دریانیوز// دو ساله است؛ قدش آنقدر نیست که پاهایش به جاپایی برسد، اما دستهای کوچکش روی فرمان موتورسیکلت جا میگیرد. موتور روی جاده حرکت میکند و دوربینِ موبایل— نه چشمِ راننده — لحظه را ثبت میکند: کودک میخندد، باد صورتش را میبُرد، و هزاران نفر آنسوی صفحه، با یک قلب و چند ایموجیِ هیجان، این «نمایش» را تشویق میکنند.
برای بسیاری، این ویدیو یک صحنه «بامزه» است؛ برای عدهای، یک «جرأت» خانوادگی. اما اگر از قابِ شاد و کوتاه شبکههای اجتماعی بیرون بیاییم، پرسش اصلی تازه شروع میشود: وقتی والدین، کودک را وارد بازیهای پرخطر میکنند و آن را با افتخار منتشر میکنند، در ذهن کودک چه میگذرد؟ و این تصویرهای پرزرقوبرق از قانونگریزی و خطر، چه چیزی را در نگرش او نسبت به «قانون»، «امنیت» و «حد و مرز» میسازد؟
این دقیقا همان دغدغهای است که حجتالاسلام حسنعلی اخلاقی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با ایسنا روی آن دست گذاشته است. او با انتقاد از انتشار تصاویر و فیلمهای رفتارهای پرخطر والدین با کودکان در شبکههای اجتماعی، تأکید میکند که استفاده از ابزارهای نوین بدون توجه به فرهنگ استفاده از آنها، میتواند بر تربیت کودکان و شکلگیری نگرش آنان نسبت به قانون در آینده اثر منفی بگذارد. هشدار او فقط درباره یک ویدیو یا یک خانواده نیست؛ درباره یک الگوی در حال گسترش است: الگویی که در آن «کودک» گاهی تبدیل به ابزار دیدهشدن میشود و «خطر» به محتوایی برای مصرفِ سریع بدل میگردد.
کودک، ابزار اکسپلور؛ وقتی والدگری به نمایش تبدیل میشود
شبکههای اجتماعی به ما یاد دادهاند هر لحظهای «قابل تبدیل به محتوا»ست؛ از صبحانه تا سفر، از تولد تا گریه کودک. در این میان، پدیدهای که در ادبیات رسانهای جهان با عنوان «والدگری نمایشی» یا Sharenting شناخته میشود، آرامآرام جای تربیت را میگیرد: والدینی که به جای تمرکز بر تجربه واقعی کودک، تمرکز را روی «ثبت» و «انتشار» میگذارند؛ گویی هر چه هیجانانگیزتر، بهتر—حتی اگر این هیجان، از جنس خطر باشد.اخلاقی در همین چارچوب، به انتشار برخی فیلمها از سوی والدین در شبکههای اجتماعی اشاره میکند؛ فیلمهایی که به گفته او «با هدف جلب توجه یا نمایش توانمندیهای خود و فرزندانشان» منتشر میشود. او یکی از مشکلات سبکهای جدید زندگی را «استفاده از ابزارهای نوین بدون رعایت فرهنگ استفاده از آنها» میداند؛ موضوعی که میتواند آرامش خانواده را بر هم بزند و برای نسلهای آینده پیامد داشته باشد.در واقع، مسأله فقط این نیست که «یک حرکت خطرناک» انجام شده؛ مسأله این است که آن حرکت، به عنوان یک «موفقیت»، یک «افتخار» یا یک «نمایش جذاب» بستهبندی و منتشر میشود. اینجاست که کودک، نه فقط در معرض خطر فیزیکی، بلکه در معرض شکلگیری یک الگوی ذهنی قرار میگیرد: اینکه توجه گرفتن، از هر چیزی مهمتر است؛ اینکه دیدهشدن ارزشمندتر از امنماندن است؛ و اینکه قانون، چیزی است که میشود در ویدیو شکستش و از آن لذت برد.
رفتار والدین، مهمترین کتاب درسی کودک
«پدر و مادر باید در سبک زندگی و شیوه رفتار خود نسبت به کودکان دقت داشته باشند؛ چراکه با کوچکترین رفتار خود، الگویی را به فرزندشان منتقل میکنند و در واقع، در حال تربیت او هستند.» این جمله اخلاقی، در ظاهر ساده است، اما در بطن خود به یک اصل بنیادی تربیت اشاره دارد: کودک بیشتر از آنکه با نصیحت تربیت شود، با مشاهده تربیت میشود.در روانشناسی رشد، یادگیری مشاهدهای یکی از سازوکارهای اصلی انتقال رفتار است: کودک میبیند، تکرار میکند، و از واکنش محیط یاد میگیرد. حال تصور کنید کودک میبیند والدینش نهتنها خطر میکنند، بلکه از خطر کردن «فیلم میگیرند»، «میخندند»، «پز میدهند»، و بعد هم از بازخورد مثبت دیگران (لایک و کامنت و بازنشر) نوعی «پاداش اجتماعی» میگیرند. پیام پنهان چیست؟ خطر کردن، تحسین میآورد. قانون شکستن، جذاب است و اگر این کار را جلوی دوربین انجام دهی، جذابتر هم میشود.اخلاقی صریحتر میگوید: اگر رفتار والدین «حسابشده و مبتنی بر منطق و عقلانیت نباشد»، ممکن است ذهن کودک را به سمتی هدایت کند که با واقعیت زندگی آیندهاش سازگار نباشد. یعنی کودک در فضایی رشد میکند که در آن، قانون و ایمنی، نه به عنوان ستونهای زندگی اجتماعی، بلکه به عنوان «موانع هیجان» معرفی میشوند.
«کودک پشت فرمان»؛ یک ویدیو، چند لایه آسیب
نمونهای که این نماینده مجلس به آن اشاره میکند، بهخوبی نشان میدهد چگونه یک محتوا میتواند چند لایه خطر را همزمان در خود جمع کند: «نشاندن یک کودک دو ساله در مقابل راننده موتورسیکلت و قرار دادن فرمان در اختیار او هنگام حرکت در جاده». در لایه نخست، خطر عینی و فوری است: سقوط، برخورد، آسیب جدی یا حتی مرگ. در لایه دوم، خطر حقوقی و اجتماعی است: او یاد میگیرد چیزی به نام «مجاز/غیرمجاز» چندان جدی نیست. اخلاقی نیز تاکید میکند که در حوزه قانون، ضوابط مشخصی وجود دارد و چنین رفتاری «از نظر قانونی مجاز نیست». اما در لایه سوم—که شاید از همه پیچیدهتر است—خطر تربیتی و روانی مطرح میشود: کودک در حال تجربه کردن «قدرت» و «کنترل» است، اما در بستری غلط. او ممکن است در همان لحظه شاد باشد؛ این همان نکتهای است که اخلاقی هم به آن اشاره میکند: کودک «در همان لحظه… احساس شادی میکند»، اما اگر مراقبت لازم نباشد، این تجربه میتواند اثرهایی در ذهن و روح او بر جای بگذارد. تجربهای که در آن، قانون کنار میرود تا هیجان تولید شود؛ و بزرگسالانِ مرجع (والدین) این کنار رفتن را تأیید و تحسین میکنند.
قانونگریزی از کودکی؛ وقتی «تمرد» عادی میشود
یکی از مهمترین هشدارهای اخلاقی، پیوند میان تجربههای امروز و رفتارهای آینده است. او میگوید این رفتار میتواند در آینده «به شکلهایی از تمرد از قانون در عرصههای دیگر بروز پیدا کند» و این موضوع برای فرد و جامعه آسیبزاست.در اینجا، بحث فقط درباره راهنمایی و رانندگی نیست. قانون، یک مفهوم کلی است: رعایت نوبت، احترام به حقوق دیگران، پذیرش مسئولیت، پایبندی به قواعد جمعی. اگر کودک از همان ابتدا در محیطی رشد کند که قواعد عمومی برای «نمایش» کنار گذاشته میشود، در ناخودآگاهش یک معادله شکل میگیرد: من میتوانم قواعد را دور بزنم، اگر لذت ببرم یا تشویق شوم. این همان نقطهای است که نگرش کودک نسبت به قانون، نه بر اساس «منطق اجتماعی» بلکه بر اساس «پاداش هیجانی» شکل میگیرد.در واقع، وقتی کودک میبیند قانونشکنی در خانه و با همراهی والدین اتفاق میافتد، قانون از جایگاه «مرجع» سقوط میکند و به یک گزینه تبدیل میشود: رعایتش میکنیم اگر مزاحم نباشد. این نگاه، اگر تثبیت شود، در نوجوانی و جوانی میتواند خودش را در شکلهای دیگری نشان دهد: بیتوجهی به مقررات، بیاعتنایی به مسئولیتپذیری، و حتی الگوهای پرخطرترِ رفتاری.
فضای مجازی، خانه دوم نیست؛ همه چیز را نباید عمومی کرد
اخلاقی نکته دیگری را هم برجسته میکند که در عصر شبکههای اجتماعی، حیاتی است: «فضای مجازی محیطی نیست که والدین یا سایر اعضای خانواده بخواهند تمام داشتهها و رفتارهای خود را در معرض دید عموم قرار دهند.» این جمله، به یک مرز فراموششده اشاره دارد: مرز حریم خصوصی. کودکان حق دارند بدون تبدیل شدن به محتوا رشد کنند. حق دارند اشتباه کنند، بازی کنند، و تجربههایشان به «خوراک الگوریتم» تبدیل نشود. اما وقتی والدین، تصاویر و فیلمهای خانوادگی را بیمحابا منتشر میکنند—آن هم با چاشنی خطر—کودک از دو جهت آسیب میبیند: هم امنیت روانیاش تهدید میشود، هم در آینده ممکن است با اثرات اجتماعی انتشار آن محتوا مواجه شود؛ از قضاوت دیگران تا برچسب خوردن و تحقیر یا سوءاستفاده.اخلاقی میگوید فارغ از مباحث قانونی، خانوادهها باید در تربیت فرزندان و انتشار تصاویر و محتوای مربوط به زندگیشان در فضای مجازی «با دقت و ظرافت بیشتری عمل کنند». ظرافت یعنی همان چیزی که در مسابقه ویو و لایک، قربانی میشود.
فرهنگ اصیل ایرانی و اخلاق اجتماعی؛ تضاد با «هیجانِ بیقاعده»
نماینده مردم مشهد و کلات در پاسخ به پرسشی درباره نقش جامعه در مواجهه با این محتواها، تاکید میکند: «این رفتارها با فرهنگ اصیل ایرانی سازگار نیست.» او یادآوری میکند ایرانیان از گذشته در زندگی فردی و خانوادگی، به ضوابط و قواعدی پایبند بودهاند و زندگی اجتماعی نیز بر همین اصول شکل گرفته است.این نکته، از زاویه جامعهشناسی قابل تأمل است: جامعهای که در سنت خود، «حفظ جان»، «حفظ آبرو»، «آموزش ادب و قانونپذیری» و «پرهیز از به خطر انداختن دیگری» را ارزش میدانست، امروز گاه در فضای مجازی به تماشاگر و مشوق صحنههایی تبدیل میشود که خلاف همین ارزشهاست. گویی الگوریتمها، حساسیت اخلاقی را کاهش میدهند؛ چون محتوا سریع است، بیهزینه به نظر میرسد، و مسئولیت را پخش میکند: «من فقط دیدم»، «من فقط خندیدم»، «من فقط بازنشر کردم».
همدستی خاموش مخاطبان؛ اکوسیستم بازنشر
اخلاقی به نقش مردم هم اشاره میکند: جامعه نباید طوری با این محتواها مواجه شود که گویی مورد استقبال است. این جمله، مسئولیت را از والدین فراتر میبرد و به «زنجیره انتشار» میرساند. واقعیت این است: اگر مخاطب، چنین ویدیوهایی را با موج لایک و کامنت تشویق کند، والدین انگیزه بیشتری برای تکرار خواهند داشت. شبکههای اجتماعی نیز با تقویت محتوای پرتعامل، آن را بیشتر نشان میدهند. نتیجه؟ خطر، تبدیل به ژانر محبوب میشود و کودکان—بیآنکه انتخابی داشته باشند—سوژههای ثابت آن ژانر میشوند.این همان «کودکآزاری نامرئی» است: نه همیشه با ضربه و زخم قابل مشاهده، بلکه با عادیسازی خطر و قانونگریزی، با مصادره حریم کودک و با ایجاد یک مسیر تربیتی معیوب.
خلأهای حقوقی و ضرورت ضمانت اجرا؛ هشدار پارلمانی
وقتی یک نماینده مجلس از «غیرمجاز بودن» چنین رفتارهایی صحبت میکند، یعنی موضوع فقط اخلاقی نیست؛ ظرفیت حقوقی و سیاستگذاری هم دارد. او تاکید میکند قوانین راهنمایی و رانندگی و مسائل اجتماعی باید رعایت شوند و از والدین میخواهد مراقب باشند ذهن کودک را در معرض چنین تجربههایی قرار ندهند.با این حال، پرسش مهم این است: نظام حقوقی و اجرایی چگونه باید با این پدیده برخورد کند؟ در بسیاری از موارد، رفتارهای پرخطرِ والدین با کودکان، در مرز میان «بیاحتیاطی»، «سهلانگاری»، «کودکآزاری» و «تولید محتوای خطرناک» قرار میگیرد. برخوردهای صرفاً موردی و واکنشی، معمولاً پس از وقوع حادثه معنا پیدا میکند؛ در حالیکه مسئله اصلی، پیشگیری است: آموزش سواد رسانهای، حساسسازی عمومی، و تعریف روشن مسئولیت والدین در فضای دیجیتال.
فرمان، فقط فرمان موتورسیکلت نیست
در پایان، آن صحنه ابتدایی را دوباره به یاد بیاوریم: دستهای کوچک روی فرمان، خنده کودک، و نگاهِ دوربینپسند والدین. شاید در چند ثانیه، همه چیز «هیجانانگیز» به نظر برسد، اما در پسِ آن، یک واقعیت تلخ وجود دارد: در چنین محتواهایی، فرمان فقط فرمان موتورسیکلت نیست؛ فرمانِ نگرش کودک به قانون، فرمانِ حساسیت جامعه نسبت به خطر، و فرمانِ آینده امنیت روانی نسل بعد نیز به بازی گرفته میشود.حجتالاسلام حسنعلی اخلاقی با هشدار نسبت به اثرات تربیتی این رفتارها، یادآوری میکند که «منطقی نیست از دوران کودکی، فرزند خود را به انجام رفتارهایی سوق دهیم که او را در برابر قانون و ضوابط اجتماعی قرار میدهد.» این جمله میتواند خط پایانی یک گزارش باشد، اما در واقع آغاز یک گفتوگوی ضروری است: گفتوگویی درباره مرزهای والدگری، مسئولیت اجتماعی در بازنشر محتوا، و بازتعریف فرهنگ استفاده از ابزارهای نوین. اگر امروز، برای چند ثانیه دیدهشدن، کودکی را در معرض خطر و قانونگریزی قرار دهیم، فردا نباید تعجب کنیم که «قانون» برایش یک توصیه اختیاری باشد. عصر شبکههای اجتماعی، ما را با سرعت به جلو میبرد؛ اما تربیت کودک، هنوز به همان اصل قدیمی نیاز دارد: عقلانیت، مسئولیت و حفاظت.

