Site icon روزنامه دریا

بنزین زیر ذره‌بین قاچاق را هدف بگیرید، نه معیشت مردم

دریانیوز// موضوع بنزین در ایران دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به موضوعی اجتماعی، معیشتی و حتی مدیریتی تبدیل شده است. تصمیم اخیر درباره اجرای طرح جدید عرضه بنزین در استان کرمان، که بنا بر اعلام مسئولان قرار بود به‌صورت پایلوت اجرا شود، نمونه روشنی از حساسیت بالای این موضوع در جامعه است. تصمیمی که حتی از سوی برخی مسئولان، نابخردانه توصیف شد، در مدت کوتاهی موجب شکل‌گیری نگرانی و التهاب در میان مردم شد و نهایتاً اجرای آن متوقف یا به تعویق افتاد.
تصمیمی که التهاب آفرید
آنچه در این میان اهمیت دارد، نحوه تصمیم‌گیری و اطلاع‌رسانی درباره چنین طرح‌هایی است. وقتی مردم با صف‌های طولانی در جایگاه‌های سوخت، نگرانی از کمبود بنزین و اخبار مربوط به افزایش قیمت مواجه‌اند، هر تصمیم جدیدی در این حوزه می‌تواند آثار روانی و اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کند. از سوی دیگر، طبیعی است که در چنین شرایطی عده‌ای نیز تلاش کنند از نگرانی عمومی سوءاستفاده کنند.
دوگانه‌ی کمبود و قاچاق
اما مسئله اصلی را باید دقیق‌تر دید. امروز دست‌کم دو مسئله اساسی در حوزه سوخت وجود دارد: کمبود بنزین و قاچاق سوخت.اگر مشکل اصلی، کمبود تولید نسبت به میزان مصرف است، راهکار آن باید در حوزه تولید، مدیریت مصرف، اصلاح الگوی توزیع و سیاست‌گذاری انرژی جست‌وجو شود. بر اساس ارقام مطرح‌شده از سوی مسئولان، تولید روزانه بنزین با میزان مصرف کشور فاصله دارد و همین شکاف، فشار قابل توجهی بر شبکه توزیع سوخت وارد می‌کند.اما اگر مسئله اصلی قاچاق سوخت است، پرسش اساسی این است که چرا باید مردم هزینه ضعف نظارت و ناکارآمدی در مقابله با قاچاق را پرداخت کنند؟
مردم، قاچاقچی نیستند
مردمی که برای رفت‌وآمد روزانه خود به خودرو شخصی وابسته‌اند، قاچاقچی سوخت نیستند. نمی‌توان به دلیل وجود قاچاق، زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند را دشوار کرد و از آنان انتظار داشت ساعت‌ها در صف جایگاه‌های سوخت بمانند یا در گرمای طاقت‌فرسای جنوب کشور، بدون دسترسی مناسب به سوخت و حمل‌ونقل عمومی، امور ضروری زندگی خود را انجام دهند.
جنوبِ گرم؛ جغرافیایی که نادیده گرفته می‌شود
این مسئله به‌ویژه در استان‌هایی مانند هرمزگان، بوشهر و بخش‌هایی از استان کرمان اهمیت بیشتری دارد. شرایط اقلیمی جنوب کشور با بسیاری از مناطق دیگر متفاوت است. در فصل گرما، استفاده از کولر برای بسیاری از شهروندان یک انتخاب تجملی نیست؛ بلکه یک ضرورت است. از سوی دیگر، در بسیاری از شهرها و روستاهای این مناطق، شبکه حمل‌ونقل عمومی آن‌چنان توسعه‌یافته نیست که بتوان از مردم خواست خودرو شخصی خود را کنار بگذارند و از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند.
نسخه‌ی واحد، نسخه‌ی عادلانه نیست
نمی‌توان شرایط فردی را که در یک روستای استان هرمزگان زندگی می‌کند و برای رسیدن به محل کار یا مرکز شهرستان ناچار است مسافت طولانی را با خودروی شخصی طی کند، با شهروندی که در تهران یا یک کلان‌شهر از مترو، اتوبوس و سایر وسایل حمل‌ونقل عمومی برخوردار است، یکسان در نظر گرفت. در یک کلان‌شهر، دولت می‌تواند با توسعه مترو، اتوبوسرانی و سایر زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، زمینه کاهش مصرف سوخت را فراهم کند. اما وقتی چنین زیرساختی در بسیاری از شهرها و روستاهای جنوبی وجود ندارد، انتظار کاهش مصرف از طریق محدودیت و فشار بر مردم، نه‌تنها عادلانه نیست، بلکه عملاً امکان‌پذیر هم نیست. پزشکی که برای ارائه خدمات درمانی باید خود را به منطقه‌ای دورافتاده برساند، یا شهروندی که برای تهیه مایحتاج روزانه خود باید چندین کیلومتر مسیر را طی کند، نمی‌تواند صرفاً با توصیه به استفاده از حمل‌ونقل عمومی، مشکل خود را حل کند. وقتی حمل‌ونقل عمومی وجود ندارد، خودرو شخصی به یک ضرورت تبدیل می‌شود. بنابراین، سیاست‌گذاری در حوزه بنزین باید مبتنی بر عدالت منطقه‌ای باشد. نسخه واحد برای تمام کشور، در حوزه‌ای مانند سوخت، الزاماً نسخه عادلانه‌ای نیست.

مبارزه‌ی هدفمند، نه فشار بر مردم
از سوی دیگر، مبارزه با قاچاق سوخت باید به‌صورت جدی و هدفمند دنبال شود. اگر بخش قابل توجهی از منابع سوخت کشور از مسیر قاچاق خارج می‌شود، دستگاه‌های نظارتی، انتظامی و امنیتی باید منشأ این قاچاق، شبکه‌های سازمان‌یافته و عوامل اصلی آن را شناسایی و با آنان برخورد بازدارنده کنند. این قابل قبول نیست که به جای برخورد مؤثر با قاچاقچیان، فشار اصلی بر مصرف‌کننده عادی وارد شود. مردم نباید تاوان ضعف نظارت را بپردازند. در کنار قاچاق سازمان‌یافته، باید با شکل‌های دیگری از سوءاستفاده از وضعیت سوخت نیز مقابله شود؛ از جمله خرید مکرر بنزین توسط افرادی که آن را با قیمت بالاتر در بازار آزاد عرضه می‌کنند. چنین فعالیت‌هایی علاوه بر ایجاد بازار کاذب، می‌تواند صف‌های جایگاه‌ها را طولانی‌تر کرده و فشار بیشتری بر شبکه توزیع وارد کند.البته مقابله با این پدیده نیز باید هوشمندانه باشد. برخورد صرفاً سلبی، بدون ایجاد سازوکار شفاف برای توزیع و نظارت، ممکن است تنها شکل تخلف را تغییر دهد. دولت باید منشأ ایجاد این بازارهای کاذب را شناسایی و با اصلاح نظام توزیع و افزایش نظارت، زمینه فعالیت واسطه‌های غیرقانونی را از بین ببرد.

مسئولیت مشترک؛ مردم و دولت
در این میان، مردم نیز می‌توانند در مدیریت مصرف نقش داشته باشند. صرفه‌جویی حتی به میزان محدود، در مقیاس ملی می‌تواند اثر قابل توجهی داشته باشد. اما این انتظار از مردم باید همراه با مسئولیت‌پذیری دولت باشد. نمی‌توان از شهروند خواست مصرف خود را کاهش دهد، اما همزمان حمل‌ونقل عمومی مناسب در اختیار او قرار نداد، زیرساخت‌های لازم را توسعه نداد و با قاچاق سوخت نیز به شکل مؤثر مقابله نکرد.

راه‌حل؛ بسته‌ای از اقدامات هماهنگ
راه‌حل مسئله بنزین، صرفاً افزایش قیمت یا ایجاد محدودیت نیست. راه‌حل، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ است: افزایش و بهینه‌سازی تولید، مدیریت مصرف، توسعه حمل‌ونقل عمومی، مقابله جدی با قاچاق، اصلاح نظام توزیع، شفافیت در تصمیم‌گیری و توجه به شرایط اقلیمی و اقتصادی مناطق مختلف کشور.به‌خصوص استان‌های گرمسیر و جنوبی باید در سیاست‌گذاری انرژی، مورد توجه ویژه قرار گیرند. نمی‌توان سیاستی را که شاید در یک کلان‌شهر قابل اجرا باشد، بدون هیچ ملاحظه‌ای در شهرها و روستاهای هرمزگان، بوشهر یا کرمان اجرا کرد.

اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ای که نباید سوزاند
اعتماد عمومی نیز سرمایه‌ای است که نباید در تصمیم‌های اقتصادی نادیده گرفته شود. تصمیمی مانند تغییر نحوه عرضه یا قیمت بنزین، پیش از اجرا نیازمند توضیح شفاف، اقناع جامعه، بررسی آثار اجتماعی و فراهم‌کردن زیرساخت‌های جایگزین است. تجربه اخیر کرمان نشان داد که حتی یک تصمیم آزمایشی، اگر بدون اقناع افکار عمومی و توجه به شرایط اجتماعی اجرا شود، می‌تواند به سرعت به نگرانی عمومی تبدیل شود. بنابراین، دولت باید میان اصلاح الگوی مصرف، مقابله با قاچاق و حفظ حقوق مردم تعادل برقرار کند. مردم آمادگی همکاری برای کاهش مصرف و مدیریت منابع را دارند، اما انتظار دارند در مقابل، دولت نیز وظایف خود را به‌درستی انجام دهد.

قاچاقچی را هدف بگیرید، نه شهروند را
در نهایت، اگر مشکل بنزین کمبود است، باید برای افزایش ظرفیت تولید و مدیریت مصرف چاره‌اندیشی کرد؛ و اگر مشکل قاچاق است، باید قاچاقچی را هدف قرار داد، نه شهروندی را که برای رفتن به محل کار، مراجعه به پزشک یا تأمین مایحتاج زندگی خود به چند لیتر بنزین نیاز دارد.مردم نباید قربانی سیاست‌گذاری نادرست یا ضعف نظارت شوند؛ به‌ویژه مردمی که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، با کمبود زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، بخش قابل توجهی از مشکلات نظام سوخت کشور را به‌طور مستقیم تجربه می کنند.

Exit mobile version