دریا نیوز







گزارش سفر سه روزه به قطب محروميت ايران؛ از اروپاي بشاگرد تا جاده‌هاي مرگ

دریا نیوز: از بندرعباس که حرکت مي کنيم به سمت بشاگرد، پس از گذشتن از پليس راه بندرعباس ميناب، حدود 5کيلومتر آن طرف تر متوجه مي شوم تابلوي پيست موتورسواري و اتومبيلراني که زده شده است و قرار بود تا اواخر سال گذشته اين پيست افتتاح شود که وجود سنگ هاي بزرگي که روي زمين ريخته شده است تا خودروها وارد ورودي پيست نشوند، خبر از اين مي داد که اين پيست هنوز به بهره‌برداري نرسيده است

، 07:40   /   کد خبر: 34057   /   تعداد بازدید: 472


دریا نیوز: از بندرعباس که حرکت مي کنيم به سمت بشاگرد، پس از گذشتن از پليس راه بندرعباس ميناب، حدود 5کيلومتر آن طرف تر متوجه مي شوم تابلوي پيست موتورسواري و اتومبيلراني که زده شده است و قرار بود تا اواخر سال گذشته اين پيست افتتاح شود که وجود سنگ هاي بزرگي که روي زمين ريخته شده است تا خودروها وارد ورودي پيست نشوند، خبر از اين مي داد که اين پيست هنوز به بهره‌برداري نرسيده است.

حدود پنج کيلومتر جلوتر بود که خواستم سابقه گزارش قبلي خود از پيست را که در گفتگو با مديرعامل سازمان همياري شهرداري هاي هرمزگان منتشر کرده بودم، از طريق اينترنت جستجو کنم که ديدم در آنجا و حتي جلوتر اينترنت بسيار ضعيف است که هيچ سايتي باز نمي‌شود. البته آنتن دهي تلفن همراهم نيز چندان چنگي به دل نمي زد. همکاراني که با همديگر مي‌رفتيم و برخي از آنها دوهفته قبل به همراه استاندار و تعدادي از مديران در سفري سه روزه به بشاگرد رفته بودند، از نبود آنتن در بيشتر مسيرهاي کوهستاني و روستايي بشاگردهم مي‌گفتند که آنها نتوانسته بودند، اخبارشان را بموقع مخابره کنند.

متاسفانه گلايه آنتن دهي تلفن همراه حتي در برخي مناطق بخصوص مناطق نوساز بندرعباس هم وجود دارد تاچه برسد به مسير جاده‌هاي مختلف استان و جاده‌هاي خاکي وصعب العبور بشاگردي که همچنان ابرمحروميت بر سرش مي بارد. يکي از همکاران از روحيه استاندار سفردوهفته قبل به بشاگرد مي گويد که بامشاهده محروميت و غم بشاگرد، اشک از چشمانش جاري شده و گريسته است. ولي کاش استاندار ماه‌ها و حتي سال قبل از مرگ مادر بشاگردي به اين منطقه سفر کرده بود وشايد آن تصميم را ماه‌ها و ويکي دوسال قبل براي بشاگرد مي گرفت و در اقدامي جهادي، جاده هاي بشاگرد را احداث مي کردند تا از مرگ دهها نفر دانش آموز، کودک، مادر ومردان نان آور بشاگردي در اين مدت جلوگيري مي شد. روستاييان براي استاندار اشعار زيبايي از جمله همتي شهبابکي، به شهرخود خوش آمدي، دعايت مي کنيم به نزد قاضي اگر سدي براي مان بسازي؛ که استاندار وعده ساخت سد را در اين منطقه داده و وعده نموده که سفري ديگر را به بشاگرد داشته باشد و مناطق ديگر را از نزديک ببيند.

بشاگردي که نماد استقامت مردان و زنان دوستدار اهل بيت عصمت وطهارت(ع) است که علي رغم محروميت، به عنوان وفادارترين اقشار به انقلاب و نظام و رهبري و مرزداران غيور باقي مانده اند و همواره شاکر خدمات نظام هستند و براي رهبرشان دست بر دعا برمي دارند وحتي در کپرهاي شان عکس هايي زيبا را از رهبري مي توان مشاهده کرد. کپرهايي که نماد محروميت بشاگرد است وحتي برخي از مدارس هم همچنان کپري هستند والبته در اين سال‌ها درحال تغيير به مدارس سيماني هستند؛ اما فاقد امکانات مناسب آموزشي ورفاهي هستند که در سفرقبلي به بشاگرد بيشتر دانش آموزان روستايي از نبود بخاري و ميزو صندلي مناسب در کلاس‌هاي شان گلايه مند بودند.

درجاده بندرعباس به ميناب که مي‌رويم هم مشاهده مي کنيم برخي از قطعات اين جاده بخصوص در باند برگشت نياز به روکش دارند و برخي نقاط آسفالت شکسته است که بيشتر رانندگان ترجيح مي دهند از باند سبقت برانند تا کمتر در دست اندازهاي آسفالت هاي شکسته به خودروي شان صدمه وارد شود ودر برخي قطعات هم دست اندازهايي ساخته شده براي هوشياري رانندگان در هنگام رسيدن به تقاطع، ورودي روستا، ايست بازرسي و... که رانندگان گلايه دارندکه به جلوبندي خودروشان صدمه وارد مي کند. راننده اي که ما را تاميناب همراهي مي کند از چاله هايي که در جاده وجود دارد گلايه مند است. قبل از روستاي چاه اسماعيل، در جاده اصلي دو سرعت گير بزرگي است که رنگ چنداني برسينه ندارد.

درطول مسير تا ميناب هم مي بينيم علوفه هايي که در بارندگي فرودين امسال روييده بودند، خشک و طلايي شده اند و البته نخل هاي سربه فلک کشيده، کرت دريايي، کهور و... را مي ديديم که سرسبزند و خودنمايي مي کردند. هوا نيز بس ناجوانمردانه گرم است وسراب روي آسفالت جاده از فاصله اي نه چندان دور مارا به سوي خود مي خواند. در ورودي ميناب هم تمثال شهيد طالب ذاکري خواهان به چشم مي خورد و پرچم‌هاي سياه به مناسبت شهادت امام جعفرصادق(ع) نصب شده است. اما جاده قديمي که تعريض شده است، جدول گذاري نشده است و پياده رو مناسبي ندارد.

خيابان هاي ميناب هم بنظر مي رسد نيازمند روکش باشد والبته برخي خيابان هاهم گويا مدتي قبل روکش شده اند، اما خط کشي آن کم رنگ است. تابلويي را مي بينم که درخصوص مراسم استقبال از شهداي گمنام اطلاع رساني کرده است که اين مراسم در روز شهادت ششمين اخترتابناک آسمان امامت و ولايت حضرت امام جعفرصادق (ع) در شهر شهيدپرور ميناب برگزار مي شود. از کمربندي شهر ميناب که گذر مي‌کنيم، کانال هايي را مي بينم که پس از سال ها پرآب هستند و آب را به باغات و... انتقال مي دهند تا پس از دودهه خشکسالي، اندکي از اثرات آن را کمتر مي کند و کانال‌هاي تفتيده پرآب شده اند. دربرخي خيابان هاي ميناب هم رطب هايي به فروش مي رسد که چند روز از رسيدن فصل رطب در ميناب خبرمي دهند.

ورود به بشاگرد

حدود 100کيلومتر جاده بندرعباس ميناب در شرق مرکز استان را مي پيماييم و به ورودي منطقه بشاگرد(بشگرد) مي‌رسيم. جاده اي کم عرض و دوطرفه که خطرناک است و نيازمند تعريض مي باشد. در شب که تاريک است، خطر بيشتر است و تردد براي کساني که آشنايي با اين جاده ندارد، رانندگي سخت تر است. به سمت سندرک حدود75کيلومتر مي رويم وتا جکدان از ميناب حدود140 کيلومتررا مي‌پيماييم. تابلوهاي تقاطع خطرناک و سبقت ممنوع و... در جاده به چشم مي خورد.   چندکيلومتر مانده به سندرک هم آسفالت روکش شده وبنظر مي رسد، ادامه داشته باشد.

در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) روستاي يوسف آباد سندرک که براي اقامه نمازظهر متوقف مي شويم، متوجه شديم در لوله هاي روستا آب نيست. از يکي از اهالي که موضوع را جويا شديم، مي گويد تا هفت هشت ماه پيش که هفتگي آب نداشتيم و درماه هاي اخير 48ساعت آب نداريم و يک شب تا ساعت شش صبح آب داريم که در منبع ذخيره‌سازي مي کنيم. اما بدليل قطرکم لوله آب روستا، همه ساکنان براحتي آب دريافت نمي کنند وبرخي با دينام و برخي با تانکر آب شان را تامين مي کنند. وي از وضعيت تلفن هم چندان رضايت ندارد. دراين روستاهم مدرسه نيست و با سرويس فرزندان دانش آموزان را به روستاي همسايه مي برند.

نبود آنتن تلفن همراه

درطول مسير شماره همکاران که در خودرو باهمديگر هستيم را مي گيرم که پاسخ مي آيد مشترک مورد نظر در دسترس نيست. باخود مي انديشم اگر در اين مسير که جاده‌هاي پيچ در پيچ و کم عرض وبرخي پردست انداز وبدون شانه دارد، اتفاقي پيش آيد، کسي نمي تواند تماس بگيردو امدادبخواهد. بعداز سيريک به سمت بشاگرد مي رويم، مي‌شنويم که برخي روستاهاي طول مسير در سال هاي اخير با مهاجرت بشاگردي ها از روستاهاي شان بخاطر نبود راه وبرق و... آمده‌اند که در اين مناطق که نزديک جاده اصلي ساکن شده‌اند که به روستاهاي جديد علي آباد، چراغ سوز، زمين در مي‌توان اشاره کرد. بيشترشان بخاطر نبود امکانات تحصيلي، آب وبرق و... از برخي روستاها به ميناب مهاجرت کرده اند.

يکي از همراهان بشاگردي مان مي گويد: بعداز انقلاب اقدامات زيادي شده است، اما محروميت همچنان بالاست و نيازمند اقدامات جهادي دولتمردان است. بنويسيد از وضعيت جاده هاي مان که کشته هاي زيادي مي دهد. قبلا جاده بندرعباس ميناب هم اينطور بود که بعد از دوبانده شدن، ميزان تصادفات و مرگ وميرکاهش يافت واميدوارم روزي برسد جاده ميناب به بشاگرد نيز دوبانده شود تا از تصادفات منجر به جرح و فوت و عزادارشدن خانواده هاي بشاگردي کاهش يابد.

آبنماي درپهن راهم در مسيرمان مي بينيم که دربارندگي، ارتباط بشاگرد به ميناب را قطع مي کند ونيازمند احداث پل است. گفته مي شود در روستاي کشپيري سندرک نيز دارالقرآن شبانه روزي وجود دارد و 120 قاري وحافظ قرآن تربيت شده اند و بيش از70 قاري قرآن همچنان دراينجا هستند.دربشاگرد که سفره زيرزميني ندارد وبخاطر کوهستاني بودن، آب نفوذ نمي کند و بايستي سدسازي شودتا آب ذخيره شود. تاسال 54 پياده و باحيوان از بشاگرد به ميناب سه روز مي آمديم و سه روز برگشت ويک روز ميناب مي مانديم و خرما، کشک، روغن محلي مي فروختيم، و لباس و چاي و آرد مي خريديم و مي برديم.

تاسال 56 و57 تا که در درپهن آرد مي آوردند و 48ساعته مي آمديم و مي رفتيم و با حيوان هم مي آمديم. اين جاده ها خاکي و دست ساز بود و فقط خودروي کمک دار مي رفت. آسفالت جاده اصلي ميناب به بشاگرد در دهه 70 آغاز و در دهه 80 کامل شد و بعد هم در دو دهه اخير تعريض نشده است. آبنماهاي مختلف از آنرت، درپهن، گشيراز، شهبابک، جکدان و... آبنما دارند ونياز به پل دارند؟

گرماي هوا بالاست و راکبان موتورسيکلت هم پارچه روي صورت شان انداخته اند و مي گذرند و خودروي مان هرچند خارجي است، اما داغ مي کند وآب بر روي رادياتور و داخلش مي ريزيم. درطول مسير هم تابلوي روستاي بلبل آباد وحيدر آباد به چشم مي خورد که حدود ده کيلومتر به جکدان مانده است. روستاهايي که در قرآن آموزي کارنامه درخشاني دارند و در روستاي بلبل آباد چندين سال برنامه تربيت حافظ قرآن دارند وامسال هم قرار است از دوازده تير به مدت دوماه اجرا نمايد، اما بامشکلات مالي براي تامين مايحتاج و تغذيه دارند.

اولين پل دربشاگرد، در جکدان که مرکز دهستان جکدان است، ساخته شده است. پل کوچک که روي جاده است. دبيرستان ابن سينا شبانه روزي جکدان ديده مي شود در مسيرمان.درختان نخل در طول مسير در خشکسالي دو دهه اخير ايستاده تسليم بي آبي شده اند وبرخي خشک شده اند.

روستاي درآلوي

هفت کيلومتر مانده به جکدان و30کيلومترمانده به سردشت مرکز شهرستان بشکرد که تابلوي روستاي درآلوي و شهبابک را مي بينيم و وارد روستاي درآلوي مي شويم. بيش از يک کيلومتر جاده خاکي است و نخل هاي سربه فلک کشيده در دل دره ها از دور نمايان است. دره هاي مرتفعي که در دل روستا هم ادامه دارد و خانه هاي روستاي درآلوي نزديک اين دره هاو پرتگاه هاست که تاکنون تعداد زيادي از اهالي بصورت پياده ويا با خودرو، موتورسيکلت و تراکتور به داخل پرتگاه سقوط کرده اند وبه گفته محمد کرمشاهي عضو شوراي روستاي 105خانواري و450نفري درآلوي نياز است 1200متر از نوار دور اين روستا را حصارکشي و تامين روشنايي کنند تا از سقوط به داخل اين پرتگاه جلوگيري شود که تاکنون حدود300مترحصارکشي شده و با مبلغ قطره چکاني سه چهارميليون توماني عوارض ارزش افزوده واريزي به حساب دهياري شايد يه دهه ديگر طول مي‌کشد تا بطورکامل پرتگاه حصارکشي و با نصب چراغ روشن شود که با اختصاص 100ميليون تومان اين خواسته هم اکنون مي‌تواند محقق شود و از وقوع حوادثي بعدي جلوگيري شود.

دراين روستا که قبلا هر 15 تا 20 روز آب داشتند؛ پس از بارندگي ها روزانه دوساعت آب وارد لوله هاي شان مي شود. مي گويند آب گويا مشکلات بهداشتي دارد وحتي اين عضو شورا مي گويد خودش هم مانند برخي از اهالي بيمار شده و پزشکش وي را از نوشيدن اين آب منع کرده و برخي که کارمندند و وضع مالي شان بهتر است شايد بتوانند آب معدني بخرند ويا بايد آب را جوشانده بخورند. هزينه کنتورهاي آب روستا چندسال قبل پرداخت شده وهنوز نصب نشده‌اند. سيروسيب و خرما وباقله اين روستا معروف است. از روستا دو پزشک عمومي و دندانپزشک نيز تربيت شده اند که پزشک عمومي در جکدان و دندانپزشک هم در مرکز استان به ارائه خدمت مشغول هستند.

مدرسه ابتدايي امام جعفرصادق(ع) روستاي درآلوي با39 دانش آموز بيش از دودهه قبل احدث شده واکنون فرسوده است و از سقفش در بارندگي، آب مي ريزد ودانش آموزان جرات ماندن در زير سقف هاي ارزان ونمناک آبکش مانند دوکلاس شان را در باران ندارند. سرويس بهداشتي مدرسه هم خراب شده و دانش آموزان از سرويس بهداشتي مسجد روستا استفاده مي‌کنند. دانش آموزان هم گلايه دارند که در تابستان براي‌شان کلاس هاي غني سازي اوقات فراغت که در سال‌هاي گذشته برگزار مي‌شد، ديگر برگزار نمي شود.دانش آموزان براي مقاطع بالاتر بايستي به روستاهاي اطراف ويا شهر بروند. البته 20 خانواده ديگر روستا که بيشترشان خانه هاي کپري دارند و برخي تحت پوشش کميته امداد وبهزيستي هستند، حتي از داشتن سرويس بهداشتي محروم هستند.

مادر و دختر نابينا

درخاتون وگلخاتون هم مادرو دختر پيري هستند که هردو نابينا و توسط شوهر درخاتون پرستاري مي شوند وخانه شان حتي سرويس بهداشتي ندارد و مردپرستارخانه هم بايستي در کنار دو نابينا باشد واز آنها مراقبت کند و اين خانواده حتي نياز شديد به موادغذايي و پوشاک و سرويس بهداشتي مناسب دارند. مادر براثر پيري نابيناو معلول واز کارافتاده شده و دختر هم به دليل بيماري سردرد که درمانش در ميناب به دليل مشکلات مالي ناتمام مانده و سه چهار سال قبل بينايي را از دست داده است. خانه مادر ودختر نابينا هم درکنار پرتگاه است واحتمال سقوط مي رود. اينجا فقر مساويست با کوري و.... وعباس بهادري رئيس شوراي روستا هم مشکلات اين خانواده و ساير مشکلات روستا را به مسئولان مختلف منعکس کرده است و تاکنون اين روستا ديده نشده است ومشکلات پابرجاست. روستايي که غسالخانه ندارد و مردمانش مردگان شان را در خانه هاي شان غسل مي دهند. اما در اين روستا دو قبر دو شهيد گنبدهاي فيروزه اي قبور دو شهيد دفاع مقدس به نام هاي اسحق جمشيدنيا و ابراهيم عيدزاده در کنار مسجد روستا خودنمايي مي کند وشهيد عيسي شهرويي هم مفقودالاثر مانده است و عبدا... ذاکري نيا نيز آزاده روستاست. دوپايگاه بسيج در روستا وجود دارد و بهمن پارسال يک يادواره در روستا برگزارشده است و امسال هم قرار است يادواره ديگري برگزار شود.

عضو شوراي روستا از40 خانواري مي گويد که بخاطر مشکلات آب، آموزشي، نبود امکانات و... از اين روستا به ميناب و جاسک مهاجرت کرده اند. حتي در روستا زمين ورزشي وجود ندارد و تلفن همراه آنتن دهي ندارد واينترنت هم نيست؛ هرچند قرار است بزودي دکل مخابراتي در روستا نصب شود.رئيس شوراي و يکي ديگر از اهالي که فرهنگي است که با اشاره به وضعيت جاده هاي منطقه گافر بشاگرد و سختي هاي عبور ومرور در آن منطقه و مشکلات ساکنان اين مناطق مي گويد، درآلوي علي رغم داشتن مشکلات فراوان، اما در مقابل مشکلات گافروپارامون، براي مان مانند اروپاست که بايستي به آن مناطق بيشتر رسيدگي شود. اين ديدگاه نشانه بخشندگي مردمان اين ديار است و مهمانوازي شان که علي رغم فقر ومحروميت؛ اما براي ميهمان کم نمي گذارند.

بي مهري به ورزش روستاييان

پيربخش دانايي نسب يکي از معتمدين منطقه و موسس تيم فوتبال وحدت شهبابک درسال 73 است که مي گويد شهبابک خودش از چندپارچه روستا ازجمله درگازن، شهبابک، دهندر، پشت بير، درآلوي، تيراحمد، جنگل وبابک تشکيل شده است که سه هزارنفر را درخود جاي داده است و جاده و آب هم درد مشترک اين روستاهاست و اجراي طرح هاي آبخيزداري علاج بخشي از دردهاي روستاست. آب از مناطق مختلف روستا ازجمله کوه پاهکي در رودخانه ها جاري مي شود که گفته مي شود، اگر سازه آبخيزداري احداث مي شود، اين آب ذخيره سازي شده وبراي کشاورزي و... قابل استفاده خواهد بود.

دراين منطقه چندين تيم ورزشي از جمله وحدت شهبابک، ميراث تيراحمد، اميد درآلوي و همت دهندر وجود دارد و تيم وحدت شهبابک هفت قهرماني و چهارنائب قهرماني را درکارنامه دارد، اما از داشتن زمين ورزشي، سالن چندمنظوره، زمين چمن و... محروم است وجوانان خواستار حمايت بيشتر از ورزش وجوانان و.... هستند. جشنواره بومي محلي شهرستان بشاگرد در شهبابک در تعطيلات نوروز برگزار شده است. اما اداره ورزش وجوانان فقط يک توپ به آنها داده وحمايت ديگري نداشته است. جوانان هم از بي‌توجهي ها بخصوص در بخش ورزش گلايه‌مند و مي گويند تعدادي از جوانان روستا به دليل همين کمبودها به سمت اعتياد کشيده شده اند و برخي را به کمپ در ميناب برده اند و به دليل مشکلات مالي، نتوانسته برخي از معتادان را به کمپ ببرند.

از آن طرف نبود اشتغال مناسب باعث شده است که اين نگراني وجود داشته باشد که برخي از بهبوديافتگان به دام اعتياد بازگردند. اسدا... زارعي يکي از جوانان فرهنگي روستاست که مي گويد مسئولان پاسخ دهند که سهم جوانان بشاگردي از صنايع بشاگردي چقدر است؟ از نمايندگان مجلس هم مطالبه داريم که سهم مان را مطالبه کنند. بايستي رديف استخدامي براي منطقه محروم بشاگرد در دستگاه هاي اجرايي تعيين کنند.انبار خرماي گورخ درآلوي نيز 600 سال قدمت دارد و در وسط کوه به عنوان ذخيره گاه خرما از گذشته بوده است.

ابتکار عمل خانم معلم

بهادري يکي از بانوان اين منطقه که مديرمدرسه ام سلمه سردشت است که بيش از150 دانش آموز دارد و در طرحي ابتکاري هم ده چرخ خياطي را از فني وحرفه اي به مدرسه آورده و چهل روز به 15 دانش آموز خياطي را آموزش داده است ومي گويد اگر آموزش وپرورش حمايت کند مي توان براي دوخت مانتو و شلوار دانش آموزان مدارس اين منطقه با هزينه بسيار کمتر اقدام کردو دانش آموزان محروم هزينه کمتري را براي تامين لباس مدرسه بپردازند و مجبور نباشند به شهرستان هاي جاسک و ميناب بروند و هزينه اياب و ذهاب و... رانيز متحمل شوند. مدرسه شبانه روزي ام سلمه که فاقد نمازخانه و آشپزخانه است و کمبود کلاس داشته و کلاس هاي موجود هم فرسوده هستند . سطل زباله به تعداد موردنياز ندارند و زباله هاي شان را در پرتگاه کنار مدرسه مي ريزند. خوابگاه دانش آموزان هم فرسوده است و وضعيت مناسبي ندارند.

گويا براي ساخت مدرسه کلنگ زني شده است وخوابگاه هم ساخته شده است ودر انتظار انشعاب آب وبرق است. مدرسه فعلي زير پرتگاه است و زيرش هم پرتگاهي ديگر است که خطر دانش آموزان را تهديد مي کند. کوچه آموزش وپرورش شهرستان و جلوي مدرسه کنارش هم خاکي است که وقتي اين صحنه را ديدم مطمئن شدم مناطق ديگرشهر و مدارس هم خاکي است. خوابگاه فعلي دانش آموزان که گويا 180 دانش‌آموز را در خود جاي داده است و حتي سالنش به عنوان سالن مطالعه، غذاخوري، خواب و نمازخانه استفاده مي شود.دانش آموزاني که درحال حاضر مانده اند تا براي کنکور درس بخوانند ودر آزمون هاي کنکور شرکت کنند، اما به آنها غذا داده نمي شود وخودشان بايستي غذاي شان را تامين کنندوحمايتي از دانش‌آموزان پشت کنکوري در اين منطقه محروم صورت نمي گيرد.

بيشتر دانش آموزان منطقه گافروپارامون که بايستي بيش از 100 کيلومتر درجاده خاکي کوهستاني با وانت بپيمايند واز طرفي هزينه بر بودن وفقر مطلق بيشتر خانواده ها، چندان نمي توانند به روستا بروند وهر سه چهار ماه يک مرتبه به روستا مي روند وخانواده هاي شان هم نمي توانند بيايند وديداري با فرزندان‌شان داشته باشند. وقتي که دانش آموزان از روستاهايشان برمي‌گردند، بخاطر اينکه بين 100تا150کيلومتر با وانت بار در جاده پيچ درپيچ خاکي مي آيند، لباس و تن شان پر ازخاک مي شود و به خوابگاه مي روند.

خوابگاهي که سه چشمه حمام و دوچشمه سرويس بهداشتي دارد و فاقدنمازخانه، سالن مطالعه، سالن غذاخوري بوده و در اتاق هاي کوچک بيش از 20 تخت وبصورت دوطبقه وبا يک کولر ودر گرما ودر بدترين شرايط مي خوابند و خاطراتي ناخوشايند در ذهن شان در دوران تحصيل باقي مي ماند. ازآن طرف دانش آموزان اين منطقه جزو مستعدترين دانش آموزان هستند که اگر حمايت شوند، مي توانند آينده درخشاني داشته باشند. انتظار مي رود خيرين هم مشارکت بيشتري در حمايت از اين دانش آموزان و مدرسه داشته باشند. برخي مدرسه ها کولر وپنکه هم ندارد و دانش آموزان معذب هستند واز معلمان شان مي خواهند زودترکلاس ها را تعطيل کند. مدرسه ام سلمه هم آزمايشگاه وسالن امتحان ندارد و دانش‌آموزان براي امتحان دادن به کتابخانه مي روند. البته گفته مي‌شود خوابگاه دانش آموزان هم که ساخته شده است، داراي بخش هاي مختلف نظير اتاق مطالعه، سالن غذاخوري و... است.

چندپايه بودن کلاس ها در برخي مدارس بشاگرد باعث شده است که يک معلم براي چندپايه تحصيلي تدريس مي کند. کلاس‌هاي مختلط و رفت وآمد دانش آموزان با وانت، کمبود معلم ديگر دغدغه خانواده هاي بشاگردي است. حمله پلنگ ها به دام ها هم گويا سريالي تکراري دراين منطقه بوده است و گلايه هم براي عدم پرداخت خسارت توسط محيط زيست شنيده مي شود.

درد درمان

وضعيت بهداشت و درمان هم دراين منطقه چندان مناسب نيست. يکي از اهالي شهبابک مي گويد: فرزند 7ساله ام را که يک ماه قبل، سيخ نخل داخل دستش رفته و به بيمارستان سردشت برديم و عکس گرفتند وگفتند شکستگي ندارد و دارو دادند، ولي هنوز ورم دارد وتب مي کند ودرد دارد و مادرش مرتب پاشويه‌اش مي کند. در بيمارستان پزشک عمومي بود وگفت مشکلي نداردو متخصص نداشتند. يکي از بشاگردي ها هم مي گويد: بخاطر عقرب زدگي، کودکان زيادي در اين سال‌ها فوت کرده اند. درمانگاه جکدان تا هفت شب دو تا شيفت و پزشک عمومي است. نيمه شب بايستي بيمارمان را به بيمارستان سردشت ببريم.

تصادفي ها را به سردشت مي بريم. کمبود دارو در بيمارستان سردشت وجود دارد. مي گويند براي عقرب گزيدگي هم دارو کم داريم وببريد ميناب. از سردشت تاميناب دو و نيم ساعت تا سه ساعت طول مي کشد وجاده کمبود علائم و خط کشي دارد وشانه ونرده ندارد. قبل از تمبو، يک سايپا با آرد و يک لودر به داخل دره رفته بود. جاده استاندارد نيست و سرعت گير وسط جاده اصلي نصب شده است.

روستاي شهبابک

روستاي شهبابک درفاصله دوکيلومتري درآلوي است که به گفته عباس شاهويي، عضو شوراي اسلامي اين روستاي 720 نفره و 150 خانواري که شغل اصلي اهالي از زمان هاي بسيار دور دامداري و کشاورزي بوده ومحصولات ارگانيک نظير سير، پياز، باقله، سيب درختي، انار ترش، نخل و... توليد مي شود واز کود وسموم شيميايي استفاده نمي شود؛ اما آموزش لازم براي جمع آوري محصولات کشاورزي و بسته بندي وخريد تضميني باقيمت مناسب وجود ندارد ودلالان بيشترين سود را مي برند.

محصول درخت نخل که گونه هاي مختلف از جمله مضافتي، مهمدي، کروچ، خوشغار، مرداسنگ، پيجمک، ربيع و.... دارد که در زمان نارس بودن و رسيده شدن بطور کامل وخرما شدن مشتري خاص خود را دارد. وي مي گويد: در اين منطقه تلفات حيوانات بالاست و واگذاري درمان دام به بخش خصوصي باعث افزايش هزينه ها براي روستاييان محروم شده است. وي از وجود ظرفيت پرورش شترمرغ، زنبورداري، مرغ محلي، قالي بافي، صنايع دستي دراين روستا مي گويد که کمبود زمين و نداشتن ضامن براي اخذ تسهيلات خرد باعث بروز مشکلاتي شده است. همچنين ظرفيت بسته بندي آب معدني از چشمه روستا وجود دارد. اين منطقه پرآب که آب شرب و کشاورزي از چشمه و منبع بتني روستا تامين مي شود، اما اين منبع بتني فرسوده شده و هدررفت آب رابه همراه داشته است که پيگيري ها براي بازسازي آن بي نتيجه مانده است واز آن طرف لوله هاي انتقال آب که بيشتر بر روي زمين هستند هم دچار شکستگي شده و نيازمند ترميم هستند.

کمبود زمين براي سکونت باعث مهاجرت از روستاها شده است که اگر زمين توسط بنيادمسکن تسطيح شود و در اختيار اهالي جهت ساخت مسکن قرارگيرد، از خروج جوانان از روستا جلوگيري مي شود. از طرفي نياز است که سازه آبخيزداري دراين منطقه احداث شود. البته فرماندار از باغات و نخلستان ها بازديد کرده و شهبابک را به عنوان بکرترين منطقه نخلستاني خوانده است. آنتن دهي تلفن همراه بسيار ضعيف است که قرارشده است دکل نصب شود واميدواريم زودتر اين مشکل برطرف شود.در روستا زمين چمن مصنوعي براي فوتبال وجود ندارد و نياز است براي اين روستاها سالن ورزشي چندمنظوره احداث شود.

کمبود معلم و ترک تحصيل دانش آموزان به دليل نبود مدرسه راهنمايي ودبيرستان وجود دارد وبراي اوقات فراغت تابستانه دانش آموزان هم برنامه اي وجود ندارد. خانه عالم روستا به دليل عدم تجهيز ونداشتن کولر، پنکه، فرش و امکانات، پذيراي روحاني نبوده و درحال حاضر به عنوان کارگاه قالي بافي براي هشت نفراز زنان روستا از طريق آموزش استفاده مي شود؛ البته بيمه نيستند و در ازاي تکميل هر فرش که هشت تا نه ماه طول مي کشد، هرنفري يک ميليون و250 هزارتومان دريافت مي کنند؛ يعني ماهي بيش از صدهزارتومان دستمزد نمي‌گيرند. بانواني که در گرما در اين کارگاه قالي بافي و بدون کولر و پنکه فرش مي بافند؛ مي گويند:اگر مواداوليه و کارگاه داشته باشيم، درآمدمان بيشتر مي شود. مسئولان آمده اند، اما اقدامي نشده وصنعت ومعدن هم رفتيم و همکاري نشد.

بشاگرد که قطب صنايع دستي است، اما بازارصنايع دستي ندارد و محصولات توليدي دربازار جاسک وميناب عرضه مي شود. نياز به تراکتور براي شخم زدن ولودر براي بازگشايي مسيرهاي جاده در زمان بارندگي ومسدودبودن راه‌ها وجود دارد. معتادان بهبوديافته نيازمند اشتغال پايدارهستند.

مراد گنگذاري يکي از اهالي و معتمدين روستا نيز نامه هايي را نشانم مي دهد که از سال 60تاکنون به مسئولان مختلف ازجمله رئيس جمهور، استاندار، فرماندار، منابع طبيعي و... درخصوص احداث جاده، لوله کشي بين مزارع، احداث سازه آبخيزداري و.. نوشته واما پيگيري هاي حدود چهار دهه چندان اثربخش نبوده است.

شاعر منطقه

پيربخش دانايي نسب يکي از معتمدين اين منطقه که قريحه شاعري هم داردکه از 16سالگي متوجه اين استعدادش مي شود واما شرايط بالفعل شدنش را نمي يابد تا اينکه در سال 92 باجديت سرودن اشعارش را آغاز مي نمايد ودر سفر استاندار به بشاگردهم قطعه شعرزيبايي را سروده است و همگان را به وجد آورده است. در زمان خدمت سربازي هم قطعه شعري را مي‌سرايد وهمين شعر باعث مي شود که وي را به شيراز اعزام کنند.مي گويد: ماندن بشاگردي ها در مناطق کوهستاني باعث شده است که آنها از مرزهاي مان حراست و پاسداري نمايند. وي از دبستاني مي گويد که در اوايل دهه چهل دراين منطقه بود و در آنجا درس خوانده و شهبابک را بخاطر وجود مدرسه در آن زمان با عنوان دبستان هم مي خواندند. دانايي نسب که متولد 1332 است از خاطراتش از گذشته مي گويد که باپاي پياده و با حيواناتي نظير الاغ و... براي خريد مايحتاج زندگي به سمت جاسک مي رفتند ودر سال 48 هم سفري داشتند و به دليل بارندگي و مسدود شدن راه ها، سفر هفت روزه شان به هفده روز تبديل مي شود.

تلفن نداريم

سه روزي که در روستاهاي بشاگرد بوديم؛ تلفن هاي مان در روستاها آنتن دهي نداشت و ارتباط مان با دنياي بيرون قطع بود. حال اگر اتفاقي براي اهالي پيش بيايد، چه کار مي کنند؟ برخي روستاييان مي گويند بايستي بر مناطق مرتفع بروند تا تلفن‌شان اندکي آنتن دهد. وقتيکه به جايگاه سوخت سردشت براي بنزين زدن رفتيم، متوجه شدم، يک نازل براي گازوئيل و يک نازل براي بنزين فعال است که تعدادي خودرو در قسمت بنزين درصف انتظار بودند که به گفته راننده بومي همان منطقه هميشه همينطور است وبايستي دقايقي را در صف انتظار بمانند و پمپ چي هم مي گفت به دليل کم بودن مشتري فقط يک نازل از هر نوع سوخت فعال است و وقتي گفتم که اين شيوه باعث مي شود تعدادي خودرو در صف بمانند که حتي همين وضعيت باعث هدر رفت سوخت و وقت در زمان سوختگيري مي شود که وي پاسخي نداد.

پياده روي در دل رود وکوه

صبح زود از داخل روستاي شهبابک حرکت مي کنيم، روستايي که تصاوير سه شهيدش در روستا نصب شده بود. مقصدمان رودخانه شهبابک است که بخشي از مسير توسط يکي از خيرين منطقه تعريض شده است و با خودروي شاسي بلند چندکيلومتري را اما به سختي پيموديم و پس ازآن بايستي با پاي پياده از داخل اين رودخانه عبور کنيم که براي ما بسيار سخت بود و بيش از سه ساعت اين مسير را پيموديم. مسيري که رود در آن جاري بود و سنگ بست هايي را در طول مسير بصورت نوار افقي دوطرف رودخانه مشاهده مي کرديم که بامهارت خاصي سنگ‌ها (به سنگ بست در زبان محلي کش بند مي گويند) روي هم چيده شده بود. مزارع وباغات و محصولات دوفصل ازجمله نخل، انگور، سيب، زردآلو، سيب، انجير، ليمو و... در آن به چشم مي خورد، اما برداشت و انتقال محصول بايستي به سختي وبا حيوانات انجام شود که اگر جاده دسترسي احداث شود، رونق شگرفي در درآمدزايي اهالي و کشاورزان منطقه ايجاد مي شود.

برخي از درختان مانند درختي که در زمان محلي جک گفته مي‌شود، در اين منطقه ديده مي شود که چوبي محکم دارد و گفته مي شود براي ساخت قنداق اسلحه از آن استفاده مي شود. يکي از گلايه اهالي اين است که اراضي اين منطقه که چندين نسل بين فرزندان انتقال يافته است، اما در سال هاي اخيرتوسط اداره منابع طبيعي به آنها اعلام شده است که اين اراضي جزو اراضي ملي است و جهادکشاورزي هم به آنها گفته است که بايستي تکليف اين اراضي مشخص شود و آنها نمي توانند خدمات وتسهيلاتي را به کشاورزان در اراضي ملي ارائه دهند.

قبرها در حريره

قبرهاي خانوادگي در دايره هاي سنگي ديده مي شود که بامهارت خاصي به ارتفاع کمتر از يک متر بامهارت دستان هنرمند گذشته و بدون وجود داشتن پرگار ولوازم هندسي و... احداث شده که به آن در زبان محلي حريره گفته مي شود که حدود 15 حريره ديده مي شود ودر هرکدام ده تا 15 نفر به خواب ابدي رفته اند در آن زمان اهالي اموات شان را در آن دفن مي کردند وبر روي اين قبور سنگي نوشته هايي وجود دارد واهالي مي گويند حريره ها متعلق به پنج تا شش قرن پيش است و از طرفي آثار زندگي و خانه هاي سنگي از گذشته هنوز در اين منطقه به چشم مي خورد وبرخي از اموات را در دهه اخير هم با تمام سختي به اينجا آورده و دفن کرده اند وبه نحوي زندگي در جريان است وحال چطور اين اراضي جزو اراضي ملي قرار گرفته است؛ جاي سئوال دارد.

تعدادي از اهالي وازجمله زينب خانم که بنظر مي رسد بيش از هفتاد تا هشتاد سال سن داشته باشد و سختي کوهستان، وي را ورزيده وچابک بار آورده است که با لاغر اندامي اش، سريع تر از ما از دامنه هاي کوه بالا وپايين مي رفت و دبه هاي آب در دستانش بود و سقايي گروه را برعهده داشت. برخي از اهالي از گرازهايي مي گويند که براي بدست آوردن غذا از جمله کرم و...، به ريشه هاي درختان آسيب وارد مي کنند. در بالاي برخي از کوه ها که به سختي از آن بالا رفتيم آثاري از انبارهاي ديده مي‌شود که با سنگ ساخته شده است وبه عنوان انبار آذوقه براي نگهداري گندم وذرت، خرما و... حتي اسناد و... از آنها استفاده مي شد که سقف آنها با چوب درخت نخل ساخته مي شد ودرب‌هاي چوبي داشتند که قفل مي شدند و برخي از درب ها و قفل ها هنوز به چشم مي خوردند که به اين انبارها کت گفته مي‌شد.

برخي انبارها هم در دل کوه بوده که حالت غار مانند داشته و درب هاي ورودي چوبي براي شان گذاشته بودند وحالت قيفي داشته که ورودي تنگ و داخلش باز بود و موادغذايي براي مصرف يک سال در آنها ذخيره سازي مي شد. برخي از افراد ميانسال به ياد دارند که در نوجواني وجواني شان چطور از اين انبارها استفاده مي شده است. يکي از انبارها که مربوط به يکي از همراهان مان بود هم به عنوان سراي شاداب نامگذاري کرده بودند وهر انبار به يک خانواده تعلق داشته است. برخي از انبارها تا يک ونيم متر ارتفاع داشت وبرخي از تخته سنگ ها بيش از يک متر طول و بيش از يک وجب ضخامت داردو وزنش هم بنظر مي رسد بيش از صد کيلو باشد که سئوال اينجاست چطور بدون هيچ امکاناتي اين تخته سنگ‌ها جابجا شده و از نقطه اي به نقطه اي ديگر آورده شده است واز آن طرف هم روي همديگر گذاشته شده اند؟ براي انبارها هم نگهبان گذاشته بودند وهرماه براي بردن آذوقه، به انبارهاي شان مي رفتند. البته برخي از سنگ هاي اين انبارها درحال حاضر شکسته شده بودند که نشان از قديمي بودن انبارها بود.

اهالي و معتمدين در طول مسير رودخانه شهبابک هم نقطه اي را نشانم مي دهند که گفته مي شود هرساله گاوي را قرباني مي کنند وبين نيازمندان تقسيم مي کنند واز خدا طلب باران و روزي و دفع بلا مي کنند. صداي زوزه باد از بين کوه وشرشر وهوي هوي آب روان هم در رودخانه به گوش مي رسد. اينجاظرفيت گردشگري بکري دارد که اگر اندکي راه دسترسي ايجاد شود، گردشگران زيادي مي توانند از اين منطقه بازديدکنند.

مکاني را نشانم مي دهندو مي گويند اينجا بن گاه نام دارد وبراي احداث سازه آبخيزداري مناسب است که فرماندار ورئيس منابع طبيعي بااحداث اين سازه موافق هستند که اگر احداث شود، اين آب ذخيره سازي شده و بين مزارع وحتي شرب هم قابل استفاده است. آثاري از خانه وزيستن دراينجا ديده مي شود وگويا سه چهار دهه قبل کوچي صورت گرفته و اهالي به مکان فعلي روستا رفته اند.

در ارتفاع کوهها وبلندترين نقطه کوه ها هم باز سنگ بسته‌اي دايره اي برجاي مانده است که ارتفاع حدود سي سانتي متر دارند و آنرا را جهان يا آسياب مي گفتند و گندم وذرت را باخوشه در آنجا مي ريختند وپس از خشک شدن، آنها را مي کوبيدند تا گندم و ذرت از خوشه جدا شود وبه دليل مرتفع بودن اين منطقه و وزش باد، دانه از خوشه جدا مي شد وبر زمين مي ريخت وکاه به همراه باد مي رفتند. اين محل را سرپتک مي گويند و محصولات ارگانيک کشاورزي هم در همين کوه ها کشت مي شود والبته همان مشکل انتقال محصول هم دراين محل ديده مي شود.بايستي از روي سنگ هاي موربي بالاوپايين مي رفتيم که در دل سنگ بست ها از گذشته براي همين منظور گذاشته بودند. احداث جاده بين مزارع، ايجاد بندانحرافي از چشمه روستا و آبياري قطره اي وخريد تضميني ازجمله خواسته هاي ديگرکشاورزان اين منطقه براي توليد محصولات ارگانيک است. گويا جاروک جادوگر هم به مرکبات اين منطقه لطمه وارد کرده است.

روستاي ده پيشت بير

روستاي ده پشت بير در همسايگي شهبابک که 200نفر در قالب 35 خانوار را درخود جاي داده است و در همسايگي اين روستاست وجاده دونيم کيلومتري خاکي دارد که در بارندگي هم مسدود شده و رفت وآمد دانش آموزان رابه مدارس بعد از ابتدايي در ساير مناطق نيز مختل مي کند. طرح هادي دراين روستاهم اجرا نشده وآب از منبع آب شهبابک به اينجا منتقل مي شود به دليل فرسودگي لوله وخط انتقال، آب هدر مي رود و يک روز درميان دوتا سه ساعت آب دارند. جاده بسيار صعب‌العبور است و موسي نظري رييس شوراي روستاهم مي گويد نامه نگاري‌ها و پيگيري هاي شان براي احداث جاده اثرگذار نبوده است. مدرسه ابتدايي توسط موسسه خواجه نصير طوسي و مشارکت جهادي اهالي ساخته و به نام امام جعفر صادق (ع) نامگذاري شده است و البته مدرسه راهنمايي ودبيرستان ندارند.از فرزندان اين روستا هم چهار نفر طلبه شده اند ودانشجو و فرهنگي هم دارند.

مسجدپيامبراعظم (ص) هم توسط خير شهبابکي ساخته شده است و حسينيه حضرت علي اکبر (ع) هم بامشارکت اهالي درحال ساخت است ونياز به حمايت خيرين دارد. ساختمان دهياري هم درحال ساخت است. تلفن آنتن دهي ندارد. دراين روستاهم زمين مسکوني براي فرزندان شان ندارند وآنها را مجبور به کوچ کرده است که نيازمند به تسطيح زمين و واگذاري به اهالي است. دراينجا هم از نبود امکانات ورزشي مي گويند و15نفر معتادي که ترک کرده اند ،نيازمند شغل پايدارهستند. سيلندر گاز را هم بيشتر اهالي با الاغ و موتورسيکلت مي آورند. گويا گفته‌اند که از سدجگين به اين روستا آب داده نمي شود. هزينه ساخت وساز به دليل صعب العبور بودن مسير و گراني حمل مصالح گران است. يکي از جوانان فرهنگي هم از عيد فطرامسال مي گويد چهارنفراز يک خانواده باخوردن تن ماهي مسموم شده بودند و وي که براي ديدار با خانواده اش از شهر به روستا آمده بود، آنها را به بيمارستان رسانده بود واگر آن روز نيامده بود، معلوم نبود اين خانواده چه سرنوشتي داشته باشند؛ زيرا در روستا کسي خودرو ندارد. دراينجا اهالي از درس خوانده هاي شان انتظار مطالبه گري دارند.

روستاي تيراحمد

احمد درائي يکي از معتمدين منطقه مي گويد:روستاي تيراحمد در منطقه 14 روستا جزو بخش مرکزي بشاگرد است. از شه بابک واز مسيرجکدان به روستاي تيراحمد 80 کيلومتر پيموديم. مسيرخاکي حدود 20کيلومتري 14 روستا که قبلا توسط همين روستا تسطيح شده است ؛بيش از يک ساعت طول کشيدتابا خودروي شاسي بلند و راننده راه بلد به مقصد رسيديم. مسيرخاکي در زمان بارندگي مسدود است.وي مي گويد: از شه بابک به تيراحمد مسيرش 15 کيلومتر است که درخواست داده ايم تااين جاده احداث شود واستاندار در سفر دوهفته قبل به بشکرد وعده داده که اين جاده احداث شودکه اگر اين وعده محقق شود، در رفت وآمد اهالي اين منطقه نيز تسهيل مي شود. مسيرکوتاهتر مي شود و شهبابک از اين مسيربه 14 روستا متصل مي شود. وي در ساخت مساجدو حسينيه ها و حمايت از نيازمندان و ايتام و و جاده هايي را در مناطق مختلف بازگشايي شده؛ مشارکت داشته است.در اين روستا خيرين براي هفت خانواده خانه ساخته اند.

روستاي تيراحمد 50خانوار و300نفرجمعيت دارد هم باکمبود آب دست وپنجه نرم مي کندو در اين روستا هم در زمان بارندگي، جاده مسدود ورفت وآمد دانش آموزان به مدرسه راهنمايي در پاهتک صورت نمي گيرد وبه دليل همين مشکلات و مشکل مالي خانواده ها هم تعداد دانش آموزان اين مقطع از20 نفر به 12 نفر رسيده است. دراين روستا هم محصولات کشاورزي نابي دارد واما جاده دسترسي به مزارع ندارند که اهالي مي گويند اگر دوونيم کيلومتر دراين روستا تسطيح شود ، آنها براحتي مي‌توانند به مزارع شان بروند ومجبور نيستند محصولات را با حيوان منتقل کنند.

دراين روستا که جاده خاکي داردودر بارندگي مسدود مي شود و بازگشايي چندين هفته زمان مي برد، بيماران را با الاغ واز راه ميان بر به مراکز درماني سردشت رسانده اند که البته حدود هفت تا هشت ساعت طول مي کشد تا به مقصد برسند.

حسين درائي عضو شوراي روستاي تيراحمد هم از کلاس کوچک وبيش از45دانش آموزي مي گويد که در اين دبستان يک کلاسه درس مي خوانند .شيشه پنجره و درب دبستان شکسته و کلاس هشت ميز دارد که برخي هم شکسته شده اند. سرويس بهداشتي دبستان هم خراب است. دبستان بدون بخاري، کولر وپنکه، آبخوري، و... است. برخي خانه ها هم سرويس بهداشتي ندارند.8خانه خيرساز بين 12تا21 متر ساخته شده است. ذرت محلي راهم آرد ونان مي کنند. ذرت تر رابرشته مي کنند و مي خورند.محصولات سيب محلي، سير، ذرت، خرما، گندم، زردآلو، انگور، انجير، گيلاس کوهي، انار، مضافتي، وخوشگواردارند.

برخي سرويس بهداشتي نيمه کاره ساخته ونيمه کارمانده است. از50 خانوار کمتر از 20 خانواده سرويس بهداشتي دارند. آب لوله کشي نيست. تقسيم بندي آب چشمه انجام شده و اهالي آب را در بشکه نگه داري مي کنند. برخي منبع هزارليتري دارند وبرخي در سطل و دبه آب نگه داري مي کنند. درآمد ندارند. سير وسيب و... را باالاغ مي آورند. مي گويند:مشتري با اين جاده وضعيت نمي آيند ومي بريم ميناب، بندر و... مي فروشيم. بانيسان سايپا هم مي برم. مسجد وجود دارد و حسينيه درحال ساخت 120 متري بدون سرويس بهداشتي است. پارک روستا دوسال نيمه تمام مانده است. يک تاب نصب است و صندلي و سرسره . برخي کپرنشين هستند وبرخي کپرشان سوخته و نمي‌توانند درست کنند. جاده بين مزارع يک تا دوکيلومتر بايستي تعريض شود. غسالخانه نيز وجود ندارد.

مصوبات سفر استاندار

فرماندار بشاگرد نيز با اشاره به بازديد سه روزه استاندار از اين منطقه گفت: جاده و راه دسترسي، مهمترين مشکل اين منطقه است که خدمات رساني را به روستاييان بشاگردي سخت کرده است.احمد محمودي بابيان اينکه 160 پيشنهاد، تقاضا و مصوبه سفر استاندار به همراه داشته است که مي توان به 31 مورد در بخش آب، 35مورد مربوط به جاده، 20 مورد مربوط به طرح هادي و... اشاره کرد و با سفر استاندار به بشاگرد، چندين دستگاه ماشين آلات راه سازي دراين منطقه مستقر شده و کارگاه هاي راه سازي درحال تجهيز هستند که در گام نخست، تعريض و بازگشايي جاده ها انجام مي شود و آسفالت جاده ها در برنامه‌هاي بعدي قرار دارد. 30کيلومتر در حوزه گافر، امسال آسفالت مي شود.وي با اشاره به تاکيدات استاندار براي بهسازي جاده هاي بشاگرد ورفع مشکلات اين منطقه بصورت جهادي گفت: مسير 15 کيلومتري مورد تقاضاي روستاييان در شهبابک و احداث سازه آبخيزداري در اين منطقه نيز امسال اجرا مي شود.

محمودي از تامين زمين و واگذاري به جوانان روستا جهت اسکان نيز به عنوان يکي از مصوبات اين سفر نام برد.

فرماندار بشاگرد درخصوص وضعيت خوابگاه احداثي بدون آب وبرق در سردشت هم گفت: اين ادارات بايستي آب وبرق را تامين کنند تا دراختيار دانش آموزان شبانه روزي قرار گيرد.

وي درمورد نبود سرويس بهداشتي در برخي روستاها هم گفت: کميته امداد بايستي سرويس بهداشتي براي خانه هاي فاقد سرويس بهداشتي احداث کند.

محمودي همچنين وعده داد که دو و نيم کيلومتر جاده دسترسي به مزارع تيراحمد را تسطيح وبازگشايي شود. همچنين رديف اعتباري براي احداث سازه آبخيزداري در مسير رودخانه شهبابک اختصاص مي يابد.وي کمبود فضاي آموزشي در اين شهرستان را تاييد کرد، اما گفت مدارسي که نياز به بخاري دارند، به فرمانداري مراجعه کنند.

فرماندار بشاگرد افزود: شرکت وآب وفاضلاب روستايي هم قرار است منبع بتني آب شهبابک و خط انتقال آب را بازسازي کند. جاده بين مزارع نيز احداث مي شود

وي احداث زمين چمن در شهرستان، پل جگين، اجراي طرح هادي، بازسازي مدارس فرسوده را از ديگر مصوبات اين سفر خواند واز نبود ادارات مختلف از جمله راه وشهرسازي، تعاون، کار ورفاه اجتماعي، ثبت اسناد، صندوق کارآفريني، نوسازي مدارس، مجتمع اداري در اين شهرستان انتقاد کرد.

وي درخصوص کمبود دارو وپزشک متخصص در شهرستان هم گفت: داروهايي که توسط پزشکان عمومي تجويز مي‌شود وداروي عقرب گزيدگي در شهرستان وجود دارد.وي درخصوص حصارکشي پرتگاه هاي روستاي درآلوي هم گفت: رديف اعتباري مشخص در اين بخش نداريم و دهياري بايستي انجام دهد که دهياري مي تواند از طريق بخشداري اين موضوع را پيگيري کند.محمودي در خصوص مشکلات مالي در مسير ترک اعتياد معتادان هم گفت: اين موضوع را بررسي مي کنيم تا راهکاري برايش بينديشيم.

مادر شهيد

در مسير برگشت هم به خانه مادرشهيدبشاگردي اسحق جمشيد نيا در ميناب رفتيم که خانه مادرشهيد به دليل فرسودگي، سقفش در بارندگي هاي اخيرتخريب شده بود و پيگيري ها علي رغم بازديد از خانه اين مادرشهيد توسط بنيادشهيد ونماينده بيمه براي رفع مشکل بي نتيجه مانده بود که در تماس با مدير روابط عمومي اداره کل بنيادشهيد وامور ايثارگران، وي اظهار داشت: برآورد خسارت انجام شده و به زودی مبلغی ب