دریانیوز// در تاریخِ تمدنهای بشری، همواره جغرافیای سیاسی و کنترلِ گذرگاههای حیاتی، تعیینکننده سرنوشت قدرتها بودهاند. اما در این میان، منطقهای وجود دارد که فراتر از یک مسیر تجاری، قلب تپنده و شریان اصلیِ اقتصادِ جهان محسوب میشود: خلیج فارس و تنگه هرمز. در این پهنه آبی، جایی که شرق و غرب به هم میرسند، ایران همواره نه تنها یک همسایه، بلکه «مرکز ثقل» و «نگهبانِ اصلی» بوده است. امروز، زمانی که جهان با تغییر موازنه قدرتها روبرو است، بازگشتِ ایران به جایگاهِ برتر در این منطقه، تنها یک ادعای سیاسی نیست، بلکه بازگشتی است به یک حقیقتِ تاریخی و جغرافیایی که جهان را واداشته تا نگاه خود را به ایران تغییر دهد.
برای درکِ جایگاهِ امروزِ ایران، نباید تنها به نقشههای سیاسیِ امروز چشم دوخت؛ بلکه باید به اعماقِ تاریخ نگریست. ایرانیان، از دورانِ باستان تا عصرِ حاضر، همواره با سرشتی «عزتمند» و روحیهای «آزاد» شناخته شدهاند. این روحیه، همان چیزی است که باعث شد در برابرِ هرگونه سلطه و استعمار، همواره ایستادگی کنند. ایرانی که در خلیج فارس کشتی میراند یا در تنگه هرمز کشتیهای تجاری را هدایت میکند، میراثدارِ همان اصالتی است که هرگز از تسلیم شدن در برابرِ قدرتهای بیگانه، لذت نبرده است. این «عزتطلبیِ ذاتی»، عصارهیِ هویتِ ماست؛ هویتی که در دورههای مختلف، در عینِ مواجهه با طوفانهای سیاسی، هرگز از آزادی و استقلالِ خود نگذشته است.
در دورانِ معاصر، تغییرِ نگاهِ جهانی نسبت به ایران، محصولِ یک تغییرِ پارادایمیک در قدرت است. سالها پیش، برخی تصور میکردند که کنترلِ تنگه هرمز و خلیج فارس، تنها در گروِ ناوگانهای فرامرزی است. اما امروز، واقعیتِ تلخ و آشکار برای تمامِ قدرتهای جهانی روشن شده است: بدونِ همکاری و امنیتِ تأمینشده توسط ایران، این شریانِ حیاتی، هم برای تجارت و هم برای امنیتِ انرژیِ جهان، آسیبپذیر خواهد بود. ایران با تکیه بر دانشِ بومی، توانمندیهای دفاعیِ پیشرفته و موقعیتِ استراتژیک خود، ثابت کرده است که میتواند نه تنها از قلمرو خود، بلکه از امنیتِ کلِ این مسیرِ بینالمللی محافظت کند.
این اقتدارِ جدید، باعث شده است که تحلیلگرانِ بینالمللی، ایران را در زمرهیِ کشورهای چهارگانه ابرقدرت در این منطقه و حتی در سطحِ جهانی در نظر بگیرند. این یعنی ایران دیگر یک بازیگرِ منطقهای نیست که تنها به دنبالِ واکنش به رویدادهاست؛ بلکه ایران اکنون یک «بازیگرِ تعیینکننده است. وقتی صحبت از امنیتِ انرژی در جهان میشود، نام ایران در صدرِ فهرستها مینشیند. این جایگاه، نه از طریقِ تهاجم، بلکه از طریقِ «تسلطِ علمی و عملیاتی» بر گلوگاههای استراتژیک به دست آمده است.
ایران با تکیه بر دانشِ بومی، توانمندیهای دفاعیِ پیشرفته و موقعیتِ استراتژیک خود، ثابت کرده است که میتواند نه تنها از قلمرو خود، بلکه از امنیتِ کلِ این مسیرِ بینالمللی محافظت کند.
عزت و آزادیِ ایرانیان در تمامِ ادوار، همواره با «خودکفایی» گره خورده است. در گذشته، این خودکفایی در هنر، معماری و فلسفه تجلی مییافت و امروز، در صنایعِ دفاعی، فناوریهای دریایی و مدیریتِ بحرانهای ژئوپلیتیک خود را نشان میدهد. جهان اکنون میبیند که کشوری که سالها تحتِ فشار و محدودیتهای بینالمللی بوده، چگونه توانسته است از میانِ محدودیتها، قدرتی بسازد که هیچ قدرتی نمیتواند آن را نادیده بگیرد. این همان معجزهیِ «عزتِ ایرانی» است؛ تواناییِ تبدیلِ محدودیت به فرصت و تبدیلِ فشار به اقتدار.
تنگه هرمز، که تنها یک گذرگاهِ آبی است، برای ایران، نمادی از «مرزهایِ حاکمیت و اراده» است. کنترلِ این تنگه، برای ایران یعنی کنترلِ آینده. وقتی جهان میبیند که ایران میتواند با اقتدارِ کامل، مسیرهایِ کشتیرانی را مدیریت کند و از هرگونه مداخلۀ غیرقانونی جلوگیری نماید، ناخودآگاه به این حقیقت پی میبرد که نظمِ جدیدِ جهانی، بدونِ پذیرشِ جایگاهِ برترِ ایران، ممکن نخواهد بود. این همان نقطهیِ عطفی است که دیدگاهها را از «ایرانِ تحتِ فشار» به «ایرانِ قدرتِ تعیینکننده» تغییر داد.
باید دانست که این اقتدار، ریشه در «ثباتِ تاریخی» دارد. ما ملتی هستیم که جغرافیا را نه به عنوانِ یک بار، بلکه به عنوان یک «فرصتِ ابدی» شناختهایم. از دورانِ تجارِ بزرگِ ایرانی در مسیرِ ابریشم تا امروز، ما همواره نگهبانِ پلهایِ میانِ تمدنها بودهایم. امروز، با تکیه بر آن روحیه همیشگیِ آزادیخواهی و با برخورداری از دانشِ مدرن، ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز، نه تنها از حقِ خود دفاع میکند، بلکه به جهان ثابت کرده است که امنیتِ این منطقه، در گروِ احترام به حاکمیتِ عزتمندِ ایران است. ما با افتخار، از این خاک و این آب محافظت میکنیم، چرا که میدانیم هر قدمِ ما در این آبها، گامی در جهتِ استقلالِ خودمان و صلحِ پایدارِ جهانی است.

