دریانیوز// در هیاهو جهان مدرن و چیرگی ابزار دیجیتال، شاید قصه ابزار تربیتی کهن است که در معرض فراموشی قرار دارد.
قصه فراتر از سرگرمی ساده یا وسیله خواباندن کودک است.قصه آزمایشگاه زنده برای تمرین زندگی و مواجهه با چالش دنیای پیرامون است. قصه با رشد شناختی و عاطفی و اخلاقی کودک پیوند دارد و به عنوان کلید بنیادین، درهای بسته تخیل را به سوی خلاقیت و هوش هیجانی باز میکند. کودک وقتی به روایت قصهگو گوش میسپارد ذهن او به پرواز درمیآید. این فضا فراتر از واقعیت ملموس است. این فرآیند بهترین فرصت برای ساختار فکری است.کودک با قهرمان داستان همزادپنداری میکند و طعم پیروزی، تلخی شکست، ارزش دوستی و اهمیت گذشت را بدون نیاز به آموزش خشک کلاسی میچشد. هر داستان بذری است که در زمین ذهن کودک کاشته میشود تا در آینده به درخت تنومند فضایل اخلاقی و استقامت در برابر سختی بدل شود. این اهمیت در اقلیم فرهنگی هرمزگان با تاریخ غنی و افسانههای دریایی پرکشش رنگ و بوی دوچندان دارد.
میراث شفاهی ما گنجینهای است که هنوز میتواند مفاهیم همزیستی با طبیعت، شجاعت در برابر طوفان و مهرورزی را به نسل جدید منتقل کند.قصه زبان مشترک میان نسل است و پل ارتباطی میان تجربه گذشتگان و پرسش کودکان امروز محسوب میشود. وقتی ما برای کودک قصه میگوییم تنها متن نمیخوانیم بلکه دنیایی میسازیم که کودک در آن میآموزد چطور در برابر مشکلات بایستد و چطور راه حل پیدا کند و چطور با دیگران تعامل داشته باشد. در گزارش پیش رو قصد داریم با نگاه عمیقتر به واکاوی این فرآیند حیاتی بپردازیم. بررسی میکنیم که هنر قصهگویی چطور ابزار کارآمد در دست والدین، مربیان و نظام آموزشی است و چطور مسیری روشن برای تربیت نسل پویا، خلاق و آگاه فراهم میکند. این نوشتار دعوتی است برای بازگشت به این میراث جادویی، پیش از آنکه غبار غفلت چراغ روشن قصه را در خانه ما خاموش کند و فرصت طلایی رشد کودکان به باد فراموشی سپرده شود.باید دانست که قصه، خشت اول بنای شخصیت کودک است و غفلت از آن، خسارتی جبرانناپذیر بر پیکره تربیت نسل آینده وارد میکند. این مسیر، راهی برای ساختن جامعهای بهتر است.
قصه؛ جایی که کودک احساساتش را تمرین میکند
سامیه خرمی نوبندی، روانشناس، رواندرمانگر، مؤلف، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در گفتگو با خبرنگار دریا اظهار داشت: قصه فقط برای خواباندن کودک نیست. گاهی کودک در قصه چیزی را تمرین میکند که هنوز در زندگی واقعی بلد نیست.وی افزود: کودکی که از تاریکی میترسد، از رفتن به مدرسه دلشوره دارد، با دوستش قهر کرده یا نمیداند با خشمش چه کار کند، همیشه نمیتواند درباره آنچه در درونش میگذرد حرف بزند. اما ممکن است وقتی داستان کودکی را میشنود که تجربهای شبیه او دارد، ناگهان بگوید: منم همینطوری میشم. همین جمله ساده میتواند شروع یک گفتوگوی مهم باشد. خرمی نوبندی با بیان اینکه کودک در قصه فقط با کلمات و تصاویر روبهرو نیست، ادامه داد: او با ترس، خشم، حسادت، تنهایی، شکست، انتخاب و حل مسئله مواجه میشود. داستان به او اجازه میدهد موقعیتهای مختلف را در ذهن خود تجربه کند، بدون اینکه الزاماً در همان لحظه در دنیای واقعی با آن موقعیت روبهرو باشد. از این منظر، قصه میتواند فرصتی برای رشد شناختی، زبانی، هیجانی و اجتماعی کودک فراهم کند.
وقتی کودک از شخصیت داستان حرف میزند، گاهی درباره خودش حرف میزند
این روانشناس و مدرس دانشگاه تأکید کرد: یکی از ویژگیهای مهم قصه این است که کودک میتواند احساسات خودش را از فاصلهای امن مشاهده کند. ممکن است کودک مستقیماً نگوید من از مدرسه میترسم، اما درباره شخصیت داستان بگوید: فکر کنم این بچه میترسه مامانش برنگرده. اینجا والد میتواند به جای اینکه سریع پاسخ درست را به کودک بگوید، بپرسد: چرا فکر میکنی اینطوریه؟ وی خاطرنشان کرد: این سؤال ساده کودک را تشویق میکند میان رفتار، احساس و فکر ارتباط برقرار کند. گفتوگو درباره داستان، بهویژه وقتی والد درباره علت رفتار شخصیتها، احساسات آنها و انتخابهایشان سؤال میکند، میتواند به رشد زبان، درک هیجان و توانایی دیدن موقعیت از زاویه دید دیگران کمک کند. قصه در اینجا فقط یک داستان نیست؛ تبدیل به فضایی برای فکر کردن میشود.
قصه به کودک میآموزد احساساتش را نامگذاری و بیان کند
خرمی نوبندی با بیان اینکه قصه میتواند به کودک زبان احساسات بدهد، اظهار داشت: گاهی کودک عصبانی است، اما در واقع ناامید یا ترسیده است. گریه میکند، اما شاید نتواند بگوید نگرانم. از رفتن به مدرسه امتناع میکند، اما ممکن است مسئله اصلی برای او جدایی از والد باشد. این مدرس دانشگاه، افزود: کودک برای شناخت و بیان هیجانهایش به واژه نیاز دارد. قصه میتواند این واژهها را در اختیار او قرار دهد؛ ترس، نگرانی، خجالت، حسادت، تنهایی، ناامیدی، خشم و امید. والد میتواند هنگام خواندن داستان بپرسد فکر میکنی الان چه احساسی دارد، به نظرت بیشتر ناراحت است یا عصبانی و اگر دوستش بودی چه کمکی میکردی. در این لحظه قصه فقط خوانده نمیشود؛ درباره احساسات گفتوگو میشود و کودک به تدریج یاد میگیرد احساسات را تشخیص دهد، نامگذاری کند و درباره آنها صحبت کند. وی با اشاره به اینکه پشت هر رفتار همیشه یک هیجان یا تجربه وجود دارد، تصریح کرد: قصه میتواند نگاه کودک را نسبت به رفتار دیگران هم تغییر دهد. ممکن است شخصیت داستان عصبانی باشد، اما پشت خشم او ترس وجود داشته باشد.
ممکن است کودکی دوستش را هل بدهد، اما پیش از آن احساس طردشدگی کرده باشد. ممکن است کسی دروغ بگوید، چون از پیامد گفتن حقیقت میترسد. این نگاه به کودک کمک میکند رفتار انسانها را فقط از روی ظاهرشان قضاوت نکند. خرمی نوبندی ادامه داد: فهمیدن دلیل یک رفتار به معنای تأیید آن رفتار نیست. کودک میتواند بفهمد چرا کسی عصبانی شده و در عین حال یاد بگیرد که کتک زدن یا آسیب زدن به دیگران قابل قبول نیست. این تمایز، بخش مهمی از رشد اجتماعی و اخلاقی کودک است.این مولف و پژوهشگر، با هشدار درباره تبدیل نشدن قصه به کلاس درس، اظهار داشت: یکی از اشتباههای رایج والدین این است که بعد از پایان هر داستان، فوراً به دنبال یک پیام اخلاقی باشند. در چنین شرایطی، قصه ممکن است از فرصتی برای فکر کردن به ابزاری برای نصیحت تبدیل شود؛ در حالی که ارزشمندترین قسمت داستان گاهی همان جایی است که کودک میتواند نظر متفاوتی داشته باشد. وی خاطرنشان کرد: به جای اینکه بگوییم جواب درست این است، میتوان پرسید اگر تو جای او بودی چه کار میکردی، فکر میکنی چرا این تصمیم را گرفت و راه دیگری هم برای حل این مشکل وجود داشت. اگر پاسخ کودک با انتظار ما متفاوت بود، بهتر است ابتدا بپرسیم چرا اینطور فکر میکنی. همین سؤال میتواند بیشتر از یک نصیحت مستقیم، کودک را وارد فرایند فکر کردن کند.
خرمی نوبندی با تأکید بر اینکه هر قصهای برای هر کودکی مناسب نیست، بیان داشت: داستان خوب لزوماً داستانی نیست که بیشترین پیام آموزشی را داشته باشد. سن کودک، سطح شناختی او، وضعیت هیجانی فعلی و محتوای داستان در انتخاب کتاب اهمیت دارند. داستانی که برای یک کودک جذاب و آموزنده است، ممکن است برای کودکی که در شرایط اضطرابی یا هیجانی خاصی قرار دارد، بیش از حد ترسناک یا سنگین باشد. همچنین نباید از قصه برای تهدید یا ترساندن کودک استفاده کنیم. اینکه به کودک بگوییم اگر حرف والد را گوش نکنی مثل شخصیت این داستان گرفتار میشوی، دیگر قصهخوانی تربیتی نیست؛ استفاده از داستان برای ایجاد ترس است. قصه باید فرصتی برای تجربه، فکر کردن و گفتوگو باشد، نه وسیلهای برای کنترل کودک. وی با بیان اینکه مهمتر از خود کتاب، رابطهای است که هنگام خواندن شکل میگیرد، ادامه داد: کودک فقط به داستان گوش نمیدهد. او صدای والد، توجه او، نگاه او و احساسی را که در کنار او تجربه میکند نیز دریافت میکند. به همین دلیل، قصهخوانی مشترک فقط انتقال محتوا نیست؛ یک تجربه ارتباطی است.
گاهی والد تصور میکند برای رشد کودک باید کتابی بسیار گرانقیمت و تخصصی تهیه کند، در حالی که شاید آنچه کودک بیشتر از هر چیز نیاز دارد، چند دقیقه نشستن آرام کنار والد، شنیده شدن و فرصت حرف زدن باشد. این روانشناس تصریح کرد: قصه زمانی تربیتی میشود که میان کودک و بزرگسال رابطه ایجاد کند. کودک در قصه فقط واژه یاد نمیگیرد؛ یاد میگیرد احساسات را بشناسد، درباره رفتارها فکر کند، دیدگاه دیگری را ببیند و برای مسائل مختلف راهحل تصور کند. و شاید مهمتر از همه، یاد میگیرد وقتی چیزی او را میترساند، ناراحت یا سردرگم میکند، میتواند درباره آن با یک بزرگسال امن حرف بزند. خرمی نوبندی در پایان خاطرنشان کرد: قصه قرار نیست جای تربیت یا در صورت وجود مشکلات جدی، جای مداخلات تخصصی روانشناختی را بگیرد. قصهخوانی معمولی با قصهدرمانی تخصصی یکسان نیست. اما وقتی قصه با توجه، رابطه و گفتوگو همراه میشود، میتواند به یکی از سادهترین و در عین حال عمیقترین فرصتهای رشد کودک تبدیل شود. شاید گاهی بهترین کاری که والد میتواند بعد از تمام شدن یک قصه انجام دهد، این نباشد که بگوید نتیجه داستان این بود که…؛ بلکه فقط بپرسد تو اگر جای او بودی چه کار میکردی. همین سؤال میتواند دریچهای باشد به دنیای ذهنی کودکی که شاید هنوز برای گفتن بسیاری از احساساتش، واژه کافی ندارد.

