Site icon روزنامه دریا

زنان تحصیل‌کرده ذخیره‌ای پشت درهای بسته بازار کار

دریانیوز // دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر تصویری متفاوت از الگوی آموزش عالی در ایران ترسیم کرده‌اند؛ تصویری که در آن دختران نه فقط حضور دارند، بلکه در بسیاری از رشته‌ها و مقاطع، سهمی بیشتر از پسران به دست آورده‌اند.
بیش از ۶۴ درصد متقاضیان ورود به دانشگاه‌ها دخترند و زنان نیز بیش از ۵۲ درصد جمعیت دانشجویی کشور را تشکیل می‌دهند. این اعداد در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از گسترش دسترسی زنان به آموزش عالی و کاهش نابرابری‌های آموزشی باشد؛ اما آن‌سوی درهای دانشگاه، تصویر چندان روشن نیست.برای بخش بزرگی از زنان تحصیل‌کرده، مدرک دانشگاهی الزاماً به معنای ورود به شغل رسمی، پایدار و متناسب با تخصص نیست. آنان در حالی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند که بازار کار، به‌ویژه در شرایط رکود اقتصادی و محدودیت فرصت‌های شغلی، ظرفیت لازم برای جذب
نیروی انسانی متخصص را ندارد. در این میان، زنان بیش از مردان در معرض حذف از فرصت‌های رسمی اشتغال قرار می‌گیرند؛ واقعیتی که بخشی از آنان را به سمت مشاغل غیررسمی، فعالیت‌های اینترنتی و کارهای فاقد امنیت شغلی سوق داده است.این شکاف میان آموزش و اشتغال، فقط یک مسئله فردی یا جنسیتی نیست؛ بلکه از منظر اقتصادی نیز باید آن را هشداری جدی تلقی کرد. کشوری که در سال‌های آینده با کاهش نرخ باروری، کند شدن رشد جمعیت و احتمال کاهش نیروی کار روبه‌رو است، نمی‌تواند به سادگی از ظرفیت انبوه زنان تحصیل‌کرده و آماده به کار چشم بپوشد؛ ظرفیتی که امروز در پشت درهای بسته بازار کار باقی مانده و می‌تواند فردا به یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های اقتصاد کشور تبدیل شود.

دانشگاه؛ جایی که دختران پیشتازند
آمارهای مطرح‌شده از سوی زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری، نشان می‌دهد دختران اکنون سهم قابل توجهی از متقاضیان ورود به آموزش عالی را در اختیار دارند. بیش از ۶۴ درصد داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها دختر هستند و بیش از ۵۲ درصد افرادی که امروز بر صندلی دانشگاه‌ها نشسته‌اند نیز زنان را تشکیل می‌دهند.این تغییر، در مقایسه با دهه‌هایی که تحصیل دانشگاهی برای بسیاری از دختران با محدودیت‌های بیشتری همراه بود، یک تحول مهم اجتماعی به شمار می‌رود. امروز حضور دختران در مدارس، دانشگاه‌ها و رشته‌های مختلف تحصیلی به امری تثبیت‌شده تبدیل شده است و در برخی حوزه‌ها، از جمله علوم پزشکی، زنان توانسته‌اند جایگاه پررنگ و قابل توجهی به دست آورند.با این حال، پیشتازی کمی زنان در دانشگاه به معنای توزیع برابر آنان در همه رشته‌های تحصیلی نیست. داده‌های موجود نشان می‌دهد در برخی رشته‌ها همچنان شکاف جنسیتی آشکاری وجود دارد؛ شکافی که در حوزه‌های فنی و مهندسی بیشتر دیده می‌شود. برای نمونه، سال گذشته حدود ۴۳ هزار دختر وارد رشته‌های علوم پایه شدند، در حالی که شمار پسران در این حوزه حدود ۶۶ هزار نفر بوده است. در رشته‌های فنی و مهندسی نیز فاصله حضور دختران و پسران جدی‌تر است.پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود رشد حضور زنان در دانشگاه، انتخاب رشته آنان همچنان از الگوی جنسیتی پیروی می‌کند؟ آیا دختران به دلیل باورهای فرهنگی از ورود به برخی رشته‌ها فاصله می‌گیرند یا آنکه از همان ابتدای مسیر تحصیلی، واقعیت‌های بازار کار انتخاب آنان را شکل می‌دهد؟

انتخاب رشته زیر سایه بازار کار
شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس و جامعه‌شناس، معتقد است تفاوت جنسیتی در انتخاب رشته از سال‌های دبیرستان و هنگام انتخاب شاخه تحصیلی آغاز می‌شود. به گفته او، دختران کمتر به سمت رشته ریاضی می‌روند، زیرا از همان ابتدا می‌دانند که چشم‌انداز اشتغال در رشته‌های فنی و مهندسی برای آنان محدودتر است. در مقابل، گرایش دختران به علوم تجربی و علوم انسانی بیشتر می‌شود و پسران نیز بیشتر مسیر ریاضی و سپس رشته‌های فنی و مهندسی را انتخاب می‌کنند.این انتخاب را نمی‌توان صرفاً به علاقه فردی یا تلقی‌های قدیمی درباره «زنانه» و «مردانه» بودن رشته‌ها تقلیل داد. انتخاب تحصیلی، به‌ویژه برای خانواده‌هایی که هزینه‌های آموزش عالی را پرداخت می‌کنند، با ارزیابی آینده شغلی گره خورده است. وقتی یک دختر دانش‌آموز می‌بیند بخش قابل توجهی از مشاغل صنعتی، کارگاهی، شیفتی، مأموریتی یا مستقر در مناطق دور از شهر، در عمل بیشتر به مردان واگذار می‌شود، طبیعی است که در انتخاب رشته خود با احتیاط بیشتری تصمیم بگیرد.در واقع، بازار کار از سال‌ها پیش از فارغ‌التحصیلی، بر انتخاب‌های آموزشی اثر می‌گذارد. دختران ممکن است نه به دلیل ناتوانی علمی یا کمبود علاقه، بلکه با توجه به تجربه اطرافیان و ارزیابی فرصت‌های استخدامی، رشته‌هایی را انتخاب کنند که حضور زنان در آن‌ها پذیرفته‌شده‌تر یا امکان اشتغال در آن‌ها بیشتر به نظر می‌رسد.این در حالی است که حتی برای مردان فارغ‌التحصیل رشته‌های فنی و مهندسی نیز تضمینی برای یافتن شغل وجود ندارد. محدود بودن صنایع توسعه‌یافته و رکود در بازار کار، بسیاری از دانش‌آموختگان این رشته‌ها را نیز با بیکاری یا اشتغال نامرتبط مواجه کرده است. با این تفاوت که زنان، در یک بازار کار محدود، معمولاً در اولویت‌های پایین‌تر استخدامی قرار می‌گیرند.

از مدرک دانشگاهی تا صف انتظار اشتغال
مسئله اصلی زنان در ایران، آن‌گونه که کاظمی‌پور تأکید می‌کند، نه دسترسی به آموزش، بلکه محدودیت‌های بازار کار است. در حوزه آموزش، از مدرسه تا دانشگاه، برابری جنسیتی تا حد زیادی محقق شده و زنان حتی در شمار ورودی‌های دانشگاهی سهم بالاتری دارند؛ اما این برابری در مرحله اشتغال تداوم پیدا نمی‌کند.بر اساس آمار مطرح‌شده، امروز بیش از ۵۴ درصد زنان تحصیل‌کرده کشور بیکار و در جست‌وجوی کارند. این رقم نشان می‌دهد تحصیلات دانشگاهی برای شمار زیادی از زنان، به جای آنکه پلی مطمئن برای ورود به بازار کار باشد، به دوره‌ای طولانی از انتظار برای یافتن شغل تبدیل شده است.بیکاری زنان تحصیل‌کرده، فقط به معنای نداشتن درآمد نیست. این وضعیت می‌تواند آثار گسترده‌تری بر استقلال اقتصادی، جایگاه اجتماعی، انگیزه برای ادامه تحصیل، تصمیم‌گیری‌های خانوادگی و حتی احساس تعلق فرد به جامعه داشته باشد. زنی که سال‌ها برای کسب تخصص تحصیل کرده اما امکان استفاده از دانش و توانایی خود را پیدا نمی‌کند، نه فقط با یک مسئله شغلی، بلکه با تجربه‌ای از نادیده گرفته شدن ظرفیت حرفه‌ای خود روبه‌رو می‌شود.در چنین وضعیتی، بخشی از زنان به مشاغل غیررسمی روی می‌آورند؛ کارهایی که ممکن است درآمدی محدود داشته باشند اما اغلب از بیمه، امنیت شغلی، قرارداد روشن و امکان پیشرفت حرفه‌ای بی‌بهره‌اند. فعالیت‌های اینترنتی نیز برای شماری از زنان به یکی از مسیرهای جایگزین تبدیل شده است؛ مسیری که می‌تواند فرصت‌هایی ایجاد کند، اما در بسیاری موارد جای خالی اشتغال رسمی و پایدار را پر نمی‌کند.

مشاغل ناامن؛ پناهگاه اجباری زنان تحصیل‌کرده
وقتی بازار کار رسمی به اندازه کافی فرصت‌ساز نیست، اشتغال غیررسمی به یکی از راه‌های ناگزیر برای بقا در اقتصاد خانوار تبدیل می‌شود. زنان تحصیل‌کرده ممکن است به دلیل نبود فرصت متناسب با رشته خود، فعالیت‌هایی را انتخاب کنند که با سطح تحصیلات و مهارت‌هایشان همخوانی ندارد؛ از کارهای پروژه‌ای و موقت گرفته تا فروش اینترنتی، خدمات بدون قرارداد یا مشاغلی که درآمد آن‌ها ثبات ندارد.این وضعیت یک تناقض روشن ایجاد می‌کند: از یک سو جامعه برای آموزش عالی زنان هزینه می‌کند و دختران نیز سال‌هایی از عمر خود را صرف تحصیل و کسب مهارت می‌کنند؛ از سوی دیگر، اقتصاد رسمی نمی‌تواند یا نمی‌خواهد از این سرمایه انسانی بهره کافی ببرد. نتیجه، اتلاف بخشی از ظرفیت تخصصی کشور و گسترش اشتغال ناپایدار در میان زنانی است که می‌توانستند در محیط‌های حرفه‌ای، تولیدی، پژوهشی و خدماتی نقش‌آفرین باشند.البته نمی‌توان همه مسئولیت را متوجه کارفرمایان دانست. ساختار کلی اقتصاد، سطح پایین رشد، محدودیت سرمایه‌گذاری و کمبود فرصت‌های شغلی جدید، محیطی را ایجاد کرده که رقابت برای دستیابی به شغل را افزایش داده است. با این حال، در همین بازار محدود نیز زنان با موانع بیشتری روبه‌رو هستند؛ موانعی که در برخی مشاغل سخت، شیفتی، صنعتی یا مستلزم حضور در خارج از شهر پررنگ‌تر می‌شود.در چنین مشاغلی، کارفرمایان غالباً تمایل بیشتری به استخدام مردان دارند. این ترجیح، هرچند ممکن است در مواردی با ماهیت کار، شیفت‌های طولانی یا شرایط محیطی توجیه شود، اما در عمل دامنه انتخاب زنان را محدود می‌کند و آنان را از بخش‌هایی از بازار کار که معمولاً فرصت‌های تخصصی و درآمد بالاتری دارند، دور نگه می‌دارد.

اقتصاد، مانع بزرگ‌تر از کلیشه‌ها
بحث شکاف جنسیتی در آموزش و اشتغال، اغلب با موضوع کلیشه‌های فرهنگی همراه می‌شود. تردیدی نیست که نگرش‌های فرهنگی در انتخاب رشته، استخدام و تقسیم نقش‌ها اثرگذارند؛ اما کاظمی‌پور تأکید دارد سهم اصلی تفاوت‌های موجود را باید در اقتصاد جست‌وجو کرد.برآورد او این است که شاید ۱۰ تا ۱۵ درصد تفاوت‌ها به نگرش‌های فرهنگی مرتبط باشد، اما حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد آن به مشکلات اقتصادی، رکود و محدود بودن فرصت‌های شغلی بازمی‌گردد. این نگاه، مسئله را از سطح توصیه‌های فرهنگی فراتر می‌برد و توجه را به ضرورت اصلاح ساختار بازار کار جلب می‌کند.در اقتصادی که رشد پایدار و فرصت‌های شغلی متنوع ایجاد نمی‌شود، زنان نخستین گروه‌هایی هستند که در دوره‌های بحران اقتصادی از بازار کار حذف می‌شوند یا شانس کمتری برای استخدام دارند. این واقعیت در ادبیات علمی نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا کارفرمایان در شرایط محدودیت، ممکن است به الگوهای سنتی استخدامی بازگردند و مردان را به عنوان نان‌آور اصلی خانواده در اولویت قرار دهند.اما چنین نگاهی، علاوه بر آنکه فرصت برابر را محدود می‌کند، از منظر اقتصادی نیز پرهزینه است. کنار گذاشتن زنان تحصیل‌کرده از بازار کار یعنی نادیده گرفتن بخشی بزرگ از مهارت، دانش و توان تولیدی کشور؛ توانایی‌ای که برای تربیت آن هزینه عمومی و خانوادگی صرف شده است.

نیروی ذخیره‌ای برای فردای بازار کار
ایران در مسیر تحولات جمعیتی تازه‌ای قرار گرفته است. کاهش نرخ باروری و کند شدن رشد جمعیت، می‌تواند در دهه‌های آینده به کاهش جمعیت در سن کار و کمبود نیروی انسانی منجر شود. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته برای جبران این کمبود، به جذب نیروی کار مهاجر روی آورده‌اند؛ اما ایران پیش از هر چیز با یک ظرفیت داخلی مهم روبه‌رو است: زنان تحصیل‌کرده‌ای که آماده ورود به بازار کارند، اما هنوز جایگاه متناسبی در اقتصاد رسمی پیدا نکرده‌اند.این زنان را می‌توان نیروی کار ذخیره‌ای کشور دانست؛ ذخیره‌ای که در صورت فراهم شدن زیرساخت‌های لازم، می‌تواند بخشی از نیاز بازار کار آینده را تأمین کند. بهره‌گیری از این ظرفیت البته فقط با افزایش تعداد فرصت‌های شغلی ممکن نیست. کیفیت فرصت‌ها نیز اهمیت دارد؛ شغل باید رسمی، پایدار، دارای امنیت و متناسب با مهارت و تحصیلات افراد باشد.توسعه صنایع، ایجاد فرصت‌های تازه در بخش خدمات تخصصی، گسترش مشاغل دانش‌بنیان و اصلاح رویکردهای استخدامی می‌تواند بخشی از مسیر فعال شدن این ظرفیت باشد. همچنین لازم است نگاه به زنان در بازار کار از «نیروی جایگزین» یا «اولویت دوم» تغییر کند و بر مبنای مهارت، تخصص و توانایی حرفه‌ای شکل بگیرد.

سرمایه‌ای که نباید معطل بماند
تصویر زنان در آموزش عالی ایران، تصویری از پیشرفت و دسترسی گسترده‌تر به فرصت‌های تحصیلی است؛ اما تصویر آنان در بازار کار، همچنان با محدودیت، انتظار و ناامنی شغلی همراه است. فاصله میان این دو تصویر، یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی و اقتصادی امروز کشور به شمار می‌رود.اگر قرار است حضور پررنگ دختران در دانشگاه به توسعه اقتصادی و اجتماعی منجر شود، باید مسیر میان دانشگاه و بازار کار بازتر شود. ایجاد اشتغال پایدار، توسعه صنایع و بخش‌های خدماتی، کاهش ترجیح‌های جنسیتی در استخدام و فراهم کردن امکان حضور امن و حرفه‌ای زنان در مشاغل مختلف، فقط مطالبه زنان نیست؛ ضرورتی برای آینده اقتصاد ایران است.زنان تحصیل‌کرده، نیرویی خاموش یا حاشیه‌ای نیستند؛ آنان بخشی از سرمایه انسانی کشورند که امروز برای ورود به میدان تولید، خدمات و توسعه آماده‌اند. مسئله این نیست که این نیرو وجود دارد یا نه؛ مسئله این است که اقتصاد ایران چه زمانی تصمیم می‌گیرد درهای بسته بازار کار را به روی این ذخیره ارزشمند بگشاید.

Exit mobile version