگانی و بنگاههای اقتصادی استان برای ایجاد یک مجتمع آموزشی مدرن و مجهز پای کار میآیند، چرا باید مسیر همکاری به مانع برخورد کند؟هر مدرسه استانداردی که برای دانشآموزان مستعد محروم ساخته نمیشود، در واقع یک فرصت از دسترفته برای آینده هرمزگان است.مسئله دیگر، نیروی انسانی آموزش و پرورش است. کمبود معلم و دبیر در بخشهایی از استان، مسئلهای نیست که بتوان آن را با برگزاری مراسم، شعار و گزارشهای آماری حل کرد. کیفیت آموزش، پیش از هر چیز به معلم وابسته است.معلمی که با دغدغه معیشت، مسکن و مشکلات زندگی دستوپنجه نرم میکند، نیازمند حمایت و آرامش است. نمیتوان از معلم انتظار داشت با تمام توان برای ساختن آینده دانشآموزان تلاش کند، اما مشکلات حرفهای و معیشتی او را نادیده گرفت.
در کنار آن، آموزش و پرورش نباید محل آزمون و خطای مدیریتی و انتصابهای صرفاً سیاسی باشد که در ادوار مختلف شاهد آن بوده ایم. این حوزه مستقیماً با آینده صدها هزار کودک و نوجوان ارتباط دارد. مدیریت آموزش و پرورش باید بر پایه تخصص، تجربه، توان مدیریتی و شناخت واقعی از مسائل تعلیم و تربیت انتخاب شود، نه ملاحظات دیگری که ارتباطی با کیفیت آموزش ندارند.اما امسال یک عامل مهم دیگر را نیز نمیتوان نادیده گرفت: شرایط جنگی.دانشآموز هرمزگانی در سالی که باید با آرامش درس بخواند، امتحان بدهد و برای کنکور آماده شود، با اضطراب ناشی از جنگ مواجه بود. صدای انفجار، نگرانی از حملات، اخبار شهادت دانش آموزان و هماستانیها و اضطراب خانوادهها، شرایط عادی تحصیل را از بسیاری از دانشآموزان گرفت.شهادت ۱۶۸ دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، یک فاجعه انسانی و آموزشی بزرگ بود؛ فاجعهای که آثار روحی آن فقط به خانوادههای داغدار محدود نمیشود و بر فضای عمومی دانشآموزان استان نیز اثر میگذارد.
دانشآموزی که در چنین شرایطی امتحان میدهد یا در کنکور شرکت میکند، قطعاً شرایط روانی مشابه دانشآموزی که در محیطی آرام و امن درس خوانده است ندارد.از همین رو، انتظار میرود برای دانشآموزان هرمزگانی که در این شرایط سخت تحصیل و در آزمونهای مهم شرکت کردهاند، حمایتها و امتیازات ویژه و عادلانهای در نظر گرفته شود.آموزش مجازی نیز راهحل سادهای برای همه نیست. دانشآموزی که تلفن همراه، رایانه یا لپتاپ مناسب ندارد و از اینترنت ضعیف استفاده میکند، چگونه میتواند از آموزش آنلاین به اندازه دانشآموزی بهره ببرد که در خانه امکانات کامل آموزشی دارد؟ اینها جزئیات کوچکی نیستند؛ همین جزئیات در نهایت فاصله بزرگی میسازند.هرمزگان برای رسیدن به رتبههای برتر کنکور، پیش از هر چیز به «عدالت آموزشی» نیاز دارد. اگر میخواهیم چند سال دیگر نام دانشآموزان هرمزگانی را در میان رتبههای تکرقمی ببینیم، باید از امروز برای مدرسه و دانشآموز سرمایهگذاری کنیم.مدارس فرسوده باید نوسازی شوند. کمبود معلم باید جبران شود. تجهیزات آزمایشگاهی و آموزشی باید بهروز شود.
مدارس باید از امکانات مناسب برودتی برخوردار باشند. برای دانشآموزان مستعد محروم باید مسیرهای حمایتی ویژه ایجاد شود. کتاب و آموزش باکیفیت نباید فقط در اختیار خانوادههای ثروتمند باشد.و مهمتر از همه، باید پذیرفت که فقر آموزشی را نمیتوان با پنهان کردن آمارها از بین برد.هرمزگان استانی ثروتمند از نظر منابع، صنعت، دریا و ظرفیت اقتصادی است؛ اما اگر فرزندان همین استان از فرصت برابر برای آموزش برخوردار نباشند، ثروت واقعی استان یعنی سرمایه انسانی آن، به تدریج از دست خواهد رفت.رتبههای برتر کنکور فقط چند عدد در یک جدول نیستند. آنها نشانهای از کیفیت نظام آموزشی، فرصتهای برابر و میزان توجه یک جامعه به آینده فرزندانش هستند.
پس نبودن نام هرمزگان در میان برترینهای کنکور را نباید صرفاً به حساب کمکاری دانشآموزان گذاشت. این نتیجه باید برای مدیران و متولیان آموزش و پرورش یک زنگ هشدار جدی باشد. سال آینده اگر باز هم نام هرمزگان در فهرست رتبههای تکرقمی نبود، نباید فقط پرسید «چرا دانشآموزان رتبه نیاوردند؟»باید پرسید:برای آنکه دانشآموز هرمزگانی بتواند رتبه برتر شود، ما چه امکاناتی در اختیارش گذاشتهایم؟اگر پاسخ این سؤال روشن نباشد، مشکل از دانشآموز نیست؛ مشکل از فرصتهایی است که عادلانه توزیع نشدهاند.

