دریا نیوز







آيا باید سردخانه های سیار را آماده کرد؟ کرونا و مرگ، کابوس هرمزگان

دریانیوز: کرونا این هفته ها کابوس هرمزگان شده است و ده ها نفر را روانه قبرستان کرد و صدها نفر را روی تخت های بیمارستان خواباند و هزاران نفر در خانه ها قرنطینه شدند

، 11:13   /   کد خبر: 36490   /   تعداد بازدید: 274


دریانیوز: کرونا این هفته ها کابوس هرمزگان شده است و ده ها نفر را روانه قبرستان کرد و صدها نفر را روی تخت های بیمارستان خواباند و هزاران نفر در خانه ها قرنطینه شدند ویا با علامت و بی علامت در کوچه و خیابان، عروسی، جشن، میهمانی و ختم رفتند و اما متاسفانه هنوز برخی ها باور ندارند که این بیماری بسیار خطرناک، مسری و جدی است و به هشدارها توجه ندارند و همچنان اصرار به خروج از منزل بدون ماسک و فاصله و برگزاری مراسمات و... دارند ودر یک کلام به آغوش بیماری و مرگ می روند. این بیماری وحشی که رحم و مروت ندارد، کودک 11 ماهه، 8ساله و ده ساله را هم قربانی می کند و خم به ابرو نمی آورد و دهها کودک را روی تخت بیمارستان خواباند. کرونا هرمزگاني‌ها را می کُشد و با این روند مشخص نیست آیا بایستی سردخانه های سیار را آماده کرد و همگان این سردخانه ها را ببینند تا مرگ های کرونایی را باور کنند و در خانه بمانند و بدون ماسک وفاصله در شهر و روستا نروند؟ روستاها را هم با همین رفت و آمدها آلوده کردند و بسیاری از روستاییان کرونایی شدند وبرخی جان دادند و هنوز بعضی رفت و آمدهای شان به روستاها را قطع نکردند و با اندک تعطیلی روانه روستاها می شوند. در شهرها وروستاها شادی نیست، هر روز چندین خانواده عزادار می شود و بازهم برخی مرگ های کرونایی را باور ندارند و رعایت نمی کنند. همانطور که کرونا به مردم می‌خندد و به سمت خودش می برد، برخی از مردم هم به کرونا می خندند و به استقبالش می روند و برای نزدن ماسک و عدم فاصله‌گذاری اجتماعی بهانه های بنی اسرائیلی می آورند و کسی را که به آنها متذکر شده ماسک بزند را می خواهند زیر مشت و لگد بگیرند و از آنها طلبکارند که چرا چنین خواسته‌ای از وی دارند؛ غافل از اینکه با نزدن ماسک، جان خودش و خانواده و دیگران را هم به خطر می اندازند .

روی دیگر سکه

اما روی دیگر سکه هم باید دید. برخی هم توان مالی خرید روزانه چندین ماسک و... را ندارند و برایشان ماسک رایگان توزیع نشد. ادارات که تعطیل نشد، حتی برخی از کارمندان که می توانستند دورکاری بمانند، اجازه نیافتند. برخی ادارات که مبتلا و فوتی داشتند، از مشکلات شان برای انجام تست کرونا گلایه مند هستند. اینجا هرمزگان است که نه برخی از مردم و نه بعضی مدیران کرونا را باور دارند وآنرا شوخی می گیرند. در برخی اماکن پرجمعیت، افراد بدون ماسک می روند وبرخی صنوف رعایت نمی کنند وحتی حاضر به جابجایی مکان کسب‌شان به مکانی بزرگتر و با خطرآلودگی کمتر نیستند و مسئولان هم وعده اصلاح و انتقال را این هفته و آن هفته می دهند و خدا می داند در اثراین سهل انگاری چه تعداد بر مبتلایان و فوتی‌ها افزوده شد و هیچکس هم خود را مسئول این فاجعه نمی داند. اینجا هرمزگان است که جان مردم برای مسئولان ارزشی ندارد و تنها چیزی که برای شان اهمیت دارد، رونق اقتصادش برای پایتخت و خزانه است وبس و بدتر اینکه استان از آن درآمد هم هیچ سهمی ندارد و حتی 2هزار میلیارد تومان از سهم مازاد 50 درصد درآمد استان را به هرمزگان ندادند و هرمزگان برای تامین امکانات و تجهیزات و تخت و نیروی انسانی با بحران مواجه است و کسی نمی داند چه تعداد بر اثراین کمبودها جانشان را از دست داده اند. 300نفر از کادر بهداشت و درمان هم کرونایی شدند و شرایط سخت تر شد و مردم هنوز این فاجعه را قبول ندارند و برای بیرون رفتن از منزل با یکدیگر سبقت می گیرند. البته مردم جامعه مان همواره اینگونه بوده که به آنچه نهی می شوند، حریص تر می‌شوند. می گویند تا جایی که می توانید، بیرون نروید و برخی حریصانه حتی برای تفریح و گشت وگذار به بازارها و پاساژها و... می روند وجان خودشان و دیگران را به خطرمی اندازند.

حتی بسیاری از آنها باور ندارند که زدن ماسک و فاصله داشتن از همدیگر می تواند جان شان را نجات دهد ومی گویند هرموقع وقتش برسد، پرونده عمرمان بسته می‌شود و ماسک و فاصله گذاری بی اثراست؛ غافل از اینکه بی توجهی به هشدارها باعث می شود، دیگران را نیز قربانی کنند. برخی همچنان اصرار دارند مراسم عروسی و جشن تولد، ختم و... برگزار کنند وهنوز باور ندارند که برگزاری هر مراسم می توانند منجر به بیماری صدها نفر و مرگ دهها نفر شود و آنها نیز مسئولند.اینجا هرمزگان و کابوس مرگ و کرونا بر سرش سایه افکنده است و روز به روز آمارهای رسمی و غیررسمی در حال افزایش است و کمتر خانواده‌ای را می توان یافت که کرونایی با علامت یا بی‌علامت، با وضعیت شدید یا ضعیف را نداشته باشد و روز به روز پرچم های عزا بر خانه های هرمزگاني های بیشتری برافراشته می شود و هنوز برخی این پرچم ها را می بینند و باور ندارند که اگر با همین سرعت تخته گاز و بی ماسک وفاصله بروند، چه بسا به زودی این پرچم بر درب و دیوار خانه خودشان، خانواده و دوست وآشنایان به چشم می خورد. اینجا هرمزگان است و خس خس سینه‌ها و سرفه های خشک روزبه روز بیشتر می‌شود و تب هایی که می رود از تب هوای شهرها و روستاهای مان پیشی بگیرد. اینجا هرمزگان است و مسئولان فقط هشدار می دهند و حرف می زنند و کمتر عمل تاثیرگذار را می توان از آنها دید. مدیران پایین دستی منتظر تصمیمات مدیران بالادستی هستند و خود ابتکار عمل و مدیریتی را از خود نشان نمی دهند. اینجا هرمزگان است که گویا مدیران فقط با خواهش و التماس می خواهند از ابتلاء و مرگ مردم جلوگیری کنند و از آنها می خواهند ماسک بزنند و تمام. نمی بینند که ماسک وجود دارد یا ندارد؟ گران است یا ارزان؟ اقشاری آیا توان خرید دارند یا ندارند؟

چرا تقسیم بندی نمی کنند افرادی که ماسک نمی زنند وبرای هر گروه و قشری، نسخه جداگانه نمی پیچند؟آیا نباید بین آن دختر آرایش کرده و پسر جوانی که بدون ماسک در خیابان ها و بازارها و.... پرسه می زند و پول خرج می کند و وقتی می پرسی چرا ماسک نزدی، می خندد و می گوید بی خیال؛ یا پوزخند می زند ومی رود و با حالتی طلبکارانه می گوید به تو چه! و یا آن پدر خانواده ای که حتی توان خرید نان و تخم مرغ و مرغ که هر روز گران‌تر می شود را هم ندارد تا چه برسد به خرید ماسک و الکل و ماده ضدعفونی‌کننده ومایع دستشویی و...؛ تفاوت قائل شد و برای هرکدام نسخه درمانگر جداگانه پیچید؟ نباید از یکی حمایت کرد و با دیگری قاطعانه برخورد داشت و از ارائه خدماتی به وی جلوگیری کرد؟ تا کی و تا چند نفر دیگر جا داریم مبتلا شوند و بمیرند و بعد مسئولان بخواهند تصمیمات مناسب و عاقلانه و قاطعانه بگیرند؟ آیا با اخم کردن مسئولان، برخی که به سلامت و زندگی خودشان هم اهمیت نمی دهند، به اخم آنها توجهی می کنند؟ کسی که سلامتی خودش را فدای سهل انگاری وکج فهمی و بی تفاوتی می کند، آیا به سلامتی و زندگی دیگران ارزش قائل است؟ دستفروشی که کاسبی و راننده ای که مسافرکشی می کند و از ماسک استفاده نمی کند، سلامتی خودش و دیگران را به خطر می اندازد.اینجا هرمزگان است و بخاطر افزایش آمار مبتلایان وفوتی ها، باید آمبولانس ها، نعش‌کش‌ها، خودروهای آتش نشانی و... در خیابان ها و کوچه‌ها و محلات و روستاها و... آژیرکشان بروند و اعلام کنند مردم در خانه ها بمانید، بدون ماسک به خیابان و بازار و... نروید تا مجبور نشویم شما را به بیمارستان و قبرستان ببریم تا شاید از ابتلا و مرگ تعدادی جلوگیری شود؛ تا شاید روح خفته برخی بیدار شود و خود و دیگران را فدای خودخواهی و کج فهمی کرونایی شان نکنند.

جان بیمه شدگان درخطر

اینجا هرمزگان است و استان اقتصادی و کارگری و هزاران کارگر چرخ های اقتصادش را می چرخانند وبسیاری از مشاغل سخت و
زیان آور است و بسیاری از شاغلان در کارگاه‌های سخت و زیان آور و بیمه شده ها با یک بخشنامه بیمه تامین اجتماعی نمی توانند از بازنشستگی با استفاده از مزایای مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شوند. به این بیمه شدگان گفته‌اند کارگران شاغل در کارگاه های مشاغل سخت وزیان آور تاسیسی بعد از سال 80، مزایای این قانون به آنها تعلق نمی گیرد وبه همین دلیل ده‌ها نفر مجبورند بجای اینکه بازنشسته شوند و در کنار خانواده روزگار بگذرانند، اجبار دارند همچنان در محل کار بمانند وشاید هم برخی کرونا بگیرند و برخی تسلیم مرگ شوند و بارها نسبت به این موضوع هشدار دادیم و از مسئولان خواستیم چاره ای بیندیشند تا این بیمه شدگان سلامتی و جان شان به خطر نیفتد، اما متاسفانه اقدامی اثرگذار صورت نگرفت وگویا برخی مسئولان می خواهند چرخ اقتصاد هرمزگان بر روی بیماری و مرگ کارگران و خبرنگاران و... دریک کلام مشمولان مشاغل سخت و زیان آور بچرخد. خبرنگاران هم نگرانند که با این بخشنامه، آنها نیز نتوانند از مزایای سختی و زیان‌آوری شغل‌شان محروم شوند واز این حق قانونی شان محروم شوند وبه همین دلیل ضرورت دارد نمایندگان مجلس هم در این حوزه وارد شوند واز حق بیمه‌شدگان مشاغل سخت وزیان آور دفاع کنند تا در این شرایط کرونایی مجبور نشوند در محیط کار بمانند. از طرفی دیگر بایستی به شکایات کارگران در هیئت های داوری و... زودتر رسیدگی شود واز حق وحقوق کارگران دفاع شود تا حقوق شان در این استان کارگری و اقتصادی ضایع نشود.

امروز پنجشنبه است

امروز پنجشنبه است و عصرهای پنجشنبه ها مرسوم است برای مردگان مان فاتحه بخوانیم و تا قبل از کرونا بر سر قبر اهل قبور می رفتیم. هر پنجشنبه تعداد بیشتری از اقوام و دوستان و آشنا بخاطر مرگ های کرونایی در میان مان نیستند و اگر روش زندگی مان را تغییر ندهیم و در خانه نمانیم و در بیرون از خانه ماسک نزنیم وبا بلافاصله نباشیم، مشخص نیست که پنجشنبه‌های دیگر بتوانیم برای مردگان مان فاتحه بخوانیم و شاید پنجشنبه های آینده برای خودمان فاتحه بخوانند، اگر با همین سرعت و تخته گاز و بدون توجه به هشدارها برویم. انتخاب با خودمان است. در خانه بمانیم و زنده باشیم یا با ماسک ورعایت پروتکل های بهداشتی و در ضرورت به بیرون از خانه برویم ویا بی محابا و غیرضرور به بیرون از خانه برویم وچندی بعد روانه بیمارستان یا قبرستان شویم؟ چرا علی رغم تلاش سفیدپوشان، اما خانواده هایی سیاه پوش می شوند، جز عدم رعايت پروتکل های بهداشتی واز طرفی دیگر کمبودهای بهداشتی ودرمانی؟ پس با تفکر بهتر، برمیزان مرگ یا زندگی خودمان بیفزاییم. چرا نباید به چراغ قرمزهای کرونایی توجه کنیم و شاید دچارکوررنگی شده ایم و تمام چراغ ها را سبز می‌بینیم؟ در استانی که محدودیت شدید برای تست های کرونایی هم داریم، باید تاحد امکان خود را در خانه حبس و قرنطینه کنیم تا از مرگ و بیماری جان سالم بسر ببریم.

 

علی زارعی/ دریا