دریانیوز//گرانی کولر باعث شده است ،تامین آن برای خانواده های محروم و نیازمند دست نیافتنی باشد و حتی کسانی که کولرشان خراب می شود، توان تعمیرش را نداشته باشند. در هرمزگان، گرما تنها یک پدیده جوی یا یک چالش اقلیمی ساده نیست؛ گرما در این استان، به یک «موتور محرکِ فقر» تبدیل شده است. با فرا رسیدن موجهای گرمای طاقتفرسا، آنچه در بندرعباس و شهرهای اطراف میگذرد، فراتر از یک سختیِ معمول است؛ ما امروز با یک «بحران وجودی» و یک فاجعهی انسانی روبهرو هستیم. در این فصل، آنچه برای بسیاری از مردم یک وسیلهی رفاهی به شمار میرود، برای ساکنان این استان، تنها «سدِ دفاعی» در برابر مرگبارترین فرکانسهای دمایی است؛ اما امروز، این سد در برابر قیمتهای سرسامآورش و تورم بیرحم، با صدای بلند در حال فرو ریختن است.
واقعیتِ تلخِ بازار، شهروندان هرمزگانی را در برابر یک بنبست مطلق قرار داده است. قیمتهای فاجعهبار کولرها و تجهیزات سرمایشی، چنان به آسمان کشیده شده که خرید یک دستگاه ساده، اکنون از توان مالی بخش بزرگی از جامعه خارج است. اما فاجعه تنها در «خرید» خلاصه نمیشود؛ شکاف عمیق اقتصادی، حتی «فرآیند تعمیرات» را نیز به یک رویا تبدیل کرده است. خانوادههایی که کولرشان از کار افتاده، اکنون با هزینههای تعمیراتی روبهرو هستند که از توان یک کارگر، یک کارمند ساده یا حتی یک بازنشسته خارج است. در واقع، ما در وضعیتی هستیم که حتی «نگهداری از زندگی» نیز برای فقرا غیرممکن شده است. تصویرِ عبور از این بحران، زمانی کاملاً سیاه میشود که به وضعیت نهادهای حمایتی و خیرین نگاه میکنیم. گروههای خیریه، مراکز جهادی و نیکوکاران که سالها بود در تاریکترین لحظاتِ زندگیِ مردم، مانند فانوس امید ظاهر میشدند، امسال با شکستی بزرگ روبهرو شدهاند.
آنها دیگر توان مالی لازم برای خرید کولرهای نو و توزیع میان نیازمندان را ندارند. حتی نهادهای کلانی که وظیفهی حمایت از اقشار آسیبپذیر را بر عهده دارند، مانند کمیته امداد و بهزیستی، در برابر این جهشِ قیمتها درمانده شدهاند. وقتی قیمت یک کولر پنجرهای از مرز ۱۰۰ میلیون تومان عبور میکند، حتی بودجههای حمایتی نیز در برابر نیازِ انبوهِ مددجویان، کوچک و بیمقدار به نظر میرسند. امروز، محرومی که در میان گرما میسوزد، نه تنها با طبیعت، بلکه با بیتفاوتیِ بازار و ناتوانیِ سیستمهای حمایتی نیز روبهرو است. در اینجا، لازم است ایستاد و یک تناقضِ مهیب را با صدای بلند فریاد زد؛ تناقضی که ناشی از نگاهِ سطحی به اقتصاد استان است. هرمزگان، و بهویژه بندرعباس، بهعنوان «قطب اقتصادی و دروازهی تجارت کشور» شناخته میشود. ما با انبوهی از صنایع بزرگ، بنگاههای اقتصادی و جریانهای عظیم مالی روبهرو هستیم که ثروتهای هنگفتی را در این خاک جابهجا میکنند.
اما از سوی دیگر، آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز آمار ایران، تصویری هولناک از هرمزگان را ترسیم میکنند: استانی که در صدر محرومیت، فقر وفلاکت و بیکاری قرار دارد. این پارادوکسِ «ثروتِ صنعتی در برابر فقرِ انسانی»، نشاندهندهی یک خلأ عمیق در اجرای «مسئولیتهای اجتماعی» بنگاههاست. اگرهمه صنایع بزرگ و بنگاههای اقتصادی این استان، واقعاً در راستای ایفای نقش اجتماعی خود حرکت میکردند، امروز نباید شاهد این رنجِ بیپایان در برابر قیمت کولر، یخچال، ویلچر یا حتی تجهیزات حیاتی مثل سمعک و ارتزوپروتز بودیم. مسئولیت اجتماعی نباید صرفاً در گزارشهای سالانه و کتبیِ شرکتها محصور بماند؛ مسئولیت اجتماعی یعنی وقتی گرمای استان، جانِ ناتوانان را تهدید میکند، بخش خصوصی و صنایع بزرگ نباید با بیتفاوتی، اجازه دهند که فقر، مرگبارتر از گرما شود. از مسئولان و صاحبان صنایع بزرگ میپرسیم: این ثروتِ تولید شده در خاک هرمزگان، چه سهمی از آرامش و سلامتِ مردمِ همین خاک دارد؟ نباید اجازه داد در شهری که موتور محرک اقتصاد است، گرمای هوا، زندگی را برای فقرا به ایست بازگرداند. عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که ثروتِ تولید شده در یک منطقه، بتواند حداقلِ شرایطِ بقا را برای ساکنان آن فراهم کند. در این شرایط سخت اقتصادی بایستی از محرومان و نیازمندان حمایت کرد و اجازه نداد بدون کولر و یخچال و… بمانند .

