دریانیوز//بعضی آدمها پس از رفتن، تنها در قاب عکسها و خاطرههای نزدیکانشان باقی میمانند؛ بعضی دیگر امضایی از خود در گوشهای از جهان به جا میگذارند که هر روز میتوان از کنار آن گذشت، بیآنکه بدانیم چه کسی روزی برای شکلگرفتنش وقت گذاشته است. درختان از همین یادگارها هستند؛ شاهدان خاموش زندگی انسانهایی که به ماندن، روییدن و ادامهداشتن باور داشتند.رضا پورطرق از آن دسته آدمها بود؛ مردی که نامش با سالها خدمت در حوزه بهداشت و درمان و تلاش خستگیناپذیر برای گسترش پوشش سبز ساحلی بندرعباس پیوند خورده است. او در کنار مسئولیت حرفهای خود، دلمشغولی بزرگ دیگری هم داشت.طبیعتی که زیر فشار توسعه شهری و دشواریهای اقلیمی، بیش از همیشه به مراقبت و همراهی انسان نیازمند است. خبر درگذشت او برای همکاران، دوستان و دوستداران محیط زیست هرمزگان، غروب تلخ یکی از وفادارترین همراهان طبیعت بود؛ انسانی که حاصل بخشی از تلاشهای بیدریغش را میتوان در درختان حرایی جستوجو کرد که در محدوده ساحلی بندرعباس، از جمله اطراف استانداری هرمزگان، ریشه دواندهاند.پورطرق در مرکز بهداشت فعالیت داشت و در سالهای خدمت، ارتباطی عمیق و فراتر از مناسبات اداری با اطرافیان خود برقرار کرده بود. اورا به خوشقلبی، مهربانی و شرافت اخلاقی می شناختند. هرجا دستش می رسید ،یاریگر دیگران بود.
ارزش کارنامه آدمها را نمیتوان تنها با عنوان شغلی سنجید، بلکه گاهی این ارزش در فرصتهایی آشکار میشود که برای دیگران فراهم کردهاند، در گرههایی که گشودهاند یا در امیدی که به زندگی کسی بازگرداندهاند.نام رضا پورطرق در بندرعباس، بیش از هر چیز با تلاش برای کاشت و گسترش درختان حرا گره خورده است؛ درختانی که در مرز خشکی و دریا میرویند و هویت زیستمحیطی سواحل جنوب ایران را شکل میدهند.جنگلهای حرا از مهمترین زیست بومهای ساحلی کشورند که در فراهمکردن زیستگاه برای آبزیان و پرندگان، حمایت از تنوع زیستی و حفاظت نسبی از سواحل در برابر فرسایش نقشی حیاتی دارند. اهمیت حرا فقط به منظره سرسبز آن در پهنه آبی خلیج فارس محدود نمیشود، بلکه این درختان بخشی از شبکه پیچیده حیات در محیطهای جزرومدیاند؛ جایی که آب، گلولای، ریشه و زندگی به هم پیوند میخورند.در چنین اقلیمی، کاشت درخت تنها آغاز راه است و نگهداری، آبیاری و حفاظت از نهالها به پیگیری مستمر نیاز دارد. آنچه از فعالیتهای پورطرق بهجا مانده، نشان میدهد که توسعه جنگلهای حرا در بخشهایی از ساحل بندرعباس، یادگاری ماندگار از همت مردمی اوست. در شهری که زندگی روزمره مردم با دریا و گرما گره خورده، حفظ این سرمایه طبیعی وظیفهای همگانی است و پورطرق سهم خود را در این مسیر با دستان خود ادا کرد.
درخت، برخلاف یادبودهای سنگی و ساختگی، با لوح و پلاک زنده نمیماند؛ باید رشد کند و در برابر آسیبها محافظت شود. بهترین راه پاسداشت تلاشهای کسی چون رضا پورطرق، حفاظت از همان طبیعتی است که او برایش وقت گذاشت.در روزگاری که مسائل زیستمحیطی به دغدغهای جدی برای شهرهای جنوبی تبدیل شده است، یادآوری تلاشهای فردی مانند او نباید تنها به ستایش گذشته محدود بماند؛ بلکه باید این پرسش را در ذهن ما ایجاد کند که ما برای حفظ طبیعت باقیمانده چه کردهایم؟ خبر درگذشت رضا پورطرق، موجی از اندوه را در دل همکاران و دوستانش برانگیخت. پیکر او یکم آبانماه، در زادگاهش «روستای سرزه» به خاک سپرده شد؛ اما یاد کسانی که عمر خود را صرف خدمت به مردم و طبیعت میکنند، به خاک محدود نمیماند.درختان حرا همچنان با جزرومد نفس میکشند، ریشههایشان را در خاک نمناک ساحل میگسترانند و به زندگی ادامه میدهند. آدمها میروند، اما ریشههایی که در زمین نشاندهاند، سالها پس از خاموشی صدایشان به رشد خود ادامه خواهند داد. شاید ماندگارترین یادمان رضا پورطرق نیز همین باشد. درختانی پابرجا و طبیعتی که برای زنده ماندن، هنوز به دستهای مهربان و مسئول ما نیاز دارد.

