Site icon روزنامه دریا

صیادان را در جنگ تنها نگذاریم

دریانیوز//صیاد هرمزگانی، پیش از آنکه تورش را به آب بیندازد، باید با انبوهی از نگرانی‌ها دست‌وپنجه نرم کند؛ از سوخت و هزینه‌های سنگین تعمیر و نگهداری شناور گرفته تا بازار فروش، بیمه، مجوز، تجهیزات و حالا سایه سنگین جنگ که زندگی و معیشت او را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار داده است.صیادی در هرمزگان فقط یک شغل نیست؛ بخشی از زندگی هزاران خانواده ساحل‌نشین است. مردانی که هر روز دل به دریا می‌زنند تا سفره خانواده‌شان را تأمین کنند و همزمان بخش مهمی از نیاز غذایی مردم استان را بر دوش می‌کشند. اما امروز همین قشر، در شرایطی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته و درآمد بسیاری از آنان کاهش پیدا کرده، با مشکلاتی مواجه است که نیازمند توجه جدی مسئولان است.جنگ نیز برای برخی صیادان تنها یک خبر از جبهه‌های دور نیست؛ آثار آن به دریا و اسکله و خانه‌هایشان رسیده است. صیادانی در جریان این شرایط شهیدشده یا مجروح شده‌اند و خانواده‌هایی داغدار و نگران بر جای مانده است.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی درباره گرفتار شدن و دستگیری برخی صیادان ایرانی توسط کشورهای همسایه، نگرانی خانواده‌های آنان را دوچندان کرده است. برای خانواده‌ای که نان‌آور آن هر روز راهی دریاست، بازنگشتن پدر یا همسر می‌تواند به معنای فرو ریختن تمام زندگی باشد.در چنین شرایطی، انتظار از مسئولان فقط صدور بخشنامه نیست؛ صیادان نیازمند حمایت واقعی‌اند.یکی از مشکلات همیشگی، مسئله سوخت است. وقتی قیمت تمام‌شده فعالیت صیادی افزایش پیدا کرده و درآمد صیادان کاهش یافته، هر محدودیت یا هزینه اضافی می‌تواند فعالیت آنان را با مشکل مواجه کند. حتی در برخی مناطق، افرادی که با تراکتور برای انتقال، جابه‌جایی و خارج کردن قایق‌ها از دریا به صیادان کمک می‌کنند، با مشکل تأمین سوخت مواجه‌اند. اگر قرار است قایق صیاد به دریا برسد، زنجیره خدمات پیرامون آن نیز باید دیده شود.از سوی دیگر، موضوع نصب دستگاه «سیپاد» بر روی شناورها نیز نیازمند بازنگری و حمایت است. اصل ساماندهی و پایش فعالیت شناورها و سوخت شان قابل درک است، اما نباید تمام هزینه اجرای سیاست‌های نظارتی بر دوش صیادی گذاشته شود که در شرایط سخت اقتصادی، حتی تأمین هزینه‌های روزمره فعالیتش برای او دشوار شده است.

اگر نصب این تجهیزات ضروری است، باید سازوکاری برای تأمین هزینه آن یا ارائه یارانه و تسهیلات مناسب پیش‌بینی شود تا این الزام به مانع تازه‌ای برای صیادان تبدیل نشود.مشکل دیگر، صیادانی هستند که سال‌ها در این عرصه فعالیت کرده‌اند اما هنوز مجوز رسمی فعالیت ندارند. نمی‌توان این افراد را نادیده گرفت. ساماندهی، شناسایی، بررسی صلاحیت و در صورت احراز شرایط، صدور مجوز برای این گروه می‌تواند هم به شفافیت فعالیت‌های صیادی کمک کند و هم امنیت شغلی خانواده‌های آنان را افزایش دهد.صیادان نباید میان نبود مجوز و نبود حمایت گرفتار شوند.در کنار همه این مشکلات، مسئله بیمه نیز جدی است. شغلی که با خطرات طبیعی و حوادث متعدد همراه است، نمی‌تواند بدون پشتوانه مناسب بیمه‌ای رها شود. وقتی صیاد در دریا دچار حادثه می‌شود، خانواده او نباید علاوه بر داغ و آسیب، با بحران اقتصادی نیز تنها بماندو فراموش نکنیم فرزندان صیادان را.وقتی درآمد پدر خانواده کاهش پیدا می‌کند، نخستین فشارها به سفره و سپس به هزینه‌های تحصیل کودکان منتقل می‌شود؛ لباس مدرسه، کیف و کفش، نوشت‌افزار، هزینه رفت‌وآمد و دیگر نیازهای آموزشی، برای خانواده‌ای که درآمدش وابسته به دریاست، هزینه‌های کوچکی نیست.

اکنون زمان آن است که دستگاه‌های دولتی، صنایع، خیران و نهادهای حمایتی دست به دست هم دهند و برای فرزندان صیادان آسیب‌دیده و کم‌برخوردار، طرح مشخص حمایتی داشته باشند. حمایت از تحصیل فرزند یک صیاد، در حقیقت حمایت از آینده یک خانواده و آینده جامعه ساحلی هرمزگان است.هرمزگان از دریا درآمد و ظرفیت فراوان دارد، اما نباید سهم مردمی که سال‌ها کنار همین دریا زندگی کرده‌اند، فقط تحمل سختی‌های آن باشد.صیاد، حلقه نخست زنجیره اقتصاد دریاست؛ اگر این حلقه ضعیف شود، تمام زنجیره آسیب می‌بیند.امروز صیاد هرمزگانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیده‌شدن است؛ برای سوخت، بیمه، مجوز، تجهیزات، امنیت، حمایت معیشتی و پشتیبانی از خانواده‌اش. جنگ و تبعات اقتصادی آن نیز شرایط را سخت‌تر کرده است.دریا برای صیاد محل کار است؛ اما نباید به جایی تبدیل شود که او تمام خطراتش را به جان بخرد و در پایان، در برابر مشکلات اقتصادی و اداری تنها بماند.صیادان هرمزگان را در روزهای سخت جنگ تنها نگذاریم.

Exit mobile version