دریا نیوز







سقف های سفره ای و پلاستیکی در بافت های فرسوده: قلب های لرزان زیر سقف های رقصان

دریانیوز: خانواده درسا همچنان یخچال ندارد و مجبورند در زیر سقفی زندگی کنند که هرلحظه امکان ریزش بر سرشان وجود دارد.

، 08:49   /   کد خبر: 37163   /   تعداد بازدید: 143


دریانیوز: دیدن هر تکه ابر در آسمان باعث می شود قلب های لرزان شان بیشتر بلرزد که اگر باران ببارد، سقف و دیوار خانه فرسوده شان آوار شود، همانطوری که برای برخی همسایگان شان رقم خورده است. گرچه که به آبکش بودن سقف ها و خیس شدن دیوارها و اتصالی دیوارهای خیس با برق و... عادت کرده اند وگاهی شب تا صبح در کوچه خوابیده اند. گاهی هم بدون باران، سقف و دیوارهایی فرو ریخته اند و برخی هم مصدوم‌ شده اند. مشخص نیست مسئولان منتظرند خانه های فرسوده محله آیت ا... غفاری و... بر سرساکنان آوار شوند و تعدادی را به کام مرگ بکشاند تا بعد برای شان نسخه ای بپیچند یا نقشه ای دیگر برای ساکنان این بافت فرسوده ناایمن وناامن دارند؟

سرگذشتی تلخ
مادر یسنای هفت ساله و مادربزرگ درسای سه ساله که چندین دهه در محله شهناز بندرعباس زندگی می کند، می گوید سال ها بدلیل نداشتن کولر مجبور بودیم شب ها در حیاط منزل بخوابیم و یک پنکه دستی گردن شکسته ای داشتیم که با پارچه بسته بودیم و روشن می کردیم و ملحفه وچادرمان را خیس می کردیم و روی خودمان می انداختیم تا از شر پشه ها در امان بمانیم.اما سال گذشته بود که یکی از شهروندان از زندگی این خانواده گفت و گزارشش را منتشر کردیم وخیرین به یاری خانواده درسا ویسنا شتافتند و برای شان کولر آوردند و از گرما نجات یافتند. اما مشکلات دیگرشان همچنان باقی است.

یسنا تبلت ندارد
یسنا که پارسال شش ساله بود، بخاطر عدم توان مالی خانواده به سختی توانست به پیش دبستانی برود تا جایی که مدرسه ثبت نام در پایه اول دبستان را منوط به تسویه حساب بدهی پیش دبستانی شد و پس از انعکاس این موضوع به آموزش و پرورش، ثبت نام انجام شد. اما یسنا امسال هنوز تبلت و... برای آموزش مجازی ندارد و به همین خاطر مجبور است برخی روزها را چند ساعت به مدرسه برود و بیاید. مادر یسنا می گوید وزن دخترش 15 کیلو بوده و به همین به وی گفته اند بایستی میوه و گوشت وماهی و... بخورد و او گفته اگر توان مالی برای خرید این اقلام داشتیم که حال و روزمان بهتر از این بود، من اگر بتوانم ماست بگیرم و نان که هنر کرده ام . این وضعیت یسنا و درسا که بیشتر شب ها بدون شام هم می خوابند وصبحانه درست وحسابی ندارند را در این محلات حاشیه ای به وفور می توان مشاهد کرد و شنید و درسای سه ساله هم در حال حاضر شب ها بدلیل درد پاهای کوچکش نمی تواند بخوابد و باید ماساژ دهند تا بخوابد و این آثار سوء تغذیه و... است که کودکان به بیماری های مختلف مبتلا شده اند و توان درمانش را ندارند. مادر درسا می گوید اگر خیرین یا کمیته امداد و... یک چرخ خیاطی در اختیارمان قرار دهند ، می توانم بخشی از هزینه های زندگی ام را تامین کنم.

 

سقف های سفره ای
گاهی سقف برخی خانه ها بدلیل فرسودگی در این محله آوار می شوند و خانواده ها توان تعمیرش را ندارند وپلاستیک یا سفره ای بجای سقف می زنند تا خیرین به فریادشان برسند. سقف خانه والدین درسای سه ساله و پارسای سه ماهه را بدلیل فرسودگی و ریزش خاک و... از سقف به پایین، از چند ماه قبل سفره زده اند تا خاک ها را در خود نگهدارد وبر زمین و روی سرشان نریزد. البته ترس و هراس دارند که ممکن است سقف فرسوده خانه برسرشان آوارشود. سقف یک اتاق دیگر سوراخ شده است. حتی سرویس بهداشتی و حمام بدون سقف شان هم حال و روز خوشی ندارند و دیوارهای فرسوده شان و... باعث شده است که موش زیاد به خانه شان برود وحتی داخل اتاق ها هم موش است و بارها گازشان گرفته که چند هفته قبل هم پای یسنا و مادرش را موش گاز گرفته و تشک یسنا پراز خون می شود و با این وضعیت، آنها در مقابل موش ها هم درمانده اند.

به آنها برخی نهادها چندین سال است که قول داده اند که حمام و دستشویی شان را از نو بسازند، شاید که موش ها کمتر شوند که تاکنون اقدامی نشده است. متاسفانه بافت فرسوده محلات و فاضلاب های روان در کوچه ها، تلنبارشدن زباله ها در کوچه ها و... باعث شده است موش ها از کوچه ها وارد خانه های اهالی شوند وبیماری هایی را هم منتقل کنند. از طرفی دیگر خانه های این محله و برخی محلات حاشیه ای آنقدر فرسوده است که سقف و دیوارشان در بارندگی و زمین لرزه و گاهی خودبه خود فرو می ریزند و بسیاری از سقف و دیوارهای این خانه ها دارای شکاف هستند و در برخی مناطق نه تنها تشویقی برای بازسازی این املاک فرسوده صورت نگرفته است، حتی در محلاتی مانند شهناز شرایط را آنقدر سخت کردند تا ساکنان محروم و فقیر نتوانند اقدامی کنند و قیمت سنددار کردن املاک این محله و پرداخت هزینه ها به شهرداری آنقدر افزایش یافته است که بسیاری از ساکنان عطای سنددار کردن و بازسازی املاک شان را به لقایش بخشیدند و مجبورند در زیر سقف هایی، شب را به صبح برسانند که معلوم نیست، سقف ها کی آوار شوند و آیا زنده بمانند یا خیر.

اتفاقا چند سال قبل بود که سقف آشپزخانه مادر یسنا بدلیل فرسودگی، به محض رسیدن مادر به جلوی درب آشپزخانه فرو می ریزد که اگر چند ثانیه زودتر فرو ریخته بود، شاید مادر در زیر آوار مدفون شده بود و مشخص نبود چه اتفاقی می افتاد. وقتی این موضوع را تعریف کرد، بخاطر آوردم که آن سال که اوایل دهه 90 هم بود، پس از ریزش سقف، یکی از ساکنان با ما تماس گرفت و برای تهیه گزارش رفتیم و گزارش این تخریب و حتی چندین گزارش دیگر از وضعیت خانه های فرسوده محله و نیاز به اتخاذ تدابیری جهت بازسازی املاک منتشر کردیم و اما نه شورای شهر و نه شهردار ونه استاندار وفرماندار و... در ادوار مختلف اقدامی نکردند تا اینکه از چندماه قبل فرماندار بندرعباس در سلسله جلساتی به بررسی وضعیت محلات می پردازد و تصمیماتی در حال اتخاذ و مصوب شدن است که امیدواریم گره های کور اینگونه محلات برطرف شود و فرماندار بندرعباس وعده داده است حتی از احداث مغازه و واحد تجاری توسط ساکنان جهت اشتغال شان وباهدف کاستن از مشاغل کاذب در این محله وسایر محلات حمایت می کند. خانه های فرسوده محله شهناز بایستی زودتر بازسازی شود تا از افزایش تخریب شان جلوگیری شود وبایستی حمایت های لازم توسط متولیان مربوطه از ساکنان صورت پذیرد.

 

سوء تغذیه و بیماری ها
برادر یسنا که اوایل شهریور برای گذراندن خدمت سربازی اعزام شد، در پادگان که متوجه می شوند وی بیماری معده و گوارشی و... دارند، وی را برای انجام درمان برمی گردانند ومی گویند چهارماه دیگر برای انجام خدمت سربازی به پادگان برگردد. اما حال نیز هیچ درآمدی وتوان مالی برای درمان ندارند. متاسفانه بدلیل سوء تغذیه در اینگونه محلات، بسیاری از کودکان، نوجوان و حتی جوانان و خانواده ها با مشکلات و بیماری ها دست و پنجه نرم می کنند وتوان خرید میوه، ماهی و گوشت گران را هم ندارند وحتی زمانی هم که بیمار می شوند، مانند مادر وبرادر یسنا، توان درمان را ندارند. مراکز نیکوکاری در محلات، افراد بیمار و نیازمند که حتی توان درمان و تامین هزینه های زندگی را ندارند را شناسایی کرده اند که متاسفانه برخی هم به مرور به دلیل عدم توانایی در تکمیل مراحل درمان، جان شان را از دست می دهند.

با نهایت تاسف باید گفت این سوء تغذیه ها و عدم توان درمان را در خانواده های حاشیه نشین و روستایی در استانی مشاهده می کنیم که قطب اقتصاد کشور نام گرفته و در صدر استان های درآمدزای کشور است که درآمد کلان‌ به خزانه واریز می شود و خودش سهمی ندارد وحتی دوهزار میلیارد تومان مازاد درآمدش را هم دولت به استان بازنگردانده است. از طرفی دیگر این استان گرانترین استان کشور می باشد که در فقر و بیکاری هم رتبه برتر را به خود اختصاص داده است و دولت عامل این تناقض هاست. استان اقتصادی با بالاتری درآمد، اما در فقر و بیکاری هم رتبه برتری دارد که این تناقض ها با هم همخوانی ندارد وسیاست های غلط پایتخت نشینان نسبت به هرمزگان باعث شده است که فقط درآمد و ثروتش را دوشیده اند و بسیاری بومیان در فقر و نداری و بیکاری زندگی می کنند و خانواده درسا همچنان یخچال ندارد و مجبورند در زیر سقفی زندگی کنند که هرلحظه امکان ریزش بر سرشان وجود دارد.

زن و فرزندان قربانی اعتیاد سرپرست خانواده
سرپرستانی که در اعتیاد غوطه ورند و فقر و نداری را برای خانواده های شان به ارمغان آورده اند، وجودشان حتی غیرحضوری باعث شده است که همسران شان و فرزندان نتوانند از خدمات دستگاه های حمایتی بهره مند شوند. برخی از این سرپرستان معتاد شدید، کوچه خواب، خورخواب و کارتن خواب شده اند و خانواده را رها کرده اند، اما چون نامشان در شناسنامه همسر همچنان وجود دارد، نهادهای حمایتی عنوان می کنند که نمی توانند این زن و مادر چند بچه را تحت پوشش قرار دهند و آنها تاوان اعتیاد شوهر و پدری را می دهند که نه همسری می داند ونه پدری کردن و فقط بودن نامش در شناسنامه همسر باعث محرومیت آنها از داشتن حامی شده است.گاهی نیز اعتیاد، مادر خانواده را نیز قربانی می کند و وی در دام موادمخدر گرفتار می شود واینگونه افراد، حتی فرزندان شان را با خود به پاتوق های کوچه ای و... برای استعمال موارد و تزریق می برند که بارها در تهیه گزارش از محلات این صحنه را دیده و منعکس کرده ایم.

 

حق درسا ویسنا، این نیست
حق درساها و یسناها زندگی در فقر ونداری و محرومیت در قطب اقتصاد ایران نیست که داشتن دوچرخه، غذای خوشمزه، میوه، لباس قشنگ و... به رویاهای دست نیافتی شان تبدیل شود و خانواده ها توان پرداخت این هزینه ها و درمان را ندارند.آنها حق شان این نیست که در زیر سقف و دیوارهای لرزان خانه های فرسوده زندگی کنند که گهگاهی برخی از آنها تخریب می شوند ودر زمان دیدن ابری در آسمان بگویند خدا کند باران نبارد تا سقف شان مانند آبکش نشود و دیوار وسقف اتاق های شان فرو نریزد.این کودکان محروم در قطب اقتصاد ایران حق شان ترک تحصیلی و بازماندگی از تحصیل نیست، همانطور که برادر یسنا بدلیل مشکلات مالی نتوانست ادامه تحصیل داد وحال در 18 سالگی وقبل از آن با بیماری دست و پنجه نرم می کند وتوان مالی برای درمان ندارد.دانش آموزان این مناطق توان خرید تبلت و.... را ندارند و حتی در تامین نوشت افزار و... با مشکل مواجهند. برخی در مدارس فرسوده مانند خانه های فرسوده شان زندگی می کنند و نه در خانه و نه در مدرسه ایمن و استاندارد زندگی می کنند وبا ترس و هراس در خانه ومدرسه و بر زیر سقف های لرزان و فرسوده می نشینند.

علی زارعی/ دریا