دریا نیوز







روزنامه دریا گزارش می دهد: تپه ا... اکبر محله ای بدون مدرسه در بندرعباس

دریانیوز: استاندار هرمزگان وتعدادی از مدیران هم مدتی قبل از محله بازدید کوتاهی را داشته اند 

، 12:26   /   کد خبر: 35971   /   تعداد بازدید: 255


قسمت اول

دریانیوز: وقتی که می شنوم در محله تپه ا...‌اکبر بندرعباس هیچگونه مدرسه ای برای تحصیل دانش‌آموزان وجود ندارد، باورم نمی شود. مگر می‌شود در یک محله هیچ مدرسه ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان وجود نداشته باشد؟ پس دختران و پسران این محله حاشیه ای بندرعباس کجا درس می خوانند؟ اما گویا این موضوع واقعیت دارد و دانش‌آموزان باید برای درس خواندن به سایر محلات شهر بروند. این را بسیاری از اهالی می گویند و گلایه مندند که چرا برای شان مدرسه ساخته نمی شود. مسئولان وعده‌های بسیار داده اند و هنوز مدرسه ای برای تحصیل فرزندان شان ساخته نشده است. محله‌ای که برخی از اهالی بیش از سه دهه در آنجا زندگی می‌کنند، اما خودشان و حتی فرزندان شان در مدرسه ای در این محله تحصیل نکرده اند.وقتی تعدادی از نوجوانان محله را می‌بینم که روبروی سوپرمارکتی در محله نشسته اند و می‌گویند جایی برای ورزش و تفریح ندارند ومجبورند در کوچه بنشینند یک زمین ورزشی دارند که چمن مصنوعی قدیمی آن متعلق به بیش از ده سال است و از بین رفته و هیچگونه روشنایی، دیوار کشی، فنس کشی، رختکن، آبسردکن، نورافکن و... هم ندارد؛ از نداشتن مدرسه در محله شان و کوچه‌های خاکی و آسفالت حفاری ورهاشده محله بشدت ناراحت و گلایه مندند. ابوالقاسم کلاس هشتم، محمد حسین کلاس نهم، مهدی کلاس هشتم، کامبیز کلاس دوازدهم، محمدحسین کلاس ششم، مصطفی کلاس هشتم و... می گویند که در مدارس حبیب‌بن مظاهر، شهیدمطهری، شهدا، مفتح و... در مناطق مختلف شهر از جمله بهشت زهرا، یادبود، پشت شهر، دوهزار، 22بهمن و... تحصیل می کنند و اگر در محله‌شان مدرسه بود، راحت تر رفت آمد می کردند. برخی از مادران دانش آموزان این محله 2500 نفری هم از نبود مدرسه در محله گلایه مندند و می گویند از یک طرف بردن بچه های مان به مدارس محلات دیگر برای مان سخت است و گرفتن سرویس مدرسه برای بسیاری از ساکنان محروم محله سخت است واز طرفی دیگر این محله مملو از سگ است و جرات نداریم، فرزندان مان را به تنهایی به مدرسه بفرستیم و باید خودمان دنبالشان برویم و بیاییم. این مادران از وضعیت غیربهداشتی، فاضلاب های روان و حفاری رها شده کوچه ها بشدت گلایه مندند.

 

 

کلنگ مدرسه به زمین خورد، اما..

غلام عشقی زاده یکی از معتمدین محله که از 18 اردیبهشت 62 در این محله ساکن است و پیگیر امورات محله است و نامه های زیادی را نشانم می دهد که به مسئولان نوشته اند تا مشکلات را برطرف کنند که بسیاری از این نامه ها همچنان بی نتیجه مانده اند؛ می گوید سال گذشته کلنگ احداث مدرسه 18کلاسه محله با حضور مدیرکل سابق راه وشهرسازی هرمزگان، معاون استاندار و تعدادی از مسئولان در کنار زمین ورزشی سیدمرتضی محله به زمین زده شد وبعد گفتند مدرسه تبدیل به 12 کلاس و بعد از مدتی دیگر گفتند 6کلاسه شده تا ساخته شود و دانش آموزان ابتدایی در آن تحصیل کنند؛ اما هنوز عملیات اجرایی این مدرسه آغاز نشده است و ساکنان تپه ا... اکبر منتظر و چشم انتظار احداث مدرسه هستند. متاسفانه پیگیری شان هم برای احداث سریعتر مدرسه بی‌نتيجه مانده است و هیچ پاسخ قانع کننده ای هم به آنها داده نشده است. وقتی به محلی که برای احداث مدرسه درنظر گرفته و کلنگ‌زنی شده بود می رویم، مشاهده کردم که در بخشی از این زمین نخاله تخلیه شده است و احتمال تصرف هم وجود دارد و نیاز است که مدرسه 18 کلاسه برای تمامی مقاطع در محله احداث شود تا اینکه دانش‌آموزان با خاطری آسوده در محله و در نزدیکی خانه‌های‌شان تحصیل کنند تا اینکه سختی تحصیل و رفت وآمد منجر به ترک تحصیل و... دانش آموزان نشود. با افزایش فشارهای اقتصادی و معیشتی، امکان استفاده از سرویس مدرسه هم برای ساکنان فقیر و محروم این محله وجود ندارد واز طرفی دیگر برای ادامه تحصیل فرزندان شان با مشکل مواجهند و شغل پدران در این محله آزاد وکارگری است که با شیوع کرونا بیکار شده اند ودرآمدی هم ندارند و برخی حتی بسته معیشتی دریافت نکردند وشرایط نامساعدی دارند.

 

 بسته معیشتی که نرسید

برخی از ساکنان این محله می گویند به آنها بسته معیشتی داده نشده است و بیکار و بیمار وفقیر و یتیم دارند وبرخی تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند وبرخی تحت پوشش هیچگونه نهادی نیستند، کپی کارت ملی برخی هم گرفته شده است و همچنان چشم انتظار بسته های حمایتی هستند تا اندکی از دردشان کاسته شود. وقتی که می خواهم آدرس شان را هم بنویسم بسیاری از کوچه ها نامگذاری نشده اند واهالی می گویند برای آدرس از نام سوپر مارکت در محله، محل دپوی زباله در محله و... استفاده می کنند. یکی از ساکنان محله هم می‌گوید: بارها به شهرداری برای نصب تابلوی نامگذاری کوچه ها مراجعه کرده ایم، اما گفته اند تابلونداریم. چرا کوچه ها نامگذاری نمی شود تا آدرس دادن های مان راحت تر شود.

 

 

بازدید استاندار

عشقی زاده می گوید: استاندار هرمزگان وتعدادی از مدیران هم مدتی قبل از محله بازدید کوتاهی را داشته اند وبرای رفع مشکل مدرسه، فاضلاب و... قول هایی داده است و اهالی همچنان منتظرند تا وعده ها محقق شود.البته از چندماه قبل در تعدادی از کوچه ها شبکه فاضلاب اجرا شده است ودر برخی کوچه ها اجرا نشده است و قرار بوده که از 20 اردیبهشت ادامه طرح اجرا شود وساکنان همچنان منتظرند این طرح تکمیل شود. برخی خانه ها به شبکه جمع آوری شبکه فاضلاب متصل شده اند و برخی ساکنان می گویند به آنها گفته اند خانه شان در سراشیبی یا ارتفاع و... قرار دارد و نمی توانند به شبکه متصل شوند. ساکنان از مسئولان می خواهند تدبیری بیندیشند تا همه ساکنان از طرح جمع آوری فاضلاب بهره مند شوند و پرونده فاضلاب های روان در محله بسته شوند و بهداشت محله ارتقا یابد.از طرفی دیگر حفاری کوچه هایی هم که طرح فاضلاب اجرا شده است، مرمت نشده و مشکلات اهالی را بیشتر کرده است و به جلوبندی خودرو برخی ساکنانی خسارت وارد می شود. از طرفی دیگر وضعیت نامناسب کوچه باعث شده است که خودروی عمومی تاکسی و اتوبوس به این محله نرود و حتی خودرو بصورت دربستی به این محله نمی آید و کرایه ها را هم چندبرابر حساب می کنند.هرمزی یکی از جوانان و معتمدان محله هم آسفالت کوچه‌ها، راه اندازی نانوایی، احداث مدرسه، راه اندازی عابر بانک، رفع بیکاری جوانان، نامگذاری کوچه ها، خطوط تاکسیرانی، راه اندازی محل بازی کودکان، برقراری انشعاب آب، برق، فاضلاب، گاز، تلفن به همه ساکنان، روشنایی معابر، تعبیه محل سطل های زباله، شناسایی و حمایت از اقشار ضعیف و آسیب پذیر، نصب چمن مصنوعی جدید و فنس کشی زمین ورزشی و نصب نورافکن در آن را از جمله خواسته های اهالی از مسئولان عنوان می کند.

 

 

مادر بدون سرپناه با دو فرزند

در این محله بیشتر خانه ها فقط چهاردیواری هستند کوچک که بر بالای کوه یا زیر کوه وبرخی هم در میانه کوه ساخته شده است که نشان می دهد آنها فقط بدنبال سرپناهی بوده اند تا به عنوان خوابگاه استفاده کنند واز گزند حیوانات و... در امان بمانند. حتی سرویس بهداشتی و حمام بسیاری از ساکنان بهداشتی و ایمن نیست. خانه‌ها هم ایمنی لازم را ندارند و امکان ریزش با بارندگی و زمین لرزه وجود دارد که برخی از آنها نیز در این سال‌ها فروریخته اند.مادر دو کودک در انتهای کوچه نصر4 هم در اتاق کوچک و محقرانه یکی از آشناهای زندگی می کندکه الان از وی خواسته اند خانه را ترک کند و وی با دو کودک درمانده شده است و نمی داند چه کار کند. اشک از چشمانش جاری می شود و بغض کرده و می گوید شما را به این شب(شب 19 ماه رمضان، شب ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام) کمکم کنید تا سرپناهی داشته باشند. برخی از همسایه هایش هم می آیند ومی گویند حتی به سختی از یکی از خیریه ها برایش بسته معیشتی گرفته‌اند و این زن الان درمانده است و هیچکس به فریادش نمی‌رسد. خانه ندارد و نیاز است مورد حمایت قرار گیرد. طاقت ماندن و دیدن وضعیت زندگیش و التماس هایش برای رفع مشکل و داشتن سرپناه را ندارم و بعد از چند دقیقه مجبور می شوم، بروم. اما با خودم می اندیشم که چرا در قطب اقتصاد کشور خانواده هایی آنقدر در سختی و مشقت هستند که حاضرند در حلبی آباد، یک چهاردیواری که چهارستون بدن شان را بپوشاند و بتوانند در آن سر بر زمین بگذارند و ساعاتی را بخوابند و فرزندان‌شان سقفی بر سر داشته باشند، زندگی کنند و از همین حداقل ها هم محرومند. آیا حق این مادران و کودکان زندگی با این شرایط سخت است که بسیاری از ماحتی حاضر نیستیم ساعتی را در چنین آلونک هایی بنشینیم و بخوابیم و غذا بخوریم و از آن طرف آنها آرزوی داشتن چنین خانه هایی هم دارند و بسیاری به این آرزو و رویای شان هم نمی رسند.

ادامه دارد...

علی زارعی/ دریا