دریا نیوز







نمايشگاه از هبوط تا ظهور: تولد دوباره دفاع مقدس و انقلاب در بندرعباس

 دریانیوز: همزمان با یادواره کنگره 1500 شهید استان هرمزگان، نمایشگاهی با زمینه دفاع مقدس در مصلی بندرعباس برگزار شد

، 13:38   /   کد خبر: 35313   /   تعداد بازدید: 148


 دریانیوز: از درب شمالی مصلی و مسجد جامع بندرعباس که وارد نمایشگاه از هبوط تا ظهور که شدیم، اولین صحنه ای که توجهم را جلب کرد، برخی از آلات جنگی و جنگنده هایی است که برخی کودکان با آنها بازی می کردندو مرا پرتاب کرد به سی و اندی سال قبل و دفاع مقدس.
  دفاعی که واقعا مقدس بود و با ایمان از آرمان ها وارزش ها و عقایدمان دفاع کردیم و داشته های مان را با هم تقسیم کردیم. نمایشگاهی برپاشده است عظیم و تحسین برانگیز تا ساعتی در آن غرق شویم و شاید روزهایی نبود باغ موزه دفاع مقدس را در سرزمینی جبران شود که سردار محمدرضا نقدی معاون هماهنگ کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آیین گشایش این نمایشگاه گفت: هرمزگان دارای شهیدان اسطوره ای مانند شهیدان  اسحق دارا و اسدا... رییسی است که به جنگ ناوهای امریکا رفتند وبا عظمت مقابل آنها ایستادند  و بایستی این تاریخ پرافتخار و پرشکوه بازخوانی شود و با شهدا تجدید عهد کنیم. ایشان از شهدایی نام برد که چندهفته قبل هم شهرداری منطقه2 بندرعباس تندیس شان را در ساحل خلیج فارس نصب کرد تا به جهانیان بگویند رهروان این شهیدان در این دیار هستند و اجازه نخواهند داد دشمن گوشه چشمی به آب و خاک ایران داشته باشد.
البته نیاز است که نمایشگاه امروزی به باغ موزه دفاع مقدس دائمی در استان تبدیل و خلاء این بخش برطرف شود.
  قدم که به داخل نمایشگاه می گذارم، اقشار مختلف را می بینم که چشم به چشم پرده هایی دوخته اند که گویا با آنها حرف می زنند. تصاویر بر روی پرده ها مرا به خود می کشاند و نقاله خوان و روضه خوان از آدم می گوید تا می رسد به خاتم الانبیا(ص) و غدیر و فرزندان علی (ع) و زهرا (س). روضه کربلا را می خواند. از طفل شش ماهه تا قاسم بن الحسن(ع) و علمدار کربلا و زینب(س) بی برادر می گوید و بازدیدکنندگان با اشک و ناله از کربلا می گذرند و به غرفه انقلاب اسلامی می رسند. در آنجا موزه عبرت است و شکنجه های ساواکیان را به تصویر کشانده است که تو را می‌برد به دهه‌های 40 و50 و دیدن این تصاویر، لرزه را بر اندامت می اندازد و با خود می گویی برای به ثمررسیدن انقلاب چه خون هایی که بیگناه بر زمین ریخته شده است وچه پدرانی بی پسر شده اند و چه پسران و دخترانی که بی پدر، بزرگ شدند. انقلابی که برایش صدها نفر توسط جلادان دژخیمان، بی‌جان و قربانی شده اند و حال بایستی حافظش باشیم و گویا برخی فراموش کرده‌اند که شهدایی با خون شان این انقلاب را آبیاری کرده اند تا به درخت تنومندی تبدیل شود. درختی که در 31 شهریور59 دشمنان خواستند با تبر بر ریشه‌اش بزنند و گویا آنها نیز فراموش کرده بودند، مردم ایران از جان شان برای حفظ انقلاب و اسلام می گذرند و اجازه دست درازی به انقلاب شان را نمی دهند و هشت سال در مقابل جهانیان جانانه ایستادند.


  اتوبوس جبهه
  اتوبوس قدیمی جبهه نمايشگاه از هبوط تا ظهور مرا با رزمندگانی سوار می‌کند که مادران و فرزندانی در کنارش ایستاده اند و با فرزندان، همسران و پدران و مادران شان خداحافظی و وداع می کنند و رهسپار جبهه های نبرد حق علیه باطل می کند. بازدیدکنندگان با دیدن این اتوبوس و زنانی که در حال پخت نان هستند و کمک های جمع آوری شده مردم به جبهه ها، به ناگاه به دهه 60 می روند و خاطرات میانسالان و پیران زنده می شود. داغ دلشان تازه می شود. برخی یاران شهیدشان را به یاد می آورند و اشک از دیدگان شان جاری می شود. برخی نیز که خود از یادگاران دفاع مقدس و جاماندگان کاروان شهدا هستند، به ناگاه خود را در جبهه و سنگرها می بینند که چه شب ها و روزهایی در آنجا مانده بودند و صدای تیروترکش و خمپاره وتانک را می شنیدند و می دیدند یاران شان را که تا پای جان ایستادگی کردند و اجازه ندادند یک وجب از آب و خاک مان برود. در دریا و هوا و خاک ایستادند و جان دادند و دشمن را ناکام کردند.


  اقتدار رهبرم
  چندگام آن طرف تر عکس شهدا و جمله دوران بزن دررو تمام شده است... مقام معظم رهبری را می بینم و به اقتدار رهبرم بر خود می بالم و مغرور می‌شوم که با داشتن چنین رهبری که مقتدرانه درمقابل دشمنان می ایستد و می غرد و بسیجیان و سپاهیان و ارتشیان گوش به فرمان شان آماده ایستاده‌اند و دشمن هم به خوبی این را می داند و به همین دلیل از جنگ نظامی مایوس شده است و به جنگ اقتصادی و فرهنگی می اندیشد و بایستی هوشیار و بیدار باشیم تا از خواب غفلت مان در این حوزه ها، افکار و نقشه هایش را تعبیر نکند. ماهواره های دشمن را از اتاق زن و فرزندان‌مان جمع کنیم تا موی زنان و دختران مان از روسری بیرون نریزد و غیرت و حیای مان را به تاراج نبرند.


  پرواز ناتمام
  هواپیمای شنی پرواز ناتمام 655 ایرباس به عنوان بزرگترین مجسمه شنی در ایران و خاورمیانه در ابعاد 12در 12 و ارتفاع 2متر و وزن 50 تن که در کنارش پرچم های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل دیده می شود، مرا به 12تیر67 می برد که 290 انسان بیگناه را بر فراز خلیج فارس پرپرکرد و تا ابد میهمان دریای مواج کرد و خباثت آمریکا را در تاریخ ثبت کرد.
  چند متر آن طرف تر ضریحی به یاد شهدای گمنام و در کنارش فرش ها مفروش اند تا دلدادگان شهدا دمی را در آنجا بنشینند و عکس شهدایی که در اطرافش الصاق شده اند را نظاره گر باشد و شاید هم چشمان شهدا ما را نظاره می کنند و از ما می پرسند که واقعا بعد از شهدا چه کرده ایم؟ آرمان‌شان را پاس داشته ایم یا بر آن پشت کرده ایم؟ آیا باید بگوییم شهدا شرمنده‌ایم یا بگوییم رهروتان بوده ایم؟ در این ایامی که یاد وخاطره 1500شهید شهر و استان مان زنده شده است، آیا از خواب غفلت بیدار شده ایم یا که همچنان خود را به خواب زده ایم.  خواب زده اند آنهایی که کلمه مقدس و زنده شهید را از ابتدای نام شهدا در تابلوهای نامگذاری کوچه ها ومعابر حذف می کنند و فراموش کرده اند که این شهدا همواره نظاره گرمان هستند و چندی نمی گذرد که در مقابل شان شرمسار می ایستیم و چه جوابی داریم که به آنها بدهیم؟
  تصاویر شهدای حرم شهر و استان مان را می بینم که نظاره مان می کنند و شاید در نگاهشان باید بخوانیم که رفتند تا از حرم اهل بیت (ع) دفاع کنند وامنیت را برای مان به ارمغان بیاورد و می گویند قدر امنیت مان را بدانیم و گوش به دهان رهبرمان باشیم. با رهبرمان باشیم تا پرچم انقلاب با دستان‌شان به دستان یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(ع) برسد.

علی زارعی/ دریا