Site icon روزنامه دریا

آزادگانی که اسارت را به‌حقارت گرفتند

دریانیوز//پنج سال از اسارتش گذشته و تمام ثانیه‌های این پنج سال را با خاطرۀ خانه، خانواده و وطن شمرده است. حالا اتوبوس حامل آزادگان از مرز گذشته و وارد ایران شده است. هنوز باورش نمی‌شود که دوباره در سرزمینی ایستاده که سال‌ها تصویرش را در ذهن مرور کرده بود. پیاده می‌شود؛ اما نای راه رفتن ندارد، چند قدم برمی‌دارد، زانو می‌زند و خاک ایران را در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد. کاروان اتوبوس‌های حامل آزادگان به شهر می‌رسد، چشم‌هایش میان جمعیت به دنبال چهره‌ای آشنا می‌گردد. ناگهان او را می‌بیند؛ همان دختری که نامزدش بود و قرار بود پس از بازگشت از جبهه زندگی مشترک تشکیل دهند؛ اما تقدیر چنین بود پنج سال را با یک عکس، چند خاطره و امیدی که هرگز نگذاشته بود خاموش شود، سپری کند. حالا دو نفر روبه‌روی هم ایستاده‌اند؛ زوجی که پنج سال را در فراق و انتظار گذرانده بودند. شاید هیچ کلمه‌ای گویای این لحظه نباشد؛ فقط اشک است و آغوشی که تمام تلخی آن سال ها را به شیرینی تبدیل می‌کند.این تنها داستان یک آزاده نیست؛ روایت هزاران انسانی است که بازگشتشان به وطن، پایان یک اسارت طولانی و آغاز فصل دیگری از زندگی بود.

پشت هر چهره‌ای که آن روز از مرز گذشت، خانواده‌ای ایستاده بود؛ مادری که سال‌ها چشم به راه مانده بود، پدری که پیر شده بود، همسری که جوانی‌اش در انتظار گذشته بود و کودکانی که بزرگ شده بودند؛ بی‌آنکه پدرشان را در کنار خود دیده باشند.جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که آغاز شد؛ تا 27 تیرماه 1367، سرشار از حماسه است؛ اما دورۀ اسارت آزادگان حکایتی دیگر دارد. اسارت، در منطق جنگ‌های کلاسیک، پایان مبارزه است؛ اما در جنگ تحمیلی، اسارت آغاز فصل دیگری از مقاومت بود؛ مقاومتی که سلاح نداشت، سنگر نداشت و گاه حتی یک تکه نان کافی برای غلبه بر گرسنگی در اختیارش نبود؛ اما قدرتی داشت که بعثی‌ها نمی‌توانستند از آنان بگیرند و آن اراده، ایمان و ادامۀ مبارزه بود.زندگی در اردوگاه‌ها هر روز با شمارش اسرا آغاز می‌شد و شب‌ها با خاموشی به پایان می‌رسید؛ اما در فاصلۀ این دو؛ زندگی جریان داشت، زندگی‌ای که با همۀ محدودیت‌هایش، نشانه‌هایی از امید و مقاومت را در خود حفظ کرده بود. آزادگان، جسمشان در حصار جلادان قرار داشت؛ اما روحشان در ایران بود. نمازهای جمعی، نجواهای شبانه و شب‌زنده‌داری‌ها، برای بسیاری از آزادگان فرصتی بود تا چند ساعت از دیوارهای اردوگاه فاصله بگیرند و به جهانی بروند که در آن هنوز مادرانشان منتظر بودند، خانه‌هایشان پابرجا بود و وطن در انتظار بازگشت آنان نفس می‌کشید.

وقتی صداها فروکش می‌کرد و اردوگاه در سکوت فرو می‌رفت، هر اسیر با جهان درونی خود تنها می‌ماند؛ با خاطرۀ خانه، چهرۀ پدر و مادر، همسر و فرزند، کوچه‌ای که شاید سال‌ها بود ندیده بود و وطنی که نمی‌دانست چه زمانی بر خاکش بوسه خواهد زد.برای فهم رنج اسارت، نباید همه‌چیز را در شکنجه، گرسنگی و آزار جسمی خلاصه کرد. گاهی همان نشستن در حصار اردوگاه، از سخت‌ترین اشکال شکنجه است. رزمنده‌ای را تصور کنید که پیش از اسارت، مدام در تکاپو بود؛ از سنگری به سنگری، از منطقه‌ای به منطقۀ دیگر، از مأموریتی به مأموریتی دیگر؛ اما چنین انسانی ناگهان در یک اتاق کوچک محصور می‌شود. برای چنین انسانی زمان می ایستد. ممکن است در آن روز شکنجه‌ای هم صورت نگیرد، ضربه‌ای بر بدن فرود نیاید و حتی غذای اندکی نیز در اختیارش باشد؛ اما اینکه ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و سال‌ها در فضایی محدود بنشیند و تنها چشم‌اندازش دیوار، درِ بسته و چهره‌های تکراری باشد، خود می‌تواند به کابوسی فرساینده تبدیل شود.بر اساس آمار بنیاد شهید و امور ایثارگران، حدود ۴۳ هزار نفر در دوران جنگ تحمیلی به اسارت نیروهای بعث عراق درآمدند ‌که در میان آنان، ۶۰ بانوی آزاده نیز حضور داشتند. پس از پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸، زمینۀ بازگشت آزادگان سرافراز به میهن فراهم شد و در ۲۶ مرداد 1369، نخستین کاروان وارد کشور شد و بدین گونه یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ معاصر ایران پس از سالها انتظار رقم خورد. در آن روزها، اشک و لبخند در هم آمیخته بود. بسیاری از آزادگان با جسمی تکیده و چهره‌هایی که سال‌های اسارت بر آنها اثر گذاشته بود، پا به خاک وطن گذاشتند و شور و شوق و شادی سراسر کشور را فرا گرفت.

۲۶ مرداد سال 1369 را باید یکی از مهم‌ترین رویدادها در ادبیات مقاومت ایران معاصر دانست؛ رویدادی که اگر به سطح مراسم تشریفاتی و شعار تقلیل یابد، بخش مهمی از حقیقت خود را از دست خواهد داد. آزادگان باید در تاریخ فرهنگی ایران، نه فقط به‌عنوان «قهرمانان جنگ»؛ بلکه به‌عنوان معماران فرهنگ مقاومت شناخته شوند، فرهنگی که بر پایۀ صبر، ایمان، امید و ایستادگی استوار بود. امروز در شرایطی سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی را گرامی می‌داریم که بار دیگر مفاهیمی چون مقاومت، هویت، استقلال و ایستادگی، در صدر واژگان ادبیات سیاسی ایران جای گرفته و ملت ایران با تکیه بر این ادبیات، بزرگترین تهدید دشمنان ایران را خنثی کرده است. نگذاریم حماسۀ مقاومت این اسطوره‌های صبر و مقاومت در هیاهوی روزگار فراموش شود.

Exit mobile version