Site icon روزنامه دریا

درآلودگی هوا روان شهر هم بیمار می‌شود

دریانیوز//هوای پاک، کالایی لوکس یا صرفاً مطالبه‌ای محیط‌زیستی نیست. هوای پاک پیش‌شرط زندگی شهری آرام، روابط انسانی سالم و جامعه‌ای کم‌تنش‌تر است. وقتی برای پاکی آسمان تلاش می‌کنیم، در واقع فقط از ریه‌ها محافظت نمی‌کنیم؛ از حوصله، گفت‌وگو، دوستی، اعتماد و آینده اجتماعی شهر نیز پاسداری می‌کنیم.در سال‌های گذشته، آلودگی هوا غالباً با تصویر ماسک، سرفه، مراجعه به پزشک و هشدارهای مربوط به بیماری‌های قلبی و ریوی شناخته شده است. اما این تصویر کامل نیست. هوای آلوده تنها از مسیر ریه وارد زندگی ما نمی‌شود؛ از پنجره خانه، مسیر مدرسه، خیابان‌های شلوغ، محل کار و حتی از میان گفت‌وگوهای روزمره وارد ذهن و روابط اجتماعی ما نیز می‌شود. شهری که روزهای زیادی زیر لایه‌ای از دود، گردوغبار و ذرات معلق قرار دارد، فقط با مسئله‌ای زیست‌محیطی مواجه نیست؛ بلکه با فرسایش تدریجی آرامش روانی، اعتماد جمعی و کیفیت ارتباط میان شهروندان روبه‌روست.

انسان برای ارتباط سالم با دیگران، به حداقلی از آرامش جسمی و روانی نیاز دارد. وقتی بدن مدام در وضعیت هشدار قرار می‌گیرد؛ وقتی چشم‌ها می‌سوزد، نفس کشیدن دشوار می‌شود، سردرد و خستگی افزایش می‌یابد و نگرانی درباره سلامت کودکان و سالمندان به ذهن فشار می‌آورد، ظرفیت تحمل افراد کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، احتمال عصبانیت‌های ناگهانی، بی‌حوصلگی، پرخاش کلامی و ناتوانی در همدلی با دیگران بیشتر می‌شود. این تغییرها ممکن است در نگاه نخست کوچک به نظر برسند؛اما تکرار همین رفتارهای کوچک، به‌تدریج چهره روابط اجتماعی یک شهر را تغییر می‌دهد.آلودگی هوا احساس «بی‌اختیاری» را نیز تقویت می‌کند. بسیاری از شهروندان در روزهای آلوده حس می‌کنند امکان تصمیم‌گیری درباره ساده‌ترین بخش‌های زندگی‌شان از آنان گرفته شده است: نمی‌توانند فرزندشان را به پارک ببرند، پیاده‌روی کنند، پنجره خانه را باز بگذارند یا با خیال راحت مسیر کوتاهی را با دوچرخه طی کنند. این محدودیت‌های روزمره، به‌ویژه هنگامی که پی‌درپی و بدون چشم‌انداز روشن برای بهبود رخ می‌دهد، می‌تواند زمینه اضطراب، کلافگی و احساس درماندگی را فراهم کند. فردی که بارها تجربه می‌کند هیچ کنترلی بر محیط اطرافش ندارد، ممکن است در روابط اجتماعی نیز زودتر به بدبینی، کناره‌گیری یا واکنش‌های تند گرایش پیدا کند.در این میان، کودکان و نوجوانان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند.

تعطیلی یا محدود شدن فعالیت‌های بیرونی، لغو ورزش در فضای باز و کاهش بازی‌های گروهی، تنها یک تغییر تفریحی نیست. بازی در محله، حضور در پارک و ارتباط چهره‌به‌چهره با همسالان، بخشی از فرآیند رشد اجتماعی کودکان است. کودکی که پیوسته به فضای بسته خانه و صفحه نمایش محدود شود، فرصت کمتری برای تمرین همکاری، حل تعارض، دوستی و شناخت محیط شهری خواهد داشت. آلودگی هوا به این معنا می‌تواند به شکلی خاموش، کیفیت جامعه‌پذیری نسل آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.برای سالمندان نیز مسئله فقط خطر جسمی نیست. سالمندی که به دلیل آلودگی هوا ناچار است در خانه بماند، ممکن است ارتباط خود را با دوستان، همسایه‌ها، بازار محلی و فضاهای عمومی از دست بدهد. انزوای اجتماعی یکی از عوامل مهم افت کیفیت زندگی در سالمندان است و روزهای مکرر آلودگی می‌تواند این انزوا را تشدید کند. در بسیاری از محله‌ها، نیمکت پارک، پیاده‌رو، مسجد، کتابخانه، بازارچه و کافه‌های کوچک، فقط مکان‌هایی فیزیکی نیستند؛ این‌ها صحنه‌های شکل‌گیری گفت‌وگو و تعلق اجتماعی‌اند. وقتی استفاده از این فضاها کم‌رنگ می‌شود، شبکه‌های غیررسمی حمایت انسانی نیز ضعیف‌تر می‌شوند.آلودگی هوا همچنین نابرابری اجتماعی را آشکارتر می‌کند.

همه شهروندان به یک اندازه امکان محافظت از خود را ندارند. برخی افراد می‌توانند با خودرو تردد کنند یا در روزهای بحرانی کمتر از خانه خارج شوند؛ اما کارگران فضای باز، پیک‌های موتوری، دست‌فروشان، رفتگران، مأموران خدمات شهری و بسیاری از مشاغل روزمزد چنین انتخابی ندارند. آنان باید برای تأمین معاش در همان هوایی کار کنند که برای دیگران «هشدار ماندن در خانه» صادر شده است.این نابرابری، به احساس بی‌عدالتی دامن می‌زند. وقتی گروهی از شهروندان هزینه آلودگی را با سلامت و امنیت روانی خود می‌پردازند و گروهی دیگر امکان بیشتری برای دور ماندن از آن دارند، سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند. سرمایه اجتماعی یعنی همان حس اعتماد، همکاری و این باور که شهر، خانه مشترک همه ماست. اگر مردم احساس کنند سلامت آنان در اولویت نیست یا بار بحران به‌طور نابرابر بر دوش برخی گروه‌ها افتاده است، فاصله میان شهروند و شهر بیشتر می‌شود.

البته نباید آلودگی هوا را تنها علت همه رفتارهای پرخاشگرانه یا مشکلات روانی دانست. فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی، تراکم جمعیت، کمبود فضای سبز، ضعف حمل‌ونقل عمومی و فرسودگی شهری نیز در این مسئله نقش دارند. اما آلودگی هوا می‌تواند مانند عاملی تشدیدکننده عمل کند؛ عاملی که فشارهای موجود را بیشتر و تاب‌آوری فردی و جمعی را کمتر می‌کند. به بیان ساده، هوای آلوده ممکن است مسئله‌ای را که پیش‌تر وجود داشته، به بحران نزدیک‌تر کند.راه‌حل نیز نباید فقط به توصیه‌های فردی مانند استفاده از ماسک یا ماندن در خانه محدود شود. این توصیه‌ها در شرایط اضطراری لازم‌اند، اما جای سیاست‌گذاری شهری را نمی‌گیرند. گسترش حمل‌ونقل عمومی پاک، افزایش پوشش گیاهی متناسب با اقلیم، کنترل منابع آلاینده، نظارت بر خودروهای فرسوده، حفاظت از مسیرهای پیاده‌روی و طراحی فضاهای عمومی سرپوشیده و ایمن، همگی بخشی از پاسخ هستند. شهر باید به گونه‌ای طراحی و اداره شود که مردم برای زندگی اجتماعی سالم، به انتخاب میان «نفس کشیدن» و «حضور در شهر» مجبور نشوند.

Exit mobile version