دریانیوز//دنیای نوجوانی و جوانی امروز، بیش از هر زمان دیگری زیر تیغ تغییرات سریع است؛ تغییراتی که گاه چنان آرام و بی سر و صدا رخ میدهند که وقتی والدین متوجه حضورشان میشوند، کار از کار گذشته است. گزارشهای اخیر ستاد مبارزه با مواد مخدر از گسترش مصرف روانگردانهای صنعتی و داروهای سوءمصرفی، تنها یک آمار ساده نیست؛ این یک زنگ خطر جدی برای خانههایی است که شاید فکر میکنند «این مسائل برای همسایه است».عارف وهابزاده، کارشناس پیشگیری از اعتیاد، در هشدار اخیر خود بر یک نقطه کور اساسی دست گذاشته است: «ناآگاهی خانوادهها». ما در جامعهای زندگی میکنیم که تصور سنتی از اعتیاد هنوز حول محور مواد مخدر قدیمی میچرخد. اما حقیقت این است که بازار مواد مخدر، ظاهری مدرن، فریبنده و حتی «روشنفکرانه» به خود گرفته است.
افسانه «گل»؛ وقتی تفریح به فاجعه تبدیل میشود
بزرگترین خطری که این روزها خانوادهها را تهدید میکند، عادیانگاری مصرف «گل» یا همان حشیشهای صنعتی است. جمله «اعتیادآور نیست» یا «گیاهی است، پس بیخطر است»، تبدیل به رمز عبور نسل جوان برای ورود به دالانی تاریک شده است. این باور غلط، مانند یک سم مهلک در افکار عمومی رسوخ کرده است. خانوادههایی که با حساسیت بالا مانع از سایر آسیبها میشوند، گاهی نسبت به مصرف گل توسط فرزندشان به دلیل همین «باورهای غلط»، حساسیت لازم را ندارند.واقعیت این است که گل، برخلاف ادعای مصرفکنندگان، نه تنها اعتیادآور است، بلکه بهطور مستقیم روان و سیستم عصبی فرد را هدف میگیرد. اختلالات ادراکی، توهمات دیداری و شنیداری که وهابزاده به آنها اشاره میکند، تنها نوک کوه یخ است. فردی که درگیر این ماده میشود، آرامآرام از واقعیتهای زندگی فاصله میگیرد؛ افت تحصیلی، منزوی شدن و تغییرات شخصیتی، نشانههایی هستند که والدین نباید آنها را به پای «اقتضای سن» یا «فشار درس» بگذارند.
تلهی ریتالین؛ فریبِ تمرکز برای موفقیت
در سوی دیگر این میدان، شاهد سوءمصرف داروهایی هستیم که با نقاب «کمکدرسی» وارد خانهها میشوند. ریتالین، دارویی که برای درمانهای خاص پزشکی طراحی شده، امروز در کولهپشتی دانشجویان و پشت میزهای مطالعه به عنوان ابزاری برای بیدار ماندن و افزایش تمرکز استفاده میشود. این فاجعهبارترین نوع خودفریبی است. وقتی جوان ما برای جبران خستگی، به جای استراحت، به دوزهای بالای داروهای محرک پناه میبرد، در واقع سیستم عصبی خود را به مسلخ میبرد.خانوادهها باید بدانند که هیچ «موفقیت علمی» ارزشِ سوختنِ سلامت روان فرزند را ندارد. بسیاری از والدین وقتی متوجه این موضوع میشوند که وابستگی دارویی به مرحله حاد رسیده است. اینجاست که نقشِ «پیشگیری» پررنگ میشود. تفاوت میانِ یک فرزندِ موفق و یک فردِ گرفتار در دام اعتیاد، اغلب در همین مرحلهی «مشاهدهگریِ آگاهانه» نهفته است.
والدین؛ از واکنش هیجانی تا پیشگیری آگاهانه
برخورد هیجانی، تند و قهرآمیز با نوجوانی که دچار این آسیبها شده، تنها او را بیشتر به لاک دفاعی میبرد. وهابزاده به درستی تأکید میکند که ما نیاز به «سوادِ پیشگیری» داریم. سواد پیشگیری یعنی والدین باید نام، ظاهر و نشانههای مصرف مواد جدید را بشناسند. این نه به معنای مچگیری، بلکه به معنای «حضورِ فعال» است.تغییراتِ خلقوخو، بیخوابیهای طولانی، تغییر در دایره دوستان و افت ناگهانی عملکرد، نشانههایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. والدینی که با فرزندشان در ارتباطِ کلامیِ واقعی هستند، زودتر از بقیه متوجه «تغییر» میشوند. پیشگیری یعنی قبل از اینکه کار به مداخلههای درمانیِ سخت برسد، فضای خانه را به پناهگاهی امن برای گفتوگو درباره فشارهای درسی، روانی و اجتماعی تبدیل کنیم.
اعتیاد، هیولایی نیست که ناگهان از پنجره وارد شود؛ بلکه معمولاً از طریق یک باور غلط، یک داروی «به ظاهر ساده» یا یک غفلتِ کوتاه وارد میشود. ستاد مبارزه با مواد مخدر با برگزاری کارگاههای آموزشی سعی در برداشتن پرده از این حقیقت دارد. اما حقیقت این است که دیوارهای دفاعی اصلی جامعه، در خانهها ساخته میشوند.زمان آن رسیده که باورهای سنتی را کنار بگذاریم. اعتیاد به مواد جدید، واقعی است، در نزدیکی ماست و تنها راه مقابله با آن، مسلح شدن به دانش و شکستن تابوی «حرف زدن درباره اعتیاد» در خانواده است. پیش از آنکه دیر شود، باید با فرزندانمان «روراست» باشیم و این «فریبِ مدرن» را از ریشه بشناسیم.
