Site icon روزنامه دریا

آمـوزش زیـر خـط فقـر

دریانیوز//هر سال با نزدیک شدن به مهرماه، ادبیات رسمی پر از جملات رمانتیک درباره «بوی ماه مهر»، «طلیعه دانایی» و «امید به آینده» می‌شود. اما برای مردم هرمزگان، استانی که بیش از نیمی از بار صادرات و واردات کشور را بر دوش می‌کشد، مخازن عظیم گازی و نفتی را در خود جای داده و قطب صنایع سنگین و پالایشگاهی نام گرفته، آغاز سال تحصیلی مترادف با هجوم دوباره اضطراب، بحران ثبت‌نام، پرداخت پول‌های تحمیلی و تماشای مدارسی است که در گرمای سوزان جنوب، از حداقل‌های کرامت انسانی و آموزشی تهی شده‌اند. واقعیت آموزش در این دیار مرزی را نباید در آمارسازی‌های روی کاغذ و گزارش‌های اداری جست‌وجو کرد؛ حقیقت را باید در کلاس‌های ۴۰ نفره، چشم‌های خسته معلمانِ دو‌شیفت، اضطراب والدینی که از عهده شهریه‌های پنهان برنمی‌آیند و دیوارهای ترک‌خورده ۳۰۰ مدرسه فرسوده دید.

 تراژدی دوشیفت‌سازی؛ ذبح استاندارد و توان یادگیری
کمبود دست‌کم ۳۰۰ مدرسه در استان هرمزگان صرفاً یک کمبود کالبدی ساده نیست؛ این یک گره کور است که منجر به تداوم ساختار منسوخ «مدارس دوشیفت» در سراسر استان شده است. از منظر علم پداگوژی و استانداردهای روز روان‌شناسی آموزش، عملکرد شناختی و گیرایی ذهنی کودک و نوجوان در ساعات ابتدایی روز در بالاترین سطح قرار دارد.اما در اقلیم هرمزگان، با رطوبت نفس‌گیر و آفتاب داغ نیمروز، صدها مدرسه مجبورند در نوبت عصر درهای خود را باز کنند. دانش‌آموزی که از ساعت ۱۲ ظهر در اوج شرجی به مدرسه می‌رود، پیش از ورود به کلاس بخش اعظمی از انرژی زیستی خود را از دست داده است. از سوی دیگر، معلمی که شیفت صبح را با ده‌ها دانش‌آموز سر کرده، در شیفت عصر با رمقی تحلیل‌رفته و صدایی گرفته پای تخته می‌ایستد. در چنین ساختار فرساینده‌ای، صحبت از «کیفیت تدریس» و «بازدهی آموزشی» شوخی تلخی بیش نیست. سیستم دوشیفت، هم توان و نشاط معلم را می‌بلعد و هم پویایی و گیرایی دانش‌آموز را به خاک می‌نشاند؛ نتیجه قطعی آن، افت مداوم معدل‌ها و تضعیف بنیه علمی فرزندان استان در رقابت‌های سراسری است. در برخی مناطق مانند شهرک طلاییه فاز۲ هم هیچ مدرسه ای وجود ندارد و اراضی با کاربری آموزشی وجود دارد که ساخته نشده است. برخی از زمین خواری اراضی آموزشی و ورزشی در این منطقه می گویند که ضرورت دارد دستگاه های قضایی و امنیتی و نظارتی به این پرونده ورود جدی کنند ودرصورت صحت این موضوع ، اقدامات قاطع قانونی صورت گیرد و مدارس موردنیاز و اماکن ورزشی هرچه زودتر احداث شود تا عدالت آموزشی و ورزشی برای ساکنان شهرک ملموس باشد.

بحران نیروی انسانی؛ وصله‌پینه‌های مدیریتی به جای حل ریشه‌ای
در کنار فقر فضا، کمبود هزاران معلم در هرمزگان سال‌هاست که ساختار آموزش را می‌لرزاند. دستگاه متولی هر سال می‌کوشد این شکاف عمیق را با راهکارهای اضطراری، اضافه تدریس‌های اجباری، ادغام کلاس‌ها، استفاده از نیروهای غیرتخصصی یا شیفت‌های ممتد و… پر کند. اما این مسکن‌های موقت، درد مزمن را درمان نمی‌کند.وقتی معلمی برای جبران هزینه‌های زندگی و پر کردن خلأ کلاس‌های خالی، مجبور می‌شود ساعات متمادی تدریس کند، اولین قربانی این چرخه، دقت، تمرکز و کیفیت ارائه مطلب است. معلم خسته، فرصتی برای مطالعه، به‌روزرسانی دانش، توجه فردی به دانش‌آموزان ضعیف و طراحی روش‌های نوین تدریس ندارد. این فشار ساختاری در بلندمدت منجر به سرخوردگی کادر آموزشی و بی‌عدالتی پنهان علیه نسل نوپای هرمزگان شده است.

 دانش‌آموزگزینی در مدارس
مجموعه کمبود معلم و کمبود مدرسه، پدیده نامیمون و ضدعدالت «دانش‌آموزگزینی» را حتی در مدارس دولتی عادی و غیردولتی دامن زده است. وقتی تعداد مدارس استاندارد و معلمان مجرب اندک باشد، رقابتی نابرابر و ناسالم میان خانواده‌ها شکل می‌گیرد. مدارسی که اندکی شهرت به کیفیت دارند، برای پذیرش دانش‌آموزان دست به گزینش و اعمال شروط ناعادلانه می‌زنند و دانش‌آموزان با سطح تحصیلی متوسط یا خانواده‌های کم‌برخوردارتر، ناخواسته به مدارسی با تراکم بیشتر و امکانات زیر خط فقر رانده می‌شوند. این شکاف طبقاتی در آموزش، بسترساز حذف بخش بزرگی از استعدادهای بومی از چرخه پیشرفت است.برای درک اوج بحران، نیازی نیست به روستاهای دوردست بشاگرد و سواحل محروم جاسک برویم؛ کافی است سری به مرکز استان و مدرسه استعدادهای درخشان «فرزانگان ۲» در بلوار مادر و محله آیت‌الله غفاری بندرعباس بزنیم. مدرسه‌ای که قانوناً و اخلاقاً باید پیشانی پرورش نخبگان و سرآمدان علمی استان باشد، از داشتن امکانات اولیه فلج است. این مدرسه با کمبود سیستم‌های برودتی و کولر روبه‌روست.فرزانگان ۲ نیاز مبرم به کلاس درس بیشتر و مجهزتر، تخته‌های هوشمند ، کامپیوتر ، میز و صندلی استاندارد، تجهیزات آزمایشگاهی و حتی یک دستگاه ساده کپی و تکثیر برای چاپ برگه‌های امتحانی است. دوربین‌های مداربسته جهت تأمین امنیت محیط مدرسه ضروری است و دردناک‌تر از همه اینکه، سند ملکی این مدرسه سال‌هاست میان شهرداری و آموزش و پرورش پاسکاری می‌شود و تعیین تکلیف نشده است.

 پول زور پشت نقاب «کمک به مدرسه» و خطر انفجار بازماندگی از تحصیل
چالش دیگری که گلوی خانواده‌ها را می‌فشارد، باج‌خواهی پنهانی و اجباری تحت عنوان فریبنده «کمک به مدرسه» است. علیرغم تکرار مکرر شعارهای پشت تریبون و بخشنامه‌های بدون ضمانتِ آموزش و پرورش مبنی بر رایگان بودن آموزش عمومی و ممنوعیت دریافت وجه، در عمل پای میز ثبت‌نام زبان دیگری حاکم است. مدیران مدارس که سرانه مصوب دولتی‌شان شاید پاسخگوی نیازهای شان نیست، چاره‌ای جز تحت فشار قرار دادن والدین نمی‌بینند و مبالغ میلیونی را با عناوین مختلف کتاب، بیمه، تعمیرات و خدمات طلب می‌کنند.در شرایطی که تورم سرسام‌آور قیمت کیف، کفش، لباس و نوشت‌افزار را چند برابر کرده، تحمیل این مبالغ برای خانواده‌های کارگری، کارمندان جزء و اقشار فرودست غیرممکن است. این فشار اقتصادی عریان، آمار بازماندگان از تحصیل را به شکلی خطرناک بالا می‌برد. سال گذشته هزاران کودک و نوجوان هرمزگانی از تحصیل بازماندند؛ زنگ خطری هولناک که چشم‌پوشی از آن خیانت به امنیت و سلامت آینده جامعه است وامسال بیم آن می رود که این آمار افزایش یابد. هر کودک بازمانده از تحصیل، یک گام نزدیک‌تر به باتلاق آسیب‌های اجتماعی، بزهکاری، اعتیاد و مشاغل کاذب در جغرافیای آسیب‌پذیر جنوب است.

 مسئولیت اجتماعی صنایع کجاست؟
هرمزگان انبار ثروت ملی است. ده‌ها مجتمع عظیم فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی، پالایشگاه‌های نفت و گاز، اسکله‌های غول‌پیکر شهید رجایی و باهنر ،گمرکات، صنایع و معادن و… روزانه هزاران میلیارد تومان گردش مالی دارند و از امکانات، زمین و هوای این استان ارتزاق می‌کنند. آیا مسئولیت اجتماعی این غول‌های صنعتی تنها محدود به بنرهای تبریک و همایش‌های تشریفاتی است؟ اگر بودجه عمومی دولت برای سرانه دانش‌آموزی و نوسازی ۳۰۰ مدرسه فرسوده کفاف نمی‌دهد، مدیران صنایع بزرگ موظف و مکلف‌اند به‌طور ساختاریافته و شفاف وارد میدان شوند. تأمین تجهیزات آموزشی و برودتی، بازسازی کامل فضاهای تخریبی و پوشش کامل هزینه‌های تحصیلی ده‌ها هزار دانش‌آموز و دانشجوی تحت پوشش کمیته امداد، بهزیستی و مراکز نیکوکاری، کمترین دین این صنایع به ساکنان بومی این خاک است.تحصیل استاندارد، رایگان و عادلانه، صدقه و منت نیست؛ حق تثبیت‌شده کودکان هرمزگان است. هر کلاسی که بدون کولر است، هر سقفی که روی سر دانش‌آموزی می‌لرزد و هر فرزندی که به خاطر نداری از مدرسه طرد می‌شود، هشداری جدی برای آینده و توسعه این استان است. وقت اقدام عملی و پاسخگویی مسئولان، صنایع و شهرداری همین امروز است؛ فردا برای جبران نسل‌های سوخته بسیار دیر خواهد بود.

Exit mobile version