Site icon روزنامه دریا

صیادان در تیررس حملات، چشم‌انتظار حمایت

دریانیوز//از حملات پهپادی به لنج‌های صیادی تا رنج کمبود سوخت و گرانی تجهیزات؛ صیادان هرمزگان را در میان خطرها تنها نگذاریم.دریا برای صیادان هرمزگان فقط پهنه‌ای آبی برای صید و کسب درآمد نیست؛ دریاست که نان سفره خانواده‌هایشان را تأمین می‌کند، امید را در دل خانه‌های ساحل‌نشین زنده نگه می‌دارد و بخشی از امنیت غذایی مردم این استان به آن گره خورده است. اما این روزها، رفتن به دریا برای صیادان، افزون بر دشواری‌های همیشگی کار، نگرانی‌های تازه‌ای نیز به همراه دارد؛ نگرانی از حملاتی که امنیت جانی آنان را تهدید می‌کند و بازگشت سالم از دریا را به دغدغه‌ای جدی تبدیل کرده است.چهارشنبه گذشته نیز در پی حمله پهپادی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی به یک لنج صیادی در صیدگاه سیریک، بار دیگر این واقعیت تلخ پیش چشم قرار گرفت که صیادان، در میانه بحران و در جریان تلاش برای تأمین معاش خود، در معرض خطر قرار دارند. بنا بر اطلاعات اعلام‌شده، یک قایق صیادی دیگر سه صیاد آسیب‌دیده این لنج صیادی آسیب دیده را به ساحل رساند؛ اتفاقی که بار دیگر ضرورت توجه جدی به امنیت جانی این قشر زحمتکش را یادآوری می‌کند.

صیادانی که در مناطق مختلف هرمزگان دل به دریا می‌زنند، نه در پی ماجراجویی‌اند و نه در جست‌وجوی سودهای کلان؛ آنان برای تأمین معاش خانواده‌هایشان کار می‌کنند و حاصل تلاششان را به بازار می‌آورند تا آبزیان، از دریا به سفره مردم برسد. با این حال، سهم این تلاش شبانه‌روزی از حمایت‌های مؤثر، همچنان با نیازها و دشواری‌های زندگی و کارشان فاصله دارد.چگونه می‌توان از صیاد انتظار داشت در شرایطی که امنیت جانی‌اش با تهدید روبه‌روست، با اطمینان به دریا برود، اما برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای شغلی خود نیز با مشکلات متعدد دست‌وپنجه نرم کند؟واقعیت این است که مشکلات صیادان هرمزگان با وقوع حملات اخیر آغاز نشده است. سال‌هاست که فعالان این حوزه از سهمیه سوخت، هزینه‌های سنگین تهیه ادوات صیادی، افزایش قیمت تجهیزات و دشواری تأمین هزینه‌های جاری گلایه دارند.

صیادی که باید ساعت‌ها در دریا کار کند تا درآمدی برای گذران زندگی به دست آورد، پیش از آنکه تورش را به آب بیندازد، با حساب‌وکتاب هزینه‌هایی روبه‌روست که هر روز سنگین‌تر می‌شوند.در چنین شرایطی، تهدیدهای امنیتی نیز به مجموعه این نگرانی‌ها اضافه شده است. وقتی یک لنج صیادی هدف حمله قرار می‌گیرد و صیادان آسیب می‌بینند والبته تاکنون دهها صیاد شهید و مجروح شده اند، موضوع دیگر فقط خسارت به شناور یا تجهیزات آن نیست؛ سخن از جان انسان‌هایی است که برای تأمین معاش خود به دریا رفته‌اند. خانواده‌هایی که چشم‌انتظار بازگشت عزیزانشان هستند و معیشتشان به سلامت و توان کاری آنان وابسته است.از این رو، حمایت از صیادان در شرایط کنونی باید نگاهی فراتر از کمک‌های مقطعی داشته باشد. رسیدگی به وضعیت صیادان آسیب‌دیده، بررسی خسارت‌های واردشده به شناورها و تجهیزات و پیش‌بینی سازوکارهای حمایتی برای جبران خسارت‌ها، از اقداماتی است که می‌تواند بخشی از نگرانی این قشر را کاهش دهد. در کنار آن، توجه به الزامات ایمنی و هماهنگی دستگاه‌های مسئول برای کاهش خطرهای پیش روی صیادان نیز ضرورتی انکارناپذیر است.

اما در کنار این دغدغه فوری، نباید مشکلات دیرینه معیشتی صیادان را به فراموشی سپرد؛ مشکلاتی که گاه در میان اخبار بحران و حوادث، کمتر دیده می‌شوند، اما هر روز بر دوش این قشر سنگینی می‌کنند.یکی از همین مسائل، موضوع سوخت مورد نیاز تراکتورهایی است که قایق‌های صیادی را از ساحل به دریا منتقل می‌کنند و پس از پایان کار، دوباره به ساحل بازمی‌گردانند. این تراکتورها برای بسیاری از صیادان، وسیله‌ای ضروری و یاریگری مهم در انجام فعالیت روزانه‌اند؛ وسیله‌ای که با کاهش نیاز به جابه‌جایی دستی قایق‌ها، می‌تواند از فشار جسمی بر صیادان بکاهد و به حفظ سلامت آنان کمک کند.صیادان‌بدلیل سختی شغل شان با آسیب های جسمی مانند دیسک کمر وگردن و… مواجهند.با این حال، به گفته فعالان این حوزه، به این تراکتورها سوخت اختصاص داده نمی‌شود؛ موضوعی که دو هفته پیش نیز در گزارشی از شهرستان سیریک در روزنامه دریا به آن پرداختیم و ضرورت چاره‌اندیشی برای آن را یادآور شدیم.

این مسئله شاید در نگاه نخست، موضوعی جزئی در میان انبوه مشکلات اقتصادی به نظر برسد، اما برای صیادی که هر روز با دشواری‌های کار در دریا روبه‌روست، اهمیت فراوانی دارد. جابه‌جایی قایق‌ها بدون امکانات کافی، فشار جسمی مضاعفی به دنبال دارد و می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات اسکلتی و عضلانی، از جمله دردهای کمر و گردن شود. در چنین شرایطی، محروم ماندن تراکتورهای خدمات‌رسان از سوخت مورد نیاز، عملاً هزینه و دشواری فعالیت صیادان را افزایش می‌دهد.پرسش اینجاست که چرا برای مسئله‌ای که راهکار آن می‌تواند با بررسی کارشناسی و هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول مشخص شود، هنوز تدبیری مؤثر اندیشیده نشده است؟ اگر این تراکتورها بخشی از چرخه فعالیت صیادی هستند و به تسهیل کار صیادان کمک می‌کنند، آیا نمی‌توان سازوکاری متناسب برای تأمین سوخت مورد نیازشان تعریف کرد؟انتظار می‌رود مسئولان شیلات، شرکت‌های متولی توزیع سوخت و دیگر دستگاه‌های مرتبط، به جای واگذار کردن این مشکل از نهادی به نهاد دیگر، با بررسی شرایط واقعی صیادان و تراکتورداران خدمات‌رسان، راهکاری عملی و پایدار برای آن در نظر بگیرند.

اختصاص سهمیه متناسب با میزان فعالیت، شناسایی بهره‌برداران واقعی و نظارت بر نحوه مصرف، می‌تواند بخشی از مسیر حل این مشکل باشد.حمایت از صیادان نباید به روزهای حادثه محدود شود. همان‌قدر که رسیدگی به آسیب‌دیدگان حملات و جبران خسارت‌های احتمالی اهمیت دارد، تأمین سوخت، کاهش فشار هزینه‌های صیادی، دسترسی به تجهیزات ضروری و توجه به سلامت جسمی این قشر نیز باید در دستور کار قرار گیرد.مسئولان هرمزگان با صدها کیلومتر ساحل و جمعیت قابل‌توجهی از فعالان حوزه صید و صیادی در استان، نمی‌توانند نسبت به وضعیت کسانی که بخشی از چرخ اقتصاد ساحلی و تأمین غذای مردم را می‌چرخانند، بی‌تفاوت بمانند. صیادان، بخشی از سرمایه انسانی و اقتصادی این استان‌اند و تداوم فعالیت آنان، علاوه بر معیشت خانواده‌هایشان، با بازار آبزیان و زندگی بسیاری از ساحل‌نشینان پیوند خورده است.امروز که خطرهای تازه‌ای متوجه صیادان شده، بیش از هر زمان دیگری باید صدای آنان شنیده شود؛ هم صدای خانواده‌هایی که نگران سلامت عزیزانشان هستند و هم صدای صیادانی که از هزینه‌های سنگین، کمبود سوخت و دشواری‌های کار گلایه دارند.

دریا نباید برای کسانی که زندگی‌شان به آن گره خورده، به عرصه‌ای تبدیل شود که در آن، هم خطرهای جانی را به جان بخرند و هم برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای شغلی خود، چشم‌انتظار تصمیم‌های مسئولان بمانند.صیادان هرمزگان برای ادامه کار به امنیت، امکانات و حمایت نیاز دارند؛ نه وعده‌هایی که با فروکش کردن هر بحران، به حاشیه بروند. اکنون زمان آن است که دستگاه‌های مسئول، با اقداماتی روشن و قابل سنجش، نشان دهند که جان، سلامت و معیشت این قشر زحمتکش برایشان اهمیت دارد. حمایت از صیادان، حمایت از اقتصاد ساحل، امنیت غذایی و خانواده‌هایی است که نان خود را از دل دریا به دست می‌آورند.

Exit mobile version