دریا نیوز







روزهای کرونایی در مرکز تعویض پلاک بندرعباس چگونه می گذرد؟

دریانیوز: همه اداره های دولتی بر اساس مصوبات و بخش نامه هایی که دولت مقرر کرده می بایست در دوران بیماری کرونا با رعایت یک سری اصول و ضوابط که هم مربوط به کارمندان و هم مربوط به مراجعه کنندگان است به کار و ارائه خدمت بپردازند 

، 08:29   /   کد خبر: 36729   /   تعداد بازدید: 170


دریانیوز:  همه اداره های دولتی بر اساس مصوبات و بخش نامه هایی که دولت مقرر کرده می بایست در دوران بیماری کرونا با رعایت یک سری اصول و ضوابط که هم مربوط به کارمندان و هم مربوط به مراجعه کنندگان است به کار و ارائه خدمت بپردازند و در مواردی آن اداره یا سازمان می تواند از ارائه خدمت به کسانی که رعایت ضوابط بهداشتی را نمی کنند خودداری کنند.یکی از جاهایی که پای همه خریداران و فروشندگان خودرو حتما به آن باز می شود مرکز تعویض پلاک است برای تهیه یک گزارش سری به مرکز تعویض پلاک بندرعباس زدیم تا ببینیم در این دوران کرونایی وضعیت چگونه است؟برای رفتن به مرکز تعویض پلاک بندرعباس می بایست از شهر به سمت جاده میناب خارج شوید بعد از عبور اولین جاده فرعی بهشت زهرا سلام الله علیها و تقریبا مقابل دانشگاه هرمزگان در سمت چپ جاده، صفی نسبتا طولانی از خودروها توجه شما را جلب خواهد کرد. آنهایی که به قول معروف، آدم های زرنگی بوده اند از صبح زود و قبل از آنکه حتی کارمندان مرکز تعویض پلاک سرکارشان حاضر شوند خودشان را زود تر از همه به آنجا رسانده اند. کمی طول می کشد تا صف چند ده متری خودروها آرام آرام حرکت کنند و شما هم همراه با این صف به درب ورودی مرکز نزدیک شوید. همچنان که نزدیک و نزدیک تر می روید متوجه می شوید برخی از خودروها اجازه ورود ندارند و به محض اینکه نوبت ورود آنها می شود نگهبان درب ورودی از آنها می خواهد که دور بزنند و از جاده کناری برگردند به جاده اصلی و بروند. این نوع برخورد دوگانه با مراجعه کنندگان مثل یک علامت سوال در ذهن وجود دارد تا اینکه یک پارچه زرد رنگ که خارج از مرکز نصب شده توجه را جلب می کند. روی پارچه، بزرگ و خوانا متنی با این مضمون نوشته شده : به علت شیوع بیماری کرونا خودروهایی که عدد آخر پلاکشان عدد زوج است می بایست روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه مراجعه کنند و خودروهایی هم که آخر پلاکشان فرد است باید در روز های یک شنبه ، سه شنبه و پنج شنبه در مرکز تعویض پلاک حاضر شوند. و به این ترتیب معمّای برگشتن ماشین ها و راه ندادن آنها به مرکز تعویض پلاک این گونه حل می شود.

نوبت ورود ما که می شود مسئولی که جلوی درب ورود ایستاده به راننده یک خودرو که پلاکش فرد، با زحمت می فهماند که خودرو شما امروز اجازه ورود به مرکز را ندارد و باید فردا برای انجام کار مراجعه کنید. این مسئول با حوصله که ماسک به صورت زده با اشاره دست از ما می خواهد که حرکت کنیم و به سمتش برویم برای ورود نیز مبلغی را به عنوان ورودی طلب می کند که البته باید کارت عابر بانک را به دست خودش بدهی تا او مبلغ را با استفاده از دستگاه کارتخوان بکشد سپس شما رمز کارت را بگویی تا هزینه پرداخت شود. خیلی بهتر می بود اگر یک دستگاه کارتخوان سیار برای این محل تهیه می شد و برای پرداخت وجه در مقابل ارباب رجوع قرار می گرفت تا مراجعه کنندگان خودشان کارت را بکشند و فقط رمزش را مسئول مربوطه وارد کند این گونه امکان انتقال بیماری کرونا از این طریق کم تر خواهد شد. درست مثل میدان میوه و تره بار جدید بندرعباس که برای دریافت هزینه ورودی از دستگاه کارت خوان سیار استفاده می شود. به هر حال بعد از اینکه مبلغ را پرداخت کردید کارت عابر بانک و یک قبض رسید به شما تحویل داده خواهد شد که در آن ، شماره غرفه ای که شما می بایست در سالن اصلی به آن مراجعه کنید مشخص شده است. همچنان که درحال ضد عفونی کردن کارت عابربانک هستم به این فکر می کنم که چقدر خوب است که ازهمین ابتدای کار معلوم می شود باید کجا و پیش چه کسی بروی کمی خیالم راحت می شود که کار این جا حساب و کتاب دارد و قرار نیست بیخودی معطّل بشوم. از محوطه فضای باز مرکز که پا به داخل سالن می گذارم و از گرمای تابستانه بیرون فراغت پیدا می کنم متوجه می شوم که همه ی افراد حاضر در سالن با ماسک هستند و بعضی ها هم که خواسته اند بیشتر رعایت کنند دستکش به دست دارند ظاهراً اینجا با کسی که ماسک نداشته باشد برخورد می شود چنان که یکی از متصدیان به جوانی که ماسک نداشت خیلی جدی و محکم گفت: آقا چرا ماسک نداری؟ ماسک بزن! جوان بیچاره سرش را پایین انداخت و گفت : توی جیبم است الان می زنم.

تقریبا همه دیگر عادت کرده اند با ماسک روزگار را سپری کنند و هیچ کس حاضر نیست ماسکش را از روی صورت بردارد . قدم زنان سر می چرخانم و از میان انبوه جمعیت همیشگی مرکز تعویض پلاک غرفه ای را که دم در روی کاغذ برایم نوشته اند پیدا می کنم انگار قرار نیست این شلوغی ها حتی با چندین برابر شدن قیمت خودرو و یا زوج و فرد کردن روز های مراجعه کم شود. در سالن تعویض پلاک همه ی کادر اداری با ماسک و دستکش سر کار حاضر شده اند از کادر اداری تا متصدیان غرفه ها و مسئولان امور فنی ، همه و همه رعایت موازین بهداشتی را کرده اند. پشت همه غرفه ها را با یک پلاستیک نسبتا کلفت با چسب به خوبی چسبانده اند و یک ردیف از صندلی های سالن را هم به طور موازی در مقابل پیشخوان غرفه ها گذاشته شده به طوری که فاصله ی ارباب رجوع و متصدیان به اندازه یک متر برسد. درست به همین دلیل است که با توجه به حجم بالای مراجعه کنندگان تعداد صندلی های موجود در سالن کم است و بسیاری از مردم مجبور شده اند به دلیل خستگی زیاد بدون رعایت فاصله گذاری اجتماعی با ترس و لرز از اینکه نکند بیمار شوند کنار هم بنشینند و هیچ فاصله ای رعایت نشده و این موضوع عملا امکان ابتلا به بیماری را افزایش می دهد. وجود همین صندلی ها و پلاستیک های چسبانده شده روی پیشخوان موجب می شود که صدا بخوبی بین طرفین منتقل نشود و مردم می بایست دستشان را روی لبه ی بالایی صندلی بگذارند و یا خود را آنقدر خم کنند تا به لبه ی پیشخوان غرفه برسند . این جا نیز مثل درب ورودی برای پرداخت پول می بایست کارت بانکی را به متصدی مربوطه تحویل بدهی و البته هر کس می بایست خودکار مخصوص به خودش را به همراه بیاورد وگرنه اینجا به کسی خودکار نمی دهند که کار صحیحی می باشد. از طرف دیگر افرادی که به این مرکز مراجعه می کنند سیکل مراحل اداری و مدارک لازم را دقیقا نمی دانند به همین دلیل هر چیزی که به همراه آورده اند را یک جا تحویل متصدی غرفه می دهند و آن بنده خدا هم مجبور است در میان همه مدارک بگردد و آن چیزی که لازم ندارد را دوباره به صاحبش برگرداند.

از طرف دیگر پشت غرفه ها در موقع شلوغی نزدیک به 8 تا 10 نفر به یکدیگر کیپ تا کیپ چسبیده اند و این وضعیت دقایقی طولانی ادامه دارد از قیافه برخی نیز معلوم است از این وضع راضی نیستند ولی چون احتمال می دهند بعضی مراجعه کنندگان رعایت نوبت را نکنند حاضر نیستند از جلوی غرفه کنار بروند و دائم مدارک خود را روی پیش خوان غرفه قرار می دهند که متصدی غرفه هم هر چند دقیقه یک بار صدایش را بلند می کند که : آقا مدارکت را بردار، اینجا نگذار، گم می شود.لطفا از غرفه فاصله بگبرید! و از آنجایی هم که معلوم نیست نوبت هر کس چطور مشخص می شود تا مردم بابت ضایع نشدن نوبتشان خیالشان راحت بشود تقریبا همه به همان یک ردیف صندلی که مقابل غرفه قرار گرفته چسبیده اند وکسی هم حاضر نمی شود از آن فاصله بگیرد. بهتر می بود مسئولان این مرکز که همه جوانب مربوط به رعایت مسائل بهداشتی را در نظر گرفته اند برای این موضوعات هم فکری می کردند تا مردم از این بابت هم خیالشان راحت باشد و این ازدحام جمعیت نیز باعث اعصاب خوردی و ناراحتی متصدیان غرفه نشود. یکی دیگر از مشکلات آن است که مردم باید نزدیک به یک یا دو ساعتی که کارشان در حال انجام است سر پا بایستند که این امر باعث خستگی می شود بهتر می بود صندلی های مقابل غرفه ها را برای استفاده عموم قرار می دادند و برای ایجاد فاصله مناسب از روش دیگری استفاده می شد آن وقت می شد صندلی ها را یکی درمیان برای نشستن مشخص کرد تا خیال مراجعه کنند گان راحت شود و اما چیزی که به وضوح در این مرکز مشخص بود آن است که متصدیان و مسئولان آن کار ها و امورات اداری را به دقت و سریع انجام می دادند و مراجعه کنندگان را حتی در خصوص کوچکترین موضوعات راهنمایی می کردند و نظم موجود در روند کار به خوبی دیده می شود.اگر قرار است با وجود این بیماری مرموز و کشنده زندگی مردم نیز در جریان باشد و همه به کار های روزمره خود در کمال آسودگی و بدون استرس و نگرانی برسند لازم است در همه مکان ها از نانوایی گرفته تا مراکز خرید و ادارات دولتی ، هرکس ، چه ارباب رجوع و چه مسئولان و متصدیان در جایگاه خود موازین بهداشتی را رعایت و برای سلامتی خودشان و دیگران تلاش کنند.

 

محمد زارعی/ دریا