دریانیوز//بازگشایی مدارس باید نوید بازگشت نظم به زندگی خانوادهها و آغاز فصلی تازه برای دانشآموزان باشد، اما در هرمزگان، این روزها برای بسیاری از والدین و رانندگان، آغاز سال تحصیلی با دغدغهای فرساینده گره خورده است؛ صفهای طولانی بنزین که ساعتها از وقت مردم را میبلعد و گاهی برای دریافت تنها ۲۰ لیتر سوخت، دو تا سه ساعت و حتی بیشتر انتظار به شهروندان تحمیل میکند.در استانی که گرمای هوا، فاصلههای طولانی و وابستگی رفتوآمدهای روزمره به خودرو بدلیل عدم وجود حمل ونقل عمومی مناسب، سوخت را به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل کرده است، چنین وضعیتی دیگر یک نارضایتی ساده نیست؛ مسئلهای است که مستقیماً بر زندگی، معیشت، آرامش و برنامه روزانه مردم اثر میگذارد.
حالا با بازگشایی مدارس، ابعاد این مشکل گستردهتر شده و خانوادههایی که باید هر روز فرزندانشان را به مدرسه برسانند و به دنبال آنها بازگردند، در میان صفهای بیپایان جایگاههای سوخت گرفتار شدهاند.دغدغه خانوادهها فقط بنزین نیست.والدین هرمزگانی در شرایطی فرزندانشان را راهی مدرسه میکنند که هنوز خاطره تلخ حمله دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز، ولی و معلم در نهم اسفند سال گذشته از ذهن جامعه پاک نشده است. نگرانی درباره امنیت فرزندان، در کنار شرایط جنگی و اضطراب ناشی از آن، بهاندازه کافی بر دوش خانوادهها سنگینی میکند؛ با این حال، آنها باید برای رفتوآمد روزانه فرزندانشان با معضل دیگری نیز دستوپنجه نرم کنند: کمبود دسترسی آسان به سوخت و ساعتها معطلی در صف جایگاهها.در چنین شرایطی، سرویسهای مدارس نیز با مشکلات مضاعفی روبهرو هستند.
برخی رانندگان به دلیل دشواری تأمین سوخت و هزینههای رفتوآمد و…، از ادامه فعالیت انصراف دادهاند و رانندگانی که همچنان مسئولیت جابهجایی دانشآموزان را بر عهده دارند، ناچارند برای تأمین بنزین زمان قابلتوجهی از ساعات کاری خود را در صف بگذرانند. این وضعیت میتواند نظم سرویسدهی را مختل کند و هزینه و نگرانی بیشتری به خانوادهها تحمیل کند.پرسش روشن است: وقتی یک راننده سرویس باید ساعتها برای دریافت سهمیه محدود سوخت منتظر بماند، چگونه میتواند با آرامش و نظم، مسئولیت جابهجایی دانشآموزان را انجام دهد؟ وقتی پدر یا مادری برای رساندن فرزندش به مدرسه و رسیدن به محل کار، ناچار است زمان زیادی را در صف بنزین از دست بدهد، چه کسی پاسخگوی این اتلاف وقت و فشار مضاعف بر خانوادههاست؟مردم نباید هزینه ناهماهنگیها را بپردازند.
صفهای طولانی سوخت در هرمزگان، بهویژه با آغاز سال تحصیلی، نیازمند بررسی فوری و تصمیمهای عملیاتی است. آیا تعداد جایگاههای فعال و ظرفیت توزیع سوخت متناسب با نیاز روزانه مردم است؟ آیا خرابی نازلها، اختلال در عرضه، محدودیتهای سوختگیری یا سایر عوامل مؤثر بر تشکیل صفها بهطور دقیق بررسی شدهاند؟ آیا برای روزهای پرتردد و ساعات آغاز و پایان فعالیت مدارس، برنامه مشخصی وجود دارد؟ ترافیک بدلیل فعالیت خودروهای تک سرنشین در سایه کمبود اتوبوس و تاکسی و نبود مترو و… افزایش یافته است.پاسخ به این پرسشها باید بر پایه بررسی میدانی و آمار دقیق باشد؛ اما آنچه روشن است، ضرورت پایان دادن به وضعیتی است که شهروندان را ساعتها در صف نگه میدارد. نمیتوان از مردم انتظار داشت شرایط دشوار کشور را درک کنند، اما برای یکی از ابتداییترین نیازهای زندگی روزمره خود، بدون اطلاعرسانی شفاف و چشمانداز روشنی از حل مشکل، ساعتها معطل بمانند.از سوی دیگر، انتظار میرود مسئولان استانی از جایگاه نظارهگر خارج شوند و با حضور میدانی در جایگاههای سوخت، گفتوگو با رانندگان و بررسی روند توزیع، تصویر روشنی از دلایل شکلگیری صفها به دست آورند. استانداری، شرکت پخش فرآوردههای نفتی، دستگاههای نظارتی و دیگر نهادهای مرتبط باید با هماهنگی یکدیگر، راهکارهای کوتاهمدت و پایدار ارائه دهند.
افزایش عرضه در ساعات اوج تقاضا، رفع فوری خرابی تجهیزات، مدیریت توزیع و بررسی امکان تسهیل سوختگیری خودروهای خدماتی و سرویس مدارس، از جمله اقداماتی است که میتواند در دستور کار قرار گیرد؛ البته هر تصمیم باید بر اساس ظرفیت واقعی شبکه توزیع و بدون ایجاد اختلال تازه در تأمین سوخت سایر شهروندان اجرا شود.اما مسئله فقط عملکرد دستگاههای استانی نیست. هرمزگان استانی راهبردی برای اقتصاد و امنیت کشور است؛ استانی که مردمش در کنار تحمل دشواریهای معیشتی و هزینههای زندگی، در شرایط حساس نیز بار مسئولیتهای ملی را بر دوش میکشند. انتظار میرود تصمیمگیران ملی نیز مشکلات این استان را با نگاهی متناسب با شرایط خاص آن ببینند. نمیتوان از اهمیت راهبردی هرمزگان سخن گفت، اما در زمان مواجهه مردم با مشکلات روزمره، نیازهای آنان را به حاشیه راند.مردم این استان نه انتظار امتیاز ویژه دارند و نه خواهان نادیده گرفتن محدودیتهای کشور هستند؛ مطالبه آنها ساده است: دسترسی متعارف به سوخت، مدیریت درست منابع موجود و پایان دادن به معطلیهای غیرضروری.
مدرسه هم نباید با صف بنزین آغاز شود.بازگشایی مدارس، خود نیازمند برنامهریزی دقیق در حوزه حملونقل، امنیت، خدمات شهری و حمایت از خانوادههاست. اگر راننده سرویس نتواند سوخت مورد نیاز خود را بهموقع تأمین کند، اگر والدین برای رفتوآمد فرزندانشان ساعتها گرفتار صف شوند و اگر دانشآموزان از همان روزهای نخست سال تحصیلی با تأخیر و آشفتگی مواجه شوند، بخشی از هزینه ناکارآمدی در مدیریت سوخت مستقیماً بر دوش آموزش و آرامش خانوادهها خواهد افتاد.اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان بهجای اکتفا به توضیح درباره محدودیتها، نتیجه اقدامات خود را در زندگی روزمره مردم نشان دهند. مردم هرمزگان به وعدههای کلی نیاز ندارند؛ آنها میخواهند بدانند چرا باید برای ۲۰ لیتر بنزین ساعتها منتظر بمانند، چه زمانی این وضعیت بهبود مییابد و کدام دستگاه مسئول پیگیری و حل مسئله است.هر ساعت معطلی در صف بنزین، فقط از زمان یک راننده کم نمیکند؛ ممکن است به تأخیر یک سرویس مدرسه، نگرانی یک مادر، غیبت یا دیر رسیدن یک دانشآموز و عقب افتادن کار روزانه دهها خانواده منجر شود.
اینها هزینههایی هستند که شاید در آمارهای رسمی توزیع سوخت دیده نشوند، اما مردم هر روز آنها را با وقت، درآمد و آرامش خود میپردازند.هرمزگان در روزهای دشوار کشور، به همدلی و همراهی نیاز دارد؛ اما همدلی یکطرفه نیست. همانطور که مردم در شرایط حساس پای کار کشور ایستادهاند، مسئولان نیز باید در کنار آنان بایستند و اجازه ندهند مشکلات قابلمدیریت، به بحران روزمره خانوادهها تبدیل شود.صف بنزین نباید به بخشی عادی از زندگی مردم هرمزگان تبدیل شود. انتظار میرود مسئولان استانی و ملی، پیش از آنکه این معضل ابعاد گستردهتری پیدا کند، برای کوتاه شدن صفها، تسهیل رفتوآمد سرویسهای مدارس و کاهش فشار بر خانوادهها چارهای فوری بیندیشند. مردم حق دارند بدانند که صدای اعتراضشان شنیده شده و قرار نیست برای تأمین ابتداییترین نیاز زندگی، همچنان ساعتها در صف بمانند؛ در حالی که روزشان میگذرد، مدارس منتظرند و زندگی از حرکت بازنمیایستد.

