دریا نیوز







کودکان طلاق و آنچه در مورد آنها باید بدانیم

مصاحبه اختصاصی/ دریانیوز: طبق آمار بیشتر از نصف ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند و در این میان علاوه بر زوجین، فرزندان آن‌ها نیز دچار ضربه و آسیب‌های روحی و روانی می‌شوند

، 09:32   /   کد خبر: 36803   /   تعداد بازدید: 188


مصاحبه اختصاصی/ دریانیوز: امروزه مسئله ی طلاق به یک معضل برای خانواده ها تبدیل شده است. طبق آمار بیشتر از نصف ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند و در این میان علاوه بر زوجین، فرزندان آن‌ها نیز دچار ضربه و آسیب‌های روحی و روانی می‌شوند.حضانت فرزندان یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین موضوعاتی است که در زمان طلاق مطرح می‌شود. به دلیل امکان بروز آسیب به کودکان، دادگاه‌ها حساسیت زیادی در این خصوص دارند.بسیاری از والدین نگران تاثیرات منفی طلاق بر روح و روان کودکانشان هستند و برخی از آنها به همین دلیل از طلاق صرف نظر می‌کنند.در مقابل برخی والدین نیز، هستند که به کودک و آینده ی او بی توجه بوده و بعد از طلاق کودک را ترک می‌کنند.در این وضعیت کودک با آینده نامعلوم مواجه می‌شود. برخی دیگر از خانواده ها نیز کودکشان را به مادر بزرگ یا یکی از اقوام می‌سپارند. هر یک از این شرایط برای کودک تبعات مخرب فراوانی را به همراه دارد. والدین قبل از تصمیم به جدایی باید به این مسائل توجه کنند، چون هرگونه آگاهی و تصمیم‌گیری در این زمینه به بینش افراد مربوط می‌شود؛ اینکه افراد در دوران تحصیل و جامعه پذیری تحت چه آموزش‌هایی قرار گرفته‌اند؟!!!

اگر به دلیل طلاق یکی از والدین از چارچوب زندگی حذف شود به نسبت تعادل رشد و تربیت کودک از بین می‌رود. در این شرایط بخشی از آموزش و تربیت کودک به دلیل نبود یکی از والدین ناقص می‌ماند، چون هر یک از والدین باید نقش قابل توجهی را در زندگی کودک ایفا کنند.فرزندان طلاق اغلب با چالش‌های بسیاری در زندگی خود مواجه می‌شوند،جدایی زن و مرد تغییر بزرگی در زندگی آن‌هاست .کودکانی که پدر و مادرشان از هم جدا می‌شوند، احساسات مختلفی را تجربه می‌کنند و سازگاری با وضعیت جدید برایشان سخت خواهد بود. اما در مقابل کودکانی که در یک محیط پر تعارض بزرگ می‌شوند، شاهد دعواها و قهرهای پدر و مادر خود هستند و حتی ممکن است پیام رسان پدر و مادرشان در دوره‌های قهر به همدیگر باشند، با اضطراب‌های زیادی دست به گریبان می‌شوند. مخرب‌ترین تاثیر طلاق بر کودکان زمانی است که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می‌پردازند. در این مواقع کودکان احساس می‌کنند که باید جانب یکی از والدین را گرفته و این کار برای آنها دشوار است. اگر کودک در مواقع مشاجره والدین از خود واکنشی نشان نمی‌دهد به این معنا نیست که او متوجه درگیری نمی‌شود، بلکه کودک متوجه مشاجره و درگیری والدینش شده و از این موضوع مضطرب است. در این وضعیت کودکان از لحاظ جسمی، روحی و روانی درگیر اختلال فکری می‌شوند. باید دانست که این گونه رفتارها مخرب‌ترین تاثیر‌ها را دارد.

محمد رضا محمودی روانشناس و مشاورخانواده، در مورد این که طلاق والدین تا چه حد برای کودکان و آینده ی آنها مخرب است گفت:در فرایند طلاق تمام اعضای خانواده آسیب می بینند .کودکان این خانواده ها نسبت به خانواده های عادی دارای مشکلات عاطفی، رفتاری و تحصیلی بیشتری هستند و از سلامت روانشناختی کم تری بر خوردارند،آنها غالبا در فرایند اجتماعی شدن، احساس امنیت و اعتماد، عزت نفس، شکل گیری هویت، دلبستگی ها و در زمینه ی تحصیلی دچار اختلال می شوند .اگر والدین آگاهی و مهارت لازم را نداشته باشند این پیامد های منفی زیان بارتر می شود .این دسته کودکان مساعد ابتلای اختلالات روانیدوره ی کودکی مانند اختلال سازگاری و اختلال دل بستگیمی شود و یا نسبت به سایر اختلالات روان شناختی جدی تر در دوره ی بزرگسالی آسیب پذیر و حساس می شوند.

وی در مورد عکس العمل های کودکان طلاق در اجتماع و رویداد های اجتماعی این گونه اظهار می کند: طلاق به اندازه ی مرگ والدین میتواند برای کودکان استرس زا و بحرانی باشد اما شدت واکنش و نوع رفتار آنها با توجه به سن کودک و وضعیت خانوادگی و همچنین شدت تعارض والدین متفاوت است .عمده ترینواکنش ها احساسات پیچیده غم و فقدان، خشم و تحریک پذیری، احساس ترد و تنهایی، احساس تقصیر و گناه، احساس ترس و اضطراب ، احساس شرم و خجالت، اشتغالات ذهنی و خیال پردازی ها، کابوس های شبانه و بهم ریختن الگوی خواب و تغذیه،پرخاشگری و انتقام، لجبازی، ناسازگاری با همسالان، رفتارهای ضد اجتماعی است و یا سایر واکنش های دفاعی مانند بازگشت به مراحل پایین تر رشد برای مثال مکیدن انگشت و شب ادراری همه و همه از واکنش ها و عکس العمل کودکان نسبت به طلاق تلقی می شوند.

محمودی با اشاره به نحوه ی بر خورد بد و کلیشه ای اجتماع با کودکان طلاق گفت: متاسفانه برخی کلیشه های نادرست و باور های نا کارآمد و برچسب های منفی موجب پیش داوری و درک نادرست مفهوم طلاق می شود و باعث شده تا اجتماع در برخورد با این کودکان راه افراط و تفریط را در پیش بگیرد .به عبارتی یا با ترحم و دلسوزی های بی جا و بیش از حد با این کودکان رفتار می شود یا برعکس آنها را نسبت به خود و اجتماع دفع و یا طرد می کنند و از این طریق واکنش نشان می دهند .این رفتار های نا کارآمد علاوه بر استرس طلاق والدین، فشار مضاعفی را به کودک تحمیل می کند.در واقع ما باید پدیده ی طلاق را به چشم یک حقوق انسانی ببینیم و بپذیریم همچنین به انتخاب و حریم افراد احترام بگذاریم.با این کودکان باید فارغ از برچسب طلاق و رفتاری برابر با سایر کودکان برخورد شود.این روانشناس و مشاور خانواده در مورد چگونگی کمک به کودکان برای کنار آمدن با جدایی والدین قبل از طلاق می گوید :درک و مفهوم طلاق برای فرزندان در هر سنی متفاوت است .لذا مناسب ترین گزینه بستر سازی و آماده کردن ذهن آنها قبل از جدایی است.

برای این کار باید چند فاکتور مهم در نظر گرفته شود :

1- والدین سطح تعارضات خود را کاهش داده باشند.

2- هر دو والد طلاق را پذیرفته و در مورد فرزندشان توافق داشته باشند.3-والدین هر دو حضور داشته و متناسب با درک کودک، مفهوم طلاق و تغییرات حاصل از جدایی در خانواده را با یک نگرش مثبت به کودک توضیح دهند و او را نسبت به لزوم جدایی قانع کنند.در این مورد صرفا باید جنبه ی قانونی طلاق برجسته شود به طوری که کودک احساس تهدید و خطر نکند .برای مثال می توانند مواردی را به کودک با این محتوا ها بیان کنند که هیچ کدام از والدین بد نیستند.

آن ها به دلیل این که نمی توانند با هم به تفاهم برسند و در کنار یکدیگر خوشحال باشند و برای این که کودک از این موضوع خسته نشود تصمیم گرفته اند از نظر قانونی دیگر زن و شوهر نباشند اما پدر و مادر او باقی می مانند و به خاطر کودک با یکدیگر ارتباط خواهند داشت، همچنین به کودک اطمینان خاطر بدهند که هر دو والد در دسترس او خواهند بود و نیاز های او را پاسخ خواهند داد، همیشه او را دوست دارند و او مقصر جدایی آنان نیست.

این روانشناس در مورد این که آیا صحبت کردن با کودک در هر سنی راجع به طلاق قبل از جدایی کار درستی است و در چه سنی این کار باید صورت گیرد گفت: برای کاهش سطح آسیب و جلوگیری شُک کودک از طلاق ناگهانی، این که از قصد جدایی و زمان آن مطلع شود ضروری است پس اگر کودک سن کمی دارد و مفهوم طلاق و زمان را درک نمی کند می توان یک هفته قبل و در مورد کودکان بزرگتر یک ماه قبل از طلاق آن ها را در جریان گذاشت .به طور کلی مناسب ترین موقع برای مذاکره زمانی است که فرزند بحران های دوره ی رشد را سپری کرده باشد و نیاز های اساسی او حل فصل شده باشد و به سطح پختگی لازم برای پذیرش مفهوم طلاق رسیده باشد .

وی با شاره به این که توافق نظری که بتوان با توجه به آن تعیین کرد کم ترین آسیب در چه سنی به کودک وارد می شود وجود ندارد ادامه داد: در هر سنی آسیب های متفاوتی به کودک وارد می شود اما می توان گفت بد ترین سن، سن نوجوانی و زیر 3 سالگی که دوران شکل گیری سبک دلبستگی به والدین است، بیشترین آسیب به فرزند وارد می شود و چنانچه ضرورت ایجاب کند و مشروط بر این که کودک جدایی میان والدین را پذیرفته باشد احتمالا بین 6 تا 9 سالگی آسیب کم تری به کودک برسد.

محمودی در جواب به این سئوال که ازدواج مجدد یکی از والدین بعد از طلاق چه تاثیراتی بر فرزند می گذارد؛ بیان کرد :در این مورد چندین عامل دخیل است.مثلا اینکه ازدواج مجدد چند سال بعد از طلاق صورت گرفته است، نوع جنسیت فرزند و همسر جدید والد، به ویژه اگر همسر جدید غیر هم جنس کودک باشد مشکلات زیادی به وجود می آید .سن کودک و میزان پذیرش کودک نیز شرط است . همچنین این که همسر جدید، خود دارای فرزند باشد یا خیر و تعداد فرزندان او و میزان مهارت او در فرزند پروری به علاوه در این موارد تفاوت و تفاهم در سبک فرزند پروری بسیار مهم است.اما به طور کلی این تجربه برای فرزند استرس زا است، تاثیری که آنان می پذیرند وابسته به تمام عوامل ذکر شده متفاوت است .

وی در رابطه با ازدواج با فرزندان طلاق گفت :این که فرزند طلاق عضو کدام گروه باشد مهم است چرا که گروهی از این فرزندان به دلیل داشتن والدین آگاه توانستند بحران های خود را پشت سر بگذارند اما گروهی دیگر آن هایی هستند که دچار آسیب های روانشناختی شده اند .همچنین باور های فرد مقابل در ازدواج راجع به مفهوم طلاق بسیار مهم است .لذا به منظور اجتناب از تکرار الگوی رفتارهای ناسازگار والدینی، مشاوره های پیش از ازدواج در افرادی که قصد ازدواج با فرزندان طلاق را دارند توصیه می شود.

وی در مورد آنچه والدین باید بدانند بیان کرد: همه ی بیماری ها را با جراحی درمان نمی کنند . قالب طلاق ها به دلیل نداشتن مهارت کافی و اختلالات روان شناختی در افراد اتفاق می افتد و افراد با مشاجره پل های پشت سر خود برای ادامه ی زندگی با یک دیگر را خرابمی کنند .چانچه آموزش و درمان مناسب را دریافت کنند سطح تعارض کاهش پیدا می کند. چرا که زمانی گزینه ی طلاق مطرح است که مشکلات میا افراد غیر قابل حل باشد هم چنین امکانات رسیدگی به کودک پس از جدایی فراهم باشد . در غیر این طلاق تجویز نمی شود.

محمودی ادامه داد: چگونگی طلاق والدین بر میزان انطباق پذیری و پذیرش کودک نقش مهمی دارد چرا که آنان به صورت توافقی به این تصمیم رسیده اند که باعث می شود کودک آسیب کم تری را متحمل شود تا این که مدام شاهد مشاجره والدین خود باشد .در مجموع طلاق توافقی مناسب تر از طلاق با مشاجرات است. وی خاطر نشان کرد: زیستن در دنیای امروز نیازمند دانش و داشتن مهارت های زندگی است. با افزایش سواد روانشناختی می توان جلوی خیلی از اتفاقات ناگوار در زندگی را گرفت تا نیازی نباشد فرزندان تحت تاثیر طلاق والدین و مشاجرات آنان آسیب ببینند. باید به این نکته نیز توجه داشت، در پدیده طلاق علاوه بر فرزندان والدین نیز در اثر مشاجرات دچار مشکل می شوند مخصوصا آنهایی که زمینه آسیب روانشناسی را دارند در اثر مشاجرا و همچنین بعد از طلاق این آسیب تشدید می شود وممکن است تبدیل به اختلال شود.

در نتیجه در مبحث طلاق هم به والدین و هم به فرزند آسیب می رسد و به نوعی فرزند دو بال پرواز خود ( پدر و مادر) به سمت آینده ای روشن را از دست می دهد .