Site icon روزنامه دریا

میناب هنوز از زخم کودکانش می‌گوید

دریانیوز//در میان انبوه خبرها و تصویرهایی که هر روز از جهان مخابره می‌شود، گاهی چهره یک کودک، تمام حقیقت یک فاجعه را در خود جای می‌دهد؛ چهره دانش‌آموز مجروح مدرسه شجره طیبه میناب، تصویری تلخ از رنجی است که هیچ کودکی نباید تجربه کند و هیچ وجدانی نباید در برابر آن بی‌تفاوت بماند.بعضی تصاویر را نمی‌توان به‌سادگی تماشا کرد و از کنارشان گذشت. نگاهت می‌کنند، مکثت می‌دهند و پرسشی سنگین را در ذهنت زنده نگه می‌دارند؛ پرسشی درباره دنیایی که در آن کودکان، به‌جای آنکه با رؤیاهایشان شناخته شوند، گاهی با زخم‌هایشان به یاد آورده می‌شوند.تصویر دانش‌آموز مجروح مدرسه شجره طیبه میناب، از همین تصاویر است؛ تصویری که برای درک عمق اندوه آن، نیازی به شرح‌های طولانی ندارد. کافی است به چهره کودکی نگاه کنیم که باید در این سال‌های زندگی، نگران درس و امتحان و انتخاب مسیر آینده‌اش باشد، اما اکنون نشانه‌های درد بر چهره و دستانش دیده می‌شود. اینجا دیگر سخن از یک عکس معمولی نیست؛ سخن از کودکی است که امنیت، یکی از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی اوست.میناب، شهری در جنوب ایران، با مردمانی که زندگی‌شان با دریا، آفتاب و تلاش گره خورده است، اکنون در قاب این تصویر، روایتی فراتر از جغرافیا دارد.

روایت مدرسه‌ای که نامش با یادگیری و آینده پیوند خورده و دانش‌آموزانی که باید در محیطی امن، فرصت تجربه‌کردن کودکی را داشته باشند. وقتی رنج به فضای آموزش راه پیدا می‌کند، تنها دیوارهای یک مدرسه یا جسم چند دانش‌آموز آسیب نمی‌بیند؛ احساس امنیت خانواده‌ها و اعتماد جامعه به فردای فرزندانش نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد.مدرسه برای یک کودک، فقط ساختمانی با کلاس و نیمکت نیست. مدرسه جایی است که نخستین دوستی‌ها شکل می‌گیرد، استعدادها کشف می‌شوند و رؤیاهای کوچک، آرام‌آرام به هدف‌های بزرگ تبدیل می‌شوند. کودک در مدرسه می‌آموزد که آینده می‌تواند روشن باشد و تلاش امروز، راهی به سوی فردای بهتر باز کند. اما وقتی چنین فضایی با خشونت و رنج پیوند می‌خورد، معنای امنیت برای دانش‌آموز و خانواده‌اش دگرگون می‌شود.آنچه تصویر این دانش‌آموز را به روایتی فراموش‌نشدنی تبدیل می‌کند، فقط زخم‌های قابل مشاهده او نیست؛ بلکه تضاد تلخی است که در آن نهفته است.

از یک سو، چهره‌ای که هنوز نشانه‌های معصومیت کودکی را دارد و از سوی دیگر، آثار رنجی که هیچ کودکی نباید با آن روبه‌رو شود. این تضاد، ما را با حقیقتی دشوار مواجه می‌کند: کودکان همواره در شمار آسیب‌پذیرترین قربانیان خشونت‌اند، در حالی که کمترین سهم را در تصمیم‌هایی دارند که زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.در چنین شرایطی، همدردی اگرچه ضروری است، اما کافی نیست. کودکان آسیب‌دیده به مراقبت‌های پزشکی، حمایت روانی و همراهی مستمر نیاز دارند. خانواده‌های آنان نیز نباید در مسیر دشوار درمان و بازگشت به زندگی عادی تنها بمانند. حمایت از این دانش‌آموزان باید از مرز واکنش‌های احساسی عبور کند و به مسئولیتی پایدار در سطح جامعه و نهادهای مربوط تبدیل شود.از سوی دیگر، بررسی دقیق ابعاد حادثه، روشن‌شدن حقیقت و پاسخ‌گویی مسئولان مربوط، برای جلوگیری از فراموشی و تکرار چنین رنج‌هایی اهمیت اساسی دارد. دفاع از کودکان، نباید به زمان انتشار تصاویر تلخ محدود شود.

ارزش واقعی این همدلی زمانی آشکار می‌شود که برای حفظ جان، سلامت و امنیت آنان اقدام شود.روزنامه دریا، در روایت رنج مردم و به‌ویژه کودکان این سرزمین، صدای مطالبه‌ای روشن است؛ هیچ کودکی نباید هزینه خشونت را با سلامت، آرامش و آینده خود بپردازد. این مطالبه، نه به زمان وابسته است و نه به مرزهای جغرافیایی؛ زیرا حق کودکی‌کردن، حقی انسانی است.شاید زخم‌های این دانش‌آموز در گذر زمان بهبود یابد، اما مسئولیت ما با گذشت زمان پایان نمی‌پذیرد. نباید اجازه داد تصویر او تنها برای لحظاتی احساساتمان را برانگیزد و سپس در میان خبرهای تازه گم شود. باید به یاد داشته باشیم که پشت هر تصویر، انسانی ایستاده است؛ کودکی با نام، خانواده، آرزوها و آینده‌ای که حق دارد آن را در امنیت تجربه کند.میناب امروز فقط از زخم یک دانش‌آموز سخن نمی‌گوید؛ از مسئولیت بزرگ‌تری حرف می‌زند که بر دوش همه ماست. مسئولیت دیدن، فراموش‌نکردن و ایستادن در کنار کودکانی که بیش از هر چیز، به امنیت، آرامش و امید نیاز دارند.

Exit mobile version