دریانیوز//باز هم نان گران شد؛ باز هم سفره مردم کوچکتر شد. اینبار نوبت نانهای نانواییهای آزادپز در بندرعباس است که افزایش قیمت را به مردم تحمیل کنند؛ مردمی که دیگر توان تحمل یک گرانی تازه را ندارند و هر روز مجبورند بخش دیگری از سبد مصرفی خود را حذف کنند.نان برای مردم کالای لوکس نیست؛ قوت غالب است، حداقلِ سفره است و چیزی نیست که بتوان خرید آن را به ماه آینده موکول کرد. اما در بندرعباس، همین کالای حداقلی نیز هر روز بیشتر از دسترس خانوارها فاصله میگیرد.ماجرا فقط افزایش قیمت نان نیست؛ مسئله، تغییر تدریجی ماهیت شبکه نانواییهای شهر و عقبنشینی نان یارانهای از سفره مردم است. بسیاری از نانواییهایی که پیشتر سهمیهای و یارانهای بودند، آزادپز شدهاند و امروز عملاً خبری از نانوایی سنگک یا فانتزی یارانهای در بندرعباس نیست. نتیجه روشن است مردم برای خرید نان مورد نیاز خود باید پول بیشتری از جیب بپردازند.اما سؤال اینجاست تا کجا قرار است هزینه ناکارآمدیها و افزایش هزینهها از جیب مردم پرداخت شود؟اگر هزینه تولید بالا رفته، اگر آرد، دستمزد، انرژی، اجاره و سایر هزینههای نانوایی افزایش پیدا کرده، آیا راهحل نهایی باید همیشه افزایش قیمت برای مصرفکننده باشد؟ آیا نباید دولت و دستگاههای متولی، پیش از آنکه فشار را به سفره مردم منتقل کنند، به سراغ ریشههای افزایش هزینه تولید بروند؟در سالهای گذشته، افزایش قیمتها به یک اتفاق روزمره تبدیل شده است.
قیمت کالاهای اساسی یکی پس از دیگری بالا رفته و قدرت خرید خانوارها به شکل محسوسی کاهش یافته است. مردم هر روز با یک قیمت جدید مواجه میشوند؛ امروز نان، فردا لبنیات، روز دیگر برنج، گوشت، حبوبات یا دارو. در چنین شرایطی، افزایش چندباره قیمت نان فقط چند هزار تومان بیشتر از جیب یک خانواده نیست؛ مجموع همین افزایشهای به ظاهر کوچک است که در پایان ماه، کمر خانوار را میشکند.از طرف دیگر، سیاستهای حمایتی نیز دیگر قدرت سابق را ندارند. سال گذشته با اجرای طرح کالابرگ تلاش شد بخشی از فشار اقتصادی از دوش خانوارها برداشته شود، اما وقتی قیمت اقلام مصرفی چندین برابر شده است، مبلغ ثابت کالابرگ نیز عملاً بخش بسیار کوچکی از هزینه واقعی خرید خانوار را پوشش میدهد.
کالابرگ اگر قرار است حمایتی باشد، باید قدرت خرید واقعی مردم را حفظ کند وگرنه پرداخت مبلغی که در برابر موج گرانیها ارزش خود را از دست داده، بیشتر شبیه مُسکن کوتاهمدت است تا سیاست مؤثر معیشتی.مردم نمیتوانند با مُسکن زندگی کنند. مردم درآمد کافی برای زندگی میخواهند.امروز خانوادهها در حال حذف کردن هستند؛ حذف از کیفیت مواد غذایی، حذف از خرید گوشت و لبنیات، حذف از تفریح، حذف از درمان و حتی حذف از بسیاری از نیازهای ضروری. این همان نقطهای است که باید زنگ خطر را برای سیاستگذاران به صدا درآورد.
قرار نیست هر بار قیمتها بالا رفت، مسئولان صرفاً اعلام کنند که «قیمت جدید» اعمال شده است. پشت هر عدد جدید، یک خانواده قرار دارد؛ خانوادهای که باید در پایان ماه دخل و خرج خود را جور کند.
پشت هر افزایش قیمت نان، پدر و مادری قرار دارند که باید تصمیم بگیرند از کدام بخش زندگی خود بزنند تا هزینه ضروریترین کالای سفره را تأمین کنند.نان نباید قربانی تورم شود و مردم هم نباید قربانی سیاستهای قیمتی شوند.مسئولان استان و دستگاههای متولی در بندرعباس باید شفاف پاسخ دهند که چرا تعداد نانواییهای یارانهای کاهش پیدا کرده و چرا شهروندان باید برای تهیه نان مورد نیاز خود با نرخ آزاد مواجه شوند؟ برنامه آنها برای حفظ نان یارانهای چیست؟ قرار است این روند آزادسازی تا کجا ادامه پیدا کند؟مردم بندرعباس سالهاست با فشارهای اقتصادی، گرانی و هزینههای بالای زندگی دستوپنجه نرم میکنند. دیگر نمیتوان از آنها انتظار داشت هر افزایش قیمتی را با عبارتهایی مانند «ضرورت اقتصادی» یا «افزایش هزینه تولید» بپذیرند.سفره مردم جای آزمون و خطای اقتصادی نیست.نان گران شده است؛ اما آنچه بیش از قیمت نان باید مسئولان را نگران کند، سفرهای است که هر روز کوچکتر میشود.اگر امروز صدای اعتراض مردم به گرانی نان شنیده نشود، فردا شاید دیگر چیزی برای کوچکتر شدن این سفره باقی نمانده باشد.
