دریانیوز// ساحل جنوب برای بسیاری از مردم، تصویر آشنا و دلگرمکنندهای است: صیادانی که پیش از طلوع راهی آب میشوند، بوی نمک و جلبک، و موجهایی که قرار است زندگی را تازه کنند. اما همین ساحل، گاهی پیش از آنکه خبرش برسد، در سکوت آلوده میشود؛ لکهای نفتی که از دور شاید فقط یک تیرگی باشد، اما از نزدیک بوی تندش در گلو مینشیند، روی پر پرنده میچسبد، به تور ماهیگیر میرسد و آرامآرام، یک زنجیره حیات را از کار میاندازد.
در چنین وضعیتی، پاکسازی اغلب دیر میرسد؛ پرهزینه است، ناقص است و معمولاً فقط «اثرِ ظاهری» آلودگی را کم میکند. همین واقعیت است که شینا انصاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در دوازدهمین سمینار ملی شیمی و محیط زیست روی آن دست گذاشته: اولویت باید با پیشگیری باشد، نه با پاکسازی پس از بحران. او از پژوهشگران خواسته راهکارهای علمی و کاربردی برای شناسایی، ارزیابی و رفع آلودگیهای نفتی سواحل جنوبی کشور ارائه کنند؛ مطالبهای که اگر از سطح سخنرانی بیرون بیاید و به برنامه عملیاتی تبدیل شود، میتواند از جنوب، «کمربند ایمنی زیستمحیطی» بسازد؛ نه منطقهای که هر بار بعد از حادثه، تازه به فکر درمان میافتد.
وقتی شیمی رفاه میآورد، اما طبیعت را بدهکار میکند
انصاری در سخنان خود، مسیر آشنایی بشر با بحرانهای شیمیایی را از یک نقطه تاریخی یادآوری میکند: پس از انقلاب صنعتی، تولید و مصرف مواد شیمیایی رشد کرد و بسیاری از آنها برای افزایش رفاه و بازدهی طراحی شدند. اما در ادامه، همان ترکیباتی که قرار بود زندگی را «سادهتر و پربازدهتر» کنند، به عامل تهدید تبدیل شدند؛ تهدیدی علیه طبیعت و سلامت انسان. او از کتاب «بهار خاموش» (Silent Spring) نوشته ریچل کارسون در سال ۱۹۶۲ نام میبرد؛ کتابی که جهان را تکان داد و نشان داد آفتکشها فقط آفت را نمیکشند، بلکه زنجیرهای از حیات را به هم میریزند؛ از پرندگان تا آب و خاک. این یادآوری، یک پیام مستقیم دارد: وقتی اثر مواد شیمیایی دیر و ماندگار است، مدیریت هم باید جلوتر از حادثه حرکت کند.
آلایندهها فقط «عدد آزمایشگاهی» نیستند؛ زندگی واقعی را نشانه میگیرند
در ادبیات عمومی، آلودگی گاهی به شکل «یک واژه کلی» دیده میشود؛ اما در نگاه تخصصی که انصاری بر آن تأکید دارد، آلودگی یعنی طیفی از ترکیبات و پیامدها:
آلایندههای آلی پایدار (POPs) که در طبیعت میمانند و در زنجیره غذایی بالا میروند.
برخی آفتکشها که اثرات طولانیمدت روی سلامت دارند.
فلزات سنگین که میتوانند در بدن تجمع پیدا کنند و آسیبهای جدی ایجاد کنند. ترکیبات صنعتی که کنترلنشده وارد آب و خاک میشوند. اینجا مسئله فقط «پایش» نیست؛ مسئله این است که این ترکیبات چه زمانی، کجا و چگونه وارد محیط میشوند و آیا مسیرهای تولید و مصرف، از ابتدا به شکلی طراحی شدهاند که هزینه زیستمحیطی را کم کنند یا نه.
درس میناماتا؛ وقتی یک فاجعه تبدیل به قانون جهانی شد
انصاری برای روشن کردن ابعاد خطر، به یک نمونه تاریخی اشاره میکند: فاجعه آلودگی جیوه در خلیج میناماتا ژاپن حادثهای که نشان داد اگر آلاینده وارد آب شود و از طریق ماهی و غذا به انسان برسد، فاجعه فقط زیستمحیطی نمیماند؛ انسانی، اجتماعی و اقتصادی میشود. این تجربه، در نهایت به همکاریهای بینالمللی و تصویب کنوانسیون میناماتا منجر شد؛ یعنی جهان پذیرفت برخی آلایندهها آنقدر خطرناکاند که بدون تعهد و سازوکار مشترک نمیتوان مهارشان کرد. پیام این بخش برای ایران هم روشن است:
تعهدات بینالمللی، جایگزین اقدام داخلی نیستند؛ اما میتوانند ابزار فشار، معیار ارزیابی و مسیر استانداردسازی باشند و مهمتر از همه، «جایگزینهای کمخطرتر» باید در صنعت و مصرف جدی گرفته شود.
از PCB تا سرب؛ اقدامهای پراکنده کافی نیست، زنجیره مدیریت لازم است
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در میان اقدامهای انجامشده، به چند محور اشاره میکند:
_ مدیریت پسماندهای آلوده به PCB با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو و سایر دستگاهها
_ کاهش و حذف سرب از رنگها
این مثالها مهماند چون نشان میدهند وقتی اراده بینبخشی شکل بگیرد، میشود یک خطر را کم کرد. اما در واقعیت ایران، مشکل رایج این است که اقدامات اغلب پروژهای، مقطعی و واکنشی میشوند؛ یعنی یا بعد از فشار افکار عمومی آغاز میشوند یا محدود به چند استان و چند دستگاه میمانند. برای آلودگیهای نفتی جنوب، این مدل جواب نمیدهد. آلودگی نفتی یک رخداد «جغرافیایی محدود» نیست؛ با جریان آب، باد و فعالیتهای بندری جابهجا میشود و اثرش از صید و گردشگری تا سلامت اکوسیستم کشیده میشود.
«پیشگیری»یعنی تغییر طراحی؛ نه فقط هشدار بعد از حادثه
مهمترین جمله انصاری در این سخنرانی، همان تغییر رویکرد است: پژوهش نباید فقط به «شناسایی و پایش آلودگی پس از انتشار» محدود بماند؛ باید به اصلاح فرایند تولید و توسعه فناوریهای پاک برسد تا آلودگی در مبدأ کنترل شود.
اگر بخواهیم این حرف را به زبان ساحل ترجمه کنیم، یعنی: – به جای اینکه بعد از مشاهده لکه نفتی دنبال جذبکننده و پاککننده بگردیم، باید منشأ نشت، خطای عملیاتی، ضعف استاندارد یا نقص نظارت را پیدا و اصلاح کنیم.
– به جای تکیه صرف بر تیمهای پاکسازی، باید سامانههای پیشآگاهی، سنسورهای پایش، کنترلهای دورهای و استانداردهای سختگیرانه در بنادر، خطوط انتقال، شناورها و تأسیسات ساحلی را جدی بگیریم. پیشگیری، سادهگویی نیست؛ یک رشته تصمیم مدیریتی است که از طراحی تا اجرا امتداد دارد.
پژوهش مسئلهمحور؛ جایی که دانشگاه باید با ساحل حرف بزند
انصاری از پژوهشهای «مسئلهمحور» حرف میزند؛ یعنی پژوهشی که از دل مسئله واقعی بیرون بیاید و برای مسئله واقعی، راه حل بدهد.
در موضوع آلودگی نفتی جنوب، پژوهش مسئلهمحور میتواند چند مسیر مشخص داشته باشد:
1) روشهای دقیق ارزیابی آلودگی نفتی متناسب با شرایط اقلیمی و دریایی ایران (گرما، شوری، جزر و مد، رسوبات ساحلی).
2) پایش و نقشهبرداری از نقاط پرخطر مسیرهای تردد، پهنههای بندری، مناطق نزدیک به تأسیسات نفتی و صنعتی.
3) فناوریهای پاکسازی بومیسازیشده از مواد جاذب گرفته تا روشهای زیستی (بیورمدیشن) و مکانیکی، با توجه به هزینه و امکان اجرا در مقیاس واقعی.
4پروتکل واکنش سریع اینکه در ساعات اول حادثه چه کسی مسئول است، چه تجهیزاتی لازم است، چه نهادی فرماندهی میکند و گزارشدهی چگونه انجام میشود. اینها تحقیق روی کاغذ نیست؛ باید به «دستورالعمل اجرایی» تبدیل شود. تفاوت گزارش علمی و راهکار کاربردی دقیقاً همینجاست.
آلایندههای نوظهور؛ از میکروپلاستیک تا ترکیبات دارویی
انصاری تنها به نفت محدود نمانده و از ترکیبات دارویی و هورمونی، مواد شیمیایی نوظهور و میکروپلاستیکها هم نام برده است. این اشاره، اتفاقاً برای جنوب اهمیت دوچندان دارد؛ چون سواحل جنوبی محل تلاقی چند منبع آلودگیاند:
– فعالیت صنعتی و بندری
– تردد کشتیها
– شهرهای ساحلی و دفع نامناسب پسماند
– ورود پسابها و آلودگیهای شهری
میکروپلاستیکها شاید مثل لکه نفتی «قابل دیدن» نباشند، اما در دریا میمانند، وارد آبزیان میشوند و زنجیره غذایی را آلوده میکنند. اگر مدیریت محیط زیست فقط روی بحرانهای بزرگ و قابل مشاهده متمرکز شود، بحرانهای خزندهتر، بیسروصدا بزرگ میشوند.
توسعه و محیط زیست؛ تضاد واقعی کجاست؟
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست یک گزاره کلیدی را مطرح کرده: حفاظت از محیط زیست و توسعه لزوماً در تضاد نیستند تعارض زمانی بهوجود میآید که الگوهای تولید و مصرف، «هزینههای زیستمحیطی» را نادیده بگیرند. یعنی توسعه، سود را ببیند اما خسارت را حساب نکند.
در جنوب، این مسئله ملموس است. اقتصاد دریاپایه، صنایع و بنادر میتوانند فرصت شغلی و رشد ایجاد کنند، اما اگر ملاحظات محیط زیستی از مرحله طراحی کنار گذاشته شود، نتیجه همان چیزی میشود که بارها تجربه کردهایم:
– خسارت به اکوسیستم
– ضربه به معیشت صیادان و جوامع ساحلی
– هزینههای سنگین پاکسازی
– کاهش اعتماد عمومی به نهادهای مسئول
نکته مهم در حرف انصاری این است: ملاحظات زیستمحیطی باید از ابتدا وارد طراحی فعالیت اقتصادی شود، نه اینکه بعد از خسارت، صرفاً به احیا بسنده کنیم.
چرا «پاکسازی» به تنهایی کافی نیست؟
پاکسازی نفتی، حتی اگر سریع و حرفهای انجام شود، سه محدودیت بزرگ دارد:
1)دیرهنگامی: بسیاری از آسیبها در ساعات اولیه رخ میدهد؛ چسبیدن نفت به پرهای پرندگان، ورود به رسوبات، آسیب به زیستگاهها.
2) هزینه سنگین: تجهیزات و نیروی انسانی و لجستیک و دفع پسماند آلوده، بسیار گران است.
3) نقص در بازگشت اکوسیستم به حالت اولیه طبیعت همیشه به «قبل» برنمیگردد؛ بعضی اثرها مزمن میشوند.
بنابراین وقتی انصاری میگوید پیشگیری مقدم است، در واقع از یک نگاه اقتصادی و مدیریتی هم حرف میزند: پیشگیری ارزانتر، سریعتر و انسانیتر است.
مطالبه اصلی: راهکارهای علمی و کاربردی برای پاکسازی نفتی سواحل جنوب
در بخش پایانی سخنانش، انصاری به آلودگیهای ناشی از جنگهای تحمیلی علیه کشور اشاره کرده و از جامعه علمی خواسته برای شناسایی، ارزیابی و پاکسازی آلودگیهای نفتی ــ بهویژه در سواحل جنوبی ایران ــ راهکار ارائه کنند.
این بخش، یک مطالبه چندلایه دارد:
– شناخت علمی دقیق از آنچه در ساحل و آب رخ داده
– ارزیابی اثرات بر اکوسیستم و سلامت
– طراحی روشهای پاکسازی قابل اجرا در شرایط واقعی جنوب
– و در نهایت، تبدیل علم به تصمیم؛ یعنی علم در جایگاه توصیهگر نماند، بلکه وارد «فرمان اجرا» شود.
جنوب به «واکنش بعد از بحران» عادت کرده؛ وقت تغییر است
سواحل جنوبی ایران فقط خطی روی نقشه نیستند؛ ستون فقرات اقتصاد دریاپایه، معیشت هزاران خانواده، تنوع زیستی کمنظیر و سرمایهای بیننسلیاند. آلودگی نفتی، وقتی رخ میدهد، فقط آب را آلوده نمیکند؛ اعتماد را هم فرسوده میکند و آینده را گرانتر. حرف اصلی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اگر بخواهیم خلاصهاش کنیم، یک جمله است: به جای اینکه هر بار ساحل را بعد از سیاه شدن پاک کنیم، باید کاری کنیم که کمتر سیاه شود. این تغییر، بدون علم ممکن نیست؛ اما علم هم بدون ساختار تصمیمگیری، بودج ه پایدار، نظارت سختگیرانه و پاسخگویی صنایع، به نتیجه نمیرسد. جنوب، بیش از هر چیز، به یک نقشه راه نیاز دارد: از پیشگیری تا پایش، از استاندارد تا واکنش سریع، از مسئولیتپذیری صنعتی تا مشارکت دانشگاه. اگر قرار باشد ساحل فردا هم برای زندگی بماند، امروز باید جدیتر از همیشه، پیشگیری را «اولویت واقعی» کنیم؛ نه فقط تیتر سخنرانیها.

