دریا نیوز







چرا مردم بندرعباس موزه شهر خود را نمی شناسند؟

دریا نیوز: موزه محل گرد هم آمدن ، هويت و فرهنگ يک شهر يا قوم است. البته اين گرد هم آمدن و يادآوري تنها مختص به آثار و اشيا انسان هاي گذشته نيست

، 14:12   /   کد خبر: 33810   /   تعداد بازدید: 512


دریا نیوز: موزه محل گرد هم آمدن ، هويت و فرهنگ يک شهر يا قوم است. البته اين گرد هم آمدن و يادآوري تنها مختص به آثار و اشيا انسان هاي گذشته نيست. بلکه مي توان فرهنگ حال آن شهر را هم به نمايش بگذارد. در اين حالت است که موزه هاي امروزي از حالت سکون و به نمايش در آمدن چند شي که از کاوش ها به دست آمده خارج شده است.

موزه هاي امروزي در معناي خود وظايف متعددي را بر دوش دارند. حفظ و صيانت از هويت فرهنگي و دستاوردهاي فرهنگي و تحولات فرهنگي از وظايف يک موزه است. موزه امروز ديگر يک مکان ثابت با قالب اجرايي محدود به حساب نمي آيد، بلکه به يک فرايندي تبديل شد ه است که مي تواند تحولات فرهنگي در تمام زمينه ها و نه فقط باستان شناسي، بلکه بر حسب نيازها واکنشي با ساختار موزه اي نشان دهد.

در واقع مي توان گفت موزه را مي توان مرکزي پويا دانست که هر روز اتفاقي جديد در آن رقم مي خورد. موزه مردم شناسي خليج فارس (بندرعباس) يکي از موزه هاي مردم شناسي در جنوب ايران است که در شهر بندرعباس قرار دارد. اين موزه در اسفندماه 1386 افتتاح شد که در 3 طبقه ساخته شده است.

معماري ساختمان موزه که توسط مهندس شهاب الدين ارفعي انجام شده است. از سبک معماري بومي استفاده شده که به اين موزه زيبايي خاصي بخشيده است.

طبقه دوم موزه به بخش مردم شناسي تعلق دارد که در نوع اجرا و چيدمان آن منحصر به فرد است.

قسمت بازار- آزاد سازي قلعه پرتغالي ها و صيد و صيادي است در اين بخش سعي شده است تا با مجسمه‌ها و به نمايش در آوردن اين قسمت ها و پخش صداي واقعي از هر قسمت به جذابيت آن بيفزايد . و به درک هر چه بهتر مخاطب کمک کند. بازار و دريا دو نماد مهم فرهنگي منطقه هرمزگان است که فرهنگ و سبک زندگي مردم بومي منطقه را به خوبي نشان مي دهد.

اما مدت هاست که به موزه مردم شناسي سر مي زنم صداهاي غرفه ها از کار افتاده و مي گويند خراب است و هنوز هم تعمير نشده است مگر تعمير يک سيستم صوتي چقدر هزينه بردار است يا زمان مي برد؟!

طبقه سوم موزه قسمت باستان شناسي است که به غناي فرهنگي، تاريخي استان هرمزگان پرداخته است.

همچنين آثاري در اين قسمت به نمايش در آمده است که از کاوش هاي باستان شناسي خود منطقه هرمزگان است و اين مسئله به اعتبار اين موزه مي افزايد. جذاب‌ترين قسمت آن گور خمره هاي دوره اشکاني است که از گورستان نخل ابراهيمي ميناب (مغ بريمي) کشف شده است.

اما سوال هايي پيش مي آيد که آيا مردم شهر موزه اي با چنين ظرفيتي را مي شناسند ؟

آيا به نيازهاي فرهنگي بندرعباس پاسخ مي دهد؟

آيا بعد از گذشت يک دهه از بوجود آمدن اين موزه و داشتن ظرفيت از نظر مکاني و هويتي چه تغييراتي در آن بوجود آمده است؟

در اين يک دهه مديران مختلفي به اداره کل ميراث فرهنگي آمدند و رفتند آيا توانستند اين موزه را پويا تر کنند؟

براي پاسخ به چنين سوال هايي بايد جواب منفي داد. موزه اي که تمام سعي و تلاش خود را مي کند که به فعاليت بهتر بپردازد و به روز باشد، با فرهنگ و مسائل اجتماعي بوجود آمده خود را تغيير دهد اما تلاشش بي فايده بوده است.

وقتي با مدير موزه در مورد نواقص هر چند کوچک و جزئي صحبت مي کنيم در طي اين سال ها هميشه پاسخ اين بوده است که مسئولين ميراث فرهنگي براي اين موزه هزينه اي را در نظر نمي گيرند و با کمبود بودجه مواجه است.

در اين سال ها ديده ام که با برگزاري ورکشاپ ها، برگزاري نمايشگاه هايي هر چند کوچک، کارمندان موزه در تلاش بوده اند که از ديگر موزه هاي کشور عقب نمانند و با مسائل اجتماعي و فرهنگي همگام شوند. ولي تمام اين موارد مستلزم همکاري بخش هاي ديگر سازمان حتي براي تبليغات است و اثر بخشي خوبي نداشته است.

اما در پاسخ اين سوال که چرا مردم شهر بندرعباس موزه بزرگ خود را نمي شناسند- آيا تبليغات در سطح شهر به چشم مي خورد، تابلوهايي که مسير موزه را نشان بدهد حتي يک تابلو در سطح شهر وجود ندارد. حتي بيلبوردهاي تبليغاتي که به صورت فصلي و دوره اي بايد در شهر نصب شود وجود ندارد.

حتي تابلوهايي براي مسافراني که از فرودگاه، ترمينال، راه آهن ، ورودي هاي شهر بايد باشد و نيست. نبود تبليغات و کم لطفي به اين موزه باعث شده خود مردم بومي هم اطلاعاتي نداشته باشند و اسمش هم به گوششان آشنا نباشد.

در صورتيکه با ظرفيتي که اين موزه دارد مي تواند به مکاني براي تجمع اهالي فرهنگ و هنر و اجراي مراسم‌هاي آئيني، ورکشاپ ها و حتي تبليغات محيطي از آثار موزه باشد. البته همه اين موارد ذکر شده با شيوه و زبان اختصاصي موزه دارانه انجام شود.

بندرعباس شهري است که هميشه محل گذر و عبور بوده است و مهاجراني را در خود داشته و خرده فرهنگ‌هايي در آن جاي گرفته است. امروزه ديگر نمي توان هويت و خرده فرهنگ بندرعباس را از مهاجرانش جدا دانست. شهري زنده و جاري است که روايت هاي فراواني دارد. شهري که در دهه هاي اخير با چالش هاي هويتي روبرو شده است و از سوي ديگر مي توان گفت مسئولين و مديران رسمي به اين ظرفيت هاي موجود و چالش‌هاي فرهنگي که مي‌توانيم به راحتي با امکانات فرهنگي موجود، آن خلا را پر کنيم پشت کرده اند.

در واقع موزه مي تواند مرکز قدرت فرهنگي شهر باشد .

البته بايد در نظر داشته باشيم که موزه اي که بتواند تمام اين بار را به دوش بکشد آن هم براي شهر بندرعباس نبايد در ساختار سازماني باقي بماند و با چند شي که يک دهه هيچ تغييري نکرده است و نگاه ويژه اي به آن داشته باشيم.

يک موزه بايد روايت هاي تاريخي در برهه هاي زماني مختلف راگردآوري کند و خرده فرهنگ هاي موجود را جمع آوري کند و توجه ويژه اي داشته باشد.

اين امر نيازمند برنامه اي منسجم و مدون است که اشيا موزه نمي توانند آن را انجام دهند بلکه مسئولين و مديران کل ميراث فرهنگي و هنرمندان شهر که راويان اصلي فرهنگ شهر هستند را به موزه بکشاند تا برنامه ريزي مناسبي براي موزه خليج فارس داشته باشند.

موزه اي که سال هاست فراموش شده است. جز چند مسافر آن هم نه همه مسافران از موزه بازديد دارند و چند دانش آموز در طول سال به موزه بروند.

اما امروز بندرعباس بيش از هر زمان ديگر نيازمند موزه اي با هويت است، موزه اي که براي مردم شهر باشد و آينه اي براي نمايش همه بندري ها و مکاني براي پيوندشان به يکديگر.موزه اي زنده با قابليت هاي متعدد.

 سعیده دبیری نژاد/دریا