Site icon روزنامه دریا

عبور از عدد به سوی آینده بازخوانی اولویت‌های جمعیتی

پرده اول: زنگ خطر کمّی و لکنت در کیفیت؛ کجای مسیر ایستاده‌ایم؟
دریانیوز// سال‌هاست که گفتمان جمعیتی در ادبیات رسمی کشور بر پایه نوعی «اضطرار آماری» بنا شده است. نمودارهای شیب نزولی باروری، پیش‌بینی‌های هرم سنی در افق ۱۴۳۰، سالخوردگی جمعیت، بحران صندوق‌های بازنشستگی و تهدید پنجره جمعیتی، کلیدواژه‌های تکرارشونده‌ای هستند که هر روز از تریبون‌های مختلف پمپاژ می‌شوند. در این میان، جامعه انسانی که قرار است فاعل این دگرگونی باشد، اغلب در قامت اعداد و درصدها خلاصه شده است. سیاست‌گذار دهه‌ها به جمعیت همچون یک متغیر انباشتی نگریسته که می‌توان با چند مشوق مقطعی، وام‌های دیرکرددار، یا تخصیص اولویت در قرعه‌کشی خودرو، پیچ و مهره‌های آن را چرخاند.

اما در دل جامعه، واقعیت چیز دیگری است. فرزندآوری در جهان معاصر، به‌ویژه در بستر اقتصادی و اجتماعی امروز ایران، تنها یک رخداد فیزیولوژیک یا وظیفه بیولوژیک نیست؛ تصمیمی بنیادین و پیچیده است که با امنیت روانی، پیش‌بینی‌پذیری آینده، کیفیت زیست و مسئولیت اخلاقی والدین در برابر انسانی دیگر پیوند خورده است. جامعه امروز نمی‌پرسد «چرا باید جمعیت زیاد شود؟»، بلکه می‌پرسد «چگونه می‌توان انسانی سالم، شایسته، برخوردار از رفاه و دارای افق امید تربیت کرد؟» شکاف میان این دو پرسش، نقطه گره‌خورده‌ای است که سیاست‌های جمعیتی گذشته را با نوعی بی‌اثری یا مقاومت خاموش مواجه کرد. چرخش اخیر در اظهارات بالاترین سطوح تصمیم‌گیری، از جمله سخنان مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، که تصریح کرده است: «فرزندآوری فقط تعداد نیست و مسئله اصلی، تربیت انسان‌های شایسته است»، نویدبخش بازشدن یک دریچه تازه و واقع‌بینانه است؛ اعترافی آشکار به این حقیقت بنیادین که تمرکز محض بر «کمّیت» بدون ارتقای «کیفیت زیست و تربیت»، در بهترین حالت عقیم می‌ماند و در بدترین حالت، به بازتولید فقر ساختاری و انباشت نسلی محروم از شکوفایی می‌انجامد. این تغییر ریل نظری، اگرچه دیر، اما نقطه آغازی حیاتی برای هم‌راستاسازی خواست مردم با ضرورت‌های توسعه ملی است.

پرده دوم: کالبدشکافی اظهارات دبیر ستاد ملی جمعیت؛ از ارقام تا انسان
مرضیه وحید دستجردی در نشست خبری چهارمین رویداد جایزه ملی جوانی جمعیت به نکته‌ای اشاره کرد که سال‌ها مطالبه جامعه‌شناسان و فعالان حوزه خانواده بود:
«سیاست‌های جمعیتی نباید صرفاً بر افزایش تعداد فرزندان متمرکز باشد، بلکه خانواده‌هایی که در تربیت انسان‌های شایسته برای آینده کشور نقش دارند، باید مورد توجه و تقدیر قرار گیرند.»
او با تأکید بر اینکه هدف، پاسداشت همزمان «فرزندآوری کمّی و کیفی» است، به صراحت مرز میان یک نگرش صرفاً مکانیکی با یک رویکرد توسعه‌محور را ترسیم کرد. دستجردی با ارجاع به ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت در سال ۱۳۹۳ یادآور شد که جمعیت فقط پروژه مدیران و بخشنامه‌ها نیست، بلکه تاروپود زیست عمومی جامعه است و اضافه کرد: «مسئله فقط به مدیران، سیاست‌گذاران و قانون‌گذاران مربوط نمی‌شود و موضوع ازدواج و فرزندآوری به همه اقشار جامعه ارتباط دارد.

رسانه‌ها باید خانواده‌ها، پدران و مادران را مخاطب قرار دهند؛ چراکه مسئله فقط افزایش تعداد فرزندان نیست، بلکه خانواده و تربیت فرزندان نیز اهمیت دارد. خانواده‌هایی که انسان‌های شایسته‌ای را پرورش می‌دهند که آینده کشور را اداره خواهند کرد، شایسته تکریم‌اند.» این گزاره‌ها نشان می‌دهد دستگاه سیاست‌گذاری متوجه شده است که فرزند در خلأ پرورش نمی‌یابد. فرزند نیازمند تغذیه سالم، فضای آموزشی استاندارد، امنیت عاطفی، تفریح و افق روشن شغلی است. بازخوانی پرونده جمعیت از زاویه «تربیت»، یعنی تبدیل سیاست جمعیتی از یک دستورالعمل اداری به یک «پیمان سلامت اجتماعی میان حاکمیت و والدین».

پرده سوم: اضطراب‌های نسلی؛ فرزندآوری در ترازوی زیست‌شناختی در برابر مسئولیت اخلاقی
برای درک اینکه چرا جامعه نسبت به شعارهای افزایش کمّی مقاومت نشان می‌داد، باید پای صحبت والدین امروز نشست. نسل دهه شصت و هفتاد که خود محصول موج‌های جمعیتی دهه‌های گذشته بودند، اثرات تورم جمعیتی در رقابت‌های آموزشی، کنکور، بازار کار مسدود و بحران مسکن را با گوشت و پوست لمس کرده‌اند. این نسل، تعریف «والدگری» را بازتعریف کرده است. برای نسل امروز، والدگری یک «پروژه مسئولانه» است؛ پروژه‌ای که در آن «تربیت شایسته»، «پایداری سلامت روان کودک» و «تضمین حداقل‌های کرامت انسانی» پیش‌شرط قطعی به دنیا آوردن یک موجود جدید است. روان‌شناسان اجتماعی تأکید می‌کنند که «اضطراب والدگری» در شرایط تورمی، مهم‌ترین مانع باروری است. پدری که می‌داند هزینه‌های لوازم‌التحریر، مهدکودک، خدمات درمانی و بهداشت، بخش عمده‌ای از درآمد ماهانه‌اش را می‌بلعد، تصمیم به تولد فرزند دوم یا سوم را به تعویق می‌اندازد، نه از سر خودخواهی، بلکه دقیقاً از سر وسواس اخلاقی و ترس از ناکافی بودن برای فرزندش. بنابراین، سخن دستجردی مبنی بر اینکه «فرزندآوری فقط تعداد نیست»، پاسخی دیرهنگام اما ضروری به همین اضطراب نسلی است.

پرده چهارم: آسیب‌شناسی سیاست‌های پیشین؛ وام‌های تسکینی به جای اصلاح ساختار
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت طی سال‌های گذشته اجرا شد، اما بررسی میدانی اثرات آن نشان داد بسته‌های تشویقی نقدی یا شبه‌نقدی نتوانسته‌اند موتور محرک جهش پایدار جمعیتی باشند. دلایل این ناکامی ساختاری روشن است:
1. تورم فزاینده و فرسایش مشوق‌ها: وامی که هنگام تصویب قانون شاید گرهی باز می‌کرد، در فاصله چند ماه با شوک‌های تورمی ارزش خود را از دست داد.
2. غفلت از حقوق مادری در بازار کار: زنان شاغل با مخاطره جدی اخراج یا تنزل جایگاه شغلی مواجه شدند؛ چراکه نبود مهدکودک‌های سازمانی ارزان و مرخصی‌های بدون تبعیض زایمان، فرزند را برای زن شاغل به تعلیق زندگی حرفه‌ای بدل می‌کند.3. افت کیفیت آموزش و سلامت عمومی: در سال‌های اخیر، کالایی‌شدن آموزش و بهداشت به سطحی بی‌سابقه رسیده است. تا زمانی که زیرساخت مادی «تربیت شایسته» فراهم نشود، ستایش کلامی از خانواده‌های پرجمعیت، شکاف میان گفتمان رسمی و واقعیت زندگی روزمره را پر نخواهد کرد.
پرده پنجم: نقشه راه عملیاتی؛ چگونه «تربیت شایسته» را به بستر فرزندآوری تبدیل کنیم؟
برای آنکه رویکرد کیفی دکتر دستجردی و ستاد ملی جمعیت از یک شعار فراتر رود، نیازمند یک بسته عملیاتی هستیم:
شیفت به بسته‌های کاهنده هزینه: به جای وام‌های نقدی تورم‌زا، هزینه‌های واقعی تربیت کودک را صفر کنید؛ مانند بیمه درمانی و دندانپزشکی ۱۰۰ درصدی رایگان برای کودکان و تأمین پایدار سبد غذایی برای خانواده‌ها. انقلاب در مهدکودک‌ها: الزام تمام نهادهای دولتی و مجتمع‌های صنعتی به ایجاد مهدکودک‌های استاندارد درون‌سازمانی. حمایت از اشتغال مادران: معافیت‌های مالیاتی سنگین برای شرکت‌هایی که مادران را با مرخصی زایمان حفظ کرده و ساعات کاری منعطف دارند.

پرده پایانی: سرمایه‌گذاری بر انسان؛ تنها شرط بقای تمدنی
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به جوانان خلاق، توسعه‌گرا، بااعتمادبه‌نفس و امیدوار نیاز دارد. یک جامعه پویا، مولد و از نظر روانی و جسمانی بالنده، به‌مراتب توانمندتر از جامعه‌ای است که نسل جوان آن با بحران‌های اولیه زیست دست‌به‌گریبان باشد. سخنان دبیر ستاد ملی جمعیت مبنی بر تقدم «تربیت فرزندان شایسته» بر صرف «کثرت آماری»، اگر به سند تحول سیاست‌های اجرایی تبدیل شود، می‌تواند نخستین گام آشتی میان سیاست‌گذار و جوانانی باشد که تشکیل خانواده را به تأخیر انداخته‌اند. فردا به کسانی تعلق دارد که امروز نه فقط به «تعداد گهواره‌ها»، بلکه به «کیفیت آنچه در گهواره‌ها می‌گذرد» می‌اندیشند. وقت آن است که سیاست جمعیتی، انسان را نه به مثابه عدد، بلکه به مثابه ارزشمندترین دارایی و آینده‌ساز این مرزوبوم به رسمیت بشناسد.

Exit mobile version