دریا نیوز







بنويسيد اينجا آخر دنياست؛ زندگي مان از جنگ زده ها بدتر است

دریا نیوز: اينجا محله سنگ کن در ضلع غربي فرودگاه بندرعباس است که مي گويند نه مرغ است و نه شترمرغ

، 12:54   /   کد خبر: 33539   /   تعداد بازدید: 1849


دریا نیوز: اينجا محله سنگ کن در ضلع غربي فرودگاه بندرعباس است که مي گويند نه مرغ است و نه شترمرغ.

محله اي که سابقه سکونت در آن به بيش از نيم قرن برمي گردد و برخي ها نسل اندر نسل در آن سکونت داشته اند و آثارخانه هاي گلي و نخل هاي سربريده خشک شده همچنان هويداست؛ اما به ساکنان محله گفته اند که اين محله جزو شهر نيست. اهالي اين محله گلايه مندند و مي گويند مسئولان تکليف اين محله را مشخص کنند. اگر اين محله که چند کيلومتر بعد از ميدان تره بار به سمت مرکز شهر واقع شده است را روستا مي دانند که بايستي شوراي اسلامي روستا و دهياري داشته باشد و اگر جزو شهر است که بايستي خدمات شهري دريافت نمايد. چطور است که در زمان انتخابات شوراي شهر، کانديداهاي شوراي شهر به اين محله مي آيند و تبليغ مي کنند و مي گويند که به آنها راي بدهيم و کسي نمي گويد که اينجا روستاست و بايد شوراي اسلامي روستا داشته باشد، اما در زماني که ساکنان مي گويند دستگاه هاي خدمات رسان شهري به آنها خدمات دهند، به آنها مي گويند که اين محله جزو شهر نيست؟ چندسال قبل که بلوار خليج فارس از وسط اين محله عبور کرد؛ سنگ کن را به دو محله سنگ کن شرقي و سنگ کن غربي تبديل کرد؛ اما مشکلات حتي با احداث اين بلوار همچنان پا برجاست. اهالي مي گويند: از سال 95 که مشکلات اين دو محله تفکيک شده و موضوع شهر يا روستا بودنش و گلايه از عدم خدمات رساني به ساکنان رسانه اي شد، دو تا از کوچه هاي محله سنگ کن شرقي آسفالت شد و بقيه کوچه ها همچنان خاکي است. با پيگيري هاي زيادي که شد، يک زمين چمن مصنوعي هم در کنار مسجد امام حسن مجتبي(ع) براي شان ساخته شد و وعده ساخت پارک در زمين خالي روبروي مسجد هنوز محقق نشده است. زميني که چند هزار مترمربع وسعت دارد و بخشي از آن به باتلاقي از فاضلاب تبديل شده است. طرح فاضلاب در محله اجرا نشده است و فاضلاب وارد همين باتلاق فاضلاب مي شود. خليل دورکي معتمد محله و مسئول هيئت امناي مسجد امام حسن مجتبي(ع) که پيگير امورات مسجد و محله است، هم مي گويد: براي اجراي طرح فاضلاب در محله پيگيري هاي زيادي داشته اند و شرکت آب و فاضلاب به آنها پاسخ داده است که اگر شهرداري به صورت مکتوب اعلام کند که اجراي طرح فاضلاب در اين محله بلامانع است که بعد نخواهند طرحي را اجرا کند به تاسيسات مان آسيبي وارد شود، اين شرکت طرح فاضلاب را در سنگ کن اجرا مي کند و شهرداري تاکنون اعلام نکرده است. وي البته از مسئولان استان گلايه مند است که بارها وعده حضور در محله و رفع مشکلات را داده اند و قرار بوده که استاندار هم بازديدي از محله داشته باشد و موضوعات و مشکلات مردم را از نزديک ببينند و در همين جا دستور دهند مشکلات برطرف شود که تاکنون محقق نشده است و انتظار داريم به مناسبت چهلمين سالگرد پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، استاندار به همراه مديران در محله حضور داشته باشند و ميز خدمتي را در محله راه اندازي نمايند تا براي برون رفت از چالش هاي موجود در اين محله تصميم گيري نمايند تا ساکنان محله شيريني انقلاب را بيش از اين لمس نمايند. ساکناني در اين محله داريم که چندين نسل در همين محله که آن زمان محله از امکانات چنداني برخوردار نبود و در اين سال ها وضعيت بهتر شده است زندگي مي کنند؛ اما همچنان با مشکلاتي مواجهند. خانم پيري در محله است که شوهرش حسن تذرو حدود هفت سال قبل از دنيا رفته است و خانه اش بين ورثه تقسيم شده و هفت خانواده با همسر و فرزندان شان در همين مکان زندگي مي کنند؛ اما خانه هاي شان بدون برق است و مجبورند از برق خانه پدري استفاده کنند که در تابستان ها مجبورند هر دو ساعت يکي از خانواده ها کولر خانه اش را روشن کند که اين شرايط زندگي براي شان سخت است. اداره برق هزينه زيادي را براي نصب تيربرق و انشعاب از آنها مطالبه کرده بود که پرداخت اين هزينه براي شان غير ممکن است. درآمد چنداني ندارند و کارگر هستند و حتي براي معيشت با مشکل مواجهند و توانايي پرداخت هزينه چندميليوني به اداره برق را ندارند و سال ها با همين وضعيت سوخته اند و ساخته اند.

جنگ زده نيستيم

شايد براي هيچکس باورکردني نباشد که در قلب شهر بندرعباس، محله اي باشد که مردم براي رفت آمد داخل محله و از روي خور فاضلاب وسط محله مجبور باشند پل چوبي به طول بيش از بيست متر و عرض حدود نيم متر را درست کنند و روي آن را گوني هاي پر از خاک گذاشته اند تا بتوانند راحت تر رفت و آمد کنند و احتمال سقوط از اين پل هم بخصوص براي کودکان هم وجود دارد و گويا چند سال پيش هم کودکي در خور مي افتد و فوت مي کند.

خانمي که بيش از 25سال به همراه فرزندانش که حالا داراي همسر و فرزند هستند و در کنار همين خور در سنگ کن غربي زندگي مي کنند و مجبور است از روي همين پل رفت و آمد کند هم مي گويد: موقع بارندگي همين پل چوبي روي خور را هم آب مي برد و آب وارد خانه هاي مان مي شود.خور به نيزار تبديل شده و متعفن گرديده است. مار ،عقرب، راسو و موش هم بخاطر اين خور کثيف امان مان را بريده است. تابستان ها که بچه ها مالاريا مي گيرند و بدن ها پر از دمل و زخم مي شود و مريضي بيشتر مي شود. آسايش و امنيت نداريم. آن سمت خور هم که خودروهاي خاور نخاله هاي ساختماني شان را مي آورند خالي مي کنند. کانديداهاي شوراهاي شهر فقط در زمان انتخابات مي آيند و مي گويند که روي خور برايمان پل درست مي کنند و سطل زباله مي آورند تا مجبور نباشيم زباله هاي مان را در خور بريزيم و بسوزانيم که بعد از انتخابات فراموش مي شود. از مسئولان مختلف خواهش و التماس کرده ايم که براي مان پل بزنند که تاکنون هيچ اقدامي نکرده اند. در محله سنگ کن غربي مسجد وجود ندارد و براي مراسمات و نماز بايد به مسجد امام حسن مجتبي(ع) در محله سنگ کن شرقي برويم که شب ها و در تاريکي که کوچه ها هم تاريک است؛ نمي توانيم از روي پل عبور کنيم و به مسجد برويم و مجبوريم در خانه نماز بخوانيم.دوست داريم بچه هاي مان را به مسجد امام حسن مجتبی(ع) ببريم تا در کلاس هاي قرآن حضور داشته باشند و خودمان به مراسمات مذهبي برويم که با اين شرايط، رفت و آمد خيلي سخت است و در ماه محرم و صفر هم به سختي به مسجد مي رويم. به خدا ما جنگ زده نيستيم. ايراني و هرمزگاني هستيم. حق مان نيست با اين شرايط زندگي کنيم به فريادمان برسيد. به ما مي گويند شما مگر در جنگل زندگي مي کنيد که در اين نيزارها هستيد؟ چرا خور لايروبي نمي شود؟ گويا ما شوراي شهر نداريم که بيايند و وضعيت مان را ببينند. مسئولان مشکلات مان را نمي بينند. در زمان بارندگي که مشکلات مان بيشتر مي شود. چرا خور را حتي بطور کامل سنگ بست نمي کنند و رويش پل استاندارد نمي زنند تا ساکنان اينقدر مشکل نداشته باشند؟ چرا استاندار و فرماندار و شهردار براي رفع اين مشکل چاره اي نمي انديشند؟ بچه هاي محله مجبورند از روي همين پل چوبي عبور کنند و به مدرسه بروند. مدرسه اي که دور از محله است و دانش آموزان محله سنگ کن شرقي هم با سرويس مجبورند به مدرسه بروند. طه 5ساله که به همراه مادر و مادربزرگش از روي پل عبور مي کند، اما گويا الان ديگر حرفه اي شده است و بدون ترس و لرز از روي اين پل مي رود؛ اما شب ها تاريک است و نمي تواند از روي پل عبورکند. کوچه هاي محله تاريک است و امنيت وجود ندارد. حتي کوچه هاي محله سنگ کن غربي نامگذاري نشده اند و همچنان بايستي آدرس را به نشاني کنار تعميرگاه و مغازه و... بدهند و بروند ميهمان شان را از آنجا بياورند.

خودروي زباله و سيلندر

خانمي را مي بينم که کيسه پلاستيکي زباله را در دستش گرفته است و به سمت بلوار خليج فارس مي برد. مي گويد در محله خودروي حمل زباله و فروش سيلندر نمي آيند. مجبوريم زباله هاي مان را داخل پلاستيک کنيم و ببريم بلوار خليج فارس بگذاريم تا ببرند. البته برخي ها هم داخل محله زباله هاي شان را مي سوزانند و برخي مي ريزند و مي روند. خودروي فروش سيلندر مانند سال هاي قبل هم به محله نمي آيد و وقتي سيلندرمان تمام مي شود براي تعويضش با سيلندر پر، متحمل وقت و هزينه زيادي مي شويم. تعدادي ديگر از ساکنان، يکي ديگر از مشکلات محله را وجود مالخرها و انبارهايي مي دانند که ضايعاتي مي خرند که همين موضوع باعث شده است که آسايش و امنيت از محله برود. معتادان و سارقان وارد خانه هاي اهالي مي شوند و وسايل شان و حتي دمپايي و لباس و... را مي دزدند و به ضايعاتي ها مي فروشند. شب ها هم کنار خور بساط استعمال شيشه دارند. يکي از اهالي مي گويد: همين ديشب دو مرتبه دزد وارد خانه مان شد. نيروي انتظامي هم داخل اين محله گشت زني ندارد و معتادان و سارقان را جمع نمي کند. گويا اين محله جزو شهر نيست که مسئولان براي تامين امنيت و خدمات رساني هيچ اقدامي نمي کنند. ديوار برخي از خانه هاي بلوکي که بدون سيمان روي هم قرار گرفته اند و به دليل فقر مالي بعد از سال ها ايمن سازي نشده اند و اين خانه ها در اثر زلزله و بارندگي دچار آبگرفتگي و ريزش مي شوند . مي گويند با درآمد بندرعباس مي توان اين شهر را طلاکاري کرد که اين درآمد معلوم نيست به کجا مي رود و چرا اينقدر محروميت بيداد مي کند؟

محله فراموش شدگان قريشي

يکي از اهالي محله هم از آسفالت نبودن کوچه هاي اين محله، نبود سطل زباله، وجود سگ ها در محله و ... در اين منطقه بسيار گلايه مند است و مي گويد: بايد اين محله را محله فراموش شدگان بنامند. زيرا قابل پذيرش نيست که در محله اي از بندرعباس به عنوان قطب اقتصاد کشور، کوچه هايش اينگونه خاکي و فاضلاب روان داشته باشد. مردم اين محله که در انتخابات و راهپيمايي ها هم شرکت مي کنند و همواره مدافع انقلاب و نظام بودند؛ شايسته خدمات بهتري هستند و ضعف مديريتي برخي از مديران در ادوار مختلف باعث شده است که مردم اين محله از کمترين امکانات محروم باشند. بخشي از خور محله سنگ بست شده است و بخشي همچنان خاکي رها شده اند و هنوز وضعيت احداث اين خور که از بلوار امام حسين(ع) و گلشهر، روانآب ها و فاضلاب و... را به دريا هدايت مي کند، همچنان در بلاتکليفي به سر مي برد. دو خانمي که روي سنگ بست و لبه خور نشسته اند و از وضعيت خاکي بودن کوچه ها و کم آبي محله گلايه مندند و مي گويند روزها که چندان آبي در لوله ها نيست. آخر شب بايد تشت يا ديگ را بگذاريم زير لوله آب تا پر شود و روي چراغ بگذاريم و آب را گرم و حمام کنيم آبگرمکن جواب نمي دهد و آب به دليل کم فشاري واردش نمي شود. آنها لوله سياه رنگ با قطر کم را نشان مي دهند که از زير خور عبور کرده و آب محله را با همين لوله تامين مي کند و به همين دليل فشار آب کم است. مي گويند به ادارات مختلف براي رفع مشکلات مان رفته ايم که گره گشا نبوده است و اميدواريم که با انعکاس مشکلات در رسانه ها، اقدامي کنند. کوچه هاي مان نامگذاري نشده است و به تاکسي تلفني و... نمي توانيم آدرس دقيق دهيم. سطل زباله در محله وجود ندارد. هزينه درج شده در قبض آب و برق هم گران است که پرداختش براي بسياري از اهالي فقير و محروم اين محله سخت است. در بارندگي هم خانه ها به زيرآب مي رود و به آنها امدادرساني با قايق و... صورت مي گيرد؛ اما چاره اي اساسي براي رفع مشکلات اين محله انديشيده نشده است. اهالي محله بيشتر صيادند و يا کارگر و بيمه نيستند و در اين فصل هم صيد کم است. دورکي مي گويد: وقتي به شهرداري براي پيگيري آسفالت محله مي رويم، مي گويند مگر تمام کوچه هاي تان آسفالت نيست؟ کوچه ها که آسفالت شده اند. آنها حتي نمي دانند که کوچه هاي سنگ کن غربي و شرقي آسفالت است يا خاکي. از چندماه قبل که شهردار منطقه منصوب شده است، حتي نتوانسته ايم ببينيمش و خواسته هاي مان را بيان کنيم. شهردار قبلي مردمي تر بود و زمين ورزشي را براي مان ساخت. ابتداي محله سنگ کن شرقي محوطه خاکي است که مي توان به بازارچه محله اي تبديل کرد تا براي اهالي هم اشتغالزايي شود. خوري هم که از کنار ديوار فرودگاه آب باران و ... را به دريا هدايت مي کند تبديل به نيزار شده است و راسو و مار و موش آسايش را از اهالي ربوده اند و بوي تعفن مي دهد.

قبرستان ها روشن تر هستند

اهالی تاريکي شب ها در اين محله را مشابه تاريکي قبرستان مي دانند؛ گرچه بسياري از قبرستان ها هم روشن تر از برخي محلات بندرعباس مانند سنگ کن هستند.خانمي که خانه شان در کنار خور پشت ديوار فرودگاه است هم از تاريکي، خاکي بودن کوچه ها، وجود معتادان و ناامني، موش و مار و عقرب، نوسان برق و... گلايه دارد و البته به صداي هواپيماهايي که مرتب صعود و فرود دارند، عادت کرده است. اسماعيل هم در همين محله که به دليل تصادف از کارافتاده شده است و بيمه اي هم نداشته است، براي تامين مخارج زن و فرزندانش با مشکل مواجه است. درب سرويس بهداشتي و حمام شان هم حصير و درب شکسته چوبي است وخانه شان ديوار هم ندارد و در اتاقکي زندگي مي کنند.

مسجد امام حسن مجتبي(ع)

مسجد امام حسن مجتبي(ع) محله سنگ کن شرقي يکي از مساجد فعال شهر است که نماز جماعت هم در آن برگزار مي شود اما همچنان در انتظار احداث خانه عالم مي باشد و وعده ها براي ساخت خانه عالم در اين سال ها محقق نشده است.

برنامه هاي مذهبي و فرهنگي هم در محله اجرا مي شود. کودکان و نوجوانان زيادي به مسجد مي آيند و خادمان مسجد هم تعدادي تاب و سرسره زنگ زده و شکسته آهني را آورده اند و جوش زده اند و در حياط مسجد گذاشته اند که باعث شده است بچه ها آنجا بازي کنند. اگر که شهرداري به وعده اش عمل کند و پارک محله اي بزرگي را در زمين کنار مسجد درست کند، صدها کودک و نوجوان محله به همراه والدين شان مي توانند به اين پارک بيايند.

محمد،مصطفي و رسول نوجوانان محله هستند که تفريح شان را قدم زدن در محله عنوان مي کنند.تعدادي از کودکان هم که در کنار خور درحال بازي کردن بودند هم از بازي کردن در کنار خور لذت مي بردند و به بوي تعفن خور و حيوانات موذي توجهي ندارند. خانمي هم که در کنار منزلش در حال تلي بافي که يکي از صنايع دستي هرمزگان است مي گويد: وضعيت کوچه هاي خاکي محله را که خودتان مي بينيد. در محله پارک هم نيست که بچه هاي مان بخواهند در آنجا بازي کنند و در کوچه ها بازي مي کنند که همسايه ها مي گويند بازي نکنند؛ سر و صدا مي شود و نمي توانيم استراحت کنيم. تکليف اين بچه ها چيست که از حداقل امکانات محرومند؟ ما مسئولان را نمي بينيم، فقط در زمان انتخابات رفت و آمد به محله زياد مي شود و قول هايي مي دهند و قول ها هم بعد از انتخابات فراموش مي شوند. در تابستان نوسانات برق زياد است و قرار بود که ترانس جديد نصب کنند و برق را تقويت کنند که نکردند. مگس ، پشه، موش ،راسو و سگ هم ارمغان خورهاي کثيف محله است. آیا مسئولان حاضرند يک هفته در تمام عمرشان در اين محله زندگي کنند؟ محله پر از زباله و نخاله است. جداولي هم که از بلوارها تعويض مي شود را مي آورند و داخل کوچه هاي سنگ کن تخليه مي کنند. اين محله حتي نانوايي هم ندارد؛ درحاليکه حتی در روستاها هم نانوايي زده اند. بنويسيد که اينجا آخر دنياست.از کمترين امکانات محروميم.

علی زارعی/دریا