دریانیوز//کیسهای رهاشده کنار جدول، بطری پلاستیکی در گوشه پارک، یا انباشت پسماند در اطراف مخازن؛ این تصاویر در بندرعباس و دیگر شهرهای استان، به بخشی از منظره روزمره تبدیل شدهاند. در نگاه نخست، این پدیدهای ساده و شاید سطحی به نظر برسد، اما اگر عمیقتر بنگریم، زباله در خیابان، شاخصی دقیق از کیفیتِ «قرارداد شهروندی» است؛ قراردادی میان مردم و مدیریت شهری که گویی در نقاطی دچار گسست شده است.وقتی خیابانی چهرهای نازیبا به خود میگیرد، عادت کردهایم که به دو جبهه تقسیم شویم: یا شهروندان را به «بیفرهنگی» متهم میکنیم یا مدیریت شهری را به «ضعف عملکرد» فرا میخوانیم. واقعیت اما در میانهی این دو قطب قرار دارد.
پاکیزگی شهر، یک فرایندِ یکسویه نیست؛ بلکه محصولِ همکاریِ هوشمندانه میان شهروندی است که مسئولیتپذیر است و مدیریتی که پاسخگو و مجهز است.بیایید از سهم شهروندان آغاز کنیم. رها کردن پسماند در معبر، تنها ریختن زباله نیست؛ بلکه تحمیل هزینهای به جیبِ عمومی شهر است. هر بطری یا لیوان یکبارمصرفی که به جای مخزن، به خیابان پرتاب میشود، هزینهای از بودجه شهر، زمانِ پاکبانان و سلامت محیط زیست را میبلعد. شهروند مسئول، کسی است که میداند «شهر، امتدادِ خانه اوست.» با این حال، تقلیل دادن این مسئله به «بیفرهنگی»، راهی به ترکستان است. شهروند در خلأ رفتار نمیکند.
اگر زیرساختهای لازم وجود نداشته باشد، اگر مخازن زباله در نقاط استراتژیک محله مستقر نباشند، یا اگر برنامه جمعآوری پسماند بینظم باشد، نمیتوان انتظار داشت که رفتار شهروندی به شکل معجزهآسا اصلاح شود. تجربه زیسته شهروندان در بندرعباس نشان میدهد که وقتی آنها برای تفکیک زباله یا قراردادنِ بهموقع آن اقدام میکنند، اما گاهی میبینند که خودروهای جمعآوری، تفاوتی میان پسماندِ خشک و تر قائل نیستند و همه را در یک مخزن میریزند، اعتمادشان به «نظامِ مدیریت شهری» سلب میشود. تفکیکِ نمایشی، بدون زنجیره بازیافتِ واقعی، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شهروند را نسبت به مشارکتِ آتی دلسرد میکند.در بافت ساحلی و گرمِ استان هرمزگان، این موضوع ابعادِ هشداردهندهای دارد. گرمای هوا، پسماندهای تر را در ساعات کوتاهی به کانونِ آلودگی و بوی تعفن تبدیل میکند. بادهای موسمی نیز زبالههای پلاستیکی سبک را به سرعت در جویهای آب، زمینهای خالی و در نهایت به سمت ساحل و دریا هدایت میکنند. در بندری که اقتصاد و معیشتِ مردماش با دریا گره خورده است، رهاسازی پسماند در خیابان، دیگر تنها یک مسئله «نظافتی» نیست؛ بلکه یک تهدید «اقتصادی و زیستمحیطی» است.
ریزپلاستیکها، اکوسیستمِ دریایی را نشانه رفتهاند و این یعنی هر کیسه زبالهای که به خیابان میافتد، به شکلی غیرمستقیم، بر سفرهی صیادان و گردشگران اثر میگذارد.در این میان، نباید فراموش کنیم که پشت این چرخه، انسانهایی ایستادهاند که شأن و احترامشان در فرهنگ عمومی گم شده است. پاکبانان، سربازانِ خط مقدمِ بهداشتِ شهر هستند. ما گاه چنان به حضورِ آنها عادت کردهایم که فکر میکنیم «بالاخره شهرداری تمیز میکند»؛ این ذهنیت، توهین به کرامتِ انسانی کارگرانی است که در دشوارترین شرایط آبوهواییِ جنوب، برای پاکیزگی شهر تلاش میکنند.
فرهنگسازی باید با احترام به پاکبان آغاز شود؛ یعنی از تولید زباله کمتر و تفکیکِ درست، تا قرار دادن پسماند در محلِ مناسب.راهحل، نه در کمپینهای مقطعی و نصب بنرهای شعارگونه، بلکه در ایجاد یک «نظامِ پاسخگو» نهفته است. آموزش باید از خانواده و مدرسه آغاز شود، اما در کنار آن، باید بازدارندگی قانونی و تشویقهای محلی نیز وجود داشته باشد. محلههایی که در کاهش تولید زباله و مدیریت آن پیشگاماند، باید از خدماتِ شهریِ بهتر یا فضاهای فرهنگیِ بیشتر بهرهمند شوند.
همچنین واحدهای تجاری، رستورانها و مراکز خرید که سهم بزرگی در تولید پسماند دارند، باید به عنوان شرکای مدیریت شهری، ملزم به رعایت پروتکلهای ویژه جمعآوری باشند.پاکیزگیِ خیابانهای ما، نشانهای از میزان احترامِ متقابل است. اگر مدیریت شهری، نظامِ جمعآوری را منظم وشفاف کند، و اگر شهروند، شهر را خانهی خود بداند، آنگاه میتوان از «شهرِ پاک» سخن گفت. امروز، زباله در خیابان، زنگ خطری است که به ما یادآوری میکند: برای ساختنِ بندرعباسی زیستپذیرتر، باید پیش از هر چیز، گفتوگوی میان مردم و مدیران را دربارهی مسئولیتهای مشترکشان بازسازی کنیم. شهرِ تمیز، نه در دستِ شهرداری است و نه در دستِ مردم؛ بلکه در فاصلهی میان این دو است، آنجا که «تعهد» جایگزین «غفلت» میشود.
