دریا نیوز







خدمات دولت کافي نیست؛بشکرد سرزميني متمدن اما محروم در هرمزگان

دریا نیوز: مقصد مان سرزميني متمدن و با فرهنگ چند هزارساله در شرق هرمزگان است که قدمتي ديرينه دارد و حال در پس پرده غفلت و بي توجهي، مردمانش در فقر بسر مي برند

، 11:22   /   کد خبر: 33521   /   تعداد بازدید: 2006


دریا نیوز: مقصد مان سرزميني متمدن و بافرهنگ چندهزارساله درشرق هرمزگان است که قدمتي ديرينه دارد و حال در پس پرده غفلت و بي توجهي، مردمانش در فقر بسر مي برند.

دياري که تا چندين قرن گذشته، حکامي داشته و در سرزميني وسيع در کوه‌هاي سربه فلک کشيده، مردمانش کشت و زرع داشته اند وآذوقه شهرهاي اطراف را تامين مي کردند و با آن شهرها آبزيان مبادله داشته اند؛ اماحال چنگال غول خشکسالي ها از يک طرف و بي تدبيري ها از سويي ديگر باعث شده است؛ مردمانش در تامين کمترين مايحتاج زندگي درمانده شوند.سرزميني که کوه هايش گنج هستند و معادن سنگ آهن، کروم، منگنز،مس، سليس، مرمر، انواع سنگ هاي زينتي و...در زير پايشان خودنمايي مي کند؛ اما رنج مردمانش هيچ سنخيتي با گنج نهفته اش ندارد و پاسخي قانع کننده را نمي توان براي آن يافت.

اينجاسرزميني است که قلعه اي شش هفت هزار ساله دارد که حکمرانان در آن حکمراني مي کردند و هفت قرن پيش قلعه را مرمت مي کنند و قلعه انگهران در روستاي گوهران بشاگرد (انگهران دو دهه قبل به گوهران تغيير نام مي يابد) که جزو آثار تاريخي و باستاني بشمار مي رود، اما به فراموشي سپرده مي شود. قلعه اي که با مردمانش حرف ها دارد. از حکام و بزرگان اين منطقه، نسل هايي در بشکرد يا همان بشاگرد امروز زندگي مي کنند و خاطرات و خطرات دهها نسل را سينه به سينه به يکديگر منتقل کرده اند و از رشادت هاي اجدادشان در حراست و صيانت از سرزمين شان و حتي ايستادگي در مقابل متجاوزان خارجي از جمله انگليسي ها و... مي گويند. درکنار قلعه انگهران، مسجد(اولين مسجد شيعيان دراستان که با مصالح ساخته شده است) و حسينيه اي ديده مي شود که قرن ها قبل ساخته شده اند و حسينيه با همان سبک قديمي چندي قبل مرمت شده و چوب و حصير و سقف با تيرآهن جايگزين شده اند. درکنار حسينيه، قبور قديمي و جديد ديده مي شود؛ سنگ قبرهاي حکاکي شده بسيار قديمي، نشان از گذشته فرهنگي منطقه است که نشان مي دهد در آن زمان مردمان اين ديار دست به قلم بوده اند و حتي عرفاني هم مي‌نوشتند. دو شهيد گمنام و يک شهيد منطقه (ذاکر جعفري) در اينجا مدفون هستند. در گوهران و سردشت هر شهري پذيراي دو شهيد گمنام هستند. دوشهري که 22کيلومتر باهم فاصله دارند و شهرداران فعالي دارند. در شهر سردشت هم مردم با مشکل آب مواجهند و فقط يک نازل بنزين جايگاه سوختش فعال است. مخزن هزار مترمکعبي آب هم توسط شرکت آب و فاضلاب استان در گوهران در حال اجراست.شهردار گوهران از آمادگي شهرداري براي مرمت قلعه(در زلزله سال92بيشتر قلعه تخريب شده است) با همکاري ميراث فرهنگي مي گويد. مجتبي انصاري همچنين اظهار مي دارد که در اين منطقه و شهرگوهران طرح آرامستان شامل بلوار، ميدان ورودي شهر، قطعه بندي قبور، پارکينگ، سکوي نماز، غسالخانه، سردخانه و فضاي سبز با اعتبار بيش از دويست ميليون تومان اجرا و در دهه فجر امسال به بهره برداري مي رسد.

ميردادبهروز، معتمد و بزرگمرد منطقه

در اين منطقه بزرگاني همچون ميرداد مقدم زاده معروف به ميرداد بهروز (نام پدرش بهروز بوده است) هستند که به عنوان معتمد منطقه و استان و استان هاي همسايه هم محسوب مي‌شود و به دليل نقشش در صلح و سازش مردم و اقوام و قبايل و طوايف و برقراري امنيت منطقه و پيگيري رفع مشکلات مردم، مورد احترام عام و خاص قرار دارد.اين بزرگ مرد 87ساله متواضع و دلسوز، اسناد مکتوبي را که بخشي سوخته شده است و باقي مانده اش را نگهداري مي کند، نشان مان مي دهد که اين اسناد منقش و بامهر و دست نوشته هاي زيبا نشان از سواد و فرهنگ و پايبندي و دلبستگي بشکردي‌ها از گذشته تاکنون به دين مبين اسلام و پيامبر و خاندانش (ع) مي‌باشد. اسنادمربوط به قلعه، چندي قبل درآتش سوزي از بين رفته اند. بقاياي اسنادي در مورد اخذ ماليات و... باقي است. ميرداد بهروز حتي سنگ قبرها و قبور خانوادگي در اين منطقه را نشان مان مي دهد که چندين نسل قبل بر روي سنگ ها مشخصات صاحب قبر با زيبايي حکاکي شده است و در برخي سنگ قبر ها هم حکاکي زيبايي از اسب و کلاهخود و... ديده مي شود که نشان از اين است که صاحب قبر از دليران، بزرگان و يا حکام منطقه بوده است و در کنارش بر پيامبر و آلش درود فرستاده و شعري عرفاني هم نوشته و نام و تاريخ وفات صاحب قبر حک شده است که نشان مي دهد مردم اين منطقه از قرن‌ها پيش با نوشتن و سراييدن شعر آشنا بوده و دوستدار خاندان پيامبر (ص) و اهل بيت طاهرينش بوده اند که اين موضوع نشان از فرهنگ بشکردي هاست.

ميردادمقدم زاده در خصوص وجه تسميه نام بشکرد هم مي‌گويد: در آن زمان هر روز در برخي از روستاها بارش داشته ايم و به همين دليل اين منطقه را بشکرد مي ناميدند. بش که هنوز هم مورد استفاده قرار مي گيرد به معناي تقسيم کردن است که بارش در روستاهاي مختلف تقسيم مي شده و به همين دليل اين منطقه بشکرد خوانده مي شد.وي در خصوص قبور خانوادگي که در زبان محلي به آن حريره مي گويند و بصورت دايره اي، محوطه اي براي هر خاندان بزرگ درنظر گرفته شده و با سنگ با ارتفاع حدود يک متري بصورت هنرمندانه در آن زمان محصور شده ودرب چوبي کوچکي در قسمت پايين در نظر گرفته شده که درب ها همچنان مانده اند وبرخي درب‌ها هم شکسته شده اند، هم مي گويد: بخاطر احترامي که به ميت وجود داشته، ميت را آن زمان از درب وارد آرامگاه خانوادگي نموده ودر اين مقبره دفن مي کردند و نوشته هاي عرفاني و اسلامي روي سنگ هاي قبر، نشان از فرهنگ و سواد بشاگردي ها از گذشته است. قبر غلامعباس خان يکي از روساي منطقه در چندقرن قبل، هم دراين مکان قرار دارد.

ميردادبهروز که آشنايي کامل با سير تاريخي بشکرد، قلعه انگهران و... دارد؛ مي گويد: حکامي که در سده هاي مختلف در اين مکان زيسته اند و اجازه تعرض را به هيچ بيگانه اي نداده اند تا اينکه در دوران رضاشاه پهلوي که جنگ هاي زيادي صورت مي گيرد و دولت مرکزي وعده مي دهد که سران و متنفذين و معتمدين منطقه تسليم شوند تا امان نامه بگيرند و در منطقه زيرنظر دولت مرکزي بمانند که خلف وعده و دسيسه مي کنند و از قول راويان، معتمدين و سران منطقه که براي اخذ امان نامه رفته بودند را در ديگ هاي پر از روغن داغ در منطقه خاش مي اندازند و اعدام مي کنند که اين افراد رضااکبر، اکبرچراغ، عبدالعلي دادشاه، ميرابراهيمي کربلايي غلامحسين و حسين احمدشاه بوده اند.

ميرداد مقدم زاده اما خود از کودکي و بخصوص جواني دغدغه مردم منطقه اش را داشته و غصه مي خورده که چرا مردمان بشکرد بايستي در رنج و زحمت باشند و نتوانند از معادن منطقه براي رفع محروميت بهره ببرند. مجوز هاي استخراج سنگ معدن منگنز و کروم خودش هم باطل شده است و مي گويد مردمان اين منطقه توانايي برنده شدن در مزايده ها را ندارند و دولت بايستي براي اشتغالزايي بوميان اين منطقه در معادن و... امتيازاتي قائل شود.

فقر در جاده ها

چهارشنبه گذشته پس از اقامه نماز مغرب و عشا در حرم مطهر امامزاده سيد مظفر(ع) بندرعباس، به سمت ميناب حرکت کرديم و پس از گذشت حدود يک ساعت اين مسير حدود نود کيلومتري را پيموديم و حدود 200کيلومتر را بايستي مي‌رفتيم تا به سردشت، مرکز شهرستان بشکرد مي رسيديم که اين مسافت را بيش از چهارساعت در جاده هاي پيچ در پيچ طي مسير کرديم که حتي در طول مسير تلفن هاي همراهمان آنتن دهي نداشت که اگر در اين جاده خطرناک که برخي جاهايش حتي شانه راه نداشت و آسفالت لبه جاده دچارخوردگي شده بود، حادثه اي پيش بيايد و نياز به تماس تلفني باشد؛ اين تماس مقدور نيست که اين عدم امکان برقراري تماس در دو روز بعد که به مناطق روستايي ديگر بشاگرد هم رفتيم، مشهود بود و فقط در شهرهاي سردشت و گوهران، تماس ها راحت‌تر برقرار مي شد و دسترسي به اينترنت هم فراهم بود و در روستاها و جاده ها اين امکان وجود نداشت. اين جاده اصلي که البته در برخي از مسير حتي از علايم رانندگي خبري نبود و دربرخي از نقاط جاده، چاله ها و دست اندازهاي زيادي و نشست آسفالت بود و در منطقه اي هم کوه ريزش کرده بود که اين موارد باعث مي شود براي رانندگاني که آشنايي چنداني با جاده ندارند، خطر آفرين باشد. جاده هاي روستايي هم که خاکي است و اگر بارندگي اندکي باشد، مسدود مي شود و زمان رفت و آمد هم به درازا مي کشد.

روستاي درمار

از جاده روستايي که خواستيم به روستاي درمار که در 50کيلومتري شمال گوهران واقع است برويم و به گفته ميرداد مقدم زاده، مسيرش 13کيلومتر خاکي است و بيش از يک ساعت طول مي کشد تا از اين جاده بگذريم تا به اين روستا برسيم. روستايي که اين دلير مرد جاده اش را هموار کرده و از چشمه بالاي کوه، 1400متر لوله کشي کرده تا آب را به روستا رسانده و اهالي استفاده مي کنند و امسال هم پروژه آبرساني روستا افتتاح شده است. در اين روستاي 250نفري اما حال به دليل خشکسالي، نخل ها هم خشکيده اند و اهالي مي گويند گوسفندان طعمه پلنگ ها شده اند. البته روستانشينان بشاگردي اولويت اصلي را احداث جاده بخصوص جاده هاي روستايي مي دانند که اگر جاده ها آسفالت شوند، آب وبرق و خدمات به راحتي به روستاها مي آيد. البته کمبود زمين براي کشاورزي هم از ديگر مشکلات بشاگردي هاست که منابع طبيعي بيشتر اراضي را ملي اعلام کرده است و آنها نمي توانند بر روي زمين‌هاي هموار روستاها کشاورزي کنند.منطقه اي که گفته مي‌شود مي توان محصولات گرمسيري و سردسيري را در آن کشت کرد. سير بشاگرد هم که معروف است، اما دلالان فقط ضرر و زيان را نصيب سيرکاران کرده اند و با قيمت‌هايي از کشاورزان مي خرند که حتي هزينه هاي توليد سير هم تامين نمي شود. در طول مسير از روستاي جخيش عبور مي‌کنيم که مدرسه کانکسي از دور پيداست.در کوه هاي روستا سوراخ‌هايي از دور ديده مي شود که در گذشته انبار خرما وگندم بوده است و همچنان آثارشان باقي مانده است واما حالا ديگر با خشکسالي ها و کاهش کشت و زرع، از آنها استفاده نمي شود.

بعد از زلزله سال 92 بشکرد که خانه هاي روستاييان خراب مي شود و دولت براي شان خانه هايي در روستاي امام آباد احداث مي کند و نيمي از بيش از 300خانه ساخته شده به دليل بي آبي روستا خالي از سکنه مانده است و گرچه لوله کشي شده است، اما آب هميشه در لوله ها جاري نيست و بيشتر روزها با تانکر به آنها آبرساني مي شود و گويا قرار است تا سال آينده آب انتقالي از سدسهران به گوهران، به اين روستا هم برسد. ساکنان روستا مي گويند آنها تلفن ثابت ندارند و از تلفن همراه روستايي استفاده مي کنند.

رنج دانش آموزان

مدارس در بشاگرد هم بخصوص در روستاها چندان وضعيت مناسبي ندارند. برخي کانکسي و کپري است و برخي هم ساختمان دارد و فاقد امکانات است. دبستان شهيد شيرودي درمار که معلمش به همراه دانش آموزان، چاه فاضلاب مدرسه را حفر کرده بودند و دفتر مدرسه هم هيچگونه امکاناتي نداشت و دوکلاس با يک مديرآموزگار و 22 دانش آموز پايه هاي اول تا ششم در اين کلاس ها که نيمکت ها شکسته وحتي تخته تکيه گاه صندلي معلم با پارچه بسته شده است و وايت برد را خود معلم خريده است و يک بخاري نفتي خراب غيرقابل استفاده در کلاس ديده مي شود و معلم مدرسه با پيگيري هاي فراوان پارسال توانسته يک بخاري برقي و پنکه از آموزش و پرورش تامين کند و بخاطر معيوب بودن سيستم برق کشي مدرسه، امکان استفاده از اين بخاري هم وجود ندارد و دانش‌آموزان مجبورند در کلاس هاي سرد بدون شيشه درب‌ها، بر روي نيمکت هاي سرد فلزي بنشينند که تخته هايش شکسته اند. مهدي شهدادپور دانش آموز کلاس چهارم و بقيه همکلاسي‌هايش از مسئولان مي خواهند تا کلاس هاي شان را گرم کنند و نيمکت هاي نو به مدرسه بدهند و سرويس بهداشتي مدرسه تعمير شود.مدرسه دستگاه کپي، وسايل آزمايشگاهي، آب و... ندارد. پيگيري ها مديرآموزگار مدرسه هم براي گرفتن لباس و لوازم التحريرو... به دانش آموزان محرومش از کميته امداد نتيجه بخش نبوده است. دانش آموزان براي تحصيل بعد از ابتدايي بايستي به شهرهاي ديگر از جمله خميني شهر بروند.

حسن شهدادپور، يکي از ساکنان کنار مدرسه هم مي گويد خانه اش آب ندارد و پيگيري هايش بي نتيجه مانده است و آب موردنياز را از رودخانه تامين مي کند. ساکنان روستا از قبوض گران هزينه برق و آسفالت نبودن جاده روستايشان هم گلايه مندند. يکي از ساکنان پايش بخاطر بيماري از پاشنه قطع شده است و ديگري هم زخمي در پا دارد و توانايي مالي رفتن به شهرهاي ديگربراي درمان را ندارد و درمان هايش در سردشت، نتيجه بخش نبوده است و سه سال با اين درد مي سازد.

دانش آموزان مدرسه کپري روستاي حجت آباد با 29 دانش آموز هم از چند هفته قبل بصورت موقت به ساختمان مسکوني اجاره اي روستا نقل مکان کرده اند و دانش آموزان مي گويند که مانند مدرسه کپري شان، در آنجا هم ميز و صندلي مناسب و بخاري و...ندارند و از مسئولان مي خواهند که براي شان امکانات بياورند. عباس دهقان پور دانش آموز کلاس ششم و بقيه دانش آموزان گلايه دارند که بارها از سرد بودن کلاس ها در اين منطقه کوهستاني گفته اند و تاکنون بخاري به اين مدرسه مانند ساير مدارس روستايي اين منطقه نرسيده است.در اين روستا بيشتر ساکنان کپرنشين هستند و فقط گويا هفت خانه توسط کميته امداد براي خانواده هاي تحت پوشش ساخته شده است و برخي ها در اين روستا مانند ساکنان در بعضي روستاهاي ديگر هم تحت پوشش نهادهاي حمايتي نيستند. روستا آب ندارد و دختران و زنان از چشمه اي در فاصله‌اي دورتر از روستا آب مي آورند که در همان زمان دختري حدود هشت نه ساله را مي بينم که يک قوطي آب را بر دوش گذاشته و دبه اي ديگر را به دست گرفته و از چشمه به سمت خانه مي رود.روستا خانه بهداشت و مسجد هم ندارد. جوانان اين روستا مانند بسياري ديگر از بشکردي ها مجبورند براي کارکردن درکشاورزي و... به منطقه هشتبندي و... در شهرستان ميناب و سايرمناطق استان بروند. جاده دسترسي به اين روستا هم خاکي و پرشيب و در برخي نقاط هم گودال هاي بزرگ ديده مي شود که هرخودرويي به راحتي نمي تواند از اين جاده عبور کند و زماني که از روستاي درکاه به روستاي حجت آباد رفتيم، در زمان برگشت براي بالا آمدن از سراشيبي تند خاکي جاده مجبور شديم چندمرتبه با خودروي پرايد از شراشيبي بالا و پايين برويم(با دنده عقب و دنده جلو) تا بالاخره توانستيم عبور کنيم که گذر از چنين جاده هايي بخصوص در زمان انتقال بيمار و... بسيار سخت است و شايد که در همين جاده‌ها، روستائياني جان نشان را از دست دهندکه اين خاطرات تلخ و ناگوار در ذهن روستائيان وجود دارد. موسي سليمي پيرمرد روستاي درجادون هم از فرزندان معلول وبيمارش مي گويد که تحت پوشش قرار نگرفته است.وي که قاري قرآن هم هست و در گذشته بر روي قبور حکاکي مي کرده که حال سنگ قبور آماده خريده مي شود و درآمدي ندارد.

روستاي درکاه

جاده 13کيلومتري روستاي درکاه هم همچنان خاکي است و در زمان بارندگي بسته مي شود و سپاه جاده برايشان باز مي کند و تا پارسال مجبور بودند از جاده اي ديگر به روستا بروند که بيش از60 کيلومتر بايستي در جاده خاکي طي مسير مي کردند.جاده فعلي گويا سال گذشته زيرسازي شده و اما آسفالت نشده است. مريض ها و... با نيسان و خودروهاي شاسي بلند بايستي جابجا شوند که گاهي بايستي غزل خداحافظي را در اين مسير پرفراز ونشيب بخوانند. در اين روستا هم مانند بسياري از روستاها فقط يک مدرسه ابتدايي براي50دانش آموز وجود دارد که سرويس بهداشتي آن نياز به تعمير دارد و شيشه هاي کلاس هم گويا شکسته شده اند.سال 90 روستابرقدار شده است.مدرسه راهنمايي ندارند و بايستي به شهرهاي ديگر بروند و سال گذشته گويا يکي از دانش آموزان دخترکلاس اول راهنمايي اين روستا در واژگوني وانت نيسان در مسير رفت و آمد به مدرسه جانش را از دست داد و اين وضعيت، ترس بر دل روستائيان انداخت. روستاهاي درکاه، تچ، حجت آباد، اسلام آباد و گوهرکوه با بيش از300 خانوار در اين منطقه است که نياز است يک مدرسه راهنمايي براي ادامه تحصيل دانش آموزان شان ساخته شود. در طول مسير جاده خاکي دسترسي به روستاي درکاه از کنار سدسهران عبور مي کنيم که البته گفته مي شود رسوب گير است و بايستي تبديل به سد شود.جاده اي که اگر بارندگي شود، آب آن جاده را مسدود مي کند.جمعه هم جاده در منطقه ايرربه دليل ريزش کوه بسته شده بود. تا چندسال قبل که بارندگي بيشتر بود، سير، پياز، پرتقال،انار و... کشت مي شده است و الان آب خوردن هم به راحتي ندارند.

سد آبخيزداري درکاه هم در حال ساخت است که گويا چند نفر از اين منطقه بصورت روزمزد (چند روز فقط در ماه کار مي کنند و برخي مدت زيادي است حقوق نگرفته اند) و بدون بيمه در آن مشغول به کار شده ند و انگشت دست راست اسلام ملااحمدي يکي از جوانان شاغل در اين پروژه در مهرماه دچار سانحه مي شود و بيمه نبوده و حالا هم بيکار است که خود و همسرش از اين وضعيت بسيار ناراحت و غمگين هستند.يکي از خواسته هاي مردم منطقه، اشتغال پايدار همراه با بيمه در چنين پروژه هايي است و نظارت اداره کار و ساير متوليان را مي طلبد. بيشتر روستايئان فاقد درآمد و شغل بوده و با يارانه و به سختي زندگي مي کنند. اهالي کپرنشين درکاه در حال حاضر براي ساخت کپر هم با کمبود زمين مواجه شده اند.طرح هادي در روستا مطالعه شده و اما هنوز اجرا نشده است.اهالي هنوز مسجد و خانه بهداشت ندارند. مي گويند نياز است که اورژانس بين جاده اي داشته باشيم و با توجه به وضعيت کوهستاني بشکرد و مشکل در انتقال بيماران به مراکز درماني، بايستي هلي کوپتر امداد وجود داشته باشد تا مردمان اين سرزمين در زمان بيماري و حادثه و به دليل ناهمواربودن جاده و کمبود امکانات، جانشان را از دست ندهند؛ مانند دو مادر 20 و 25 ساله درکاهي که در 16 و 10 سال قبل به دليل نبودن امکانات و خودرو وجاده مناسب،جان شان را از دست مي دهند. بيماري که دچار ايست قلبي، آپانديست مي شود و زنان باردار با اين وضعيت به مراکز درماني نمي رسند که متاسفانه بارها شاهد اين حوادث و مرگ ها بوده اند و خانواده هاي زيادي عزادار شده اند. عزيزا... فعاليان نسب هم از 16سال قبل مي گويد که به دليل آپانديسيت وبدشدن حالش، اهالي 40کيلومتر وي را با برانکارد و پاي پياده مي برند تا به خميني شهر برسانند و از آنجا به بيمارستان ميناب منتقل مي شود و عمل مي شود و گفته بودند که اگر ساعتي ديگر دير رسيده بود؛ جانش را از دست داده بود.

با خودياري مردم، حسينيه اي ساخته اند و نيازمند توسعه و سرويس بهداشتي مناسب و... است.کلنگ مسجد صاحب الزمان(عج) روستا حدود 15 سال قبل به زمين زده شده است و مسجدي ساخته نشد. براي درمان به تيدر مي روند که البته روستائيان مي گويند پزشک هميشه حضور ندارد و گاهي در ماموريت است.درمانگاه گوهران هم فقط در ساعات اداري، خدمات مي دهد.بيمارستان سردشت هم فاقد پزشکان متخصص در همه رشته هاي پزشکي است. در اين منطقه هم مانند ساير مناطق روستايي تلفن همراه آنتن دهي ندارد و به روستاي درکاه آنطور که دهيارش مي گويد: تلفن همراه روستايي نورتل در پنج سال قبل داده اند؛ اما آنها سيم کارت اين اپراتور را ندارند. تلفن ثابت را هم ندارند ودر اين دهکده جهاني، ارتباط شان برقرار نيست. دهياري نياز به خودروي مناسب منطقه دارد. ترانس برق روستاهم ضعيف است و نوسان برق دارند ودر بارندگي ودر تابستان ها، برق شان قطع مي شود.آب آشاميدني را دهياري از چشمه لوله کشي کرده که هر روز هم اهالي آب ندارندوهمين آب هم سهميه بندي شده است.اگر هم که دينام خراب شود، بايد آب از رودخانه بياورند وبخورند و براي شستشو استفاده کنند. در اين روستا مانند بيشتر روستاهاي بشاگرد به دليل اينکه دکل تلويزيون وجود ندارد؛ مجبورند از ماهواره استفاده کنند. آنها از دولت مي خواهند کارگاه هاي قالي بافي و... براي زنان و دختران روستايي داير کنند وتسهيلات بدون نياز به ضامن کارمند و درصورت امکان بصورت بلاعوض در اختيارشان قرار دهند تا توانمند شوند.فرد خيري دوسال قبل به آنهاوعده راه اندازي کارگاه قالي بافي در درکاه مي دهد که با استقبال روستائيان مواجه مي‌شود واما متاسفانه در بازگشت تصادف مي کند و جان خود را از دست مي دهد.

قيمت آرد در اين منطقه باکرايه حمل از45تا80هزار تومان به ازاي هرکيسه 40کيلويي با توجه به کيفيتش است که بيشتر خانواده ها به دليل فقر مالي مجبورند با پول يارانه،آرد بگيرند و صبحانه و نهار وشام نان بپزند و بخورند و بيشتر خانواده ها توان خريد برنج را ندارند. اما براي ميهمان شان کم نمي گذارند تا ميهمان نوازي شان همچنان زبانزدعام وخاص بماند. آنها اما شاکر نظام هستند و براي رهبرشان دعا مي کنند و عکس امام (ره)ورهبري را در کپرهاي شان ومنازل شان نصب کرده‌اند ومي گويند نسبت به گذشته هاي دور وزمان رژيم پهلوي، وضعيت شان بهتر است و اما نياز است که دولتمردان، کاستي‌ها را برطرف نمايند. فقط در زمان انتخابات به روستاها نيايند و وعده ندهندوبعد از انتخابات، موکلان شان را فراموش نکنند که تاکنون اين سناريو درهردوره انتخابات رياست جمهوري و مجلس تکرار شده است.

علی زارعی/دریا