دریانیوز// گاهی یک صدای کوچک از موتور خودرو، روشن نشدن یک چراغ یا دیر خنک شدن کولر، آغاز یک دردسر بزرگ برای صاحب خودرو است؛ دردسری که ممکن است از چند میلیون تومان هزینه اضافی شروع شود و در مواردی حتی به خطر افتادن جان سرنشینان و آتش گرفتن خودرو ختم شود. خودرو برای بسیاری از شهروندان فقط وسیلهای برای رفتوآمد نیست؛ بخشی از زندگی روزمره، ابزار کار و در بسیاری از خانوادهها یکی از مهمترین داراییهاست. با این حال، بازار تعمیرگاهها و لوازم یدکی خودرو در بسیاری از موارد آنگونه که باید زیر نظارت دقیق و مستمر نیست و همین خلأ نظارتی، شهروند را در برابر هزینههای نامعلوم، تشخیصهای اشتباه، قطعات بیکیفیت و دستمزدهای سلیقهای تنها میگذارد.
وقتی «عیبیابی» خودش تبدیل به هزینه میشود
یکی از شهروندان تجربهای از تعمیر کولر خودرویش دارد که بهخوبی نشان میدهد مشکل فقط دریافت دستمزد نیست؛ گاهی مسئله اصلی، تشخیص نادرست و تحمیل هزینهای است که نتیجهای هم ندارد.او میگوید: «وقتی کولر خودرویم را روشن میکردم، بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه طول میکشید تا خنک شود. خودرو را به یک کولرساز در خیابان مدرس بندرعباس بردم. تعمیرکار گفت مشکل با «سرگاز زدن» حل میشود و هزینه آن ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است که با تخفیف، ۲ میلیون تومان گرفت.» اما مشکل حل نشد.شهروند ادامه میدهد: «دوباره مراجعه کردم. این بار کولر را یکسره کرد و گفت تا فردا ببینیم چه میشود. باز هم مشکل برطرف نشد. به تعمیرکار گفتم من از ابتدا مشکل را توضیح دادهام؛ اگر تشخیص نمیدهید، چرا برای من هزینه ایجاد کردهاید؟»او ناچار شد چند هفته با همان وضعیت رانندگی کند تا اینکه خودرو را به تعمیرگاه دیگری در چهارصد دستگاه بندرعباس، کوچه البرز ۱۸، یعنی «خدمات برق و کولر اتومبیل ناصر مشهدی» ببرد. به گفته این شهروند، تعمیرکار جدید برای عیبیابی وقت گذاشت و در نهایت مشکل را برطرف کرد.این شهروند البته تأکید میکند که از تعمیرکار دوم رضایت دارد و از او به دلیل بررسی دقیق و رفع مشکل تشکر میکند.این روایت یک پرسش جدی را پیش روی مسئولان قرار میدهد: آیا تعمیرکار موظف نیست پیش از تعویض قطعه یا دریافت هزینه، تا حد امکان عیب خودرو را بهدرستی تشخیص دهد؟اگر قرار باشد تعمیرکار قطعات مختلف را یکی پس از دیگری تعویض کند تا شاید مشکل پیدا شود، هزینه آزمون و خطای او را چه کسی باید بپردازد؟
تعمیرکار یا «تعویضکار»؟
یکی از گلایههای رایج شهروندان این است که برخی تعمیرکاران به جای عیبیابی اصولی، به تعویض قطعات روی میآورند. قطعهای تعویض میشود، مشکل باقی میماند؛ قطعه دیگری پیشنهاد میشود و دوباره هزینهای بر دوش صاحب خودرو قرار میگیرد.در چنین شرایطی، مالک خودرو عملاً به دانش و صداقت تعمیرکار وابسته است. او معمولاً ابزار و دانش فنی لازم برای تشخیص ندارد و نمیتواند بفهمد آیا قطعه واقعاً خراب بوده یا صرفاً برای افزایش هزینه تعویض شده است.چرا به هر شخصی مجوز راه اندازی تعمیرگاه در بندرعباس داده می شود، بدون اینکه مشخص شود چه میزان آن فرد مهارت دارد؟ گاهی یک اتاقی اجاره می شود و خدمات مختلف مانند کولرسازی، جلوبندی سازی و… را باهمدیگر ارائه می دهند که بنظر
می رسد تداخل صنفی هم در این حوزه موردتوجه قرار نمی گیرد.اینجاست که ضرورت وجود ضابطه روشن برای عیبیابی، اجرت تعمیر، اعلام هزینه پیش از تعمیر و ارائه فاکتور رسمی و شفاف بیشتر احساس میشود.تعمیرکار حق دارد دستمزد دریافت کند و تخصص او ارزشمند است؛ اما شهروند نیز حق دارد بداند بابت چه خدمتی، چه میزان هزینه پرداخت میکند و اگر قطعهای تعویض میشود، دلیل تعویض آن چیست وهزینه تعویض چقدر است و بطور حتم بایستی هزینه تعویض و تعمیر متفاوت باشد و اتحادیه مربوطه اعلام کند ودر معرض دید قرار گیرد.
قطعهای که قرار بود چراغ باشد، نزدیک بود خودرو را به آتش بکشد
ماجرا فقط به هزینههای اضافی ختم نمیشود. کیفیت پایین برخی لوازم یدکی میتواند مستقیماً ایمنی مردم را تهدید کند.شهروند دیگری میگوید سال گذشته چراغهای خودرویش را تعویض کرده است. چند شب پیش، هنگامی که خودرو را روشن کرد، یکی از چراغها روشن نشد. همزمان بوی سوختگی در کابین پیچید و از زیر کاپوت دود بلند شد.او برای جلوگیری از خطر بیشتر تصمیم گرفت اتصال باتری را قطع کند. اما ست آچاری که مدتی قبل خریداری کرده بود، کیفیت مناسبی نداشت و آچار نتوانست پیچهای اتصال باتری را باز کند.به گفته این شهروند، خوششانسی آورد که خودرو آتش نگرفت. مشخص شد مشکل از کیفیت پایین لامپهای خودرو و ایجاد اتصالی بوده است. این شهروند میگوید برای چراغ خودرو و حتی ست آچار هزینه کرده، اما کیفیت کالاها مناسب نبوده است.این تجربه، موضوع مهم دیگری را مطرح میکند: نظارت بر بازار لوازم یدکی باید به اندازه نظارت بر تعمیرگاهها جدی گرفته شود.
قطعات تقلبی؛ خطری فراتر از ضرر مالی
وقتی یک قطعه بیکیفیت وارد بازار میشود، خسارت آن فقط چند میلیون تومان نیست. در قطعات مرتبط با سیستم برق، ترمز، فرمان، سوخترسانی و دیگر بخشهای حساس خودرو، یک کالای غیراستاندارد میتواند حادثهای جبرانناپذیر رقم بزند.نگرانی شهروندان درباره ورود قطعات فاقد کیفیت، تولیدات زیرزمینی و کالاهای تقلبی، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.لازم است مشخص باشد قطعه از کجا آمده، تولیدکننده یا واردکننده آن چه کسی است، چه استانداردی دارد و در صورت بروز خسارت، چه کسی مسئولیت آن را میپذیرد.بازاری که در آن کالای بینامونشان میتواند کنار کالای استاندارد قرار بگیرد و مصرفکننده تفاوت آنها را تشخیص ندهد، نیازمند نظارت جدی است. قیمت های لوازم یدکی هم فقط گران می شوند، اما کیفیت افزایش نمی یابد و قیمت ها در هر فروشگاهی متفاوت است.
دستمزدهایی که گاهی «قیمت روز» ندارند
گلایه دیگر شهروندان، تفاوت عجیب دستمزدهاست. گاهی یک تعمیر ساده در دو تعمیرگاه با فاصلهای نهچندان زیاد، قیمتهای کاملاً متفاوتی دارد.البته تفاوت قیمت میتواند ناشی از تخصص، نوع تعمیر، تجهیزات، کیفیت خدمات و هزینههای تعمیرگاه باشد؛ اما مسئله زمانی شکل دیگری پیدا میکند که مشتری پیش از انجام کار از قیمت واقعی اطلاع نداشته باشد و در پایان با رقمی مواجه شود که انتظارش را نداشته است.وجود نرخنامه شفاف، نصب آن در محل قابل مشاهده، اعلام هزینه پیش از تعمیر و ارائه فاکتور تفکیکشده میتواند بخش مهمی از این مشکل را حل کند.فاکتور باید مشخص کند چه قطعهای، با چه برند و قیمتی، تعویض شده و اجرت تعمیرکار چقدر بوده است. این حق طبیعی مشتری است، نه لطف تعمیرگاه. تعمیرگاه های خودرو رنو هم بایستی نرخنامه را در معرض دید نصب کنند. هزینه های تعمیر و سرویس خودرو در نمایندگی ها هم بالاست و گاهی تشخیص اشتباه در برخی نمایندگی ها و نداشتن برخی قطعات و انتظار طولانی مدت برای ارسال قطعه از کارخانه باعث نارضایتی شهروندان شده و به حقوق مصرف کننده در استان توجهی نمی شود.
تعمیرگاههایی که خیابان را هم تعمیر میکنند!
اما مشکلات این حوزه به داخل تعمیرگاه ختم نمیشود. بیشتر تعمیرگاه مکانی مناسب برای تعمیرخودرو ندارند.برخی تعمیرگاهها خودروهای مشتریان را در پیادهرو متوقف میکنند، برخی بخشی از پیادهرو را برای تعمیر خودرو اشغال میکنند و در مواردی حتی یک یا دو لاین از خیابان عملاً به فضای کار تعمیرگاه تبدیل میشود.نتیجه روشن است؛ عابر پیاده مجبور میشود وارد خیابان شود و خودروها نیز برای عبور از محدوده تعمیرگاه با مشکل مواجه میشوند.ترافیک در اطراف تعمیرگاه ها زیاد است و بیشتر محلات در محاصره تعمیرگاه ها هستند واهالی و ساکنان از این مشاغل مزاحم ناراضی هستند .از دهه۸۰قرار بود که تعمیرگاه ها به خارج از شهر بندرعباس منتقل شوند که این وعده هرساله فقط تکرار می شود وهنوز محقق نشده است.پیادهرو متعلق به عابر است و خیابان متعلق به عبور و مرور عمومی. کسبوکار نباید به قیمت سلب حق شهروندان از فضای عمومی رونق پیدا کند.در این بخش، شهرداری و دستگاههای مسئول باید با جدیت بیشتری ورود کنند. برخورد با سد معبر نباید فقط به دستفروش یا یک گروه خاص محدود شود؛ هرکس که فضای عمومی را تصرف میکند، باید مشمول قانون باشد.
نظارت؛ از برخورد مقطعی تا سامانهای دائمی
راهحل، بستن تعمیرگاهها یا سختگیری بیدلیل بر تعمیرکاران نیست. برعکس، بسیاری از تعمیرکاران متخصص، منصف و متعهد هستند و اتفاقاً خود آنها نیز از حضور افراد غیرحرفهای و فروشندگان قطعات بیکیفیت متضرر میشوند.راهکار، ایجاد یک بازار شفاف و قابل اعتماد است.نظارت بر تعمیرگاهها باید شامل احراز صلاحیت فنی، نرخ خدمات، نحوه صدور فاکتور، ثبت شکایت مشتریان، کیفیت قطعات مصرفی و رعایت حقوق عمومی در معبر باشد.در بازار لوازم یدکی نیز باید منشأ کالا، اصالت قطعات و استانداردهای لازم قابل بررسی باشد. شهروند نباید برای تشخیص کالای اصل از تقلبی، متخصص خودرو باشد.از سوی دیگر، اتحادیهها و دستگاههای نظارتی باید سازوکاری ایجاد کنند که شهروند بتواند شکایت خود را بهسادگی ثبت و نتیجه آن را پیگیری کند. نظارت زمانی اثرگذار است که مردم نتیجه آن را ببینند.
اعتماد، قطعه گمشده بازار خودرو
رابطه تعمیرکار و مشتری بر پایه اعتماد شکل میگیرد؛ اما اعتماد زمانی پایدار میماند که قانون، شفافیت و نظارت نیز پشت آن باشد.مردم انتظار ندارند تعمیر خودرو رایگان باشد. انتظار ندارند تعمیرکار تخصص خود را نادیده بگیرد. خواسته آنها ساده است: کار درست، قطعه مطمئن، قیمت شفاف و مسئولیتپذیری.شهروندی که خودرویش را به تعمیرگاه میسپارد، نباید احساس کند وارد بازاری شده که هرکس قیمت و تشخیص خودش را دارد. نباید برای یک ایراد، چند بار هزینه کند و در نهایت هم نداند مشکل چه بوده است. نباید قطعهای بخرد که چند شب بعد بوی سوختگی و دود از خودرویش بلند شود.و نباید برای عبور از پیادهرو، به دلیل اشغال آن توسط خودروهای تعمیرگاهی، وارد خیابان شود.اکنون زمان آن است که نظارت بر این بازار از بازرسیهای مقطعی و برخوردهای موردی فراتر برود و به یک نظام دائمی، شفاف و پاسخگو تبدیل شود.خودرو اگرچه آهن و قطعه و موتور است، اما پشت فرمان آن یک انسان نشسته است؛ انسانی که حق دارد هم از جان خود مطمئن باشد و هم از پولی که برای تعمیر خودرویش پرداخت میکند.متاسفانه کیفیت خودروهای داخلی پایین است وبرخی خودروها حتی پس از تحویل از نمایندگی هم از کارخانه به تعمیرگاه می روند. وضعیت خیابان ها و کوچه ها و سرعت گیرهای غیراستاندارد ومنهول هایی که بالاتر یا پایین تر از سطح آسفالت در بندرعباس هستند و آسیب زننده به جلوبندی خودروهاست که باعث افزایش خرابی و ازدیاد تعداد تعمیرگاه های خودرو شده است و نظارت چندانی هم در این حوزه وجود ندارد.

