دریانیوز//پنج سال گذشته است؛ پنج سال از روزی که طرح نهضت ملی مسکن در کشور کلید خورد و هزاران نفر در بندرعباس با یک امید ساده ثبتنام کردند: خانهدار شدن.اما امروز، پس از این همه سال، هنوز حتی یک واحد از پروژههای نهضت ملی مسکن در بندرعباس به متقاضیان تحویل نشده است؛ خانههایی که قرار بود پناه خانوادهها باشند، هنوز برای بسیاری فقط یک پرونده، یک پیامک، یک عدد در سامانه و فهرستی از آوردههای پرداختنشدهاند.مسئله فقط تأخیر در ساخت چند ساختمان نیست.پنج سال تأخیر در خانهسازی، یعنی پنج سال اجارهنشینی بیشتر، پنج سال اضطراب، پنج سال افزایش قیمت و پنج سال دورتر شدن از رؤیای خانهدار شدن.در این میان، آنچه بیش از همه به مردم فشار آورده، افزایش مداوم سهم آورده متقاضیان است. خانوادهای که در سالهای ابتدایی با هزار امید ثبتنام کرده، امروز با رقمهایی مواجه است که بسیاری از آنها دیگر توان پرداختش را ندارند.
برخی متقاضیان برای تأمین آورده، وام گرفتهاند، قرض کردهاند، بخشی از دارایی خود را فروختهاند و حتی بنا بر گفته برخی متقاضیان، بیش از یک میلیارد تومان پرداخت کردهاند؛ اما هنوز کلید خانهای در دست ندارند.عدهای دیگر نیز زیر فشار مالی، ناچار به واگذاری یا فروش امتیاز خود شدهاند؛ اقدامی که در مواردی میتواند مغایر مقررات طرح باشد، اما پشت این تخلف احتمالی، یک واقعیت اجتماعی مهم وجود دارد: فشار اقتصادی گاهی آدمها را به تصمیمهایی میرساند که در شرایط عادی هرگز انتخاب نمیکردند.خانه باید مأمن باشد، نه منبع اضطراب.اما امروز برای بخشی از متقاضیان، هر پیام درباره افزایش آورده، به معنای یک نگرانی تازه است: «این بار چقدر دیگر باید پرداخت کنیم؟»از طرفی دیگر بندرعباس تشنه مسکن است.
بحران مسکن در بندرعباس فقط به پروژههای نهضت ملی محدود نمیشود.کمبود عرضه مسکن، از جمله ساختهنشدن ۱۵هزار واحدهای پیشبینیشده در شمال بلوار شهید رجایی، فشار بر بازار را بیشتر کرده است.وقتی عرضه کافی نباشد و تقاضا روزبهروز افزایش پیدا کند، بازار مسکن مستعد التهاب میشود.در چنین بازاری، دلالی و قیمتسازی نیز فرصت بیشتری پیدا میکند.امروز کافی است سری به پلتفرمها و آگهیهای فضای مجازی بزنیم تا با قیمتهایی مواجه شویم که برای بسیاری از مردم باورکردنی نیست؛ از پیشپرداختهای سنگین تا ارقام میلیاردی برای رهن کامل برخی واحدها.
برای خانوادهای که درآمدش با تورم مسکن و اجارهبها همگام نشده، خانه دیگر فقط یک نیاز نیست؛ به یک بحران تبدیل شده است.اجارهخانهای که روزگاری بخش قابل مدیریت درآمد خانوار بود، اکنون میتواند قسمت بزرگی از حقوق ماهانه را ببلعد.خانوادهای که بخش عمده درآمدش را بابت اجاره میدهد، برای خوراک، درمان، آموزش فرزندان و سایر هزینههای ضروری چه چیزی باقی میماند؟بحران مسکن، فقط بحران ساختمان نیست.مسکن را نباید صرفاً با مترمربع، تعداد واحد و درصد پیشرفت فیزیکی سنجید.مسکن یک مسئله اجتماعی است.وقتی خانوادهای سالها مستأجر میماند و هر سال با افزایش اجاره مواجه میشود، فشار روانی افزایش پیدا میکند.
وقتی زوج جوان نمیتواند از پس هزینه اجاره و رهن بربیاید، ازدواج وفرزندآوری به تأخیر میافتد. وقتی یک خانواده توان پرداخت اجاره را ندارد، اختلافات خانوادگی میتواند شدت بگیرد.فشار اقتصادی، در کنار عوامل دیگر، میتواند زمینهساز افزایش آسیبهایی مانند اختلافات خانوادگی، طلاق، افسردگی، خودکشی و سایر آسیبهای اجتماعی شود.بنابراین نمیتوان گفت «مسکن فقط کار وزارت راه و شهرسازی است».مسکن، مسئله شهر، خانواده، سلامت روان، امنیت اجتماعی و آینده نسل جوان است.هر واحدی که دیر ساخته میشود، فقط یک ساختمان دیرتر ساختهشده نیست؛ ممکن است پشت آن، خانوادهای باشد که سالها بیشتر مستأجر میماند.مردم، پاسخ روشن میخواهند.
اکنون پرسش مردم بندرعباس روشن است:چرا پس از پنج سال، هنوز واحدی از نهضت ملی مسکن در این شهر تحویل نشده است؟زمان دقیق تکمیل پروژهها چه زمانی است؟چه تعداد واحد در چه مرحلهای قرار دارند؟چرا سهم آورده مردم مدام افزایش یافته است؟آیا برنامهای برای حمایت از متقاضیانی که توان پرداخت آوردههای جدید را ندارند وجود دارد؟و مهمتر از همه، چه نهادی مسئول پاسخگویی به مردمی است که سالهاست پول و امید خود را در این پروژهها گذاشتهاند؟مردم گزارشهای کلی و وعدههای تکراری نمیخواهند؛ زمانبندی روشن، عدد دقیق و پاسخ مسئولانه میخواهند.اگر پروژهای با مشکل زمین، تأمین مالی، پیمانکار، زیرساخت، خدمات یا هر مانع دیگری روبهروست، باید شفاف به مردم گفته شود.پنهان کردن مشکل، آن را حل نمیکند.شهر بدون مسکن، آرام نمیماند.بندرعباس شهری است که اقتصاد ملی به آن نیاز دارد؛ شهری بندری، صنعتی و تجاری که سالهاست بار بزرگی از اقتصاد کشور را بر دوش میکشد.
اما شهری که نیروی کارش نتواند با درآمد خود خانهای اجاره کند یا جوانش نتواند امیدی به خانهدارشدن داشته باشد، دیر یا زود با بحرانهای اجتماعی جدیتری روبهرو خواهد شد.نمیشود از توسعه بندرعباس سخن گفت، اما مسئله مسکن را به حاشیه برد.نمیشود از جذب نیروی متخصص و ماندگاری جوانان گفت، اما هزینه مسکن را نادیده گرفت.و نمیشود از خانواده و تحکیم بنیان آن سخن گفت، اما فشار طاقتفرسای مسکن را ندید.کلید خانه فقط یک قطعه فلز نیست؛ کلید آرامش یک خانواده است.متولیان مسکن در هرمزگان باید بدانند که زمان، دیگر به نفع پروژهها نیست؛ هر روز تأخیر، هزینه بیشتری بر دوش مردم میگذارد.اکنون زمان پاسخگویی است؛ زمان اعلام برنامه دقیق، تعیین تکلیف پروژهها، تسریع در ساخت، کنترل بازار اجاره و افزایش واقعی عرضه مسکن.مردمی که پنج سال منتظر ماندهاند، حق دارند بدانند:کلید خانهشان دقیقاً چه روزی قرار است به دستشان برسد؟

