دریانیوز// باز هم صف، باز هم پمپبنزین و باز هم همان تصویر آشنای خودروهایی که پشت سر هم کیلومترها کش آمدهاند؛ تصویری که گویی قرار نیست از خیابانهای بندرعباس خداحافظی کند. تنها چند هفته آرامش نسبی کافی بود تا صفهای بنزین بار دیگر به برخی جایگاههای سوخت این شهر بازگردد اینبار حتی پیش از بازگشایی مدارس. گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر از بازگشت صفهای طولانی به جایگاههایی از جمله پامرو، سامکو و بلال در بندرعباس حکایت دارد صفهایی که در برخی ساعات تا ورودی کوچهها و مقابل منازل شهروندان امتداد پیدا کرده و علاوه بر اتلاف وقت مردم، موجب سد معبر و اختلال در رفتوآمد شده است. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست که آیا تمام خودروهایی که در صف بنزین ایستادهاند واقعاً برای مصرف شخصی سوخت میخواهند؟ یا اینکه بخشی از این صف، در واقع صفی برای کسب درآمد است. صفی که یک خودرو در آن نه یک بار بلکه چندین بار در روز وارد میشود سوخت میگیرد، آن را از چرخه مصرف عادی خودرو خارج میکند و دوباره به انتهای صف برمیگردد؟ اگر پاسخ حتی برای بخشی از این خودروها مثبت باشد، دیگر نمیتوان مسئله صف بنزین را صرفاً با واژههایی مانند «افزایش مصرف»، «کمبود نازل» یا «شلوغی جایگاه» توضیح داد. مسئله، چیزی فراتر از یک صف ساده است مسئله اقتصاد پنهانی است که در فاصله میان قیمت سوخت در جایگاه و ارزش آن در بازار غیررسمی شکل میگیرد.
صفی که یکبار تشکیل شد و دوباره برگشت
ماجرای صفهای بنزین در هرمزگان موضوع تازهای نیست. در ماههای گذشته نیز بندرعباس با صفهای طولانی و بازار غیررسمی فروش بنزین روبهرو بود تا جایی که گزارشهایی از حضور افرادی در خیابانها و حاشیه معابر برای فروش بنزین با قیمتهای بسیار بالاتر از نرخ رسمی منتشر شد.
امسال و در چندین شماره، گزارشهایی از فروش بنزین در بطریها و گالنهای مختلف در سطح شهر منتشر شد. در برخی گزارشها، قیمت ۲۰ لیتر بنزین در بازار غیررسمی به چند صد هزار تومان تا بیش از یک میلیون تومان رسیده بود یعنی بازاری که در آن «وقت» نیز تبدیل به کالا شده بود کسی که نمیخواست ساعتها در صف بماند، پول بیشتری میداد تا بنزین را سریعتر تحویل بگیرد. در همان مقطع، دستگاه قضایی و نهادهای نظارتی وارد ماجرا شدند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، کارت سوختهای زیادی و چندین خودروی متخلف در جریان نظارت بر جایگاههای بندرعباس شناسایی و توقیف شد. خودروهایی که بنا بر اعلام مسئولان با هدف قاچاق و سودجویی موجب ازدحام در جایگاهها شده بودند. دادستان بندرعباس نیز در بازدید میدانی از جایگاهها، خودروهایی را که در یک روز چندین بار با کارت آزاد اقدام به سوختگیری کرده بودند، شناسایی و برخورد با آنها را دنبال کرد. نتیجه چه بود؟ صفها تا حدودی فروکش کرد اما ظاهراً مسئله بهطور کامل حل نشد و فقط شکل خود را تغییر داد.
وقتی صف خلوت میشود، بازار هم آرام میگیرد
این تجربه یک نکته مهم دارد و آن این است که هر زمان امکان سوختگیریهای غیرمتعارف محدود شده صف نیز کاهش یافته است. از سوی مسئولان ذیربط صراحتاً اعلام شده که بخشی از صفهای طولانی ناشی از مراجعه مردم به جایگاههایی است که کارت آزاد دارند. اما در همان اظهارات، موضوع مهم دیگری نیز مطرح شد برخی خودروها در طول روز چند بار سوختگیری میکنند و سپس سوخت دریافتی را از باک تخلیه میکنند اقدامی که خلاف مقررات اعلام شده است. این نکته بسیار مهم است زیرا اگر یک خودرو برای مصرف شخصی بنزین بزند، بعد از پایان سوختگیری از جایگاه خارج میشود و احتمالاً تا زمانی که دوباره نیاز واقعی به سوخت نداشته باشد، بازنمیگردد. اما اگر همان خودرو پس از سوختگیری، دوباره به جایگاه برگردد، سوختگیری مجدد انجام دهد و این چرخه چند بار در روز تکرار شود دیگر نمیتوان رفتار آن را صرفاً با نیاز مصرفی عادی توضیح داد.
در چنین شرایطی صف ظاهراً متعلق به مصرفکننده است اما بخشی از تقاضای داخل صف میتواند تجاری باشد. این همان جایی است که مفهوم «تقاضای کاذب» اهمیت پیدا میکند.تقاضای کاذب الزاماً به معنای آن نیست که کسی اصلاً به سوخت نیاز ندارد. ممکن است خودرو واقعاً سوخت مصرف کند اما نه برای جابهجایی معمولی، بلکه برای فعالیتی که در نهایت سوخت را از شبکه رسمی توزیع خارج و وارد بازار غیررسمی میکند. هدف روشن است اگر یک خودرو در فاصله زمانی کوتاه چندین بار وارد جایگاه شود سامانه بتواند الگوی آن را شناسایی کند اما هر سامانهای زمانی مؤثر است که داده دقیق دریافت کند و امکان برخورد واقعی با تخلف وجود داشته باشد. گزارشهای مردمی درباره پوشاندن یا مخدوشکردن پلاک خودروها بارها به روزنامه دریا رسیده است که در صورت صحت این موضوع، دقیقاً به همین نقطه آسیب میزند.
اگر پلاک خودرو قابل شناسایی نباشد سامانه پلاکخوان عملاً نمیتواند آن خودرو را به سوابق قبلی سوختگیری مرتبط کند به همین دلیل مقابله با این پدیده تنها به دوربین نیاز ندارد ؛ به برخورد با مخدوشکردن پلاک، کنترل انسانی، تطبیق اطلاعات کارت سوخت، ثبت دفعات سوختگیری و رصد الگوی رفتوآمد خودرو نیز نیازمند است. چرا بازار غیررسمی بنزین دوباره متولد میشود؟ پاسخ را باید در اقتصاد ساده عرضه و تقاضا جستوجو کرد. وقتی دسترسی به کالایی سخت شود اما تقاضا برای آن همچنان بالا بماند بازار غیررسمی شکل میگیرد. بنزین در هرمزگان یک کالای عادی نیست برای بسیاری از مردم وسیله ادامه کار و زندگی است. گرمای هوا نیز وابستگی خودروها به کولر و در نتیجه مصرف سوخت را افزایش میدهد. از طرف دیگر شهروندی که کارت سوخت ندارد، سهمیهاش تمام شده یا نمیخواهد ساعتها در صف بماند ممکن است به بازار غیررسمی مراجعه کند. در چنین شرایطی، یک چرخه خطرناک شکل میگیرد. صف طولانی، افزایش ارزش زمان، شکلگیری بازار آزاد، افزایش انگیزه برای تأمین غیررسمی سوخت، افزایش تقاضای کاذب، طولانیتر شدن صف. این چرخه اگر شکسته نشود برخورد مقطعی با چند دستفروش یا توقیف چند خودرو تنها برای مدتی صف را کوتاه خواهد کرد.
شهروندی که قربانی یک صف تکراری است
در نهایت، قربانی اصلی این وضعیت شهروند عادی است. او نه قصد قاچاق دارد نه بنزین را در گالن میفروشد و نه از چند بار سوختگیری در روز سود میبرد. فقط میخواهد چند ده لیتر بنزین بزند و به محل کار، خانه، بیمارستان یا مقصدش برسد. اما وقتی خودروهایی که برای مصرف شخصی در صف نیستند چند بار در روز وارد چرخه سوختگیری شوند سهم شهروند عادی از ظرفیت جایگاه کاهش پیدا میکند. هر بار سوختگیری غیرمتعارف یعنی یک نوبت بیشتر برای یک خودرو و یک نوبت کمتر برای دیگری و وقتی این اتفاق صدها بار در روز تکرار شود نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابانهای بندرعباس دیده میشود صفهایی که از جایگاه شروع میشوند و گاهی تا کوچههای اطراف کشیده میشوند.
فقط برخورد کافی نیست
در این مدل یک خودرو میتواند نقش واسطه را بازی کند سوخت با قیمت رسمی دریافت میشود اما مقصد نهایی آن مصرف شخصی نیست. همین اختلاف قیمت انگیزه اقتصادی ایجاد میکند. اگر خرید سوخت با نرخ رسمی و فروش آن در بازار غیررسمی پس از کسر هزینهها برای واسطه سود داشته باشد طبیعی است که «سوختگیری بیشتر» برای او جذاب شود. در چنین شرایطی هر بار سوختگیری اضافه یک منفعت اقتصادی بالقوه است در حالی که برای شهروند عادی همان خودرو یعنی یک خودرو بیشتر در صف و چند دقیقه یا چند ساعت انتظار بیشتر. بنابراین، مسئله تنها مقدار بنزینی نیست که یک خودرو دریافت میکند مسئله تعداد دفعات دریافت سوخت و مقصد واقعی آن سوخت است.در هرمزگان، بخش قابل توجهی از پروندههای بزرگ قاچاق سوخت مربوط به گازوئیل است. اما از سوی دیگر نمیتوان با قطعیت گفت بنزین اساساً در چرخه قاچاق قرار ندارد. گازوئیل همچنان بخش مهم و بزرگتر قاچاق سوخت در استان است اما بنزین را هم نمیتوان از معادله بازار غیررسمی حذف کرد.
سوختبرها فقط به گازوئیل نیاز ندارند
اینجا به یکی از حلقههای کمتر دیدهشده ماجرا میرسیم. خودرویی که در زنجیره حمل سوخت فعالیت میکند برای رفتوآمد خود به سوخت نیاز دارد. بنابراین حتی اگر محموله اصلی که قرار است قاچاق شود گازوئیل باشد خودروی حامل یا واسطه نیز برای حرکت خود به بنزین نیاز دارد. این یعنی ممکن است یک بازار غیررسمی برای بنزین در اطراف بازار بزرگتر قاچاق گازوئیل شکل بگیرد. در چنین شرایطی فردی که برای سوختبر یا واسطه سوخت فعالیت میکند ممکن است حاضر باشد برای بنزین هزینه بیشتری بپردازد زیرا برای او سرعت مهمتر از قیمت است. یک شهروند ممکن است بگوید برای چند لیتر بنزین حاضر نیستم چند صد هزار تومان بیشتر بدهم اما کسی که از جابهجایی سوخت درآمد کسب میکند ممکن است محاسبه دیگری داشته باشد.
اگر چند ساعت معطلی در صف فرصت یک جابهجایی یا معامله را از بین ببرد خرید گرانتر بنزین همچنان میتواند برای او توجیه اقتصادی داشته باشد اینجاست که بازار آزاد بنزین بهطور غیرمستقیم از بازار قاچاق سوخت تغذیه میکند. چرا خودرو دوباره به صف برمیگردد؟ پاسخ این پرسش شاید کلید فهم بخش مهمی از معضل باشد. اگر یک خودرو تنها برای مصرف شخصی سوختگیری کند بازگشت چندباره آن در یک روز منطقی نیست. اما اگر سوخت از خودرو خارج شود و دوباره برای سوختگیری به جایگاه بازگردد خودرو عملاً از یک «مصرفکننده» به یک «واسطه حمل سوخت» تبدیل میشود؛ حتی اگر ظاهر آن، ظاهر یک خودروی سواری عادی باشد. گزارشهای مردمی درباره چنین خودروهایی در ماههای اخیر نیز مطرح شده است از جمله ادعاهایی درباره سوختگیری چندباره یک خودرو در روز و تلاش برای پنهانکردن پلاک که در شبها بیشتر اتفاق میافتد.اما یک واقعیت رسمی وجود دارد مسئولان هرمزگان پیش از این نیز از شناسایی خودروهایی خبر دادهاند که بهصورت غیرمتعارف و چندباره در روز سوختگیری میکردند. حتی در گذشته موردی از خودرویی که طبق تصاویر دوربینهای نظارتی روزانه ۱۷ بار سوختگیری کرده بود گزارش شد. بنابراین، اصل مسئله افسانه یا شایعه نیست سوختگیریهای غیرمتعارف واقعاً شناسایی شدهاند.
پلاکخوانها؛ راهحل یا آزمون بزرگ نظارت؟
یکی از راهکارهایی که در ماههای گذشته برای کنترل این وضعیت مطرح شد، استفاده از دوربینهای پایش تصویری و سامانههای پلاکخوان بود. اگر قرار است این چرخه برای همیشه متوقف شود مجموعهای از اقدامات همزمان لازم است. نخست باید وضعیت واقعی عرضه بنزین در هر جایگاه شفاف باشد. مردم باید بدانند کدام جایگاه کارت آزاد دارد چه میزان سوخت عرضه میکند و چه جایگاههایی به دلیل خرابی نازل یا مشکلات فنی ظرفیت کامل ندارند. دوم، الگوی سوختگیری خودروها باید بهصورت هوشمند و مستمر بررسی شود نه اینکه فقط هنگام ایجاد بحران دوربینها فعال شوند. سوم، خودروهایی که دفعات غیرعادی سوختگیری دارند باید در یک فرآیند مشخص بررسی شوند.
چهارم، برخورد با بازار خیابانی فروش بنزین باید همزمان با خشکاندن منبع تأمین آن انجام شود. جمعآوری فروشنده خیابانی بدون شناسایی شبکه تأمین ممکن است فقط فروشنده بعدی را جایگزین کند. پنجم، مخدوشکردن پلاک باید بهعنوان یک نشانه جدی تخلف بررسی شود و سامانههای نظارتی نیز بهگونهای طراحی شوند که امکان فرار از شناسایی کاهش یابد و مهمتر از همه، باید میان مصرفکننده واقعی و تقاضای تجاری پنهان تفاوت قائل شد.
صفی که باید رمزگشایی شود
صفهای بنزین بندرعباس فقط مجموعهای از خودروهای منتظر سوخت نیستند این صفها تصویری از یک زنجیره اقتصادی پیچیدهاند. یک سر این زنجیره شهروندی است که در گرمای بندرعباس ساعتها پشت فرمان منتظر میماند. سر دیگر آن میتواند بازار غیررسمی سوخت، واسطهها و شبکههای قاچاق باشد. بین این دو نیز مجموعهای از عوامل قرار دارد محدودیت کارت آزاد، ظرفیت جایگاه، تعداد نازلهای فعال، مصرف واقعی، سوختگیریهای تکراری، ضعف نظارت و البته انگیزه اقتصادی. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که چرا پمپبنزین شلوغ است؟ پرسش دقیقتر این است که چه مقدار از سوخت عرضهشده واقعاً در باک خودروهای مصرفکنندگان نهایی باقی میماند و چه مقدار پس از چندین بار چرخش خودروها در جایگاه سر از بازار غیررسمی درمیآورد؟ این پرسشی است که پاسخ آن را باید در دادههای سامانه سوخت، تعداد دفعات سوختگیری هر خودرو، تصاویر دوربینها، مسیرهای تردد و پروندههای کشفشده جستوجو کرد.
از سوی دیگر، همین روزها بازگشت صفها به بندرعباس نشان میدهد مسئله هنوز حل نشده است. شاید وقت آن رسیده باشد که مسئولان به جای پرسیدن اینکه «چرا مردم اینقدر بنزین مصرف میکنند؟»، یک سؤال دقیقتر مطرح کنند که چه کسانی و با چه الگویی بنزین را بیش از مصرف معمول دریافت میکنند؟ چون ممکن است پشت صفی که از دور شبیه صف هزاران شهروند نیازمند سوخت دیده میشود، بخشی از خودروها اساساً برای مصرف خودشان در صف نباشند و اگر چنین باشد، مبارزه با صف بنزین از خیابان شروع نمیشود از شناسایی تقاضای کاذب، قطع انگیزه اقتصادی آن و بستن حلقهای آغاز میشود که بنزین ارزان جایگاه را به سوخت گران بازار غیررسمی تبدیل میکند. تا آن زمان، اما قصه همان قصه همیشگی است باک یکی پر میشود، گالن دیگری؛ و شهروند عادی هنوز در صف ایستاده است.

