دریانیوز// یداله شهرجو، چهره شناختهشدهی ادبیات هرمزگان، متولد سال ۱۳۵۳ در شهر میناب است. او که دانشآموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات محض میباشد.
به گزارش دریا؛ شهرجو فعالیتهای ادبی خود را از سال ۱۳۶۹ با سرودن شعر آغاز کرد. با شروع دهه هفتاد، شهرجو گامهای جدیتر و حرفهایتری در مسیر نویسندگی برداشت؛ مسیری که در ابتدا با شعر پی گرفته شد و در ادامه، با ورود به حوزههای داستاننویسی، نقد و پژوهشهای ادبی گسترش یافت.
از این پژوهشگر تاکنون بیش از سی عنوان کتاب در قالبهای مختلف از جمله مجموعه شعر، نقد ادبی، تحقیق و پژوهشهای گردآوریشده به چاپ رسیده است که انتشار نخستین مجموعه شعر او با عنوان «یک صندلی مقابل دریا» در سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در کارنامه کاریاش محسوب میشود. کارنامه فرهنگی شهرجو در بخشهای دیگری نیز پربار است؛ از تدریس در دانشگاه فرهنگیان هرمزگان و برگزاری کارگاههای ادبی گرفته تا فعالیتهای مستمر مطبوعاتی، داوری جشنوارههای گوناگون ادبی و مدیریت انتشارات «سمت روشن کلمه».
او که در دوران تحصیلات دانشآموزی همواره در جشنوارهها خوش درخشیده و در دوران دانشجویی نیز مقام دوم شعر مراکز تربیت معلم کشور را از آن خود کرده بود، از سال ۱۳۹۸ با همکاری «هانا زارعی» انتشارات «سمت روشن کلمه» را پایهگذاری کرد. این انتشارات که بهصورت تخصصی در حوزه فرهنگ و هنر فعال است، تاکنون موفق شده بیش از پانصد عنوان کتاب ارزشمند را روانه بازار نشر کند.
شهرجو در ابتدای این گفتوگو با بیان اینکه سخنگفتن از چگونگی ورود به ادبیات، سخنگفتن از لحظهای نیست که بتوان آن را بهروشنی به یاد آورد، تصریح کرد: ادبیات جهانی است که ورود به آن بیش از هر چیز به تولد شباهت دارد.
همیشه دغدغه خلقکردن و نوشتن با من بوده است
وی گفت: اینکه برای ادبیات ترکیب “دنیای ادبیات” را به کار میبریم، پاسخدادن به پرسش چگونگی ورود به ادبیات را برای من آسانتر میکند. وقتی گستره ادبیات را به وسعت یک دنیا بدانیم، برای ورود به آن باید متولد شد و اگر از هرکسی بخواهیم لحظه تولد خود را شرح دهد، بیگمان چیزی به یاد نخواهد آورد. من نیز لحظه ورود یا تولدم در دنیای ادبیات را به یاد ندارم. تنها میدانم که همیشه دغدغه خلقکردن و نوشتن با من بوده است؛ زمانی در نقاشی، زمانی در داستان و شعر و پس از آن در تحلیل، نقد و هر آنچه میتوانست مرا به آرامش برساند.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه انتظار از ادبیات در دورههای مختلف تاریخی یکسان نبوده است، یادآور شد: در دورهای، تأثیرگذاری اجتماعی و در دورهای دیگر، تعهد ادبی و اجتماعی در مرکز توجه قرار داشته است، اما در ادبیات امروز، کشف و خلق زیبایی جایگاه برجستهتری یافته است. بخشی از انتظار من از ادبیات نیز با همین زیباییآفرینی پیوند دارد و بااینحال، ادبیات در حوزه فردی، راهی برای رسیدن به آرامش است.
وی در ادامه افزود: «آرامشی که از ادبیات به دست میآورم، همان حسی است که پس از پایان یک شعر، داستان، متن یا آفرینش هر اثر ادبی تجربه میکنم. این آرامش ارتباطی مستقیم با زیباییآفرینی دارد، عنصری که بخشی از ذات و جوهره اصلی ادبیات است. کشف و خلق زیبایی در ادبیات، آرامش روحی به دنبال میآورد. زیبایی و آرامش برای من دو حس بههمپیوستهاند که دستیابی به هرکدام، حضور دیگری را نیز ممکن میکند. در همه این سالها هیچ تجربهای بهاندازه با ادبیات بودن و نوشتن نتوانسته است برایم آرامش به همراه آورد.
شهرجو در تشریح فرایند آفرینش اثر ادبی بیان کرد: شعر اگرچه ممکن است از لحظهای غریزی، حسی یا الهامی آغاز شود، برای رسیدن به صورت نهایی خود به آگاهی، دانش و بازنگری نیاز دارد. شهرجو نقش ناخودآگاه یا الهام را در شکلگیری شعر انکار نمیکند، اما قلمرو آن را بیشتر به نقطه آغاز محدود میداند، همان لحظهای که میل و حس سرودن پدید میآید.
وی در همین زمینه تأکید کرد: «آنچه پس از آن به حس اولیه شکل و قوام میبخشد، تلاشی آگاهانه است. تلاشی که میتواند شعر را به جایگاهی ممتاز برساند. این فرایند را هممعنای شعر کوششی نمیدانم زیرا شعر در آغاز از حسی زیبا برمیآید، اما برای آنکه این زیبایی با نهایت ظرافت و عمق ثبت شود، به هدایت، آگاهی، دانش و دانایی نیاز دارد. از زمانی که سرودن برایم جدی شد، همواره شعر را نه فقط محصول حس، بلکه برآیند حس و آگاهی دانستهام.
این شاعر هرمزگانی با بیان اینکه اقلیم و جغرافیای استان حضوری طبیعی و پیوسته در جهان شعریاش دارند و این حضور از نخستین مجموعه شعر او آغاز شده و تا تازهترین آثارش ادامه یافته است، تصریح کرد: نام مجموعههایی چون «یک صندلی مقابل دریا» و «عاشقانههای یک نهنگ» نیز نشانهای از همین پیوند عمیقاند.
وی خاطرنشان کرد: «از نخستین مجموعه شعرم، “یک صندلی مقابل دریا”، که نامش را وامدار دریاست، تا آخرین مجموعهام، “عاشقانههای یک نهنگ”، اقلیم و جغرافیای هرمزگان حضوری مداوم و پیوسته در شعرها و نوشتههایم داشتهاند. البته برای ایجاد این حضور، تلاشی تعمدی و ازپیشتعیینشده نکردهام. معتقدم شعر من در میان همین عناصر و ویژگیهای پیرامونی قد کشیده و از دل همین جغرافیا به سراغم آمده است.
شهرجو با اشاره به اینکه شعر جنوب ایران جریانی جدا و منفک از شعر معاصر کشور نیست، اظهار داشت: شعر جنوب و جریان عمومی شعر ایران همواره بر یکدیگر اثر گذاشته و از ظرفیتهای هم بهره بردهاند، بااینحال، شعر جنوب در دورههای مختلف، پویایی، تجربهورزی و خصلت پیشرو خود را حفظ کرده است.
وی گفت: «کافی است به نامهای بزرگ ادبیات معاصر که ریشه در جنوب دارند نگاه کنیم؛ هرکدام از این چهرهها بخشی مهم از ادبیات معاصر ایران را شکل دادهاند. یکی از ویژگیهای برجسته شاعران جنوب، جسارت در تجربهورزی و خلق نوآوری است، ویژگیای که بسیاری از آنان را در شمار چهرههای پیشرو شعر معاصر قرار داده است. دوری از مرکز و فاصله از امکاناتی که میتوانست شرایط مناسبتری برای فعالیت آنان فراهم کند، به انفعال شاعران جنوب نینجامیده است. برعکس، ادبیات جنوب با نسلی از شاعران مصمم، مستقل و گاه کاملاً خودساخته روبهرو بوده است.
این منتقد ادبی، شعر هرمزگان را دارای جایگاهی شایسته در جریان نوگرایی شعر معاصر ایران دانست و افزود: این جایگاه، بهویژه در اواخر دهه چهل، با حضور چهرههایی چون حسن کرمی، ابراهیم منصفی، م. پگاه و محمدحسن جمشیدی آشکارتر شد. این شاعران با کانونهای مهم شعر معاصر ایران و چهرههایی مانند احمد شاملو و منوچهر آتشی ارتباط داشتند و نمونههایی از آثار آنان در مجلاتی چون «فردوسی» و صفحات ادبی آن سالها منتشر میشد.
وی ادامه داد: ابراهیم منصفی، اگرچه بخش مهمی از فعالیت هنریاش با موسیقی پیوند خورده است، دو دفتر شعر نیز دارد که عمده آثار آنها محصول همان سالهاست. از م. پگاه و محمدحسن جمشیدی مجموعه مستقلی منتشر نشده است، اما مرور فعالیتهای ادبی اواخر دهه چهل و سالهای پس از آن نشان میدهد که این دو چهره نیز در کانون تحولات ادبی هرمزگان حضور داشتهاند.
شهرجو یادآور شد: در میان این چهرهها، فعالیت حسن کرمی از این نظر متمایز است که تمرکز اصلی او بر ادبیات بوده است. او افزون بر شعر، داستان نیز نوشته و مجموعه داستان کوتاه «هیاهو» را منتشر کرده است. نوشتهها و مقدمههای او درباره چهرههای ادبی آن دوره، بهویژه مقدمههای مفصلش بر کتابهای ابراهیم منصفی، در معرفی این شاعر و هنرمند جنوبی نقشی مؤثر داشتهاند.
وی در ادامه تشریح کرد: پس از پویایی اواخر دهه چهل، شعر هرمزگان در دهههای پنجاه و شصت، مانند بخش مهمی از شعر معاصر ایران، شور و تحرک پیشین را کمتر تجربه کرد، اما دهه هفتاد را میتوان نقطه عطف دیگری در مسیر شعر استان دانست. در این دوره، نسلی جوانتر از راه رسید و همسو با تحولات شعر ایران، هوایی تازه در شعر هرمزگان جریان یافت. برخلاف نسل نخست که بسیاری از چهرههای آن فرصت نیافتند آثارشان را در زمان حیات خود در قالب مجموعههای مستقل منتشر کنند، شاعران نسل دهه هفتاد توجه بیشتری به انتشار کتاب نشان دادند. ازاینرو، معرفی آنان تنها به مجلات ادبی و صفحات شعر محدود نماند و با انتشار مجموعههای مستقل همراه شد. اگر دهه هفتاد را یکی از دورههای جدی و اثرگذار شعر معاصر ایران بدانیم، سهم شاعران هرمزگانی در شکلگیری آن اندک نیست. تعدادی از چهرههای شاخص شعر هرمزگان، مجموعههای موفق خود را در همان دهه و همسو با جریانهای نوین ادبی منتشر کردند.
ظرفیت بالای شعر سپید و هشدار درباره محفلگرایی
این مدرس دانشگاه با تأکید بر اینکه شعر سپید امروز هرمزگان را نیز نمیتوان جدا از جریان شعر معاصر ایران بررسی کرد، تصریح کرد: انتشار مجموعه شعرهای مختلف از شاعران استان طی دو دههی اخیر و رسیدن برخی از این آثار به چاپ دوم، نشاندهنده ظرفیت و حضور مخاطبان این حوزه است. توجه منتقدان به این آثار نیز گواه آن است که شعر سپید هرمزگان در سطح ملی شناخته شده و تواناییهای خود را از سالها پیش به اثبات رسانده است.
وی با اشاره به اینکه با وجود این پیشینه، ارزیابی او از وضعیت سالهای اخیر شعر هرمزگان کاملاً خوشبینانه نیست، افزود: در کنار توجه به توانایی برخی شاعران جوان، نسبت به کمرنگشدن جسارت، تجربهورزی و گفتوگوی انتقادی هشدار میدهم.
شهرجو در این باره گفت: «پویایی برخی چهرههای جوان نسل امروز هرمزگان گاهی مرا به وجد میآورد؛ بااینحال، چشمانداز شعر استان را در سالهای اخیر چندان روشن و پویا نمیبینم. شعر امروز هرمزگان به پیشگامی و خطشکنی نسل دهه چهل و جسارت و سرزندگی نسل دهه هفتاد نیاز دارد. هنوز هم چهرههای برجسته شعر این دیار عمدتاً به همان دو نسل تعلق دارند.
وی یکی از آسیبهای جدی شعر هرمزگان در سالهای اخیر را گرایش به فضای محفلی و فاصلهگرفتن از نقد جدی دانست و خاطرنشان کرد: «شعر هرمزگان، بهویژه در سالهای اخیر، تا اندازهای صورتی محفلی پیدا کرده است؛ حال آنکه برای تأثیرگذاری، رشد و تعالی به فضای نقد و شکلگیری گفتمانی انتقادی نیاز دارد. برخی چهرههای جدی و اثرگذار شعر هرمزگان نیز گوشه عزلت برگزیدهاند و این وضعیت بههیچوجه به سود شعر این خطه جنوبی نیست. شعر امروز هرمزگان برای حرکت بهسوی افقهای تازه، بیش از هر چیز به پیشگامی نسل دهه چهل، جسارت نسل دهه هفتاد و فضای زنده نقد نیاز دارد.
شهرجو با بیان اینکه با همه این ملاحظات و نگرانیها، شعر هرمزگان همچنان از ظرفیتهای انسانی، فرهنگی و اقلیمی فراوانی برخوردار است، تصریح کرد: حضور شاعران جوان، انتشار مجموعههای تازه و پیشینه غنی شعر نوگرا در استان میتواند زمینهساز دورهای تازه باشد؛ مشروط بر آنکه روابط محفلی جای خود را به گفتوگو، نقد حرفهای و تجربهورزی بدهد و چهرههای باتجربه نیز بار دیگر در متن جریان ادبی استان حضور فعالتری پیدا کنند.
وی در خاتمه یادآور شد: «در پایان، از روزنامه وزین «دریا» برای فراهمکردن فرصت این گفتوگو صمیمانه سپاسگزاری میکنم و به همه دستاندرکاران آن خستهنباشید میگویم. امیدوارم این رسانه با پیگیری دغدغههای مشترک فرهنگی، همچنان در مسیر اعتلای فرهنگ و ادبیات استان گام بردارد و ادبیات، بهویژه شعر هرمزگان، روزهایی روشن و آفتابی را تجربه کند.

