Site icon روزنامه دریا

سامانه‌هایی که به‌جای خدمت، قفل می‌کنند

دریانیوز//در سال‌های اخیر، بانک‌ها برای کوچک‌ترین خدمات- از افتتاح حساب گرفته تا صدور و تمدید کارت بانکی- شرطی تازه پیش پای شهروندان گذاشته‌اند: «ثبت کدپستی در سامانه املاک و اسکان» و «به‌روز بودن اطلاعات در ثبت‌احوال». روی کاغذ، این الزام توجیه دارد؛ نظم‌دهی به داده‌ها، مقابله با پولشویی و افزایش شفافیت. اما در واقعیت، این سامانه‌ها بیش از آنکه گرهی باز کنند، خود تبدیل به گره‌ اصلی شده‌اند. مشکل از آنجا شروع می‌شود که بسیاری از مردم سال‌ها پیش در سامانه املاک و اسکان ثبت‌نام کرده‌اند، اما این اطلاعات در سیستم بانکی دیده نمی‌شود. برای وزارت راه و شهرسازی، آن ملک به‌خوبی نمایش داده می‌شود؛ برای بانک اما انگار وجود خارجی ندارد. نتیجه؟ مشتری پشت باجه، کارمند پشت مانیتورو یک پاسخ تکراری: «در سامانه ما چیزی نیامده و کدپستی ثبت نشده است، نمی‌توانیم کارت بانکی را صادر یا تمدید کنیم و….» این تناقض، یک سؤال ساده ایجاد می‌کند: چگونه ممکن است سامانه‌ای که ادعا می‌شود ملی و یکپارچه است، برای یک دستگاه کار کند و برای دیگری خیر؟ از کجا باید باور کرد که مشکل صرفاً «قطع سامانه» است؟ یا اینکه شاید هر دستگاه سامانه خودش را دارد و اسمش را گذاشته‌اند یکپارچگی؟ از سوی دیگر، شهروندی که برای طرح‌های مسکن- از مسکن ملی گرفته تا طرح‌های حمایتی- اقدام می‌کند، با صراحت می‌بیند که کوچک‌ترین ملک یا واحد ثبت‌شده در همان سامانه املاک و اسکان قابل‌مشاهده است. اما همین داده روشن، در بانک ناپدید می‌شود.

گویا بعضی بانک‌ها هنوز با نسخه‌ی قدیمی این سامانه کار می‌کنند، بعضی دیگر به‌کل اتصال ندارند و برخی هم ترجیح می‌دهند بهانه‌ آماده‌ای برای ارائه ندادن خدمات داشته باشند.این‌ وسط، معضل بزرگ‌تر همان «قطع بودن همیشگی سامانه بانکی» است؛ مشکلی که دیگر برای مردم عادی شده. تمدید کارت بانکی که باید یک کار یک‌روزه باشد، گاهی ماه‌ها طول می‌کشد. مشتری باید چندین بار آمد و رفت کند، هر بار پس از ساعت‌ها انتظار همان جمله تکراری را بشنود: «سامانه قطعه، کاری از دست‌مان برنمی‌آید.» نهایتاً هم یا کارت دیر صادر می‌شود یا اصلاً نمی‌شود.در شرایطی که حتی گاهی اختلالات ناشی از وضعیت‌های بحرانی یا جنگی بخشی از بانک‌ها را تعطیل می‌کند، این وابستگی محض به سامانه‌هایی که همیشه نیمه‌جان‌اند، زندگی مردم را فلج می‌سازد. سیستمی که قرار بود خدمات بانکی را تسهیل کند، عملاً آن را قفل کرده است.این وضعیت، نه مشکل امروز و دیروز، بلکه مسئله‌ای ساختاری است؛ سامانه‌هایی که نمی‌دانند باید با هم صحبت کنند، دستگاه‌هایی که حاضر نیستند هم‌زبان شوند و مردمی که قربانی تبدیل شدن «خدمت» به «تشریفات کاغذی دیجیتال‌شده» هستند. وقت آن رسیده تصمیم‌گیران، پیش از افزودن یک الزام تازه، سامانه‌های موجود را از یک مخزن اختلال دائمی، به یک زیرساخت واقعی تبدیل کنند و البته نوع جدیدی از شفافیت را بپذیرند: شفافیت درباره اینکه چرا یک سامانه ملی، فقط روی کاغذ ملی است.

Exit mobile version