Site icon روزنامه دریا

طبل رسوایی در دربار ریاض

دریانیوز//یازده سال محاصره ظالمانه و رنج‌های بی‌شمار ملت یمن، امروز با پاسخ قاطع و ضربات مهلک نیروهای مقاومت به پایان صبر استراتژیک این مرزوبوم بدل شده است؛ روایتی از افول قدرت پوشالی آل‌سعود و رسوا شدن حامیان غربی‌اش.تحولات سال‌های اخیر در شبه‌جزیره عربستان و بویژه استمرار بحران یمن، ابعاد تازه‌ای از تناقضات آشکار در سیاست خارجی رژیم سعودی و هم‌پیمانان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن را به نمایش گذاشته است. بررسی دقیق توافق‌نامه‌ها و پیمان‌های امنیتی اخیر میان ریاض و برخی دولت‌های منطقه ـ همچون توافق‌های امنیتی با پاکستان و تفاهم‌نامه‌ای موسوم به «پیمان مکه» ـ نشان می‌دهد که این دستاوردسازی‌های دیپلماتیک بیش از آنکه رویکردی ایجابی و سازنده داشته باشند، واکنشی منفعلانه در برابر واقعیت‌های انکارناپذیر میدان نبرد در یمن است. در حالی که بیش از یازده سال از تحمیل شدیدترین، غیرانسان‌گرانه‌ترین و ظالمانه‌ترین محاصره‌های همه‌جانبه علیه مردم مظلوم و رنج‌دیده یمن می‌گذرد، دستگاه رسانه‌ای و دیپلماسی رژیم سعودی همچنان بر مدار انکار و فرافکنی می‌چرخد.

ابعاد انسانی این محاصره ظالمانه فراتر از تصورات معمول است. رژیم سعودی در سال‌های گذشته نه تنها مرزهای این کشور را بر روی واردات اقلام اساسی، دارویی و حیاتی بست، بلکه در دوره‌هایی حتی از انتقال مجروحان و بیماران بدحال یمنی برای مداوا به خارج از مرزها ممانعت به عمل آورد. ایجاد موانع سخت‌ در مرزها و تلاش برای فرسایش روحیه جمعی یک ملت، بخشی از پازل فشار حداکثری ریاض بود. از سوی دیگر، به‌کارگیری مزدوران اجیرشده و افراد بی‌وطن از نقاط مختلف برای جنگ نیابتی علیه مردم یمن، پرده از ناکامی سیاست‌های دیکته‌شده به دستگاه حاکمه عربستان برداشت؛ سیاستی که بر پایه تصورات باطل استوار بود و گمان می‌برد با اتکا به دلارهای نفتی و تجهیزات مدرن نظامی می‌توان اراده یک ملت را به زانو درآورد.در این سوی میدان، آنچه توانسته معادلات را به نفع جبهه حق تغییر دهد، تمسک به سنت‌های الهی و تکیه بر سرمایه عظیم ایمان، اراده پولادین و اتحاد ملی است. وعده تخلف‌ناپذیر الهی همواره بر این بوده که آینده از آن مستضعفان جهان است و مقاومت اسلامی سرانجام به پیروزی خواهد رسید. جنبش مردمی انصارالله به عنوان نماینده راستین و مشروع مردم یمن، امروز توانسته است با تکیه بر مقبولیت توده‌ای و ساختار سیاسی مقتدر خود، بالاترین میزان مشروعیت را کسب کند و دست برتر را در میدان نبرد حفظ نماید. خواست اصلی این دولت و ملت از روز نخست، چیزی جز رفع محاصره ظالمانه، استیفای حقوق بدیهی انسانی و تعیین سرنوشت به دست خود نبوده است؛ اما پاسخ ریاض به این مطالبات مشروع، همواره آتش جنگ و ویرانی بوده است.

ریشه‌های تداوم این خصومت‌ها را باید در وابستگی راهبردی سران ریاض به کانون‌های استکبار جهانی جستجو کرد. رژیم سعودی با وجود ادعای خادمی حرمین شریفین، در عمل به پادو و مجری دستورات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. پیوند نهان و آشکار سران ریاض با دنیای غرب و صهیونیسم بین‌الملل، آن‌ها را بر آن داشت تا بر شدت محاصره یمن بیفزایند و چشم خود را بر روی فجایع انسانی ببندند. با این حال، تاریخ ثابت کرده است که صبر و تحمل ملت‌ها حد و اندازه‌ای دارد؛ ملت مظلوم یمن گناهی مرتکب نشده بودند که بخواهند تاوان خودفروختگی و جنایات آل‌سعود را بپردازند. به همین دلیل، نیروهای مسلح و رزمندگان یمنی پس از سال‌ها خویشتن‌داری استراتژیک، دکترین دفاعی خود را به تهاجم مشروع و بازدارنده تغییر دادند.عملیات‌های متقابل و کوبنده‌ ارتش و کمیته‌های مردمی یمن علیه تأسیسات حیاتی، پایگاه‌های نظامی آمریکا و زیرساخت‌های اقتصادی عربستان، نقطه عطف تحولات نظامی منطقه بود. این حملات دقیق و موفقیت‌آمیز نه تنها بخش‌های مهمی از اراضی تحت تصرف ائتلاف را آزاد کرد، بلکه امنیت دروغین شهرهای عربستان را به چالش کشید. انصارالله پیش‌تر به صراحت اعلام کرده بود که به جز حرمین شریفین در مکه مکرمه و مدینه منوره، سایر شهرها و مراکز حیاتی عربستان دیگر مأمن امنی نخواهند محسوب شد.

امروز جهان با چشم خود می‌بیند که اراده یمنی‌ها بر گفته‌هایشان منطبق است؛ فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و تأسیسات نفتی پادشاهی سعودی به طور مرتب هدف حملات مشروع نیروهای مسلح یمن قرار می‌گیرند و خسارات جبران‌ناپذیری راتحمل می‌کنند. آشفتگی و استیصال رژیم سعودی پس از این ضربات مهلک، به وضوح در رفتار سیاسی این کشور نمایان شد. آل‌سعود که خود را در برابر اراده پولادین مقاومت ناتوان دید، با خفت تمام به کشورهای عضو «پیمان مکه» همچون ترکیه و پاکستان متوسل شد تا شاید با یارگیری منطقه‌ای، مشروعیت ازدست‌رفته خود را بازستاند. سران ریاض حتی کار را به جایی رساندند که با التماس و درخواست کمک از رژیم صهیونیستی ـ به عنوان دشمن اصلی امت اسلامی و آزادگان جهان ـ دست به دامن صهیونیست‌ها شدند؛ رژیمی که خود در باتلاق بحران‌های داخلی و منطقه‌ای گرفتار است و طبیعتاً تابه‌حال پاسخگوی نیازهای امنیتی ائتلاف شکست‌خورده سعودی نبوده است. مراجعه مکرر مقام‌های سعودی به ایالات متحده و سایر قدرت‌های غربی نیز نتیجه‌ای جز وعده‌های توخالی و نمایشی در پی نداشت.

امروز افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری به ماهیت ظالم و مظلوم در این معادلات پی برده است. اگر معدود کشورهایی در سطح بین‌الملل در ظاهر به درخواست‌های مکرر عربستان پاسخ مثبت داده‌اند، این همراهی صرفاً بر اساس منافع مالی، دلارهای نفتی و رویکرد موسوم به «سر کیسه کردن» صورت گرفته است. تعبیر هوشمندانه دونالد ترامپ درباره عربستان به عنوان «گاو شیرده»، در مناسبات سیاسی جهان جا افتاده است؛ تعبیری که نشان می‌دهد شرکای غربی ریاض تا زمانی که شیره جان اقتصادی این کشور را برای خود بخواهند در کنارش می‌مانند، اما به محض خشک شدن این منابع یا بروز بحران‌های جدی، آن را در نیمه‌راه رها می‌کنند. امروز نیز عربستان در مواجهه با چالش‌های امنیتی و اقتصادی خود، به روشنی با پاسخ‌های سرد و بی‌اعتنایی متحدان پوشالی‌اش روبه‌رو شده است؛ رویدادی که زنگ خطر را برای آینده رژیم‌هایی به صدا درآورده که به جای تکیه بر ملت‌های خویش، چشم امید به قدرت‌های بیگانه دوخته‌اند.

Exit mobile version