دریانیوز//انصاف در منظومه ی روابط انسانی و بویژه در حریم مقدس خانواده به معنای نگاه برابر، منصفانه و عاری از پیش داوری به خستگی ها، نیازها، توانمندیها و حقوق مشروع یکدیگر است. انصاف نگرشی متعالی و رشد یافته است که اعضای خانواده را از هرگونه خودخواهی، زیاده خواهی و قضاوت یک سویه باز میدارد. لذا در سایه این خردورزی اخلاقی کارها، تدابیر و زحمات طاقت فرسای شبانه روزی خانه و پرورش بالنده ی فرزندان به منزله تکالیفی ساده، بدیهی، بیارزش یا وظایفی یک طرفه انگاشته نمیشود و بار گران مسئولیتهای زندگی مشترک بر دوش تنها یک عضو رها نمیگردد.
فرد منصف در کانون خانه همچنانکه حق استراحت، فراغت، دیده شدن، قدر شناسی و کرامت را برای وجود خویشتن مسلم و حیاتی میشمارد و این حق بنیادی را بی هیچ قید و شرط، منت یا تفاوتی برای همسر و فرزندان خود نیز به رسمیت میشناسد و در تمام فراز و نشیبها ایام شریک راستین و وفادار روزهای سختی، محنت و آسایش خواهد بود.نبود انصاف حتی آرام ترین، عمیق ترین و عاشقانه ترین رابطه ها را نیز به مرور به پرتگاه فرسایش روح، دلسردی مفرط و طلاق عاطفی میکشاند؛ چرا که هیچ جانی تاب و توان این را ندارد که در فضایی زندگی کند که فداکاریها و تلاشهای بیدریغ خود نا دیده انگاشته میشود و پیوسته آماج توقعات پایان ناپذیر و نامتعارف قرار میگیرد. در نقطه ی مقابل استقرار انصاف تنشهای روزمره زندگی را به شایستگی مهار و سدی استوار در برابر سرزنشهای گزنده، تحقیرهای کلامی و کینه توزی در هنگامه ی مشاجرات پدید میآورد. هنگامی که انصاف در حریم خانه ای جاری باشد اعضای آن در پناه یکدیگر احساس امنیت و همدلی نموده و کانون زندگی به جای تبدیل شدن به صحنه تلخ مسابقه خودخواهی و منفعت طلبی به بوستانی پرنشاط و پناهگاهی امن برای رشد، تکامل، سلامت و آسایش جمعی بدل میگردد.
استقرار همه جانبه انصاف در عرصه درونی و فضای عاطفی خانواده آثار و برکات ارزنده ای در پی دارد. این اصل والا پایه های آرامش روان و امنیت درونی را تثبیت و با تعمیق اعتماد متقابل، ریشه های صمیمیت و پیوند پایدار میان همسران را مستحکم میسازد. مراعات همیشگی این ارزش مانع از انباشت خشم های پنهان و فرسودگی مفرط روانی شده و با زدودن تلخی حس نا دیده گرفته شدن مداوم حس ارزشمندی، عزت و حرمت نفس در نهاد تک تک افراد یاری میرساند. افزون بر این نگاه منصفانه با مهار پیش داوری های تند و شتابزده مایه ی تقویت روحیه عفو، گذشت اصیل و ایثار آگاهانه میگردد و جو خانه را از سوء ظن و تلخ کامی پالایش می نماید.در عرصه کنشهای عینی و رفتارهای خانوادگی انصاف ضامن تقسیم عادلانه بار زحمات، تکالیف و خدمات روزمره ی زندگی است تا سنگینی وظایف سلامت جسم و جان یک عضو را مختل نسازد.
چنین رویکرد متوازنی بستر مدیریت خردمندانه، بالنده و منطقی اختلافات در هنگامه بروز تعارض را فراهم آورده و از تصمیمات و داوریهای یک سویه و جانبدارانه ممانعت به عمل میآورد. همچنین رعایت عدالت رفتاری میان فرزندان زمینه ساز ریشه کنی بذرهای حسادت، عقده های ناپیدا و رقابتهای ناسالم خواهد بود. سرانجام این زندگی منصفانه، استحکام و مانایی کانون مشترک و تربیت فرزندانی شایسته، مسئولیت پذیر، متعادل و با اخلاق است که همین الگوی ارزشمند رفتاری را به ساختار کلان جامعه منتقل مینمایند.در نقطه ی مقابل فقدان انصاف در حریم خانواده آسیبهایی جبران ناپذیر بر جای میگذارد. بارز ترین پیامدِ این امر انباشت خشم فرو خورده و کینه توزی پنهان عضوی است که بار بیعدالتی را به دوش میکشد. این روند فرد را به سوی فرسایش شدید روحی، تنهایی و افسردگی سوق داده و اساس اعتماد و امنیت عاطفی را ویران میسازد.
پیامد مستقیم این وضعیت سردی روابط، تشدید تنشهای کلامی، شعله ور شدن رقابتهای ناسالم میان فرزندان، تضعیف عزت نفس و در نهایت مسدود شدن مسیر گفتگو و مرگ همدلی است که کانون خانه را به محیطی ملال آور و مستعد فروپاشی مبدل میسازد. انصاف در عرف اجتماعی در کنار اینکه یک توصیه ی اخلاقی است ستون فقرات بقا، حیات طیبه و پایداری همه جانبه ی نهاد خانواده است. زندگی مشترک کاروانی همدلانه به سوی رشد و آسایش اعضای خانواده است. نتیجه اینکه انصاف در خانواده چراغ فروزانی است که تاریکی ها سوء تفاهم را زدوده و جانها را در پیوندی همدلانه نگه میدارد. پایداری کانون خانه و پرورش نسلی سالم در گرو درک خستگی ها، پاسداشت مرزهای احترام و عینیت بخشیدن به انصاف در جزئی ترین تعاملات روزمره است چرا که تنها در این بستر عادلانه است که مهرورزی تداوم و خانه مکانی امن برای رشد و آرامش میگردد.
