دریانیوز// احیای بناهای تاریخی، تنها «گچکاری» و «تعمیر سقفهای فروریخته» نیست؛ بلکه یک تغییر پارادایم از «حفاظتِ موزهای» به سمت «حفاظتِ فعال و مولد» است. سخنان اخیر انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور، مبنی بر واگذاری ۲۰۰ بنای تاریخی به بخش خصوصی برای کاربریهای اقامتی و خدماتی، زنگ بیدارباشی برای استانهایی نظیر هرمزگان است که در کشاکش صنعتیشدن، هویت معماری خود را در لایههای غبارآلودِ توسعهی شتابزده گم کردهاند. آیا هرمزگان میتواند با الگوبرداری از تجربیاتی چون «خانه خادمباشی اردبیل»، پیوندی میان میراث ملموس و رونق اقتصادی ایجاد کند؟
شکاف میان «صنعت» و «سنت» در بندرعباس
هرمزگان، استانی که موتور محرک اقتصاد ملی با صنایع فولاد، آلومینیوم، نفت و شیلات است، در یک تناقضِ آشکار به سر میبرد. از یک سو، با صنعتیترین زیرساختهای کشور روبهرو هستیم و از سوی دیگر، بافتهای تاریخی شهرهای بندریاش، بهویژه بندرعباس و بندرلنگه، تحت فشار نوسازی، روز به روز لاغرتر میشوند. مالکان بناهای تاریخی که عموماً در بافتهای فرسوده قرار دارند، یا توان مالی بازسازی ندارند و یا در مواجهه با بروکراسی پیچیده میراثفرهنگی، ترجیح میدهند کلنگِ تخریب را بر ریشهی تاریخ بزنند تا مجتمعهای تجاری بیهویت جایگزین شود. مدل مطرحشده از سوی معاون گردشگری کشور، یعنی «واگذاری به بخش خصوصی با کاربریِ گردشگری»، دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که میتواند جلوی این روند قهقرایی را بگیرد. هرمزگان، با معماری منحصربهفرد «بادگیرها»، «برکهها» و خانههایی که با سازگاریِ اقلیمیِ شگفتانگیز در دل گرما قد کشیدهاند، گنجینهای دارد که میتواند به جای «مخروبه»، به «کافههای فرهنگی»، «اقامتگاههای بومگردی ساحلی» و «مراکز صنایعدستی» تبدیل شود.
مسئولیت اجتماعی (CSR)؛ اهرمی برای نجات میراث
یکی از نکات کلیدی در اظهارات معاون گردشگری، لزوم استفاده از ظرفیتهای اقتصادی برای احیاست. اینجاست که نقش صنایع بزرگ هرمزگان برجسته میشود. طبق مفاد «مسئولیتهای اجتماعی شرکتی» (CSR)، صنایع عظیم فولاد و پالایشگاههای استان، نباید تنها در ساختوسازهای عمومی یا کمک های موردی خلاصه شوند. احیای بافتهای تاریخی بندرعباس و شهرهای ساحلی میتواند پروژهای در ترازِ ملی برای این صنایع باشد. تصور کنید اگر یکی از غولهای فولاد استان، به جای هزینهکردهای پراکنده، مسئولیت مرمت و تبدیل یک محله تاریخی در بندرعباس را به یک «هاب گردشگری» بر عهده بگیرد، چه تحولی رخ میدهد؟ این اقدام نه تنها چهره شهر را دگرگون میکند، بلکه برندینگ این صنایع را نیز از یک «نهاد صرفاً تولیدی» به یک «پشتیبانِ فرهنگ و هویت» ارتقا میدهد. بندپی تأکید دارد که این بناها باید در چرخه زندگی اجتماعی قرار گیرند؛ وقتی یک عمارت قدیمی در مرکز شهر به رستورانی سنتی با غذاهای بومی هرمزگان تبدیل شود، هم اشتغال ایجاد کرده است، هم هویت را زنده نگه داشته و هم گردشگر را برای ماندگاری بیشتر در شهر ترغیب میکند.
واقعیت مجازی؛ پلی میان تاریخ و نسل «زد»
معاون گردشگری کشور به استفاده از فناوریهای نوین نظیر «واقعیت مجازی» (VR) برای روایتگری اشاره کرد. در هرمزگان، ما با چالشی به نام «فقدان روایت» مواجهیم. بسیاری از عمارتهای تاریخی استان، «داستان» ندارند. گردشگری که وارد یک بنای تاریخی میشود، تنها سنگ و آجر میبیند. اما اگر با استفاده از فناوری، روایتِ زندگیِ دریانوردانِ کهنِ خلیجفارس، تجارت مروارید و شیوهی زندگی بومیان در همان حجرههای بازسازیشده به تصویر کشیده شود، تجربه گردشگر دگرگون میشود. این دقیقاً همان «اقتصادِ تجربه» است که امروزه در دنیا حرف اول را در جذب گردشگر میزند.
آسیبشناسی؛ چرا تاکنون موفق نبودهایم؟
با وجود تمام ظرفیتها، چرا در هرمزگان شاهد خروجیِ مشابهِ اردبیل یا یزد نبودهایم؟ سه مانع اصلی سد راه این تحول است:
بروکراسیِ ضدِ توسعه: فرآیند تغییر کاربری بناهای تاریخی در هرمزگان هنوز هم پیچیده و فرساینده است. سرمایهگذار بخش خصوصی نباید در هزارتوی استعلامات اداری گرفتار شود. ایجاد یک «پنجره واحد» در ادارهکل میراثفرهنگی استان برای حمایت از این سرمایهگذاران ضروری است. محفلگرایی فرهنگی: گاهی در حوزه میراث دچار نگاههای جزیرهای هستیم. برای احیای بناها، باید از نگاههای صرفاً کارمندی عبور کرد و به سمت «پایداریِ اقتصادی» حرکت کرد. بنایی که توجیه اقتصادی نداشته باشد، به محض پایان بودجههای دولتی، دوباره به خرابه تبدیل میشود.کمبود نیروی متخصصِ مرمتِ بومی: اگرچه معماری هرمزگان بسیار خاص است، اما تعداد پیمانکارانِ متخصصِ مرمت که با اقلیمِ شرجی و مصالح بومی این منطقه آشنا باشند، اندک است. این موضوع هزینه مرمت را به شدت بالا میبرد.
چشماندا ز؛ بازآفرینی با تکیه بر مزیتهای رقابتی
هرمزگان برای خروج از این بنبست، نیاز دارد تا «گردشگریِ تاریخی» را به عنوان یک راهبردِ جدی در کنار «گردشگریِ ساحلی» تعریف کند. احیای بناها فقط برای جذب گردشگر خارجی نیست، بلکه برای ایجاد «غرورِ شهری» برای مردم بندرعباس، میناب و بندرلنگه است. وقتی یک جوان هرمزگانی در بنایی بازسازیشده، تاریخِ مقاومت و تجارتِ اجدادش را میبیند، پیوندی عمیقتر با سرزمینش برقرار میکند.سخنان معاون گردشگری کشور، نقشهراهی است که باید در سطح استان عملیاتی شود. ما در هرمزگان، منابع مالی (از طریق صنایع)، پتانسیل گردشگری (از طریق همجواری با خلیجفارس) و تاریخ غنی را در اختیار داریم. آنچه باقی مانده، «ارادهی اجرایی» برای تبدیلِ «بناهای فراموششده» به «موتورهای محرکِ اقتصادِ شهری» است. زمان آن فرا رسیده که با الگوبرداری از «مرمتهای مولد» در سراسر کشور، هرمزگان نیز از یک معبرِ صنعتی، به مقصدی فرهنگی برای گردشگران داخلی و بینالمللی تبدیل شود. میراثفرهنگی، نه بارِ اضافهیِ توسعه، که پایه و اساسِ توسعهیِ پایدارِ ماست.

