دریانیوز//در هرمزگان، سال تحصیلی برای بسیاری از دانشآموزان نه از زنگ مدرسه، بلکه از یک پرسش تلخ آغاز میشود: آیا کلاس درس، معلم، تجهیزات و حتی امکانات اولیه برای آموختن فراهم است؟هرمزگان، با وجود ظرفیتهای اقتصادی و جایگاه راهبردی خود، همچنان در بخشهایی از نظام آموزشی با کمبودهای جدی دستوپنجه نرم میکند؛ کمبود معلم، کمبود فضای آموزشی، فرسودگی یا ناکافی بودن تجهیزات، ضعف امکانات آزمایشگاهی و مشکلات تجهیزات برودتی، تنها بخشی از واقعیت مدارس این استان است. این کمبودها دیگر نمیتواند صرفاً در قالب «مشکل آموزشی» تعریف شود؛ سخن از آینده نسلی است که حق دارد از آموزش باکیفیت و امکانات برابر برخوردار باشد.در برخی مدارس، حتی آنجا که انتظار میرود شرایط آموزشی مطلوبتر باشد، کمبود امکانات به چشم میآید.
مدارس استعدادهای درخشان و از جمله برخی مدارس فرزانگان نیز از این وضعیت مصون نماندهاند؛ از کمبود کلاس درس و نبود تختههای هوشمند و پیشرفته و کمبود رایانه گرفته تا دستگاههای تکثیر و تجهیزات مورد نیاز آموزشی و عدم اتصال به فیبر نوری. آزمایشگاهی که تجهیزات کافی نداشته باشد، چگونه میتواند دانشآموز را برای آموزش علمی و دانشگاه آماده کند؟ کلاسی که از امکانات پایه محروم باشد، چگونه میتواند با استانداردهای آموزشی امروز رقابت کند؟اما در هرمزگان، مسئله فقط کمبود تجهیزات آموزشی نیست؛ گرما نیز به یکی از موانع آموزش تبدیل شده است.کلاس درس در استانی با آبوهوای گرم و طاقتفرسا، بدون تجهیزات سرمایشی مناسب، عملاً از کارکرد آموزشی خود فاصله میگیرد. الزام دستگاههای متولی به خرید کولرهای داخلی، در شرایطی که بخشی از این تجهیزات در گرمای شدید جنوب دوام و کارایی مورد انتظار را ندارند، نیازمند بازنگری جدی است. سیاست حمایت از تولید داخلی قابل احترام است، اما نباید به قیمت افت کیفیت آموزش و تحمیل هزینههای چندباره به بیتالمال تمام شود.
اگر تجهیزات سرمایشی داخلی در شرایط اقلیمی خاص جنوب پاسخگوی نیاز مدارس نیست، دولت و مجلس باید برای استانهای جنوبی، با رعایت ضوابط شفاف و کارشناسی، امکان تأمین تجهیزات سرمایشی باکیفیت خارجی را نیز فراهم کنند. حمایت از تولید داخلی زمانی معنا دارد که محصول بتواند نیاز واقعی مردم را پاسخ دهد؛ نه اینکه برای مدارس کولر داخلی خریداری شود، زود خراب شوند و دوباره هزینه تعمیر یا تعویض آن بر دوش بودجه عمومی بیفتد.این مسئله باید با نگاه اقتصادی نیز بررسی شود. خرید کالایی که در شرایط اقلیمی منطقه عمر مفید مناسبی ندارد، الزاماً حمایت از بیتالمال نیست؛ گاهی درست برعکس، به معنای افزایش هزینههای پنهان، تعمیرات مکرر و هدررفت منابع عمومی است. راهکار، نه حذف تولیدکننده داخلی، بلکه رقابتی کردن بازار، ارتقای استانداردها و اجازه انتخاب کالای متناسب با اقلیم است.در کنار این مشکلات، نباید از بحران دیگری غافل شد: دانشآموزانی که ممکن است از مدرسه بازبمانند.افزایش هزینههای زندگی و گرانی لوازم مورد نیاز تحصیل، فشار سنگینی بر خانوادههای کمدرآمد وارد کرده است.
برای خانوادهای که چند فرزند محصل دارد، تهیه کیف، کفش، لباس مدرسه، نوشتافزار و دیگر ملزومات تحصیل میتواند به هزینهای سنگین و گاه غیرقابل تأمین تبدیل شود. اگر برای این گروه چارهای اندیشیده نشود، فقر اقتصادی میتواند به محرومیت آموزشی و سپس به بازتولید فقر در نسل بعد و افزایش آسیب های اجتماعی منجر شود.این همان نقطهای است که مسئولیت دولت، مجلس، خیرین مدرسهساز، صنایع وبنگاه های اقتصادی در راستای ایفای نقش مسئولیت های اجتماعی و همه نهادهای اجتماعی پررنگ میشود.دانشآموز محروم نباید قربانی محل تولد، وضعیت اقتصادی خانواده یا تعداد فرزندان یک خانواده شود. حق آموزش باکیفیت، حق همه کودکان است؛ نه امتیازی برای خانوادههایی که توان مالی بیشتری دارند.هرمزگان به یک برنامه اضطراری و بلندمدت برای نوسازی آموزشی نیاز دارد؛ برنامهای که صرفاً به ساخت چند مدرسه جدید محدود نباشد، بلکه کمبود معلم، توسعه فضاهای آموزشی، تجهیز آزمایشگاهها، تأمین رایانه و ابزارهای هوشمند، تکمیل تجهیزات سرمایشی و حمایت مستقیم از دانشآموزان کمبرخوردار را همزمان دنبال کند.
همچنین باید برای خانوادههای چندفرزندی کمبرخوردار، بستههای حمایتی واقعی و هدفمند برای آغاز سال تحصیلی در نظر گرفته شود؛ بستههایی که بتواند حداقل نیازهای دانشآموز برای حضور در مدرسه را تأمین کند. هیچ کودکی نباید به دلیل نداشتن کفش، لباس، کیف یا دفتر از کلاس درس فاصله بگیرد.هر دانشآموزی که به دلیل فقر از تحصیل بازمیماند، تنها یک صندلی خالی در کلاس نیست؛ یک فرصت از دسترفته برای آینده هرمزگان است.امروز باید پرسید چرا استانی با این همه ظرفیت، هنوز در تأمین ابتداییترین نیازهای آموزشی خود با مشکل مواجه است؟ چرا کمبود معلم و مدرسه همچنان پابرجاست؟ چرا برخی مدارس از تجهیزات پایه آموزشی و آزمایشگاهی محروماند؟ و چرا در طراحی سیاستهای تأمین تجهیزات، شرایط اقلیمی جنوب به اندازه کافی دیده نمیشود؟پاسخ به این پرسشها باید از سطح وعدههای سالانه عبور کند و به برنامه، بودجه، زمانبندی و نظارت عمومی برسد.
هرمزگان برای ساختن آینده خود به مدرسهای نیاز دارد که معلم کافی، کلاس استاندارد، آزمایشگاه مجهز، رایانه، تجهیزات هوشمند و سرمایش مناسب داشته باشد؛ و در کنار آن، دانشآموزی که دغدغه نان و هزینههای مدرسه، فرصت یادگیری را از او نگیرد.مدرسه نباید محل نمایش محرومیت باشد؛ باید نقطه آغاز رهایی از محرومیت باشد.اگر امروز برای آموزش هرمزگان هزینه نکنیم، فردا باید هزینه بسیار بزرگتری برای جبران عقبماندگیهای اجتماعی، اقتصادی و انسانی آن بپردازیم. وقت آن رسیده است که آموزش و پرورش هرمزگان از حاشیه تصمیمهای بودجهای خارج شود و به یکی از اولویتهای جدی دولت و مجلس تبدیل شود.زیرا آینده هرمزگان، پیش از آنکه در پروژههای بزرگ اقتصادی ساخته شود، در همین کلاسهای درس ساخته میشود.

