دریانیوز// هرمزگان را نمیتوان تنها از قاب هتلها، سواحل و بازارهای ساحلی شناخت. این استان، با جزایر رنگارنگ، روستاهای ساحلی، فرهنگ صیادی، نخلستانها، خوراکهای دریایی، معماری سازگار با اقلیم گرم و مرطوب و آیینهایی که ریشه در تاریخ دریانوردی و زندگی مردم جنوب دارد، ظرفیت آن را دارد که مقصدی برای «تجربه» باشد، نه صرفاً توقفی کوتاه در مسیر سفر. در چنین جغرافیایی، اقامتگاههای بومگردی و خانههای مسافر میتوانند حلقه اتصال گردشگر با زندگی واقعی مردم محلی باشند؛ جایی که مسافر بهجای اقامت در فضایی بیارتباط با مقصد، در خانهای با معماری بومی سکونت میکند، طعم غذای محلی را میچشد، قصههای دریا و صیادی را میشنود و با سبک زندگی ساکنان منطقه آشنا میشود. با این حال، توسعه این نوع اقامت نباید صرفاً به افزایش تعداد خانههای اجارهای یا نصب تابلوی بومگردی بر سردر ساختمانها تقلیل پیدا کند؛ زیرا بیضابطه شدن این بازار، میتواند هم حقوق گردشگر را نادیده بگیرد و هم به اصالت فرهنگی و محیطزیست مقصد آسیب بزند.
اقامت در دل فرهنگ جنوب
بومگردی در معنای واقعی خود، شکلی از گردشگری مسئولانه است؛ گردشگریای که بر احترام به طبیعت، فرهنگ، مردم و ظرفیت تحمل یک منطقه استوار میشود. در هرمزگان، این الگو بهویژه در فصلهای پاییز و زمستان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زمانی که آبوهوای مطلوبتر استان، گردشگران بسیاری را از نقاط مختلف کشور به سوی سواحل، جزایر و روستاهای جنوبی میکشاند. گردشگری در هرمزگان تنها محدود به قشم، هرمز، کیش یا بندرعباس نیست. پهنه گستردهای از روستاهای ساحلی و مناطق داخلی استان، از میناب و رودان تا بندرلنگه، بستک، حاجیآباد، جاسک و سیریک، هرکدام دارای ویژگیهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی ویژهای هستند. همین تنوع میتواند مسیر سفر را از چند مقصد پرتکرار به مناطق کمتر شناختهشده گسترش دهد؛ اتفاقی که هم فشار سفر را از نقاط پرگردشگر کاهش میدهد و هم فرصت توزیع عادلانهتر درآمد را در سطح استان فراهم میکند. اقامتگاه بومگردی در این میان، تنها یک تخت و اتاق برای شبمانی نیست. اگر درست طراحی و اداره شود، میتواند گردشگر را با معماری خانههای جنوبی، بادگیرها، حیاطهای مرکزی، مصالح سازگار با اقلیم، شیوههای سنتی نگهداری آب، صنایعدستی محلی، موسیقی و آیینهای بومی، فرهنگ مهماننوازی و اقتصاد دریا آشنا کند. این تجربه، ارزش افزودهای ایجاد میکند که در اقامتهای معمولی کمتر دیده میشود.
درآمدی که در روستا میماند
یکی از مهمترین مزیتهای بومگردی، امکان فعال شدن اقتصاد محلی است. زمانی که یک اقامتگاه از ظرفیت جامعه پیرامونی خود استفاده کند، درآمد گردشگری به صاحب اقامتگاه محدود نمیماند. خرید ماهی و میگو از صیادان محلی، تهیه مواد غذایی از کشاورزان و تولیدکنندگان روستا، استفاده از زنان محلی برای پخت غذاهای بومی، فروش صنایعدستی، بهرهگیری از راهنمایان محلی و معرفی جاذبههای کمتر دیدهشده، زنجیرهای از اشتغال و درآمد ایجاد میکند.
این ظرفیت برای زنان و جوانان روستایی، که گاه با محدودیت فرصتهای شغلی روبهرو هستند، اهمیت دوچندان دارد. بسیاری از مهارتهایی که در زندگی روزمره محلی وجود دارد ــ از پخت غذاهای دریایی و نانهای سنتی تا حصیربافی، سوزندوزی، ساخت صنایعدستی یا روایت تاریخ و فرهنگ منطقه ــ میتواند در قالب یک کسبوکار گردشگری مسئولانه به ارزش اقتصادی تبدیل شود. ماندگاری بیشتر گردشگر نیز از دیگر پیامدهای مثبت گسترش اقامتگاههای استاندارد است. گردشگری که برای یک شب یا چند ساعت به مقصدی سفر میکند، معمولاً سهم محدودی در اقتصاد منطقه دارد؛ اما اقامت چندروزه، زمینه استفاده بیشتر از خدمات محلی، خرید محصولات بومی، بازدید از جاذبههای پیرامونی و تعامل عمیقتر با جامعه میزبان را فراهم میسازد.
حفظ خانههای قدیمی، نه ساخت دکورهای مصنوعی
بومگردی میتواند فرصتی برای حفاظت از میراث معماری و خانههای قدیمی باشد. در بسیاری از مناطق، خانههایی که دیگر کارکرد سکونتی پیشین خود را از دست دادهاند، با مرمت اصولی و حفظ ویژگیهای بومی میتوانند دوباره به بخشی از چرخه زندگی و اقتصاد محلی بازگردند. چنین رویکردی، بهجای تخریب بناهای ارزشمند و ساخت سازههای بیهویت، میتواند حافظ خاطره جمعی یک منطقه باشد. اما این مسیر یک خطر جدی هم دارد: تبدیل فرهنگ بومی به صحنهآرایی برای جلب مشتری. بومگردی زمانی اصیل است که زندگی محلی را با احترام و واقعبینی معرفی کند، نه اینکه از چند وسیله تزئینی، لباس محلی نمایشی یا غذاهای تغییرشکلیافته برای ساختن تصویری غیرواقعی از یک منطقه بهره بگیرد.فرهنگ هرمزگان، از آیینها و گویشهای محلی تا موسیقی، پوشش، خوراک و شیوه زیست ساحلنشینان، سرمایهای زنده است؛ نه کالایی که بتوان آن را بدون ضابطه مصرف کرد. اقامتگاههای موفق، آنهایی هستند که جامعه محلی را بازیگر اصلی گردشگری میدانند، نه صرفاً ابزاری برای سرگرمی مسافر. احترام به حریم مردم، پرهیز از نمایش تحقیرآمیز یا کلیشهای فرهنگ بومی و مشارکت دادن ساکنان در منافع گردشگری، از پایههای حفظ این اصالت است.
مرز باریک میان خانه مسافر و بومگردی
افزایش تقاضا برای سفر به هرمزگان، بهویژه در ماههای خنک سال، زمینه گسترش خانههای مسافر را نیز فراهم کرده است. خانه مسافر میتواند بخشی از نیاز اقامتی مقصد را پاسخ دهد، اما نباید هر خانه اجارهای را بومگردی نامید.تفاوت یک خانه مسافر با یک اقامتگاه بومگردی، فقط در نام یا شکل ظاهری ساختمان نیست. خانه مسافر، در سادهترین تعریف، خدمات اسکان کوتاهمدت ارائه میدهد؛ اما اقامتگاه بومگردی باید پیوندی روشن با ویژگیهای فرهنگی، طبیعی و اجتماعی مقصد داشته باشد. رعایت اصول ایمنی و بهداشت، آموزش میزبان، ارائه اطلاعات درست به مسافر، توجه به معماری و فضای بومی، استفاده از ظرفیت جامعه محلی و مسئولیتپذیری در برابر محیطزیست، از مهمترین شاخصهای یک بومگردی واقعی است.در مقابل، گسترش واحدهای فاقد مجوز یا واحدهایی که بدون استانداردهای روشن فعالیت میکنند، میتواند اعتماد گردشگران را تضعیف کند. نبود شفافیت در نرخها، نداشتن حداقل الزامات ایمنی، ضعف نظارت بهداشتی، ناآشنایی بهرهبردار با حقوق مسافر و فقدان سازوکار پاسخگویی در زمان بروز مشکل، از جمله چالشهایی است که در فعالیتهای غیررسمی احتمال بروز آن افزایش مییابد.
ساماندهی؛ ضرورتی برای اعتمادسازی
در همین چارچوب، معاون گردشگری ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان از اجرای طرح ساماندهی خانههای مسافر و اقامتگاههای بومگردی در استان خبر داده است. سلیم محمدی اعلام کرده است که این طرح با هدف ایجاد شفافیت در فعالیت واحدهای اقامتی، ارتقای کیفیت خدمات گردشگری، صیانت از حقوق گردشگران و حمایت از بهرهبرداران قانونمند در دستور کار قرار دارد. بر این اساس، مالکان و بهرهبرداران خانههای مسافر و اقامتگاههای بومگردی باید برای تشکیل پرونده، تکمیل مدارک و دریافت پروانه بهرهبرداری اقدام کنند تا فعالیت آنها در چارچوب ضوابط رسمی ادامه یابد.او همچنین بر اهمیت نظارت بر واحدهای اقامتی تأکید کرده و ساماندهی را مؤثر در افزایش ایمنی، جلب اعتماد گردشگران، بهبود سطح خدمات و فراهم شدن زمینه برنامهریزی دقیقتر برای تقویت زیرساختهای اقامتی هرمزگان دانسته است.بر پایه این اعلام، واحدهای فاقد مجوز، از جمله اقامتگاههای بومگردی غیرمجاز، باید وضعیت فعالیت خود را تعیین تکلیف کنند. در غیر این صورت، با هماهنگی مراجع قضایی و دستگاههای ذیربط، از ادامه فعالیت آنها جلوگیری خواهد شد.
نظارت، در کنار آموزش و تسهیلگری
ساماندهی اقامتگاهها ضرورتی انکارناپذیر است، اما موفقیت آن به نوع اجرا بستگی دارد. اگر فرآیند صدور مجوز طولانی، پیچیده و پرهزینه باشد، ممکن است بخشی از فعالان محلی را به ادامه فعالیت غیررسمی سوق دهد. از اینرو، نظارت باید در کنار تسهیلگری قرار گیرد. آموزش بهرهبرداران در حوزه مهمانداری، بهداشت، ایمنی، مدیریت پسماند، حفاظت از منابع آب، بازاریابی مسئولانه و شیوه ارتباط با گردشگر، میتواند کیفیت خدمات را بهطور محسوسی افزایش دهد. همچنین، استانداردهای مورد انتظار از یک اقامتگاه باید متناسب با واقعیتهای بومی، توان اقتصادی روستاییان و ویژگیهای اقلیمی هرمزگان طراحی شود؛ نه اینکه الگوهای یکسان و نامتناسب، مانع ورود فعالان واقعی محلی به این عرصه شود.
موضوع محیطزیست نیز باید در مرکز سیاستگذاری بومگردی قرار گیرد. مناطق ساحلی و جزیرهای هرمزگان، در برابر فشار ناشی از افزایش سفر حساساند. پسماند، فاضلاب، مصرف آب، فشار بر شبکه برق، تخریب پوشش گیاهی و آسیب به زیستبومهای دریایی، مسائلی نیستند که بتوان آنها را به حاشیه راند. هر اقامتگاه، متناسب با ظرفیت منطقه، باید مسئولیت خود را در مدیریت این پیامدها بپذیرد.
گردشگری پایدار، محصول مشارکت محلی
مدیریت موفق بومگردی بدون حضور جامعه محلی ممکن نیست. دهیاریها، شوراهای روستا، فعالان گردشگری، صاحبان اقامتگاهها، تشکلهای محیطزیستی، دستگاههای خدماترسان و ادارهکل میراثفرهنگی باید در یک مسیر مشترک حرکت کنند. توسعه اقامتگاهها نباید به تغییر کاربری بیرویه خانهها، افزایش فشار بر زیرساختهای روستایی یا برهم خوردن آرامش و بافت اجتماعی مناطق محلی منجر شود.بومگردی زمانی پایدار میماند که مردم منطقه، منافع آن را در زندگی خود لمس کنند؛ درآمد آن منصفانه توزیع شود، طبیعت و فرهنگ محل حفظ شود و گردشگر نیز خدماتی ایمن، شفاف و باکیفیت دریافت کند.
هرمزگان با سرمایه عظیم طبیعی و فرهنگی خود، بیش از هر چیز به گردشگری هویتمحور نیاز دارد؛ گردشگریای که در آن دریا، روستا، جزیره، خانه قدیمی، خوراک محلی و روایت مردم، بخشی از یک تجربه اصیل و مسئولانه باشد. ساماندهی خانههای مسافر و اقامتگاههای بومگردی غیرمجاز، اگر با حمایت از بهرهبرداران محلی، آموزش، تسهیل صدور مجوز و حساسیت نسبت به محیطزیست و فرهنگ بومی همراه شود، نه مانعی در مسیر گردشگری، بلکه گامی ضروری برای آینده این صنعت در هرمزگان خواهد بود؛ آیندهای که در آن مسافر با خاطرهای خوش بازمیگردد و جامعه میزبان نیز سهم واقعی خود را از توسعه گردشگری دریافت میکند.

